Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761224-40874S3

Date of Document: 1998-03-15

تفسير سياسي در حاشيه پيوستن چين به كنوانسيون حقوق مدني و سياسي حقوق بشر و دگرگوني نگاه سياسي چين تصميم غافلگيركننده چين در زمينه پيوستن به كنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سياسي پيش از هرچيزاين پرسش را به ذهن مي آورد كه آياچيني ها تغيير كرده اند يا محيطسياسي جهان وفق مراد آنها؟ شده است پنج سال پيش، لي پنگ نخست وزيروقت چين خطاب به اجلاس سران اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل گفت: حقوق بشر اساسا درچارچوب حاكميت كشورها قابل تبيين است و نمي توان در باره وضع حقوق بشر در كشورهاي مختلف بدون لحاظكردن شرايط ملي و تاريخي آنهاداوري كرد، زيرا اين كار نه درست است ونه عملي. در همان جلسه، پطرس غالي دبيركل وقت سازمان ملل سخناني ايراد كردكه رديه اي غيرمستقيم بر سخنان لي پنگ بود. غالي گفت: زمان سخن گفتن از حاكميت مطلق كشورها به سرآمده است; زيرا نظريه حاكميت مطلق با واقعيت تطبيق نمي كند ورهبران جهان وظيفه دارند با فهم اين واقعيت ميان نيازهاي حكمراني داخلي خوب و جهاني كه اجزاي آن درهم تنيده اند توازن برقرار كنند، يكي از ضروريات اين وادي به تعهد دولت ها در قبال حقوق بشر مربوط مي شود. نسبي گرايي موردنظر پطرس غالي سال 5در اخير روز به روز قوت بيشتري گرفته است. به طوري كه امروزه كشورهاي جهان - به ويژه كشورهاي صنعتي - به راحتي در باره مسائل داخلي يكديگر كه آثار بين المللي دارد، اظهارنظر مي كنند و كسي نيز آن را مداخله در امور داخلي ديگر كشورها تلقي نمي كند - مثلا ژاپن از آمريكا مي خواهد كسري بودجه اش را كاهش دهد و آمريكا از ژاپن مي خواهد بازارهاي خود را به روي كالاهاي جهان بگشايد. از اين رو تغيير را بايد در نظر وو عمل چيني ها جستجو كرد. در پنج سالي كه از رويارويي چين و سازمان ملل مي گذرد چند تحول عمده در مناسبات داخلي و خارجي چين روي داده كه زمينه را براي تغيير نگرش رهبران پكن فراهم كرده است. ازنظرداخلي، جيانگ زمين رئيس جمهوري چين چند ماه پيش زير فشار اصلاح طلبان چيني و فشار مجامع جهاني، با زباني نسبتا روشن كشتار ميدان 1998سال تيان آنمن را كشتاري غيرضروري و اجتنابپذير خواند. اين سخنان جيانگ زمين كه در آمريكا ايراد شد در اراده سياسي محافظه كاران از جمله لي پنگ كه مسئول حوادث تيان آنمن شناخته مي شود خللي جدي وارد كرد. تصميم هاي هفته گذشته كنگره خلق چين در زمينه اصلاحات سياسي و اقتصادي، جناح اصلاح طلب را بالا كشيد و به عاملي ديگر براي كنارزدن محافظه كاران تبديل شد. در حوزه خارجي نيز رهبران چين درچند زمينه در برابر رقباي آمريكايي و اروپايي ناچار به تمكين شدند وهرگز نتوانستند قدم هايي را كه به عقب برداشته بودند، جبران كنند. لغو قراردادهاي موشكي با ترديد پاكستان، در اجراي طرح هاي هسته اي صلح جويانه با ايران، از دست دادن توان مقابله با تحركات ديپلماتيك تايوان - به استثناي شكست تايپه در رابطه با آفريقاي جنوبي - و نظاير آن از جمله خلل هايي است كه در سالهاي اخيربر دستگاه سياسي چين وارد آمده است. از اين رو، به نظر مي رسدچين كه هنوز در شمار معدودكشورهاي خارج ازكنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سياسي قرار دارد، تحت تاثير اين تحولات داخلي و خارجي اكنون به اين نتيجه رسيده است كه بايد در قالب دولتي معمولي و در چارچوب معيارهاي اعلاميه جهاني حقوق بشر با اتباع خود و با جامعه جهاني رفتار كند، زيرا در غير اين صورت نه توان ادامه دادن به راهي مستقل را دارد و نه بدون پذيرش اين معيارها مي تواند در كنار ديگر قدرتهاي سياسي بزرگ جهان قرار گيرد. محمود صدري