Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761217-40825S1

Date of Document: 1998-03-08

نمودهاي جامعه مدني در سيره اسلامي جستار گشايي: نسبت دين و جامعه مدني از جمله مباحث كليدي و مهمي است كه در فضاي فرهنگي كشور ما رواج گسترده اي پيداكرده و مخالفان و موافقان بسياري را به خود جلب نموده است. برگزاري همايش جامعه مدني و انديشه ديني در شيرازپاسخي فرهنگي به اين دغدغه ها است. نوشتار زير كه نويسنده در آن بااشاره به سيره و روش پيامبر اكرم (ص ) در برخورد با موافقان و مخالفان، تحليلي دقيق و موشكافانه از توافق ويژگيهاي ديني با ويژگيهاي مدني به خواننده ارائه نموده است، از جمله مقالات خوانده شده در اين همايش مي باشد كه با سپاس ازخبرنگار همشهري در شيراز به جهت ارسال اين مطلب، توجه شما خوانندگان فرهيخته را به آن جلب مي كنيم. سرويس معارف محمدمهدي مرادي خلج ترديدي نيست كه اصطلاح جامعه مدني به لحاظابداع واژه امر مستحدثي است كه تاريخ ديرپايي ندارد و اولين بار قرن هفدهم ميلادي توسط جان لاك فيلسوف انگليسي مطرح گرديد. او در كتابي به نام حكومت مدني از اين حكومت به مفهوم جامعه قراردادي به جاي جامعه آئيني يا جامعه اشرافي ياد كرد و اين مفهوم در قبل از آن نه در عهد فلاسفه قديم يونان و نه عهد نو افلاطونيان و نه درفلسفه اسلامي، بدين طريق طرح نشده بود. بنابر اين اگر براساس معنا و مفهوم واحدي، به تفحص جاي پاي جامعه مدني درگذشته تاريخ ايراني و اسلامي باشيم چندان توفيق رفيق راهمان نخواهد بـ -ود. ( ) 1 اما به لحاظ ويژگيهاي جامعه مدني مي توان نمودها و آثار آن را در جوامع انساني و نظامهاي سياسي قبل از قرن هفدهم ميلادي نيز ديد. در عين حال بايد متذكر شد كه عليرغم اين ويژگيهاي نسبتا مشترك ميان آنچه كه در جوامع گذشته وجود داشته و آنچه دريافت عام امروزين از جامعه مدني است، جامعه مدني در زمانهاي مختلف به معناي متفاوتي به كار رفته است كه از آن جمله مي توان به معاني زير اشاره داشت. - 1 جامعه مدني به مفهوم دولت در انديشه ارسطويي در مقابل خانواده و در انديشه اصحاب قرارداد اجتماعي در مقابل وضع طبيعي. - 2 به مفهوم جامعه متمدن در مقابل جامعه ابتدايي در انديشه كساني چون آدام نرگسون در كتابي تحت عنوان گفتاري درباره تاريخ جامعه مدني (. م ) 1767 - 3 به مفهوم شكل اوليه تكوين دولت در انديشه هگل - 4 به مفهوم حوزه روابط مادي و اقتصادي و علائق طبقاتي و اجتماعي در مقابل دولت و به عنوان پايگاه آن در انديشه ماركس - 50 جامعه مدني به عنوان جزيي از روبنا (نه حوزه زيربنا طبق انديشه ماركس ) ومركز تشكيل قدرت ايدئولوژيك يا هژموني فكري طبقه حاكمه در انديشه آنتونيوگرامشي ( ) 2 بنابر اين همانطور كه در بالاگفته شد بهتر است رديابي موضوع را در گذشته تاريخ بشري و از آن جمله تاريخ اسلامي و سيره بزرگان دين، بر اساس امهات ويژگيهاي مورد قبول جامعه مدني در عصر حاضر جستجو كنيم. به تعبير ديگر جامعه مدني شكلي از اشكال اداره جامعه و تنظيم ارتباطات افراد اجتماع و جماعات بشري است كه در طي تجربيات بشري، امروزه تشخص يافته و چهره نموده است، اما نمودهايي از آن را در گذشته تاريخ بشري مي توان يافت و طبعا در زمانهاي مختلف و جوامع گوناگون اجزاء و فروع خاص هر زمان و جامعه اي را شامل مي شود. در واقع جستجو از اين امر را بايدبه يك مسئله مهم و اساسي فلسفي - عقلاني ارجاع داد كه آياروي آوري انسان به اجتماع امري ذاتي و طبيعي و يا عارضي و ازسر اضطرار و ناچاري است. مرحوم شهيد مطهري در اين باره بحثي دارند كه ذكر آن در اينجا بي مناسبت نيست. وي در اين باره مي نويسند: اين مسئله از قديم الايام مطرح است كه زندگي اجتماعي انسان تحت تاثير چه عواملي به وجودآمده است، آيا انسان اجتماعي آفريده شده است، يعني طبيعتابه صورت جزيي از كل آفريده شده است و در نهاد انسان گرايش به كل خود؟ هست و يااجتماعي آفريده نشده بلكه اضطرار و جبر بيروني انسان رامجبور كرده است كه زندگي اجتماعي بر او تحميل شود. يعني انسان به حسب طبع اولي خودمايل است كه آزاد باشد و هيچ قيد و بند و تحميلي را كه لازمه زندگي جمعي است نپذيرد، اما به حكم تجربه دريافته است كه به تنهايي قادر نيست به زندگي خود ادامه دهد، بالاجبار به محدوديت زندگي اجتماعي تن داده ؟ است و يا انسان اجتماعي آفريده شده، اما عاملي كه او را به زندگي اجتماعي وادار كرده اضطرار نبوده است، و لااقل اضطرار عامل منحصر نبوده است. انسان به حكم عقل فطري و قدرت حسابگري خود به اين نتيجه رسيده كه مشاركت و همكاري و زندگي اجتماعي بهتر ازمراتب مختلف بهره مي گيرد، از اين رو اين شركت راانتخاب كرده است. پس مسئله به اين سه صورت قابل طرح است كه زندگي اجتماعي انسان؟ طبيعي است يا؟ اضطراري يا؟ انتخابي مطابق نظريه اول زندگي اجتماعي انسانها از قبيل زندگي خانوادگي زن و مرد است، كه هر يك از زوجين به صورت يك جزء از يك كل در متن خلقت آفريده شده و در نهاد هر كدام گرايش به پيوستن به كل خود وجود دارد و مطابق نظريه دوم، زندگي اجتماعي از قبيل همكاري و هم پيماني دو كشور است كه خود را به تنهايي در مقابل دشمني مشترك زبون مي بينند و ناچار نوعي همكاري و همگامي و ارتباط ميان خود برقرار مي نمايند و مطابق نظريه سوم زندگي اجتماعي از قبيل شركت دو سرمايه دار است كه براي تحصيل سود بيشتر، يك واحد تجاري يا كشاورزي يا صنفي بوجود مي آورند. بنابر نظريه اول عامل اصلي، طبيعت دروني انسان است، و بنابر نظريه دوم، امري بيروني و خارج از وجود انسان است و بنابر نظريه سوم، عامل اصلي، نيروي عقلاني و حسابگرانه انساني است. بنابر نظريه اول، اجتماعي بودن يك غايت كلي و عمومي است كه طبيعت انسان بالفطره به سوي او روان است و بنابر نظريه دوم از قبيل امور اتفاقي و عرضي است و باصطلاح فلاسفه، غايت ثانوي است نه غايت اولي و بنابر نظريه سوم از نوع غايت فكري است نه غايت طبيعي ( ) 3 وي سپس با استناد به آيات سوره 13 حجرات (يا ايهاالناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم ) سوره 54 فرقان (و هوالذي خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا ) و آيه 32 زخرف (اهم يقسمون؟ رحمه ربك نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحيوه الدنيا ورفضا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضا سخريا و رحمه ربك خير مما يجمعون )نتيجه گيري مي كند كه زندگي اجتماعي انسان امري طبيعي است، نه صرفا قراردادي وانتخابي و نه اضطراري و تحميلي و باصطلاح انسان مدني بالطبع است بنابر اين مرحوم مطهري يك گام از آنچه به نام جامعه مدني به عنوان يك جامعه قراردادي يادمي كند پا فراتر مي نهد و گرايش انسانهارا به اجتماع و تشكيل جامعه دادن، امري فطري و طبيعي قلمداد مي نمايند، فطرتي كه انسان بر اساس آن آفريده شده و آن فطرت واحدي است كه مبناي دين خواهي واحدبشري و ميل او به توحيد واقع مي شود. بدين ترتيب جامعه مدني نه در تعارض باجامعه ديني كه محصولي از تجارب بشري ودر مسير انديشه ديني است و در واقع دفاع از مدنيت، دفاع از انسانيت انسان خواهدبود. پس از اين مقدمه در صدد آنيم كه با بيان ويژگيهاي عام جامعه مدني و نمودها و مباني آن درتاريخ اسلام و سيره معصومان، برعدم تنافي آن با جامعه ديني (اسلام ) تاكيد نمائيم. اهم ويژگيها و خصوصيات جامعه مدني را به شرح زير مي توان بيان داشت: - 10 قانون مداري: در جوامع مدني قانون يكي از محورهاي وحدت بخش به جامعه و دافع تنازعات آحاد و گروههاي اجتماعي است و هر چه اين قانون شاملتر و فراگيرتر باشد و دايره شموليت آن وسعت بيشتري يابد، تجمعات انساني فراوانتري را به همزيستي مي طلبد، اساسا روح اديان توحيدي قانونگرايي است زيرا با پذيرش خداي واحد است كه مي توان از حكومت قانون به عنوان برابري انسانها در برابراقتدار فراتر از خود انسانهاسخن گفت، به خصوص وقتي كه به اديان توحيدي به منزله اجزايي از يك كل واحد به نام اسلام نظر بيفكنيم و اديان به ظاهر متفاوت در تعاليم انبياء راكه با نامهاي مسيحيت، يهوديت، مجوسيت و.. شناخته شده اند، اجزايي از يك حقيقت واحد و آموزه منفرد به اسم اسلام بدانيم كه بنا به مقتضيات زمان و توانايي پذيرش مردم معاصر هر پيامبري، به بشريت مخاطب آن عصر، بخشي از آن عرضه شده و در عصر پيامبر خاتم به كمال و تماميت رسيده است ( ) 4 زيرا كه در اعتقاد به خدايان، پيروان هر خدايي، خداي خاص خودشان را دارند و به خاطر در عرض هم نشستن خدايان، امكان تفاهم و پذيرش قانون واحد از سوي پيروان خدايان گوناگون منتفي است. توجه به قانون و قانونگرايي درتعبيري از دين در قرآن كه تحت عنوان شريعت آمده است وكاملا مرادف با قانون است به خوبي خود را آشكار مي سازد. (ولكل جعلنا منكم شرعه ومنهاجا- 48 مائده ) از ديگرسو بايد توجه داشت كه قوانين در اسلام به دو دسته قوانين تاسيس و امضايي تقسيم مي شوند كه اكثريت اين قوانين از نوع اخير است يعني اكثر قوانين برگرفته از عرف و سنن جوامع عصر پيامبران ماخوذ گرديده است، سنتي كه با روح تعاليم پيامبران در تعارض نبوده و لذا پيامبران از طريق وحي مامور به پذيرش و عمل به آنها گرديده اند كه از جمله مي توان به حرمت جنگ در ماههاي حرام، قصاص و... اشاره نمود. ادامه دارد پي نوشتها: - 1 براي اطلاع از تعاريف داده شده راجع به جامعه مدني بنگريد به: دكتر حسين جامعه شناس بشيريه سياسي نشر ني 1376 چاپ سوم ص; 329 ماهنامه كيان ميزگرد شماره 33 درباره جامعه مدني صص 4 و;هوشمند 9 سعيدي. نگاهي به جامعه مدني. روزنامه سلام شماره 1801 شنبه اول شهريورص 1376 . 9 - 2 رك: حسين بشيريه جامعه شناسي سياسي. صص; 3233 مقايسه شود با: كيهان فرهنگي شماره 136 ميزگرد فرهنگ و جامعه مدني صص; 65 فرهنگ و توسعه شماره 3029 نگاه ماركس و گرامشي به جامعه مدني آن سامسون ترجمه پرويز صداقت صص. 635 - 3 مرتضي مطهري جامعه و تاريخ انتشارات صدرا بي تا صص. 1412 - 4 براي توضيح بيشتر وحدت اديان الهي بنگريد به: مرتضي مطهري ختم نبوت.