Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761220-40839S3

Date of Document: 1998-03-11

تاريخ فردي در يك رمان پرفروش واتسون چنانكه شايع است آدمهايي كه برايش كار مي كردند مخصوصا اگر سياهپوست بودند آنها را مي كشت و اين مزد كسي بوده كه براي وي كار بكند اما ماتيسن مي گويد كه در اين مسئله هنوز به نتيجه مشخصي نرسيده و ابراز اميدواري مي كمند كه اين شايعه صحت نداشته باشد چهل سال قبل پيتر ماتيسن و پدرش از سواحل جنوبغربي فلوريدا به قصد ماهيگيري عازم سفري دريايي شدند. در خلال اين سفر پدر ماتيسن به او گفت كه در نزديكي خانه اي هستند كه به دست مردي انگشت نما به آدمكشي بنا شده است. پدر ماتيسن به ذكر همين بسنده كرد كه خانه اي كه كوتاه زماني بعد از آن روز تبديل به پارك ملي چمنزارهاي فلوريدا شد متعلق به مردي به نام واتسون است و واتسون آدمكشي است كه همسايه هايش او را به قتل رسانده اند. ماتيسن مي گويد: پدرم كلا همين اندازه از موضوع اطلاع داشت. اما همين طرح كلي براي ماتيسن كافي بود تا بعدها براساس آن رمان يوزپلنگ برفي را بنويسد. پيتر ماتيسن تا به حال هفت رمان و بيست جلد كتاب غيرداستاني نوشته و از جمله برندگان جايزه ملي كتاب امريكاست. وي در مصاحبه اي گفت: در آن زمان 17 ساله بودم. اماداستاني از چمنزارها را با تمام وجود در سر مي پروراندم. داستاني مربوط به سرخپوستان امريكا، محيط زيست و تخريب محيطزيست. ماتيسن رمان خود درباره نيشكركار قرن نوزدهمي، ادگار واتسون، را تا سالهاي 1970 ننوشته بود اما به گفته خودش طرح اين كار سرانجام وي را به سوي كار كشيد. طرح كار كم كم داشت مرا خفه مي كرد... سرگذشت واتسون تمام وجودم را تسخير كرده بود. واتسون هنگام بيان اين سخنان به پيچكهايي اشاره كرد كه درچمنزارهاي فلوريدا برگرد درختان مي رويد و بالا مي رودتا چندانكه تمام درخت را مي پوشاند و گاه ممكن است درخت را كه ميزبان اوست از پاي درآورد. قتل آقاي واتسون اولين جلد از رمان سه گانه اي كه ماتيسن درباره واتسون، خانواده و همسايگان او - وچمنزارهاي فلوريدا - نوشت در سال منتشر 1990 شد. اين كتاب قصه مرگ واتسون به ضرب گلوله مرد مسلحي هوشيار است كه با نظر مثبت منتقدان مواجه شده و در زمره پرفروش ترين رمانها جاي گرفت. رودخانه مرد گمشده دومين رمان از سه گانه موصوف در آبان ماه گذشته انتشار يافت. بنا به گفته ماتيسن درآوردن اين رمان از ميان حجم انبوه يادداشتها ونوشته ها كار عظيمي بود. داستان رودخانه مرد گمشده در حدود 50 سال بعد ازمرگ واتسون جريان مي يابد و به احوال پسر او به نام لوسيوس مي پردازد كه ماهيگير است و مورخ، و در پي دانستن حقيقت زندگي پدرش مي گردد. رمانهايي كه ماتيسن درباره واتسون نوشته چندان باحقايق تاريخي انطباق اما ندارد او سالهايي چند رابه كاوش و مصاحبه با شهود مرگ واتسون، اعقابآنها و فرزندان و نوه هاي خود واتسون گذرانده است. ماتيسن، منهتني تحصيلكرده در دانشگاه ييل، فرزند معمار ميليونري است كه طرف اعتماد مردم چوكولوسكي شهرك كوچك صيادي در يكي از جزاير چمنزارهاي فلوريدا قرار گرفته است. واتسون در همين شهرك به قتل رسيد. وي اظهار مي دارد كه اگر از افراد طبقه خودش ننويسدكارش شرف دارد. به قول خودش اين قبيل آدمهااصلا طرف علاقه من در نيستند اينها هيچ رگه اي ازحيات يافت نمي شود. و اين را هم مي گويد كه اگرپدرش كه 95 سال دارد و در جزيره سنيبل در شمال چوكولوسكي زندگي مي كند رودخانه مرد گمشده را ببيندحتما از آن بيزار خواهد شد. ماتيسن از چمنزارهاي پهناور فلوريدا، و از چمن رودخانه، و زيبائيهاي فريبنده اش، با احساس سخن آذرماه مي گويد امسال پنجاهمين سالگرد تاسيس پارك ملي در اين ناحيه بود. قسمت عمده سرگذشت واتسون در رمان ماتيسن در همين ناحيه واقع مي شود. چمنزارهاي بيكرانه فلوريدا كه به معروف evergladesنام است يكي از زيبائيهاي بي مثال طبيعت زمين است كه از قضا در معرض بيشترين تهديدات هم قراردارد. اين چمنزارها ماواي سوسمارها، پرندگان آبي، وتمساحها و پلنگهاي امريكاي شمالي است. چنانكه ماتيسن مي گويد واداشتن بستگان واتسون به صحبت از مردمي كه مظنون به بالغ بر 55 قتل است كاردشواري بود: منسوبين واتسون همه چيز را مخفي مي كردند. از طرفي هم شديدا دچار احساس شرم و خفت بودند. و در ادامه مي گويد: اما با گذشت زمان و سالها به من اعتماد كردند وبا همه آن ها گفت وگو كردم. امروز همه فرزندان واتسون به غير از يكي كه متولد سال 1910 است وفات يافته اند. ماتيسن در كتابش اين تنها فرزند را به نام آمي معرفي مي كند و درباره وي در گفت وگويش توضيح مي دهد: آمي خيلي ناراحت چون بود در تمام عمرش منكر وجود چنين پدري شده بود. اوبه بچه ها و نوه هايش گفته بود كه پدرش در اثر سكته قلبي درگذشته است. واتسون در زد و خورد آخرين با همسايگانش به ضربدست كم 33 گلوله از پا درآمد. همسايگانش گفته بودند كه در مقام دفاع از خود دست به اين كارزده اند. آمي در زندگيش انواع و اقسام داستانها درباره مرد خونريز افسانه اي شنيده است. واتسون وقتي به فلوريدا نيامده بود هم عامل كشتن بله استار شناخته مي شد. بله استار زني بود كه به ارتكاب انواع جرائم و قانون شكني ها معروف شده بود. ماتيسن درقتل آقاي واتسون ورودخانه مرد گمشده واتسون را مرد عيالواري مهربان، قصه گو و نيشكركاري موفق ترسيم مي كند. اعتقاد بر آن است كه نيشكرهاي واتسون از تخم نيشكر فلوريدا و منشاء موادي شيميايي بوده كه كارشناسان محيط زيست آن را عامل آلوده كردن چمنزارها به سموم مي شناسند. ماتيسن مي گويد: واتسون به همين جهات فرد جالبتوجهي او بود از نوع جنايتكاران معمولي نبود. خانواده اش واقعا او را دوست داشتند. و همچنين اكثريت همان آدمهايي كه او را كشتند دوستش مي داشتند. و ادامه مي دهد: اما آدم خطرناكي هم بود. هميشه آتش به پا مي كرد و دنبال دعوا مي گشت. واتسون از نظر ماتيسن دست به هفت مورد قتل زدكه البته در نزد عموم مردم رقم زيادي است. ماتيسن اضافه مي كند كه در آن روزگار، حدود صد سال قبل، در مرز چندان قانوني حكمفرما نبود و وضع مخوفي داشت. مرز مخصوصا براي آدمهاي منفي از شهرهاي امروزي امريكا هم بدتر بود. كسي براي زندگي آدمهاي منفي پشيزي ارزش قائل نبود. واتسون چنانكه شايع است آدمهايي كه برايش كار مي كردند مخصوصا اگر سياهپوست بودند آنها را مي كشت و اين مزد كسي بوده كه براي وي كار بكند اما ماتيسن مي گويد كه در اين مسئله هنوز به نتيجه مشخصي نرسيده و ابراز اميدواري مي كند كه اين شايعه صحت نداشته باشد. ماتيسن در آذرماه گذشته نگارش سومين جلد از سه گانه واتسون را به پايان برد. لكن تاكنون براي اين جلد عنواني انتخاب نكرده است. قرار است كه اين جلد از كتاب در اواخر سال جاري ميلادي ( ) 1998 انتشاريابد. اين جلد به نقل سرگذشت واتسون به زبان خود وي و با كلمات و تعابير خودش اختصاص دارد و باپرداختن به طفوليت وي در كاروليناي جنوبي آغازمي شود. ماتيسن آنچنانكه خود مي گويد تصميم دارد تا با انتشار كتاب سوم، افسانه واتسون را يكسره به فراموشي بسپرد. ديگر زمان دست كشيدن از اين طرح فرارسيده ومن آماده عزيمت هستم. ترجمه: فاضلي بيرجندي