Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761216-40812S1

Date of Document: 1998-03-07

آموزش عالي و چالش هاي قرن بيست و يكم... انديشمندان و صاحبنظران داخلي و خارجي نظر مي دهند; اشاره: امروز جامعه جهاني در پي آن است تا بااتكاء بر ژرف انديشي هاي انديشمندان خود، بيش ازپيش به شناخت نيازها، ويژگيها و چالش هاي قرن بيست و يكم و نيز يافتن راه حلي براي چالش هاي اين قرن نايل آيد. دستيازي به اصول و مباني علمي مطمئن و مناسب براي تامين رفاه عمومي ملتها از سوي دولتها و سياستگزاران امري ضروري و بديهي است و نقش آموزش عالي در اين ميان غيرقابل انكار. نظربه نقش حياتي آموزش عالي در اين زمينه و نيز اهميت و ضرورت شناخت اين نقش، به منظور درافكندن طرحي نو در سنجش آموزش عالي كشور ما، هفت ديدگاه از هفت انديشمند و متخصص برجسته ايراني و خارجي را جويا شده ايم، كه امروز در صفحه يك موضوع، هفت ديدگاه سرويس علمي فرهنگي آن را منتشر كرده ايم. دكتر ايسمولچ (استاد دانشگاه ) دكتراي شيمي از دانشگاه ادنيبرو و جامعه شناس از دانشگاه آكسفورد انگليس. عضو هيات علمي دانشگاه آدلايد استراليا در رشته جامعه شناسي و علوم و استاد دانشگاه هاي ورشو و مانيلا. تاكيد اصلي من در زمينه نقش آموزش عالي عمدتابر حفظ و رعايت اصول اخلاقي است. به اعتقاد من تجدد و نوگرايي، اجبارا از اصول اخلاقي دور بلكه نيستند، مي توانند مكمل يكديگر باشند. اصول اخلاقي و حتي سنن موجود در جوامع امر بسيار مهمي است و به هرقيمتي مي بايست حفظ و نگهداري شود. البته ما بايد قطعا پيشرفت زمان را در اين زمينه در نظر داشته باشيم. و در عين حال كه اصول اخلاقي و آداب و سنن خود را حفظ مي كنيم، تغييرات لازم را متناسب با شرايط زماني در آن ايجاد كنيم. متاسفانه در استراليا به اين موضوع توجه شايسته اي نمي شود و در آموزش عالي، بويژه در قرن آينده مي بايست به اين موضوع به شكل خوبي در استراليا توجه شود. پروفسور جرج صباغ (استاد دانشگاه كاليفرنيا ) قبل از پاسخ به سوال شما مايلم بگويم، بعضي ازافراد با شنيدن اسم من، فكر مي كنند ايراني ولي هستم، من در شهر بغداد عراق به دنيا آمده ام و در فرانسه و امريكا تحصيل كرده ام. اما در مورد سوال شما بايد بگويم، رشد سريع جمعيت، كه حاصل افزايش مواليد و كاهش مرگ و مير است، بويژه در كشورهاي شرق و جنوب آسيا، موجب انفجار جمعيت واجبالتعليم شده و برنامه ريزان آموزش را با چالش مواجه كرده است. از سوي ديگر افزايش ثبت نام و دسترسي به سطوح بالاتر آموزشي، مي تواند به كاهش ميزان باروري بينجامد و كاهش رشد جمعيت بطور اعم و جمعيت واجبالتعليم بطور اخص را، به دنبال داشته باشد. موضوع ديگر در آموزش عالي قرن آينده، تامين مالي و آزادي عمل و خودمختاري دانشگاههاست. استقلال مالي و آزادي دانشگاهها موضوع مهمي است كه نه تنها در كشورهاي پيشرفته، بلكه در كشورهاي در حال توسعه هم بايد بطور جدي مورد توجه قرار گيرد و تامين شود. در حال حاضر دانشگاهها در كشوري مثل استراليا ياايالات متحده، به آن سطح از آزادي عمل اما رسيده اند، مساله اي كه ذهن همه را آزار مي دهد، اين است كه روز به روز اين آزادي عمل كمتر مي شود و در قرن آينده ما بايد به سويي پيش رويم كه آزادي مزبور را براي دانشگاهها و نظام آموزش عالي كشورها تامين كنيم. از سوي ديگر آموزش عالي در قرن آينده بايد بيش از پيش به كيفيت بپردازد. در حال حاضر بودجه اي كه به دانشگاه مي دهند خيلي زياد نيست و كفايت نياز ما را نمي كند، لذا ما مجبوريم از دانشگاه يك قدم بيرون بگذاريم و به نوعي، از بخش هايي مثل صنايع كمك بگيريم. به نظر من اين روند در قرن آينده به همين شكل ادامه پيدا مي كند. حبيب صفراف، رئيس دانشگاه دولتي ملي تاجيكستان من در سخنراني خودم در سمينار آموزش عالي در قرن بيست و يكم، در مورد برنامه آينده دانشگاه هاي پايدار صحبت كردم و باز هم تكرار مي كنم كه مابايد بيش از هر چيز در جهت تقويت آموزش عالي حركت كنيم. اگر دولت به آموزش عالي تكيه كند، قدرتمند اما مي شود آينده بهتر براي آموزش عالي را در آن مي بينم كه از جهت تكنيك قدرتمند شود. البته اين امر به صرف انرژي و پول زياد نياز دارد كه دولت ها زياد در اين مورد توانا نيستند. به نظر من، دانشجويان دانشگاه هاي آينده بايد هرچه بيشتر فرهنگ و تمدن ملت خود را بشناسند و تاريخ و ادبيات خود را مطالعه و بررسي كنند. راه هاي گوناگوني براي توسعه وجود دارد، تنها با شناخت پيشينه فرهنگي و تاريخي است كه محققين مي توانند بهترين و مناسبترين و كم ضررترين راه را براي توسعه كشور خود انتخاب كنند. اگر ما تاريخ ملت، دولت و ترقيات قديم خود راندانيم، پروگرام آينده را كوركورانه تدوين مي كنيم. مثلا در مورد ما و شما اين نكته بسيار مهم است كه ايرانيان و تاجيكان، ميراث دار يك تمدن مشترك هستند. دكتر محمودالعالم از اعضاي موسسه توسعه وتحقيقات بنگلادش با در نظر گرفتن كشورهاي در حال توسعه نظيربنگلادش، هند و پاكستان و نيز كشورهاي پيشرفته مثل ژاپن، استراليا و نظاير آن، ما بطور طبيعي بامسايل مختلفي روبه رو مي شويم. كشورهاي در حال توسعه يقينا مسايل و مشكلات خود را دارند. در كشوري مثل بنگلادش، به هر حال افراد لايق و شايسته زيادي هستند كه مشتاق به تحصيل در نظام آموزش عالي هستند. ولي در بازار كار جامعه بنگلادش، متاسفانه تقاضايي براي نيروي آنها وجود ندارد. مشكل ديگرآموزش عالي اين است كه همواره با كمبود اعتبار وبودجه مواجه است و ناچار است از بخش هاي خصوصي كمك بگيرد. درست است كه آزادي عمل و استقلال دانشگاهها موضوع بسيار مهمي است، و بايد اعمال شود و تا حدي هم رعايت مي شود، ولي بطور واقعي انجام نمي شود و به شكل ناقصي تامين مي شود. علي رغم آن كه دانشگاهها طرفدار حفظ آزادي و استقلال خود هستند، ولي در عمل به كمك هاي مالي دولتها وابسته شده اند و مداوما دست و پا مي زنند و كاري از پيش نمي برند. بايد پذيرش دانشجو در دانشگاهها، با در نظر گرفتن شرايط سني انجام شود، تا از جمعيت روبه رشد دانشگاهها قدري كاسته آموزش شود عالي در كشورهاي در حال توسعه در قرن آينده، بايد غيرطبقاتي شود وغني و فقير هر دو با هم امكان ادامه تحصيل داشته باشند. من فكر مي كنم، براي ارتقاي كيفيت آموزش عالي در قرن آينده بايد تبادل اطلاعات ميان دانشگاهها و كشورهاي مختلف دنيا بخوبي انجام شود. دكتر فهيم الدين، عضو هيات علمي موسسه مطالعات توسعه گيري هند در كشور هند نرخ رشد اقتصادي 2 درصد است در حالي كه نرخ رشد ثبت نام دانشجو در دانشگاهها درصد 35به رسيده است. تعداد بيكاران خيلي زيادند و در نتيجه براي آن كه اوقات بيكاريشان را پر كنند، به دانشگاهها روي آورده اند. از سوي ديگر تحصيل دردانشگاهها بسيار كم هزينه و ارزان است. بطور مثال شهريه سالانه دانشگاهها حداكثر 50 دلار است و اين رقم ناچيزي است. در هند عموما اين احساس وجوددارد كه وضعيت آموزش عالي نه تنها رضايت بخش نيست، بلكه چون نمي تواند پاسخگوي چالش هاي احتمالي قرن آينده باشد، هشداردهنده نيز هست. كل شهريه اي كه از دانشجويان اخذ مي شود شايد حدود 15 درصد هزينه تحصيل آنها باشد، ودولت در اين بخش يارانه زيادي مي دهد. در حالي كه دولت بايد قوانيني را وضع كند كه با اجراي آنها، دسترسي به آموزش عالي براي هر كسي امكانپذير نباشد و كنترلي در اين زمينه اعمال شود. حمايت مالي دولت از دانشگاهها بايد بتدريج كاسته شود و در عوض فعاليت بخش خصوصي در عرصه آموزش عالي گسترش يابد. چنين احساس مي شود كه در داخل نظام آموزش عالي روندي از دگرگوني منفي رشد يافته است، چرا كه نيمي از دانشجوياني كه درهاي دانشگاه به رويشان گشوده مي شود، در نيمه راه درس را رها مي كنند ودر نتيجه منابع مالي وانساني هنگفتي به هدر مي رود. اين امر را بايد يك زنگ خطر جدي محسوب كنيم، چون ممكن است هر لحظه موجب فرو ريختن كل سيستم شود. عده زيادي از دانشجويان 6 تا 7 سال در دانشگاهها مي مانند تنها به دليل آن كه هزينه زيادي براي آنهاندارد. دولت مي تواند با افزايش ميزان شهريه دانشگاهها و كاهش كمك هاي خود به آنها، بيشتر روي نظام آموزش عمومي سرمايه گذاري كند و كيفيت آن راارتقاء بخشد. به هر حال، به نظر من تبيين مجدد نظام آموزش عالي در قرن آينده براي برخي از كشورهاي در حال توسعه ازجمله هند از ضروريات است. در نظام تبيين شده، بايد بخش خصوصي فعالتر ازگذشته شود و دانشگاهها به صنعت بيش از پيش نزديك گردند. البته دولت و دانشگاه به تازگي اين اصلاحات راآغاز كرده اند و در اولين اقدام به ميزان خيلي ناچيزي شهريه ها را بالا برده اند، ولي اين موضوع به صورت خيلي خشونت باري مورد استقبال دانشجويان قرارگرفت. دكتر محمد توكل رئيس موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت فرهنگ و آموزش عالي و عضو هيات علمي دانشگاه امروزه، آموزش عالي و تحقيقات به عنوان يك حوزه استراتژيك هم در سطح ملي و هم بين المللي براي كشورها مطرح است. در حال حاضر فاصله و شكاف موجودميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بيش از آن كه مربوط به فقر و غناي آنها باشد، به وضعيت علمي، تحقيقاتي و تكنولوژي اين كشورها باز فاصله اي مي گردد، كه هر لحظه بيشتر مي شود. كشورهاي در حال توسعه با مشكلات سازماني، فرهنگي، اقتصادي و سياسي موجودشان، در وضعيت نامطلوب علمي و تحقيقاتي، درجا مي زنند و حتي سير عقبگرد نيز مي كنند، حال آن كه كشورهاي پيشرفته با رشد شتابنده اي به جلو لذا حركت مي كنند كشورهاي در حال توسعه، مي بايست به طورجدي نگران وضع موجود باشند. ما نيز براي تغييروضعيت خود، بايد با بسيج تمامي امكانات وضع موجودمان، علمي، تحقيقاتي و تكنولوژيكي خود را ارتقاء دهيم و شرايط اجتماعي، اقتصادي و سازماني مناسب اين حركت را فراهم كنيم و آن را دوام بخشيم. لذا حركت علمي، تحقيقاتي و تكنولوژيكي به عنوان يكي از مولفه ها و پارامترهاي عظيم در تحقق استقلال جامعه از اولويتهاي اساسي ملي ما بوده و آموزش عالي به عنوان قلب تپنده اين حركت از اهميت خاصي برخوردار است. فلسفه آموزش و منجمله آموزش عالي در طول چند قرن گذشته، اساسا بر ارضاي حس كنجكاوي و دانش پژوهي افراد و در درجه بعد بر پاسخگويي به نيازهاي جامعه مبتني بوده، و هر چه جلوتر آمده ايم، نقش و تفكيك آموزش عالي در رفع نيازهاي جامعه برجسته تر شده است. آموزش عالي در قرن آينده، مي بايست بيش از هر زمان ديگري پاسخگوي نيازهاي جامعه باشد و در كنار ساير رسالتهاي خود، مشكلات و معضلات جامعه را بررسي كند و براي آنها راه حل ارائه دهد. دانشگاه در قرن آينده يك نهاد منزوي و بريده از جامعه نيست كه تنها به كارهاي علمي خود دلخوش كند. دانشگاهها بايد در عين تلاش براي رسيدن به مرزهاي علمي جهاني به گشودن گره هاي حيات عيني جامعه به عنوان يك استراتژي مهم بپردازند و البته دستگاههاي اجرايي وساير بخش هاي جامعه نيز بايد در يك رابطه مسايل متقابل، خود را به طور شفاف عرضه كنند و جهت رسيدن به راه كارهاي مناسب به بخش هاي دانشگاهي اعتماد نمايند. دكتر رضا منصوري عضو شوراي پژوهش هاي علمي كشور و استاد دانشگاه نقشي كه من براي آموزش عالي در قرن آتي قائل هستم، به ايران مربوط مي شود. البته نقش آموزش عالي در كشورهاي توسعه يافته هم به سرعت در حال دگرگوني است و تحولات مزبور خواه ناخواه بر اوضاع كشور ماتاثيرگذار خواهد بود. ما كشوري در حال توسعه هستيم و آموزش عالي قطعا از اهميت خاصي براي تحقق اهداف توسعه مابرخوردار است، بدين معنا كه چنانچه آموزش عالي، توسعه و نيازهاي آن را به خوبي درك نكند، اين امر ( توسعه ) براي كشوري مثل كشور ايران امكان ناپذيرخواهد بود و يا موجب آن خواهد شد كه بخش هاي ديگرجامعه، به ناچار آموزش عالي را ناديده بگيرند و آن را دور بزنند. اين كه مي بينيم در كشور ما بخش هاي غيردانشگاهي، اقدام به تاسيس و راه اندازي دانشگاه مي كنند، بيانگر و مويد اين مطلب است كه آموزش عالي درايفاي وظايف خود طي سالهاي گذشته ناموفق بوده است و اين، اصلا مطلوب نيست. لذا، شايد بتوان گفت درشرايط فعلي ما، مهم ترين نقش آموزش عالي جوابگويي به نيازهاي توسعه است. نكته مهم ديگر، اين است كه دنياي فعلي بسيارپيچيده است و كشور ما نيازمند نيروهايي است كه به تفكر پيچيده آشنا باشند و تربيت اين نيروها قطعا به عهده آموزش عالي كشور است. نظام آموزش عالي ما، بايد بستري مناسب براي رشد استعدادهايي باشد كه به تفكرات پيچيده عادت كنند و يا در مورد مسايل بسيار بغرنج قرن آينده پاسخگو باشند. البته طي 12 سال گذشته ما شاهد ايفاي اين دو نقش مهم از سوي آموزش عالي كشور نبوده ايم و طي اين سالها، عمدتامسائل روز براي سياستهاي آموزش عالي ما تعيين كننده بوده، نه يك چشم انداز درازمدت و صحيح. فريبا صحرايي شرح عكسها: دكتر ايسمولچ پروفسور جرج صباغ دكتر محمود العالم دكتر فهيم الدين