Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761214-40745S1

Date of Document: 1998-03-05

اقتصاد خانواده و دلشوره جوانان نگراني ها و دلشوره هاي جوان (بخش پاياني ) اشاره: جوانان ما نگرانند، نگران فردايي نامشخص، و آنچه در اين ميان به اين اضطراب دامن مي زند برخورد ارزشهاي كهنه و نو و همچنين كشمكش بين انسان و ماشين است. جوانان ما در اين ميان راه نجاتي مي جويند و آبحياتي مي طلبند. اما سرخوردگي هاي بسيار آنان را از اهدافي كه داشته اند دور مي كند. جوانان، اضطراب؟ چرا عنوان مطلبي بود كه در آن به عوارض اضطراب درجوانان، راه حلهاي اضطراب از نظرجوانان پرداخته است. قسمت پاياني اين مطلب كه به نقش اقتصاد خانواده در اضطراب جوانان مي پردازد از نظرتان مي گذرد. احساس با مادر، كار با پدر! فرجام قدسي پور 24 ساله -فيلم بردار و سفره آراي عروس پدر و مادرم با من بسيارنزديكند. در حقيقت مشاور من هستند. به عنوان مثال وقتي درباره مساله اي عاطفي يا احساسي و يا جسمي و رواني مي خواهم صحبت كنم، ترجيح مي دهم بامادرم باشم. و مواقعي كه مشكلم در مورد امور جاري وروزمره است، با پدرم مشورت مي كنم. نقش اقتصاد خانواده براي جوانان چگونه است و آيا اصولااقتصاد خانواده مي تواند درچگونگي ارتباطات جوانان درخانواده موثر واقع ؟ شود ـ در مورد قسمت اول سوال بايد بگويم: جوانان تقريبا با اقتصادخانواده كاري ندارند. البته نه اينكه نخواهند و يا نسبت به آن بي اعتنا و بي تعهد باشند، بلكه اقتضاي موقعيت و سن آنها اين گونه ايجاب مي كند. در خصوص قسمت دوم هم بايدبگويم: صددرصد. اگر در يك خانواده متوسط يا پايين، از نظر درآمد، جوان گزارش و يا دريافت درستي از اقتصاد خانواده نداشته باشد و نسبت به آن ناآگاه باقي بماند، به طور حتم سوء تفاهمات بسياري پيش خواهد آمد كه آنوقت اين سوء تفاهمات با احتساب روحيه و ظرفيت جوان، به صورتهاي مختلفي ظاهر خواهد شد. مهمتر از همه سرخوردگي هاي اجتماعي است كه آرامش او را بهم خواهد زد. در اين بين، جوان لطمه زيادي خواهد خورد. آيا اعمال نابجاي جوانان، مي تواند در ايجاد فضاي ناخوشايند خانوادگي موثر؟ باشد ـ بله، خيلي زياد. همانطور كه ما از خانواده توقع توجه و حمايت و خيلي چيزهاي ديگري داريم، بديهي است آنان هم، از ما انتظاراتي دارند كه كاملا طبيعي و بجا است. ما نبايد فراموش كنيم كه درزندگي انسانها هميشه، براي بوجودآمدن يك اتفاق يا يك رويداد خوب و منطقي، وجود هر دو طرف لازم چون است يكدست هيچوقت به تنهايي صدا ندارد! جوانان مي گويند و مي گويند ومي خواهند كه بگويند! آنقدر كه پاياني براي اين نمي توان گفتن ها، يافت. آنها اميدوارند و به دنبال پايگاهي استوار و مطمئن، براي پناه و حمايت خويش مي گردند. آنها مي خواهند اولين و آخرين ياورشان در زندگي و دنيا، بعد از خداوند بزرگ و حكيم، والدينشان باشند. آنها تشنه همدلي، همزباني و كسب تجارب مفيد اوليايشان به زبان زمان خويشند. توقع زيادي نيست اگر يك جوان ازوالدين خود چنين انتظارهايي داشته باشد. از طرفي، يك جوان بايد پدرها بداند، و مادرهاي ما فقط در داشتن عواطف و احساسات خوب و محبت آميز، و عملكردهاي مثبت به يكديگر شباهت دارند. اما در بقيه موارد با هم متفاوتند! چرا كه آنان نيز، پرورش يافته درخانواده هاي مختلف، با تحصيلات وداشتن درك و منطق و زبان وفرهنگهاي گوناگون و... مي باشند. با اين همه به يقين مي توان اذعان نمود، هيچ پدر و مادري را نمي توان يافت كه مصلحت و خير فرزندان خويش را نخواهد. اين امر كه والدين از جوانان وبطور كل از فرزندان انتظار خويش، داشته باشند با تلاش وانتخاب راهي اصلح، پاسخ مثبتي به زحمت ها و رنجهاي آنان بدهند نيز، توقع بي جا و بزرگي نيست. به هرحال نبايد فراموش توجه كرد، دايمي هر دو طرف، به اين مساله كه مراعات و مهرباني وكاشت و برداشت اصولي و سازنده و يا خلاف آنها، هميشه در زندگي نقشي دو سويه دارد، از اهميت خاصي برخوردار است. چون همان گونه كه رفتار ناهنجار و نابه جاي والدين مي تواند در ضربه زدن به روح و فكر و آينده فرزندان، تاثيربه سزايي داشته باشد، اعمال نامناسب و توقعات بي جاي فرزندان نيز مي تواند، موجب فروپاشي واختلال در يك زندگي خانوادگي، از بين رفتن حرمت ها و لوث شدن زحمت ها و احساسات پدر و مادر را فراهم آورده و روح شكننده آنها را، خدشه دار و يا حتي، متلاشي نمايد. در پايان بدنيست اشاره مختصري به يادگيري الزامي زبان مشترك، بين اولياء و فرزندان نموده و يادآوري نماييم: اگر پدران و مادران ما، به طوركامل، متوجه رشد و صعود سن فرزندانشان به قله رفيع زمان باشند و دلشوره ها و حساسيت هاو احساسات و دلمشغولي هاي آنهارا درك كرده و محبت و ادب واحترام و نظم و آرامش را دربرابر آنان حفظ نمايند، و يا اگر نظر و سليقه فرزندانشان را در برخي موارد، مورد عنايت قرار داده و متوجه باشيم روحيه جوانان حاضر در خانواده، شادي و شور رامي طلبد، نه غم و اندوه و تكراركسالت بار مكررها را، و اگر ازسرزنش هاي چپ و راست دست بردارند و جوان را به كانون صميمي خانواده، دلگرم و مطمئن سازند، بخش اعظم زبان منع رطب خوردن را فراگرفته اند. كه اين بهترين راه نجات جوانان است. يك دوستي ناگسستني و دوطرفه، با توجه به پيشرفت و اقتضاي زمان و انسان قرن حاضر. فاطمه مشهدي رستم