Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761216-40810S2

Date of Document: 1998-03-07

مشكلاتي كه بوده و هست گفتگو با مجيد انتظامي برنده سيمرغ بلورين بهترين موسيقي متن شانزدهمين جشنواره فيلم فجر از ميان آثار موسيقي شانزدهمين جشنواره فيلم فجر امسال سيمرغ بلورين جشنواره به موسيقي متن فيلم آژانس شيشه اي ساخته مجيد انتظامي اهدا اين آهنگساز شد تاكنون براي بيش فيلم 50از و مجموعه تلويزيوني موسيقي ساخته است كه از اين ميان موسيقي متن فيلم هاي باي سيكل ران و روز واقعه موفق به دريافت سيمرغ بلورين جشنواره هاي فيلم فجر شده اند. شما موسيقي فيلم را چگونه تعريف؟ مي كنيد - موسيقي فيلم در ايران بااستفاده از سبك هاي مختلف درموسيقي ايراني ساخته مي شود. به عقيده من در موسيقي فيلم، ازسبكها و شيوه هاي مختلفي چون موسيقي سنتي، ملي، كلاسيك و الكترونيكي متناسب با فضاي فيلم ياري مي گيريم. ناگفته نماند كه تمام اين سبكها براي خود تعريف و جايگاه خاصي دارند كه در اين فرصت محدود نمي توان به شرح آن پرداخت. در مورد موسيقي فيلم، مشخص است كه در فيلم، ما با يك كار نمايشي روبه رو هستيم و بديهي است كه موسيقي چنين كاري به عنوان يك عامل موثر بايد همسو با اين كار نمايشي حركت شناخت كند فيلم و آشنايي با قواعد نمايشي هر فيلم، آهنگساز را بر آن مي دارد كه نسبت به تركيب كلي فيلم ديدي صحيح داشته و موسيقي را متناسب با آن بسازد. انگيزه، كشمكشها، اوج و فرود، هدف و بالاخره نتيجه گيري همان عناصري است كه موسيقي فيلم بايد آنها را همراهي كند و البته اين امر به ساختار كلي فيلم وابسته است كه موسيقي در كجا و چگونه به بيان حالت كلي تصوير بپردازد كه هر چه بيشتر در درك تصوير و سرانجام در مخاطب، تاثير بگذارد. اين تعريف كلي در مورد موسيقي فيلم بود. البته موسيقي فيلم مي تواند خودش را در ابعاد ديگري هم نشان بدهد و آن، موقعي است كه موسيقي در بطن قرار مي گيرد و فراتر از تصوير مي رود و معناي خاصي پيدا مي كندو با زيبايي به طور نمادين، به تعريف و توصيف اتفاقي كه در تصوير روي مي دهد، مي پردازد و چيزي را بيان مي كند كه تصوير بيان نمي كند و گاه حتي موسيقي فيلم و تصوير، در تضاد قرار مي گيرند تا مفهوم جديدي زاده شود. در حال حاضر چه مشكلات ومسائلي در حوزه ساخت موسيقي فيلم وجود ؟ دارد و براي حل آنها چه پيشنهادي؟ داريد - مشكلات اين حوزه، بخشي مربوطبه مسائل كلي موسيقي ما چه قبل و چه پس از انقلاب برمي گردد. مشكلاتي كه بوده، هست و گوياخواهد بود. چرا كه من هيچ روزنه اي براي حل آنها نمي بينم. اين مشكلات را شايد بتوان به دو بخش كلي تقسيم كرد: - 1 فقدان امكانات فني استوديويي و كمبود نوازنده حرفه اي. - 2 نبود سياستگزاري مشخص در اين حوزه. بايد بگويم كه امكانات استوديويي بخش خصوصي درمقايسه با بخش دولتي بسيارناچيز است. استوديوهاي خصوصي به هيچ وجه نمي توانند با استوديوهاي بخش دولتي رقابت كنند و اين موجب از بين رفتن آنها مي شود چرا كه توان رقابت اقتصادي با بخش دولتي راندارند. امكانات و كارهامتمركز در بخش دولتي است. طبعا سفارش دهندگان اين حوزه چه در حوزه آهنگسازي، چه توليد كاست به سمت استوديوهاي دولتي مي روند. به هر حال همه به دنبال كيفيت بهتر براي كار خود هستند در صورتي كه در بخش خصوصي به علت بازدهي كم اقتصادي ابزارها روزآمد نشده اند و بعضا متعلق به سي يا چهل سال پيش هستند و آن صدادهي لازم را آهنگساز ندارند و صدابردار در استفاده از اين ابزارهاي فرسوده و كهنه بايد ساعتها تلاش كند تا كمي به ذهنيت و ايده خودش در ساخت يك موسيقي نزديك شود در صورتي كه نبايد اين اندازه انرژي و هزينه و وقت صرف ضبط يك موسيقي شود. افزون بر اين در حوزه نوازندگي هم مشكلاتي وجود دارد. به اين معني كه ما نه تنها خيلي از سازهاي اركستري را در اختيار نداريم بلكه معلم آن را هم نداريم تا شاگرداني راتعليم دهند. همين امر در واقع نشان دهنده بخش دوم مشكلات اين حرفه يعني عدم سياستگزاري در بخش موسيقي است، ما مسائل را در درازمدت نگاه نمي كنيم بلكه بيشتر اقدامات و برنامه مقطعي و بسته به شرايط مكاني و زماني خاصي است. اگر برنامه دقيقي در اين زمينه داشتيم قطعا پس از گذشت نزديك به بيست سال پس از انقلاب مي بايد حداقل از نظر اركستري و نوازندگي مشكلي نداشته باشيم. مسئولان و برنامه ريزان موسيقي ما در اين مدت تنها به حفظ موقعيت و ارائه آمار و ارقام كمي توجه كرده اند تا اصل موضوع كه موسيقي باشد. بكارگيري ابزارها و سازهاي الكترونيك در ساخت موسيقي فيلم مباحثي را مطرح كرده دراين باره چه نظري؟ داريد - به نظر من در هر شرايطي مقابله و انكار تكنولوژي جديددر تمامي عرصه ها خاصه موسيقي نوعي ناآگاهي است، چون به هر حال تكنولوژي براي تسهيل و خدمت به بشر ساخته شده است. درباره موسيقي هم دستگاهها و سازهاي كامپيوتري و الكترونيكي چنين نقشي را بازي مي كنند، امانكته مهم نوع استفاده و نحوه بكارگيري از اين ابزار و به امكان است اعتقاد من نحوه استفاده از اين وسيله در ايران با تمام دنيا متفاوت است. درايران به اين دليل به سراغ سازهاي كامپيوتري نمي روند كه به آن نياز دارند يعني كارگردان وتهيه كننده صدادهي اين سازها رابراي توصيف و تفسير بهترصحنه ها و فضاهاي فيلم نمي خواهد بلكه چون هزينه كمي دارد واساسا موسيقي فيلم از نگاه آنان يك محصولي است كه با پايان عمر فيلم از بين مي رود، مورد استفاده است. براي همين گاه مي بينيم مثلا صحنه اي در روستايي اتفاق مي افتد، يا گله گوسفندي در حركت است ولي سازالكترونيكي موسيقي اين فضاها رااجرا مي كند كه موسيقي نه سنخيتي با تصوير دارد و نه با جغرافيا و حتي خود ولي فيلم چون نگاه به موسيقي به گونه اي است كه آن را در پس زمينه مي بينند اين كار صورت مي گيرد تا هزينه كمتري داشته باشد. در صورتي كه به عقيده من موسيقي فيلم مي تواند به صورت مجرد حيات جاويدان داشته باشد همان گونه كه بعضي از موسيقي هاي فيلم هاي خارجي به اين گونه هستند. يعني با اينكه ديگر فيلم از خاطره ها رفته يا در دسترس نيست ولي موسيقي آن هنوز به صورت مستقل گوش داده مي شود ومردم آن را مرور مي كنند. براي اينكه شرايط به اين گونه باشد چه بايد؟ كرد - بديهي است براي اينكه چنين اتفاقي بيافتد در خصوص ساخت موسيقي هاي اين چنيني بايد سرمايه گذاري و برنامه ريزي كرد. دست آهنگساز را بازگذاشت كه به تناسب از سازهاي بومي و طبيعي و حتي در صورت نياز از سازهاي الكترونيكي استفاده كند تا موسيقي توليد شده يكبار مصرف نباشد بلكه پس از پايان عمر فيلم تداوم داشته باشد و مردم چه از طريق كاست، چه از طريق صدا و سيما با آن ارتباط خود را حفظ كنند. در جشنواره امسال بزرگداشت انيو موريكونه، آهنگسازايتاليايي برگزار شد. به هرحال اين امر توجهي بود كه برگزاركنندگان جشنواره به موسيقي فيلم داشته اند. نظر شما در اين باره؟ چيست - من نمي دانم بزرگداشت يك آهنگساز خارجي درست است يانه! وقتي به منطق خودم رجوع مي كنم آن را زياد صحيح نمي دانم. موريكونه يك آهنگساز برجسته بين المللي است و جايگاه خودش را در دنيا دارد وآثار برجسته اي ساخته كه اگر فيلم هاي آن فراموش شوند، موسيقي آن هيچگاه از يادها نخواهد رفت، اما گراميداشت چنين فردي كه تمام دنيا او را تشويق مي كند و شايد نيازي هم نداشته باشد كه در ايران هم از او تجليل كنند، توسط جشنواره فيلم فجر چه اندازه درست است، واقعا نمي دانم، به عقيده من بهتر بود آغاز چنين حركتي با تجليل و گراميداشت پيشكسوتان و آهنگسازان قديمي ايراني باشد، به هر حال اين آهنگسازان ما هستند كه از داشتن چنين امكاني محروم هستند. ما آهنگسازان زيادي داريم كه بالاخره در اين مملكت، چه قبل و چه بعد از انقلاب زحمت كشيده اند و با تمام كمبودها و مشكلات ساخته و كار كرده اند. خيلي زيبا و شايسته بود اگر از استادان ما كه بعضي از آنان در سنين بالايي هستند تجليل نبايد مي شد منتظر بود تا آنان از دنيا بروند و بعد براي آنها بزرگداشت بگيريم. به همين دليل است كه مي گويم نمي دانم اين كار درست است يا نه. با اينكه من با تمام وجود موريكونه را دوست دارم ولي مي گويم كه او احتياجي به تشويق ندارد چون دنيا او را تشويق مي كند. البته كساني كه چنين برنامه اي را تدارك ديده اند حتما دليل و منطقي براي آن دارند و عاقلانه فكر كرده اند. چنين به نظر مي رسد داوريهايي كه در بخش موسيقي فيلم جشنواره هاي فجر انجام مي گيرد به دليل اينكه عموما داوران از موسيقي آگاهي و تخصصي ندارندبيشتر مبتني بر احساسات است تا ملاك هاي علمي و زيبايي شناسانه. شما به عنوان يك آهنگساز در اين باره چه نظري؟ داريد - بله، با نگاهي به جشنواره هاي مختلف وكيفيت برگزاري آن خواهيم ديد كه اگر هدف جشنواره اهداي جايزه به چندنفر در طول يك سال است و پس از آن همه چيز تمام جشنواره شود، موفقي نداشته ايم. ولي اگر هدف جشنواره جريان سازندگي، سازي و نشان دادن الگوهاي مناسب و هدايت سينماگران وآهنگسازان ما به سمت عرصه هاي ارزشمند و جدي است و در واقع مسير را روشن مي كند بايدداوريها در عرصه هاي مختلف سينما اعم از فيلم و موسيقي و ساير موضوعات متناسب با اين هدف و نگرش باشد، اما با مروري به داوريهاي جشنواره هاي برگزار شده درمي يابيم كه اين قضاوت ها تا چه اندازه متفاوت و گاه متعارض است، به عقيده من جشنواره رسالت خود را بايددر ارائه مسيرهاي درست والگوهاي مطلوب به علاقه مندان ودست اندركاران اين حوزه بداند. در مورد آخرين كار خود يعني موسيقي متن فيلم آژانس شيشه اي بگوئيد، در مقايسه با كارهاي قبلي شما اين اثر چه؟ تفاوتهايي دارد - اين كار شايد به نوعي درتداوم كارهاي قبلي من بود. البته بر خلاف كارهاي قبلي شايد در اين فيلم از موسيقي زياد استفاده نشده است. در واقع موسيقي جمله به جمله بيان مي شود و تداوم و پيوستگي خاصي ندارد. به خصوص در صحنه هايي سعي شده كه بيشتر از سكوت استفاده شود تا در تركيب موسيقي و سكوت، تماشاچي به تامل و تفكر فرو رود.