Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761214-40742S1

Date of Document: 1998-03-05

ارزش توجه هنرمند به انسان اثر مهين نورماه به مناسبت برپايي نمايشگاه آثار گروهي از مجسمه سازان در نگارخانه آريا اثر بهروز دارش نمايشگاهي از آثار مجسمه سازي معاصر از 5 تا 16 اسفند در نگارخانه آريا به تماشاي عمومي گذاشته شد. آنچه مي خوانيد پرسش و پاسخي با هنرمندان شركت كننده در اين نمايشگاه است كه از نظرتان مي گذرد: وضعيت مجسمه سازي امروز ايران را چگونه مي بينيد و به نظرتان چه اختلافي باگذشته؟ دارد . سيمين اكرامي: وضعيت مجسمه سازي با گذشته خيلي فرق دارد. اين همه سفارش مجسمه و نصب آن در پاركها و ميادين را من در گذشته به ياد نمي آورم. شهرداري واقعا فعاليت خوبي را در اين سالها آغاز كرده كه به نظر من قابل تقدير است. دانشجويان زيادي هم در اين رشته مشغول تحصيل هستند كه در آينده بر تعداد مجسمه سازان حرفه اي افزوده خواهد شد. فاطمه امداديان: اصولا سنت مجسمه سازي پيوسته اي نداشته ايم. در سالهاي قبل از انقلاب در مسير آشنائي و دروني كردن مجسمه سازي معاصر جهان گامهاي بسيار مثبتي برداشته شد، از جمله هنرمنداني مثل تناولي - بهمن محصص - كه كارهاي ارزنده اي ارائه كردند. اما بعد از انقلاب تحت تاثير شرايط و تحولات جديد روند فعاليتهاي فرهنگي و هنري دچار دگرگوني شد از جمله مجسمه سازي كه مدتها در انزوا قرار گرفت. ولي در چند سال اخير تعدادي از مجسمه سازان حركت تازه اي در جهت رونق بخشيدن به اين هنر كرده اند و به نظر من عاملي كه سببمي شود اين حركت را ارزشمند جلوه داد توجه هنرمندان به انسان، جامعه و ديدروانشناختانه اشان به آنهاست. بهروز دارش: وقتي بحث از وضعيت هنري است نظر بيشتر به اوضاع واحوال اجتماعي هنر معطوف مي گردد و هر وضعيتي تحت تاثير و تقابل عناصر و عوامل تشكيل دهنده خود بوده و از طريق آنها مشخص مي گردد از آنجائيكه اين عوامل اعم از اينكه هنري صرف باشند يا تاثيرگذار بر هنر بي شمارند، به همين جهت اظهارنظر در مورد وضعيت هنر مجسمه سازي ايران تاحدودي خارج از اندازه كوچك اين مصاحبه به نظرمي رسد و حوصله و وقت بيشتر را طلب مي كند. درباره اينكه هنر مجسمه سازي ايران امروزه با گذشته چه اختلافي دارد، مسلما اختلافاتي وجود دارد اين گذشته برمي گردد به سراسر تاريخ. شايد اگر دوره خاصي را تعيين مي كرديد مي شددر موردش صحبت كرد. سعيدشهلاپور: با اينكه تمام دانشگاهها بسته شده بود و مجسمه سازي، تا چندسال اخير نداشتيم ولي في الواقع كميت فعاليتش بيشتر شده گرچه محصول قبل از انقلاب مي باشد. امروزه تعداد هنرمنداني كه مجسمه سازي كار مي كنند بيشتر است ولي دليل بر بهتر بودن كارهايشان نيست. مثلا در بينال مي بينم هيچ اتفاق خاصي نمي افتد در واقع در همه عرصه هاي هنرهاي تجسمي شايد فقط 2 الي 3 نفررا داشته باشيم كه كاري در حد جهاني و حرفه اي عرضه مي كنند. محمدعلي مددي: آنچه در هنر مجسمه سازي صد سال اخير اتفاق افتاده است كوششهايي بوده و البته پرارج كه به وسيله پيروان شيوه كمال است. استادابوالحسن صديقي و علي اكبر صنعتي به شيوه رئاليسم كارهاي بسياري در سطح كشور انجام داده اند. اما مي دانيم در آن سالها همزمان در اروپا تحولات بسيارمهمي در هنرها بويژه در نقاشي و مجسمه سازي اتفاق افتاد. با اين حال به دليل شرايط سياسي و فرهنگي كه بر فضاي كشور سايه افكنده بود كاركرد مجسمه سازي باشيوه هاي قرن هجدهمي زياد هم انتقادآميز نبوده است. البته هنوز اين گونه رفتار با حجم وجود دارد با اين تفاوت كه از مهارتهاي اجرائي استادان ذكرشده هم ديگر خبري نيست اگر هم مي بود در جهان امروز ديگر مهارت را نمي توان بجاي هنرعرضه كرد. فاطمه نورماه: چون مجسمه سازي نياز به هزينه دارد و در فرايندي بسيار سخت محصولش ببار مي آيد نتوانسته چندان حركتي داشته باشد. نظرتان در مورد صنفي شدن مجسمه سازي؟ چيست و چرا مجسمه سازان با صنف مشترك براي مجسمه سازي و نقاشي مخالفت كردند. اكرامي: اول بحث بر سر صنفي شدن با نقاشها بود كه تعدادي مخالف وتعدادي موافق بودند. با گفتگوهائي كه مجسمه سازان كردند، تصميم گرفته شد هر كدام از رشته ها انجمن صنفي خود را داشته باشند چون مسائل مجسمه سازي با نقاشي در مقاطعي كاملامتفاوت است. اما هيچ محدوديتي وجودنخواهد داشت و هر كس خواهد توانست در هر كدام از صنفها عضو باشد. شهلاپور و امداديان: اين بديهي است كه تمام گروهها و اقشار فرهنگي و هنري مي بايست تشكل هاي صنفي و فرهنگي و هنري خود را داشته باشند ما هم اميدواريم كه اين تشكل ها شكل بگيرد. در ضمن به نظرمان به طور عام هنرهاي تجسمي هيچ اختلافي ندارند و نمي شود بين هنرها مرزي كشيد در واقع ما با يكي بودن اين صنفها مشكلي نداريم. دارش: در ابتدا بايد توضيح دهم كه هنرمندان با اين صراحتي كه شما اشاره مي كنيد جزء صنوف محسوب نمي شوند. فكر مي كنم مقصود شما تشكل هنرمندان درچارچوب انجمن هاي هنري باشد. بر اساس آخرين خبرهائي كه دارم مجسمه سازان كشوراقدام به تاسيس انجمن هنري خود نموده اند و اساسنامه و پيشنهادهايي در اين راستا براي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رسماتسليم نموده اند. اما در مورد گسست از نقاشان، چنين موردي مطرح نيست. مجسمه سازان و نقاشان كشور در حال حاضر با يكديگر همكاري و هماهنگي كامل دارند به طوري كه يك نفر از هيات موسس انجمن هنرمندان مجسمه ساز ايران به طور مرتب به منظور حفظهماهنگي و ارتباط در جلسات هيات موسس شركت مي كند كه تاكنون بسيار صميمانه بوده است. مددي: شرايط اجتماعي بعد از انقلاب كه از درون تحولات سياسي جامعه انقلابي ايران پديد آمده بستري مساعد براي مشاركت هاي اجتماعي مردم فراهم آورده است. بنابراين با توجه به رابطه ارگانيك مجسمه سازي با جامعه و نياز روزافزون آن تشكل صنفي به عنوان ضرورتي براي تنظيم روابط حرفه اي و هنري هنرمندان با جامعه امري اجتنابناپذير مي باشد. اينكه تشكلهاي نقاشان و مجسمه سازان جداي از هم شكل مي گيرند، علي رغم وجه اشتراكهائي كه به لحاظ زيبائي شناختي و درك پلاستيكي دارند نيز علت هائي فني و حرفه اي دارد. نورماه: مهم برخوردي است كه ارگانهاي دولتي مي توانند درچارچوب امكانات كاري و مسئوليتشان در حمايت مجسمه سازان ايران داشته باشند. و در ضمن نتيجه كار و مثبت بودن آن مهم است نه اشتراك يا جدايي چون مااز هيچ يك ازاين دو تجربه تا به حال بهره نبرده ايم پس نمي توانيم به قضاوت بنشينيم. سيما - خ