Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761225-40886S3

Date of Document: 1998-03-16

ضرورت پرهيز از افراط و تفريط در معادل سازي براي واژه هاي بيگانه مدتي است حركتي مناسب براي جايگزيني واژه هاي بيگانه با واژه هاي فارسي آغاز شده است. پيش از اين نيز چنين حركت هائي صورت گرفته بود، اما به دليل اصولي عمل نكردن و رفتن به راه افراط يا تفريط چندان موفق نبوده اند. زماني گروهي داعيه حذف كليه واژه هاي عربي از زبان فارسي را داشتند، بدون توجه به اينكه آن زبان فارسي كه مورد نظر آنهاست ديگر وجود ندارد و اگر صحبت شود هيچ فارسي زبان امروزي قادر به درك آن نيست زيرا زبان فارسي در طول حدود 1400 سال با زبان عربي عجين شده است و جدا كردن كامل آن از عربي امكان پذير نيست و نه تنها صدمه اي به زبان فارسي نمي رساند، در مواردي هم موجب غني شدن آن هم گرديده است. آنچه كه مهم است به كار بردن اين واژه ها طبق قواعد زبان فارسي و پرهيز از كاربرد قواعد زبان بيگانه در مورد اين كلمات است. براي مثال واژه اي چون مدير در كنار واژه هاي مترادف فارسي كاربرد دارد و واژه اي مناسب است، اما گاه ديده مي شود در مورد مدير زن واژه مديره به كار برده مي شود، در حاليكه در زبان فارسي بايستي در مورد زنان هم همان واژه مدير را بكار اما برد آنچه اهميت بيشتري دارد معادل سازي هايي است كه توسط فرهنگستان زبان انجام مي شود. دامنه لغاتي كه معادل سازي براي آنها انجام مي شود، معادلي كه انتخاب مي شود و پي گيري كاربرد اين معادل ها اهميت بسيار دارد. در زبان فارسي كلمات لاتين بسيار، بويژه از منشاء زبان فرانسوي وجود دارد. در مورد بسياري از اين لغات نيازي به معادل سازي نيست، هر چند در سال هاي ابتداي ورود اين واژه ها معادل سازي عملي بود، همانگونه كه در مورد واژه هواپيما اينكار صورت گرفته است، اما امروزه بهتر است اين كلمات به همان صورت به كار برده شوند. براي مثال واژه اي مثل فوتبال از انگليسي وارد زبان فارسي و زبان هاي ديگر دنيا شده است. پس اقدام به معادل سازي براي اين واژه نه لازم و نه مناسب و نه احتمالا عملي است. در مورد واژه هايي چون تلفن، تلويزيون، راديو، ماشين، سينما و واژه هاي بسيار ديگر نيز وضع به همين ترتيب است و در واقع بايد واژه اي مثل تلفن را بعنوان معادل فارسي واژه لاتين پذيرفت و اين لطمه اي به زبان فارسي نخواهد زد. در مورد بسياري از واژه ها و مفاهيم علمي نيز چنين است، مثلا معادل سازي براي واژه آنزيم باتوجه به كاربرد وسيع آن در فارسي و كليه زبان هاي دنيا لازم در نيست مورد گروه ديگري از واژه ها معادل سازي لازم و عملي است، براي مثال انتخاب واژه رايانه به جاي واژه كامپيوتر از معادل سازي هاي موفق بوده است ويا واژه هايي مثل يارانه به جاي سوبسيد، دورنگاربه جاي فاكس، فن آوري به جاي تكنولوژي از واژه هاي مناسب هستند. در بعضي موارد برعكس معادل سازي ها به خوبي انجام نشده است. مثلا كاربردخودروي جمعي بزرگ به جاي اتوبوس وخودروي جمعي كوچك به جاي ميني بوس واژه هاي مناسبي نيستند و نه تنها جا نخواهند افتاد بلكه به روند معادل سازي نيز لطمه مي زند. لذا در روند واژه سازي و معادل سازي بايد نكات زير را در نظر گرفت: - از هرگونه تعصب غير منطقي براي زبان فارسي يا گريز از زبان هاي ديگر بايد پرهيز شود و توجه به اين نكته ضروري است كه زبان ثابت و بدون تغييرنبوده و به اصطلاح ديناميك است. - در معادل سازي ها بايد دقت كامل شود و جميع جهات مانند سهولت كاربرد، ميزان جا افتادگي كلمات قبل و ضرورت يا ضروري نبودن معادل سازي براي هر واژه مورد توجه قرار گيرد. - معادل سازي فقط توسط فرهنگستان زبان انجام شودو ديگران از اينكار منع شوند. براي نمونه روندمعادل سازي براي واژه فاكس قابل توجه ابتدا است، به جاي فاكس از واژه نمابر استفاده شد وبعضي آن را بكار بردند، اما هنوز اين واژه جانيفتاده بود كه بعضي ديگر واژه دورنويس را كه در واقع براي تلكس مناسب است به كار بردند و اين باعث ايجاد سردرگمي دراستفاده از اين واژه ها شد و بسياري به استفاده از همان واژه فاكس برگشتند و سرانجام واژه دورنگار توسط فرهنگستان وضع شد كه واژه اي مناسب است و مي تواند به خوبي جايگزين شود. - در صورت وضع معادلي براي يك واژه، بايد راديوو تلويزيون و مطبوعات ملزم به رعايت آن باشند. اين معادل ها مي توانند ابتدا در كنار واژه هاي قبلي همراه با پرانتز بكار برده شوند و پس از جا افتادن به تنهايي بكار گرفته شوند. ابراهيم ابراهيمي