Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761228-40923S1

Date of Document: 1998-03-19

ايران ذوب ارزيابي سال 1376 به سوي آينده اي روشن سال 1376 را از جنبه سرعت گرفتن تحولات ژرف اجتماعي ايران و به بار نشستن اين تحولات، مي توان سالي به يادماندني در دهه هاي اخير كشور به شمار آورد. از آنجا كه اين تحولات و ژرفاي آن تقريبا كليه ديگر عرصه هاي سياسي فرهنگي و اقتصادي كشور را به تكان انداخت سال 1376 را مي توان همچنين سرآغازي -به مثابه محصول تحولات دو دهه پيشتر بر فرآيند عملي نوسازي و دگرگون سازي تمدن ايران اسلامي به ثبت رساند. از جنبه سياسي داخلي و به مثابه برآمده دگرگوني هاي ژرف اجتماعي 20 سال اخير ايران بي شك بزرگترين تحول سال 1376 را بايد در حماسه اي جست وجو كرد كه به نتايج انتخابات رياست جمهوري در دوم خرداد انجاميد و به انقلاب اسلامي و تمدن ايراني نقشي نوين براي ورود به هزاره سوم ميلادي بخشيد. در اين ميان، البته بزرگترين رويداد، صرفا انتخاب حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي به رياست جمهوري با آرايي قاطع و روشنگر؟ نبود بلكه سببي از آن مهمتر، در اين فرايند ملت ايران و تمدن پشتيبان آن، يك بار ديگر به جهانيان نشان داد كه با بهره گيري از پشتوانه تاريخي كم نظير خويش، فرآيند نهادينه كردن مردم سالاري در چهارچوب نظام جمهوري اسلامي را بي كمترين خشونت منجر به خون ريزي سامان بخشيده اين است در حالي است كه در همين سوي قاره آسيا، تنها دو - سه دموكراسي نسبتا واقعي وجود دارد كه معمولا آنها نيز هيچ انتخاباتي را بدون چند ده يا چند صدنفر كشته از سر نمي گذرانند. با اين همه انتخابات بزرگ دوم خرداد در چهارچوب نظام جمهوري اسلامي و نوزايي و نيرومندسازي آن، بدون گرايشهاي خطرناك در بطن حوادث سال نيز 1376 نبوده است. پيش از همه و در بحبوحه مبارزات سياسي شفاف و غيرشفاف سال 1376 براي به دست گرفتن سررشته امور اجرايي كشور تحركات و اقداماتي نيز از سوي برخي جريانات سياسي صورت گرفت كه زيان آن در درازمدت و به صورت تبديل شده به يك سنت در ساختار سياسي ايران، به مراتب از زيانهاي مقطعي و موردي آن بيشتربود، برخي از اين تحركات را مي توان در چگونگي برخورد با نهاد شهرداري تهران و مديران آن و به طور كلي مديريت اجرايي كشور مشاهده كرد. همچنين، خشونتهاي اخيرا ظاهر شده در رفتارهاي برخي گروههاي سياسي افراطي، زنگ خطري است كه در درازمدت و در صورت تداوم مي تواند ابتدا پايه هاي جمهوريت و سپس اسلاميت نظام را خدشه دار سازد. از بعد موقعيت بين المللي كشور نيز، بزرگترين تحول برخاسته از تبلور اراده دوم خرداد در نظام ديپلماسي ايران روي داد. اين تحول اساسا در يك برخوردتهاجمي ديپلماسي ايران با جهان خارج و بويژه دنياي عرب قابل ارزيابي است. برگزاري شكوهمند، موفقيت آميز و كارآمد اجلاس هشتم سازمان كنفرانس اسلامي و سپس بهبود روابط جمهوري اسلامي ايران با همسايگان، اروپا و بويژه جهان عرب، از دستاوردهاي اين تحول بزرگ - پس از رخوت و ركودي 16 ساله - بود. در عين حال، روي كارآمدن دولت، انتخابات و تهاجم ديپلماتيك آن به جهان تحت عنوان گفت وگوي تمدنها، حاصل بسيار بزرگ ديگري نيز داشت كه ثمرات آن، بيشتر در درازمدت قابل لمس است: عقبنشيني هرچه بيشتر سياست تحريم و انزواي جمهوري اسلامي كه علاوه بر حامياني در آن سوي اقيانوس اطلس، در همين تهران نيز طرفداراني دارد كه البته در قالب استكبارستيزي نتايج يكسان را دنبال مي كنند. اكنون براي حاميان روز به روز كاهنده تر تحريم و انزواي ايران، دنبال كردن استدلالات و خواسته هايشان هر روز دشوارتر از پيش مي شود. اين، دستاورد كمي نيست. با اين همه، تداوم برخي مقاومتهاي مشابه در داخل - از سر دلسوزي و خيرخواهي - براي تحميل يك انزواي داوطلبانه به كشور نيز از گرايشهاي منفي سال 1376 بود. تحولات سياسي ژرف سال 1376 طبعا به آزادسازي نيروهايي در ژرفناي مناسبات اجتماعي ايران انجاميد كه سرريز آن به مناسبات اقتصادي و توليدي، در ميان مدت به سرعت گرفتن رشد اقتصادي و شكوفايي همه جانبه آن مي انجامد. اما در كوتاه مدت و بويژه در سال 1376 عوامل متعددي از جمله سرايت مناقشات سياسي داخلي به مناسبات اقتصادي، التهاب سياسي كشور وانتظار عمومي براي تعيين تكليف آينده، و سرانجام دست به دست شدن مديريت دستگاه اجرايي موجب شد تا سرعت رشد اقتصادي كشو راندكي كاهش يابد و رشد اقتصادي /5 2از درصد سال 1375 به كمتر از 4 درصد در سال 1376 برسد. گرچه بخش مهمي ازركود نسبي سال 1376 ناشي از فراواني عرضه و كاسته شدن ازفاصله سنتي آن باتقاضا و طبعا كاهش حاشيه سود توليدكنندگان و عرضه كنندگان بود، اما واقعيت اين است كه رشد سرمايه گذاريها در اين سال در مقايسه با دو سال ماقبل از نفس افتاد و ضرورت تقويت بنيانهاي سرمايه گذاري را به يك اولويت حياتي دولت براي سال 1377 تبديل كرد. همچنين گرايش منفي ديگر سال 1376 توقف ارزش صادرات غيرنفتي كشور برروي مرز 3 ميليارد دلار بود كه از نصف رقم مورد نياز كشور در شرايط كنوني نيز كمتر است. رويداد اقتصادي مهم ديگر علاوه بر تدوين و تصويب قانون بودجه سال كل 1377 كشوربا ماهيتي انقباضي كاهش شديد درآمدهاي ارزي حاصل از صدور نفت خام بود. از آنجا كه براي بهبود قيمت نفت در بازارهاي جهاني هيچ چشم انداز كوتاه مدتي وجود ندارد، تدوين سياستهايي براي مقابله جدي با كاهش درآمد دولت، گريزناپذير است. در اين راستا، كاستن از مصرف داخلي با هدف افزايش سرمايه گذاري، كاهش واردات و افزايش صادرات، اصلي ترين راه ممكن است. چه به صورت تاكتيكي و چه استراتژيك، اقتصاد ايران اولويتي مهمتر از كاستن از ضايعات ملي كه به بيش از يك چهارم توليد ناخالص داخلي - حدود 30 ميليارد دلار - بالغ مي شود، ندارد. متاسفانه، تحقق اين هدف و بهينه سازي الگوي مصرف نيز اساسا جز تعديل قيمت عرضه كالاها و خدمات راهي نمي شناسد. در مجموع سال 1376 از هر دو ديدگاه گذشته نگر و آينده نگر سالي به يادماندني بود: به مثابه تبلور و به ثمر نشستن تحولات در دهه پيش از آن، و آغاز و سكويي براي پرتاب كشور به دو دهه براين بعد پايه، آينده اي روشن در انتظار ماست.