Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761224-40872S2

Date of Document: 1998-03-15

رنگ درماني؟ چيست در جهان پيرامون ما، همه چيز داراي ارتعاشات خاص خود است. امواج قابل رويت، يا همان روشنايي كه درزمره انرژيهاي الكترومغناطيسي است، به هفت الي هشت رنگ طيف تجزيه مي شود كه هريك، از فركانس ارتعاشي خاصي برخوردارند. هر سلول، عضو، عضله يا استخوان بدن نيز با يك سري فركانس در حال ارتعاش است. چنانچه اين فركانس تغيير يابد، بيماري بر بدن عارض مي گردد. علل تغيير فركانس اجزاء بدن بسيارند، اما مهمترين اين علل تنش مي باشد كه امري بسيار شايع در زندگي جوامع امروزي است. چنانچه يكي از سلولهاي بدن بافركانس اشتباهي به ارتعاش درآيد، حوزه الكترومغناطيسي خود را تحت الشعاع قرارداده و درنتيجه حوزه اقتداري عضو مربوطه را تغيير مي دهد و اين تغيير، سرانجام به حوزه اورايي پيرامون بدن گسترش مي يابد. اورا ( Aura) يا هاله به منطقه الكترومغناطيسي پيرامون بدن گفته مي شود; منطقه اي تخم مرغي شكل كه قسمت پهنتر آن در حوالي سر و قسمت باريكترش در حوالي پاها قرار دارد. (مطابق شكل ) پهناي اين هاله، بسته به رشد روحي فرد، متفاوت است. اورا انباشته از الگوهاي انرژي است كه سلامت بدن فرد را تعيين مي كنند. بيماري در اثر انسداد جريان انرژي دراورا آغاز چنانچه مي گردد بيماري رواني در اين مرحله برطرف نشود، بايستي شاهد ظهور آن در كالبد جسماني بود. اورا خود حاوي رنگهايي است كه متناسب با وضعيت خلقي و سلامتي فرد دائما در تغييرند. اين رنگها در نزديكي سطح بدن، از تراكم زيادي برخوردارند و به تدريج با پيشروي به سمت حاشيه بيروني اورا رقيق و رقيق تر مي شوند. درخشندگي اين رنگها بستگي به آن دارد كه روح تا چه حد متعالي گشته است. در اوراي يك فرد جوان گستره پهني از نور قرمز در اطراف پاها و گستره باريكي از نور /اناري سفيد در پيرامون فرق سر وجود دارد. به تدريج با بالغ شدن فرد از تراكم نور قرمز (رنگ پيونددهنده فرد به سياره زمين ) كاسته شده و همزمان بر گستردگي رنگهاي روحي سفيد /اناري افزوده مي شود. هنگام فرارسيدن موعد مرگ و انتقال روح، رنگ قرمزعملا محو گشته و اورا در اين زمان، آكنده از سفيد /انواراناري خواهد بود. اورا خود شامل 6 لايه است از خارج به طرف داخل به نامهاي بخش روحي علي - معلولي، ذهنيت برتر، ذهني، آسماني، و اثيري خوانده مي شوند. نزديكترين بخش يا لايه به كالبد جسماني همان بخش اثيري يا انرژي است، شامل چاكراها ونادي ها كه كانالهاي انرژي بدن را تشكيل مي دهند. واژه چاكرا (Chakra) ريشه اي سانسكريت داشته و به معني چرخ مي باشد; چرخهايي كه مراكز انرژي در بدن را به گردش درمي آورند. چاكراها نيروي حيات را به خود جذب كرده، پس از تفكيك، از راه نادي ها به سيستم عصبي غدد درون ريز و خون پخش مي كنند. در مجموع هفت چاكراي اصلي و 21 چاكراي فرعي در بدن وجود دارند. هفت چاكراي اصلي از پايين ستون مهره ها تا بالاي سر به ترتيب عبارتند از: چاكراهاي قاعده اي، خاجي، شبكه خورشيدي قلب گلو چشم سوم و تاجي. توزيع 21 چاكراي فرعي بدين قرار است: يكي جلوي هر گوش، يكي پشت هر چشم، يكي روي هر استخوان ترقوه، يكي نزديك به تيموس، يكي بالاي هر پستان، يكي كف هر دست، يكي نزديك به كبد، يكي مرتبط با معده، يكي مرتبط با طحال، يكي مرتبط با هر غده جنسي، يكي پشت هر زانو و بالاخره يكي كف هر پا، اگرچه هر چاكرا داراي كليه رنگهاي طيف است، اما تنها يك رنگ بر هر چاكرا غالب است. رنگهاي هر چاكرا با شروع از چاكراي قاعده اي به سمت قله سر عبارتند از: قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش. هريك از اين چاكراها ممكن است در اثر ضربه روحي، بطور كامل يا ناكامل مسدود در گردند اين حالت، غدد درون ريز قادر به حداكثر فعاليت موثر خود نيستند و به همين دليل جسم دچار آسيب مي شود. بدنه اورايي هريك از ما، درست مانند بدنه جسمانيمان، داراي فركانس ارتعاشي خاص خود چنانچه است هريك از اين بدنه ها با فركانس نادرست به ارتعاش درآيد، بدنه ديگر نيز تحت تاثير قرار خواهد گرفت. آنچه انجام مي دهيم بر اوراي ما تاثير دارد. چنانچه عمل انجام شده زيانبخش باشد، در ارتعاشات اورا عدم تعادلي ايجاد مي شود; اورا تغيير رنگ مي دهد و اين تغيير خود را در غدد داخلي، سيستم عصبي و اعضاء كالبد جسماني نمايان مي سازد. چنانچه ارتعاش مناسب را از طريق فركانس ارتعاشي رنگ مربوطه به عضو بازگردانيم، فعاليت تغيير يافته عضو به تعادل اوليه خود خواهد رسيد. در شرايط مطلوب بدن همواره تمايل به بازگشت به الگوي اوليه خود دارد. از قرمز براي درمان بيماريهاي مثل ذات الريه، يبوست و نازايي استفاده مي شود. در مواردي مثل كم كاري سرماخوردگي، تيروئيد، سنگهاي صفراوي، سنگهاي كليوي، برونشيت مزمن، كيستهاي خوش خيم تخمدان و سقوط يا افتادگي رحم بايستي از رنگ نارنجي كمك گرفت. در درمان بيماريهايي چون التهاب مفاصل، روماتيسم، فلج، پوكي استخوانها، خشكي مثانه، يرقان، مسموميتها، سوءهاضمه، ديابت، نارسايي كليه و بواسير رنگ زرد مفيد است. سبز در درمان تومورهاي هيپوفيز، سرطان ريه، معده، روده بزرگ، رحم و پستانها، تومورهاي خوش خيم كليه و مشكلات مهره هاي پشتي و كمري بكار مي رود. از فيروزه اي براي درمان سينوزيت، نزله، سرماخوردگي، گلودرد، عفونتها، التهاب كليه، التهاب مثانه و تقويت سيستم لنفاوي (مثلا در ايدز ) استفاده مي شود. آبي در درمان درد و آسيبهاي ستون مهره ها، صرع، درد سينوسها، خشكي گردن، خستگي چشمها، گواتر، آبسياه، آسم، پلورزي، تپش قلب، خشكي مثانه، تنش وفشار روحي، يرقان و التهاب كبد، زخم معده، اسهال، يبوست، درد سياتيك، عوارض حاملگي، التهاب پستانها (ماستيت ) و بزرگي پروستات مورد استفاده قرارمي گيرد. بنفش را براي معالجه اختلالات مغزي، درد كچلي، نورالژي ( Neuralgia) آب، مرواريد، درد سياتيك ومننژيت نخاعي به كار مي برند. اناري براي درمان جداشدگي شبكيه، وزوز گوش، سرطان ريه، ترومبوز دل شكستگي، (تشكيل لخته در رگهاي خوني ) تومورهاي، كيستهاي رحم، پستان استفاده مي شود. رنگ به روشهاي گوناگوني جهت درمان بكار مي رود. مي توان نور رنگي را بطور مستقيم بر بدن فرد راه تاباند ديگر تجسم رنگ و انتقال آن از راه تماس به بدن فرد ديگر است. رنگ طبيعي غذايي كه مي خوريم، فركانس ارتعاشي خود را در دسترس بدنمان قرار مي دهد. بنابراين اگر ما نياز به رنگ نارنجي داشتيم، خوردن هويج يا غذاهايي به اين رنگ به ما كمك خواهد كرد. راه جلب ديگر، خوردن آب آفتاب ديده در ليوانهاي رنگي است. چنانچه هشت ليوان به رنگهاي متفاوت طيف را پر از آب كرده، براي ساعت 4 در آفتاب قرار دهيد و سپس يكي يكي آنها را بچشيد متوجه خواهيد شد كه مزه هر يك با ديگري متفاوت است، زيرا آب هر يك از ليوانها، فركانس ارتعاشي همان رنگ را به خود جذب كرده است. بنابراين، آشاميدن آب آفتابديده در ليواني به رنگ موردنظر، يكي از روشهاي رنگ درماني است. رنگ لباس به دليل حساسيت نوري سلولهاي بدن، بر مااثر مي گذارد. بنابراين بهتر است لباسي بپوشيم كه به رنگ آن نياز داريم. اما فراموش نكنيد كه هرچه، اعم از كت، پيراهن يا بلوز، به تن مي كنيد، لباس زير آن بايد سفيد باشد. اگر لباس زير خود را به رنگ دلخواه يا موردنياز انتخاب كرده ايد، لباس روي آن بايد سفيدباشد. روش استنشاق رنگ موردنياز، يكي ديگر از اين روشهاست: براي اين كار، رنگ موردنظر را مجسم كرده و به درون عضو بيمار بدن متوجه سازيد. پرتوهاي قرمز، نارنجي و زرد از راه كف پا به درون راه مي يابند، پرتو سبز به طور افقي به مركز قلب مي رسد. پرتوهاي آبي، فيروزه اي، بنفش و ارغواني از بالاترين قسمت سر قابل استنشاق هستند. بايد رنگ را در حال تغذيه به آن بخش از بدن كه نيازمند است، مجسم كرد. مثلا در موارد لارنژيت بايستي پرتو آبي را مجسم كرد كه از قله سر به حنجره وارد مي شود. تنفس رنگ، يك روش عالي براي برقراري تعادل و احياء مجدد چاكراهاست. در رنگ درماني از هر روشي كه استفاده مي كنيد بايد به خاطر داشته باشيد تاثير رنگ بكار رفته تا قبل از كاربرد رنگ مكمل آن موقتي است. رنگهاي مكمل به ترتيب عبارتند از: قرمز و فيروزه اي، نارنجي و زرد آبي، و بنفش، سبز و اناري. بنابراين براي تاثير طولاني مدت رنگ، بهتر است به همان ميزان از رنگ مكمل بلافاصله پس از كاربرد رنگ موردنياز، استفاده كنيد. منبع: بازتابشناسي و رنگ درماني نوشته: پاولين ويلز ترجمه: مرجان فرجي