Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761220-40841S2

Date of Document: 1998-03-11

در ميان اين همه يك مشكل پيش پا افتاده بحث جدي! هر جامعه اي در طول و عرض تاريخي خويش، به تناوب بحث هايي جدي در پيش روي داردكه توجه به مشاركت در اين بحث ها از وظايف اصلي آحاد آن جامعه است. هم اكنون درعرصه هاي مختلف حيات اجتماعي ما، پرسش ها موضوعات، و بحث هاي بسيار جدي در جريان است به عنوان مثال، در عرصه اقتصادي بحث هايي نظيرروش برخوردها با ركود اقتصادي، راهكارهاي افزايش صادرات غيرنفتي، پيش بيني مشكلات احتمالي به واسطه كاهش قيمت نفت و نحوه مقابله با آن، اصلاح نظام مالياتي و جستجو پيرامون دلايل كاهش نرخ تشكيل سرمايه ازاين نوع است. در اين ميان جناحهاي مختلف سياسي داراي ديدگاههاي مختلف هستند: دخالت دولت، كنترل قيمت، آزادسازي روابط اقتصادي براساس عرضه و تقاضا، تعديل اقتصادي، نحوه برخورد مجلس بابودجه دولت و.. از جمله اين ديدگاهها و رفتارهاست. در بعد سياسي بحث برسر ارتباطبيشتر يا كمتر با اروپاي نوع متحد، ارتباط با آسياي جنوبشرقي، نوع برخورد با امريكا، چگونگي برخورد با كشورهاي حقوق عرب، بشر، قانون و عوامل قانونمندي، بازدارنده تشكيل تعريف احزاب، آزادي، نقد نظارت استصوابي شوراي نگهبان، دلايل ردصلاحيت كانديدهاي مجلس و.. از اين جمله است كه گرايش هاي مختلف سياسي در اين موارد نيزدر طيفي از اشتراك تا اختلاف نظرهاي جدي - كه گاه در تضادكامل با مواضع گذشته آنهاست -اظهار عقيده مي كنند. در عرصه فرهنگي مقوله مهم تهاجم فرهنگي، حدود آزادي هاي فرهنگي، مشكلات سينما و موسيقي، سانسور و نظارت بر كتاب و بي اعتمادي مطبوعات، به صدا و سيما بود ونبود تسامح در نگرش حجاب، ديني، ماهواره.. مورد بحث است كه در اين زمينه نيز تفاوت ديدگاه ها فراوان اند. در زمينه مباحث نظري، بحث هاي مربوط به جامعه مدني، رابطه آن با جامعه ديني، و لايي و لائيك، جايگاه ارزشها و آرمانها در اين نظريه ها، ولايت، جامعه سنتي، وكالت، جامعه مدرن، پست مدرن، نقد غرب، نفي غرب و... به صورت جدي در جريان است. حرارت و جديت تشكل در نخبگان سياسي، اقتصادي، فرهنگي و.. در بحث پيرامون اين مباحث به حدي است كه گمان مي رود احتمالا گروهي از افراد يا جريانهاي دخيل در اين مباحث از سرخيرخواهي و به نيت فرداي بهتر براي اين كشور در آن مشاركت داشته و به آن دامن مي زنند. رونق اين مباحث به حدي است كه حتي در گزارشهاي صدا وسيما و جرايد نيز همه آحادجامعه در اين زمينه ها اظهار نظرمي كنند. اما متاسفانه، عليرغم اين فضاي جدي، هستند افرادي كه در دايره باطل مباحث وموضوعات سطحي و كم اهميت درگير بوده و قادر نيستند از آن خارج شوند. اين تاسف هنگامي عميق تر مي شودكه گروهي از نوجوانان وجوانان به دام آن مي افتندبا نمونه اي از اين سطحي نگري در هنگام بارش آخرين برف زمستاني در روزهاي گذشته مواجه شدم. در آن هواي سرد كنجكاوانه به ويترين يك فروشگاه اسباب بازي فروشي نگاه مي كردم. از پشت سر صداي نوجواني را شنيدم كه خطاب به كسي مي گفت: امشبكجا؟ بخوابيم به طرف صدا برگشتم. پرسشگرنوجواني ( حدودا ) ساله 15 بود كه جعبه و وسايل واكس حمل مي كرد. و مخاطباش نوجوان ديگري بود كه حرفه اش روزنامه فروشي بود، به فاصله يك خيابان به دنبال آنها راه افتادم. خلاصه مكالمات آنها بدين شرح بود. واكسي: امشب كجا روزنامه بخوابيم، فروش: برويم پيش شايل، واكسي: نه، خودشان پنج نفر هستند، روزنامه فروش: با ما مي شوند هفت نفر، واكسي: اما اگر صاحب خانه بفهمد آنها را هم بيرون مي كند، روزنامه فروش: خودش ما را دعوت كرد، واكسي: آره اما با رودربايستي، روزنامه فروش: برويم؟ انباري، واكسي كدام؟ انباري روزنامه فروش: پيش حميد. انباري واكسي چوب: نه اگر اوستاش بفهمه اخراجش مي كنه. برويم بليت اتوبوس قزوين بخريم تاصبح تو اتوبوس بخوابيم. روزنامه فروش: نه. يك شب فردا كه نيست شب چه كار كنيم. تازه بليت اش گران است.؟ واكسي روي اين دريچه ها بخوابيم گرم است (منظور دريچه هاي هواي گرم بعضي مغازه ها و اتوشويي ها. )؟ واكسي نه فكر مي كنند ما گدا هستيم. راستي بريم پيش پسرعموت. واكسي: نه خيلي خودش رو اون مي گيريه دفعه هي كنايه مي زد كه شام هم به ما داده. روزنامه فروش: خب ساندويچ مي خريم مي بريم. واكسي: نه بابافكر مي كند مي خواهيم تملق كنيم. روزنامه فروش (به شوخي ): بياخلاف كنيم بريم زندان. واكسي: بعد كه آزاد شديم؟ چي دوباره جايي نداريم. روزنامه فروش: بي خيال توي خيابون مي خوابيم. فوق اش مي ميريم. واكسي: دلت خوش است. سر ما مي خوريم. مريض مي شيم. اون وقت كار هم نمي تونيم بكنيم... صحبت هاي اين دو نوجوان ادامه داشت. اما حوصله من سررفت. آنها را ترك اما كردم آيانبايد كسي به فكر آنها باشد. علي كدخدازاده