Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761218-40831S1

Date of Document: 1998-03-09

تحديد تصوير زنان در مطبوعات! نظرخواهي همشهري از شخصيت هاي هنري، سياسي و مطبوعاتي پيرامون طرح محدوديت چاپ تصاوير زنان در مطبوعات اشاره: انقلاب اسلامي، به تصريح همگان، انقلابي فرهنگي انقلابي است، در آرمانها و ارزشها. انقلابي كه داعيه حركت در جهت حفظ و اعتلاي منزلت انسان، اعم از مرد و زن را دارد. شگفت آن كه انقلاب فرهنگي اسلامي پيش از پيروزي انقلاب در مفهوم سقوط رژيم شاه به وقوع پيوست. ماهها و هفته ها پيش از 22 بهمن 57 رنگ و روي آدمها شهرها مطبوعات و... تغيير كرده بود. پس از انقلاب، نظام اسلامي براي جلوگيري از استفاده ابزاري از انسان در مطبوعات (زن يا مرد ) حدوحدود، را با تصويب قانون اساسي و قانون مطبوعات نهادينه كرد. با اين حال همچنان كه مقتضيات يك جامعه در حال تحول و پويا حكم مي كند، اختلاف نظرها و تعدد ديدگاهها در بيشتر زمينه ها و از جمله حدود استفاده از تصاوير زنان و مردان در مطبوعات، وجود داشته و دارد. برخي حدود استفاده از تصاوير را (بويژه در مورد زنان ) عمل، سيماي جمهوري اسلامي دانسته اند. از آن روكه اين حدود در اين سازمان توسط شورايي مورد نظارت قرار مي گيرد. در عين حال ديدگاههايي كه حدود عملكرد صدا و سيما را مورد انتقاد قرار مي دهند، از زواياي گوناگون و بعضا متضاد، وجود دارد و در رسانه هاي عمدتا مكتوب منعكس مي شود. در ماه هاي اخير استفاده از تصاوير هنرمندان در مطبوعات مورد بحث مجدد قرار گرفته است. در حالي كه قانون مطبوعات پيش از همه چارچوب اين موضوع را روشن كرده است، در روزهاي اخير تعدادي از نمايندگان مجلس طرحي را به مجلس شوراي اسلامي تقديم كرده اند تا ماده يا موادي به قانون مطبوعات براي تحديد استفاده از تصاوير اضافه شود، به همين مناسبت روزنامه همشهري از چند تن از شخصيت هاي برجسته سياسي، مطبوعاتي و هنري كشور در اين مورد نظرخواهي كرده و اين سوالات را از آنها پرسيده است: آيا اساسا چاپ تصاويري از بانوان محجبه در رسانه هاي مكتوب را مي توان نوعي استفاده ابزاري از زن تلقي؟ كرد آيا مي توان ميان اين تصاوير مرزبندي خاصي قائل؟ شد آيا تدوين آيين نامه يا تصويب طرحي جهت محدوديت يا ممنوعيت چاپ تصاوير زنان (با پيشينه يادشده ) ضرورت اصلي جامعه ما ؟ است آيا قوانين موجود در اين زمينه نقصي دارند يا مراجع ذيصلاح رسمي كشور در اجراي آنها قصور؟ كرده اند... پاسخ هاي مصاحبه شوندگان را با هم مي خوانيم. o فائزه هاشمي، نماينده مجلس شوراي اسلامي: در كل اين كه زن نبايد به عنوان يك ابزار جهت اهداف تبليغاتي مورد استفاده قرار بگيرد، مورد تاييد من هم هست. و فكر مي كنم اصلا يكي از سياستهاي نظام ما و علل وقوع انقلاب اسلامي ما همين حفظ شان، جايگاه و كرامت زن مسلمان و عدم استفاده ابزاري از آن بوده است. اما در مورد طرحي كه به مجلس ارائه شده، همه اين موارد قيدشده و همه ما به اين اهداف مقدس ايمان داشته و داريم. و اين طرح در واقع هيچ نكته و موضوع جديدي نسبت به آنچه در بندهاي اول تا چهارم قانون مطبوعات آمده و بطور صريح استفاده ابزاري، ترويج فرهنگ اسراف و تبذير، مقابله جويي و ايجاد تعصبات قومي و نژادي و.. در آن ذكر شده، ندارد. البته، ممكن است نام زن در مفاد اين قانون مورد تاكيد قرار نگرفته باشد ولي بطور كلي تمامي اين قوانين هم در مورد زن و هم در مورد مرد به وضوح برعدم استفاده ابزاري از آنها تاكيد كرده است. يعني همانطور كه نبايد از زن به عنوان يك ابزارتبليغاتي استفاده شود، از مردان جامعه اسلامي ما هم نبايد چنين استفاده اي صورت گيرد. در اين مورد هيچ تفاوتي وجودندارد و انسانها همه شخصيت دارند. لذا به نظر من طرح ارائه شده به مجلس يك طرح تكراري است و نيازي نيست كه دوباره به اين شكل به آن پرداخته شود. ما نمي توانيم بطور مطلق بگوئيم يك عكس نبايد چاپ شود و اهداف ما را تعقيب نمي كند. اين مساله يك موضوع كاملا نسبي است و سليقه اي. ما دادگاه مطبوعاتي داريم و اگر وزارت ارشاد را به عنوان يك ارگان رسمي در كشورمان قبول داريم و هيات نظارت و هيات منصفه را كه منتخبمطبوعات است قبول داريم بايد تابع نظر اين مراجع باشيم. حالا اگر يك مورد خاص را به وزارت ارشاد معرفي كرديم وارشاد با آن يك مورد برخورد نكرد. پس نتيجه بگيريم كه اين ارگان رسمي نسبت به اين موضوع بي توجه است و ما بايد يك قانون جديد تصويب كنيم، اين اشتباه است. بنابر اين اگر ما به قانون توجه كنيم و سعي كنيم با مسايل، قانوني برخورد كنيم، اين افراد به جاي اينكه بيان كننده سلايق خودشان باشند، به قانون توجه لذا مي كنند من به عنوان يك زن با چنين طرحي در مجلس مخالفم، چون چنين طرحي در قانون ما وجود دارد و اين دوباره كاري است. فكر مي كنم نمايندگان مجلس ما وقتشان ارزنده تر از آن است كه روي مسايل تكراري و فقط به صرف تبليغات كاري را انجام دهند و مقطعي بخواهند به اين قضا يا بپردازند. از سوي ديگر بسياري از تصاوير زنان، چه در قالبفيلم هاي داخلي و چه خارجي در تلويزيون خيلي مساله دارتر از بعضي تصاوير مطبوعات ما است، ولي كسي به آن اعتراض نمي كند. بايد به اين نكته ظريف توجه داشت كه كساني كه به دنبال ارائه و تصويب چنين طرحي آيا هستند، واقعيتها را دارند مي بينند يا خيلي سخت دارند به اين قضيه نگاه؟ مي كنند لذا وقتي به تلويزيون اعتراضي نمي شود و به چاپ يك تصوير در مطبوعات چنين انتقادهايي مي شود اين خود جاي حرف دارد و بايد با وسواس بيشتري بررسي شود. اين كه چرا چاپ يك عكس روي يك مجله باعث افزايش تيراژ آن مي شود، برمي گردد به جامعه وتقاضاهاي موجود در آن، به هر حال جوانان و مردم ما دنبال تنوعند. وقتي ما يك محصول تكراري را تحويل آنها بدهيم مسلما خسته كننده مي شود. ما وقتي روي چيزهايي را كه شرع براي ما حلال و مباح گذاشته زياد حساسيت نشان بدهيم، آن وقت جامعه ازآن طرف حساسيت نشان مي دهد واز چنين موضوعي استقبال مي كند. ما بايد هم سياستهاي باز را اعمال كنيم و هم كنترل لازم را. از طرف ديگر ما بايد با كار آموزشي روي ارتقاي سطح فرهنگ و بينش مردم كار كرده، تا به دنبال اهداف متعالي حركت كنندو موضوعات مهم تري براي آنها جذابيت داشته باشد. به هر حال به نظر من ارائه چنين طرحي به مجلس، از يك سو مي تواند به منظور محدودكردن عملكرد وزارت ارشاد است و از سوي ديگر نوعي تبليغات شخصي است. البته در ميان ارائه دهندگان اين طرح هستند كساني كه فقط به دليل بي اطلاعي از قوانين موجود از آن حمايت كرده اند. o دكتر زهرا رهنورد، نويسنده و استاد دانشگاه: احترام به كرامت انساني، كه مقام ومنزلت زن هم بخشي از آن است فرموده قرآن كريم است كه مي فرمايد: بني آدم را كرامت بخشيديم و البته هيچ موجود شريفي هم خدشه دارشدن كرامت انساني را خوش نمي دارد. امامن نمي دانم چرا تا سخن از كرامت انساني مطرح مي شود، ذره بين ها روي زن متمركز مي شود و اين ذره بين ها هم فقطبراساس ميل خود، برخي از مسايل رادرشت مي كنند و باقي را در سايه نگه مي دارند. آن هم در مقوله پيچيده اي مثل تصوير و گرافيك در مطبوعات! اين بدان دليل است كه جز مواردي اندك، بجاي نگرشي ساختاري، و كلي، نگاه به مسايل زنان، جزيي گرايانه بوده است اما وقتي كرامت و مقام و منزلت زن مطرح مي شود فهرستي از سوالات را به ذهن متبادر مي كند كه، آيا اعاده حقوق زن در مراجع قضائي و تنظيم حقوق خانوادگي كه سعادت بخش باشد جزو مقولات كرامت زن؟ نيست آيا تجاوز و خشونت و جنايت در حق زنان در سطح جامعه آن هم به صورت وسيعي كه هم اكنون مشاهده مي شود، ضايع شدن مقام و منزلت زن؟ نيست وپي گيري، تمهيدات و تنظيم قوانين وقواعد سختي در اين مورد، در جهت حفظ كرامت زن محسوب؟ نمي شود در سطح خانواده نيز كرامت و منزلت زن موردتهاجم فرهنگي و حقوقي قرار مي گيرد. آيا گذراندن قوانيني كه هرگونه ضرب و جرح در خانواده را جرم تلقي نمايد در جهت حفظ كرامت زن و حمايت خانواده محسوب؟ نمي شود نگه داشتن زنان در سطوح پائين مديريت خدشه دارشدن كرامت زن؟ نيست كار توان فرساي زنان بويژه زنان بي سرپرست و عدم حمايت كافي از آنان توسط مراجع ذي ربط خدشه دارشدن كرامت زن؟ نيست پس چرا ذره بين ما روي مطبوعات گير تازه؟ كرده اند مگر اين مطبوعات چه؟ كرده اند آيا خداي نكرده، پيكره اي چنان، يا چهره بي حجاب و عفاف زن را به نمايش گذاشته اند كه اين امر ديگريست ياخير مثلا يك مجله زنانه 504 چهره زن را آن هم با حفظ شئون كلي (نه جزئيات ) روي جلد چاپ كرده؟ است و با پيچيدگي خاصي كه مطبوعات و انتشارات مي طلبند برحسبمحتويات داخلي، مفهوم تصويري خاصي را انتخاب؟ كرده اند كدام يك، اگر از نوع اول است كه برحسب مورد مي توان پي گيري نمود و هيات منصفه به وظيفه خود رفتار مي كند و اگر از نوع دوم است كه جاي بحث ندارد. و نهايتا اين را بايد درنظر داشت كه با توجه به قانون اساسي پس از مقام ولايت چهار ركن در اداره كشور وجود دارد و مطبوعات ركن چهارم نظام اند كه در كنار قوه مقننه و قضائيه و مجريه، داراي نقش عظيمي در اداره فرهنگ و تنوير افكار عمومي اند و سزاوار است كه موضوع به خود آنها واگذار شود، تا در چارچوب اخلاق مطبوعاتي و در شان چنين ركن عظيمي قواعدي براي خود وضع نمايند كه كيان فرهنگي و اخلاقي و آزادي ملت با توجه به ارزشهاي اسلامي محفوظ بماند و حيثيت عظيم مطبوعات نيز هم چنان كه انتظار مي رود، والا، و آگاهي بخش برقرار باشد. o عباس عبدي، عضو هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران: به هر حال چاپ تصاوير زنان درنشريات و رسانه هاي مكتوب ممكن است از سوي برخي افراد به نوعي سوءاستفاده تلقي شود، اما سئوال اين است كه آيا مي توان هرچيز و هر مساله اي را در قالب طرح و قانون حل؟ كرد به نظر من خطاي طراحان چنين طرحي در اين است كه تصور مي كنند براي هر موضوع و مساله اي مي توان قانون تصويب كرد، در حالي كه چنين چيزي اساسا امكان ندارد. قانون و قوانين جرم و مجازات را براي حالتهاي حاد قضيه مي نويسند. به طور مثال بي احترامي فرزند به پدر و مادرش، رفتاري بسيار ناپسند و ناهنجار است، ولي ماهيچوقت چنين چيزي را در قانون لحاظ نمي كنيم، چون همه مشكلات را نمي توان با اين ابزار از ميان برداشت. لذا قبل از هرچيز ما بايد ببينيم كاركرد اين؟ قانون چيست ما بايد به طور طبيعي از شيوه هاي ديگر فرهنگي و اجتماعي در اين زمينه استفاده كنيم و مشكل را حل نمائيم. بايد از طريق خود مطبوعات اولين قدم را برداريم و احيانا با خاطيان موردي برخورد كنيم. گرچه به لحاظ قانوني هم اين امر مساله خاصي ندارد، ولي اگر هم خلاف قوانين موجود باشد، بايد توسط هيات منصفه مطبوعات تشخيص داده شود و حل و فصل گردد. بنابراين هدف از ارائه طرحي در زمينه محدوديت يا ممنوعيت چاپ تصاوير زنان در مجلس شوراي اسلامي و حتي نتيجه آن خيلي معلوم و روشن نيست. اينها از نوع مسائل كلي است كه جرم تلقي نمي شود. ولي در صورت تشديد و زياده روي نشريات مي توان با آنها برخورد موردي كرد، همانطور كه اخيرا هم برخورد كردند. بطوركل اينها يك دسته مفاهيم نسبي هستند. ممكن است بنده راجع به يك تصوير از يك زاويه خاص يك جور نظر بدهم و ديگري در موردهمان تصوير نظر ديگري داشته باشد. چطور تلويزيون رسمي كشور ما اين همه فيلم را با تصاويري مملو از زنان در حالات و وضعيتهاي مختلف نشان مي دهد و كسي اعتراضي؟ ندارد در حالي كه تلويزيون به عنوان يك رسانه صوتي و تصويري ابزاري تر است و تصاوير را سلسله وار و پيوسته و زنده نشان مي دهد. اين كه مي شود يك بام و دو هوا! در شرايطي كه تصاوير چاپ شده درمطبوعات و نشريات مطلقا درحد تلويزيون چرا نيست استنباطي كه در مورد مطبوعات مي شود، درمورد تلويزيون؟ نمي شود به هرجهت، از يك سو خود مطبوعات بايد بيشتر در مسائل داخلي خودشان حساس باشند و از سوي ديگر انجمن صنفي نيز بايد در اين زمينه نقش بيشتري ايفا كند. ما نمي توانيم به اين دليل كه بابازكردن پنجره چند مگس وارد خانه مي شود، پنجره را بسته نگاه داريم و مانع ورود هواي آزاد به داخل شويم. اين از عوارض آزادي است و به لحاظ قانوني هم نمي شود مانع آن شد. قوانيني كه براي محدوديت آزادي تصويب مي شوند، صرفابخش هاي منفي رفتار را از بين نمي برند، بلكه بيشتر گريبانگيرجنبه هاي مثبت رفتار مي شوند. o آزيتا حاجيان، هنرمند سينمايي: به نظر من وقتي كه اصلا به محتواي حضور زن در جامعه، درعرصه هاي مختلف هنري، فرهنگي، اجتماعي و.. پرداخته نمي شود ومورد بررسي قرار نمي گيرد و اساسا حضور زن و كيفيت بودنش اثري ندارد و پيرامون ماهيت زن هيچ بحث و تفسيري نمي شود، مطرح كردن زن در يك قالب تبليغاتي همانقدر مضر است كه ناديده گرفتن نقش اودر جامعه. من با نظر برخي از خانمهاي نماينده مخالف نيستم، امامعتقدم بايد مشخص شود كه جايگاه زن در جامعه اسلامي كجا مي تواند باشد و فعلا در كجا قرار دارد، بايد در اين زمينه بررسي و كنكاش شود. وقتي تيراژ يك نشريه با چاپ ونمايش يك تصوير يكباره بالامي رود، اين نشاندهنده آن است كه جامعه تشنه ارتباط با هنر است. حالا اگر دوستان ما هوشيار هستند، بيايند اين ارتباط را كاناليزه و محتواي آن را بررسي نه كنند اينكه آن را قطع كنند. شما اگر هر سيلابي را از مسير خودش خارج كنيد و به كانال ديگري ببريد، نمي توانيد هجوم سيل را انكار كنيد، بلكه بايد بهترين، سالمترين و امن ترين كانال را براي مهار آن انتخاب و استفاده كنيد و بعد آن را هدايت كنيد و به مزارع بفرستيد و در جهت مثبت از آن بهره بگيريد. لذا ما نبايد بي جهت جلوي اين تمايل مردم را بگيريم. البته من تائيد نمي كنم كه زن به عنوان يك ابزار تبليغي در جامعه ما مطرح شود، اما اين را نشانه نياز مردم براي ايجاد ارتباط مي دانم و معتقدم بايد به لحاظ جامعه شناختي و روانشناسي اجتماعي پيرامون اين پديده بحث شود. بايد ديد چرا مردم به مقوله هنرپيشگي و تصاوير اين چنين علاقه مند ؟ شده اند چرا نسل جوان ما اين قدر به هنرپيشه شدن علاقه نشان؟ مي دهد آيا به اين دليل كه، فرد درهنرپيشگي هويت خود را بطور كوتاه مدت از دست مي دهد و خود را در هويت آزمايشي؟ مي بيند يا براي اين كه تحصيل در رشته مهندسي شرايط سختي دارد و كاربرد آن كم شده است و لذا جوانان ترجيح مي دهند ساده ترين راه را انتخاب كنند. چرا جوانان ما خود را از علم و دانش و پژوهش دور؟ كرده اند به هر حال من نمي توانم بگويم با طرح قانون يا آيين نامه اي در اين زمينه موافق هستم يا مخالف. من مي گويم اگر از چاقو براي قتل انسانها مي خواهد استفاده شود با آن مخالفم ولي چنانچه از همين ابزار براي خارج ساختن غده اي از مغز يك انسان استفاده مي شود، با آن موافقم. لذا به نظر من تفكر سالمي در پشت اين طرح وجود دارد ولي اين راه درستي نيست، بايد جامعه را كالبد شكافي كرد كه چرا تيراژ يك نشريه با نمايش تصوير يك هنرپيشه زن تغيير عجيبي؟ مي كند اين كه يك طرح بگذاريم و يك برگ را بكنيم، كار ساده اي كرديم، ما بايد ريشه را درمان كنيم و عمق ماجرا را بررسي كنيم. o شهلا شركت، مدير مسئول مجله زنان اگر اين فرض را بپذيريم كه بعضي نشريات با چاپ تصوير زنان روي جلد مي خواهند تيراژشان را افزايش بدهند، بايد ديد چرا اين راه را انتخاب مي كنند: آيا راه هاي ديگري براي افزايش تيراژ وجود ندارد يا موانعي اين راه ها را؟ بسته اند آيا اسباب و لوازم نشر گران؟ است آيا توان و نيروي لازم براي جذب مخاطب؟ ندارند يا طرح موضوعات جذاب سياسي - اجتماعي براي آنها آسيبها و هزينه هاي گزافي به بار مي آورد و به ناچار سراغ سوژه ها و تصاوير ظاهرا بي خطرتر؟ مي روند يا اين كه تقاضا براي اين تصاوير؟ بالاست هر كدام از اينها علت انتخاب تصاوير زنان براي روي جلد باشد، موضوعي قابل بررسي و در خور تامل است. اما به هر حال تداوم انتشار اين تصاوير، حكايت از وجود تقاضاهايي دارد، همان چيزهايي كه بعد از انقلاب هميشه در جامعه ما با علت ها اشتباه گرفته شده و به جاي ريشه يابي سركوب اما شده تقاضاها با سركوبي از بين نمي روند بلكه بيشتر متراكم مي شوند و عرضه كننده ها هم افزون مي گردند و تقاضاهايي را با فراواني بيشتر پيدا مي كنند و به آنها پاسخ پس مي دهند ما نمي توانيم جلو اين جريان بايستيم. حداكثر مي توانيم با شناخت و تغيير شرايطي به آن جهت بدهيم. از طرف ديگر، در اين جامعه دائما صحبت از برابري زن و مرداست و معناي آن هم اين است كه دست كم نگاه ما به زن و مردتبعيض آميز يعني نباشد به محض نگاه كردن به تصوير زن موجودي با جنسيتي خاص و احتمالا در وضعيتي خاص را مجسم نكنيم. در غير اين صورت زنان نمي توانند در كوچه و خيابان و اداره و اتوبوس و.. هم ظاهر شوند. تصوير زن روي جلد يك نشريه بزرگ تر و مهيج تر از صورت زنده او در معاشرت هاي اجتماعي نيست. فكر مي كنم بعد از سال ها بعضي ازنشريات ما توانسته اند با چاپ تصاوير زنان بدون آرايش زننده وبا حجاب مورد نظر جمهوري اسلامي نگاه جنسي به زن را منسوخ كنند وحالا، با تقديم طرح هاي قانوني و اشاعه ديدگاه هاي شخصي و گروهي، دوباره مردم به چند دهه پيش عقبگرد مي كنند. يعني دوباره سري را كه درد نمي كند يا دردش تخفيف پيدا كرده، دستمال مي بنديم. حال اگر در اين ميان نشريه اي عكس زننده اي چاپ كرد مجاري قانوني به آن تذكر مي دهند. چاره اين نيست كه طرح گل و گشادي ارائه بدهيم كه به راحتي آب برمي دارد و هر كس مي تواند در چارچوب آن با نشريه ناهمخوان با سليقه خودش تسويه حساب شخصي كند. چنان كه هنوز كار طرح به جايي نرسيده، بعضي ها در مصاحبه هايي، به بهانه توجيه طرح، هماورد طلبي مي كنند. يكي از مهم ترين اشكالات طرح هم اين است كه مثل خيلي ازمقررات مربوط به مسائل زنان جاي هرگونه تلقي و تفسيري را باز مي گذارد. استفاده ابزاري از زن يعني؟ چه حدودو ثغورتحقير و توهين به جنس زن چيست و؟ كجاست به نظر من خود اين طرح تحقير و توهين به جنس زن است. مثلا تشخيص مصاديق ايجاد تضاد بين زن و مرد از طريق دفاع خارج از موازين شرعي و قانوني از حقوق آنان به عهده چه كسي؟ است موارد متناقض و متضاد با مفاهيم جمهوريت واسلاميت كدام ها؟ هستند بالاخره در جمهوري اسلامي هرچه در مطبوعات بيايد يا درباره جمهوريت است يا درباره اسلاميت، و هر سخني ممكن است كساني را خوش نيايد و در تناقض و تضاد با ديدگاه آنها باشد. در جامعه ما هم كه براي محكوم كردن نشريات شاكي خصوصي لازم نيست، هر رهگذري مي تواند بيايد از من مدير مسئول شاكي شود و برود پي كارش و اين بنده هستم كه بايد راه بيفتم براي جلب رضايت او. يكي از خانم ها در توجيه اين طرح گفته بود كه نشريات بايد به تبيين جايگاه حقيقي و حضور فعالانه و جدي زنان در امور مملكتي بپردازند. سوال اين است كه مثلا جايگاه زن بازيگر سينما، حقيقي و حضور او فعالانه و جدي در امور مملكتي هست يا؟ خير در مورد زن نقاش؟ چطور حضور زن سواركار، راننده اتوبوس، سياستمدار، نويسنده، موسيقي دان و غسال جدي است يا؟ شوخي فعالانه است يا؟ تفنني چطور چهره هايي كه مردم ما در عرصه هاي مختلف اجتماعي دائما با آنها سروكار دارند، روي جلد نشريات به ضد ارزش تبديل؟ مي شود ضمن اين كه مجله فيلم بايد عكس زنان سياستمدار را چاپ؟ كند يا مجله زنان عكس مردان كارگر و پستچي و پزشك؟ را o احمد بورقاني معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي: اصل مطلب اين است كه ما با استفاده ابزاري از تصاوير زنان در مطبوعات بشدت مخالف هستيم. نمايندگان محترم مجلس در حالي پيشنهاد افزودن يك بندبه ماده 6 قانون مطبوعات را كرده اند كه ما معتقديم اين قانون به قدر كافي در اين زمينه صراحت دارد و براي برخورد با متخلفين كفايت مي كند. در قانون مطبوعات (ماده ) 28 انتشار عكس ها و مطبوعات خلاف عفت عمومي ممنوع و موجب تعزير است و اصرار برآن موجب تشديد تعزير و لغو پروانه نشريه متخلف خواهد بود. يعني اگر نشريه اي مرتكب خطا شود و آن را تكرار نمايد، حكم مرگ خود را صادر مي كند. لذا قانون در اين زمينه به اندازه كافي صراحت و كفايت دارد و نيازي به افزودن بند جديدي نيست. در عين حال هيات نظارت بر مطبوعات و اداره كل مطبوعات داخلي براين مسايل دقت و نظارت كامل را دارد و با متخلفين هم برخورد لازم را مي كند، همانطور كه با هفته نامه فكور برخورد كرد. لذا ما خلاء قانوني و مشكل آيين نامه اي نداريم و مكانيزم هاي موجود در اين زمينه كفايت مي كند. در حال حاضر اهل قلم و خود مطبوعات در انتخاب تصاويرداوري و قضاوت مي كنند و البته ممكن است بعضي از آنها در داوري خود مرتكب خطا هم بشوند كه در اين صورت توسط دادگاه و مراجع ذيصلاح با آنها برخورد مي شود. به نظر من پيشنهاد چنين طرحي به مجلس قدري بدون نگاه كارشناسانه به قوانين موجود صورت گرفته و تصويب آن دوباره كاري است. البته مطبوعات ما در واقع تصاويري را چاپ مي كنند كه سريال و فيلم آن در تلويزيون پخش شده و فراگيري تلويزيون هم قطعا قابل قياس با يك نشريه به اصطلاح عامه پسند با حداكثر 50 هزار تيراژ نيست. اما ما شاهد حساسيت زياده از حدي نسبت به مطبوعات هستيم و اين برخورد دوگانه در مورد دو رسانه جمعي است كه خيلي منطقي به نظر نمي رسد. ضمن آن كه حجم اين تصاوير كه برخي معتقدند استفاده ابزاري است در مطبوعات ما اصلا قابل توجه نيست و به اين همه حساسيت و تصويب يك ماده تكراري در قانون نيازي ندارد. فريبا صحرايي