Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761213-40664S1

Date of Document: 1998-03-04

آنها كه از پلكان تملق بالا مي روند چاپلوسان در جست و جوي منافع مادي و پنهان كردن حقيقت وزير كشور: در حال حاضر تملق، غلو و چاپلوسي يكي از آفت هاي بزرگ نظام جمهوري اسلامي است. شيوه هاي تملق نسبت به گذشته پيچيده شده، اما هنوز دروغ اصلي ترين وسيله كار افراد متملق است بسياري از مديحه سرايان به پادشاهان ستمگر اعتقادي نداشتند، اما آنچه آنان را وادار به اطاعت و تملق گويي مي كرد، ترس و سايه شمشير بود. زهري در جان جامعه يكي از هدف هاي انقلاب اسلامي بر چيدن روابط مبتني بر تملق وچاپلوسي بود، آفتي كه در هرجامعه اي موجب رشد و نفوذ افراد نالايق اما متظاهر و چاپلوس و انزواي افراد صادق، توانمند امافروتن مي شود. در سال هاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي مردم به حق در برابر پديده تملق و چاپلوسي موضع گيري مي كردند، اما عناصر متاسفانه، متملق با عوض كردن دوباره رنگ، بساط تملق را در جامعه اگر گستردند چه نظام جمهوري اسلامي ايران در اصول با تملق و چاپلوسي در ستيز است، اما فرصت طلبان به هر طريق مي كوشند براي حفظ منافع خود اين زهر مهلك را در جان جامعه جاري كنند. حجت الاسلام عبدالله نوري وزيركشور به حق در مراسم معارفه مديران دستگاههاي اجرايي استان گيلان گفته است: در حال حاضر تملق، غلو و چاپلوسي يكي از آفت هاي بزرگ نظام جمهوري اسلامي است. تملق گويي و چاپلوسي فاصله زيادي با غيبت ندارد. وي همچنين خاطرنشان كرده است: همه ضعف هاي اجرايي كشور به مشكلات بودجه مرتبط نمي شود، بلكه بخش عظيمي از اين مشكلات به ضعف مديريت هاو عدم استفاده به جا و به موقع ازخلاقيت هاي افراد مربوط مي شود. مردم چون آئينه اند. رفتار ما را به خودمان باز اما مي تابانند گاهي بر اين آئينه زنگاري گمراه كننده مي نشيند. آدم ها يكديگررا به خوبي ازباورهايشان مي شناسند و ويژگي هاي همديگرآگاهند اما خيلي وقت ها گفتن صفات غيرواقعي شنونده را خرسندمي كند و اين خرسندي منافع مادي رابه دنبال دارد. اين اساس رواج پديده تملق گويي است. پديده اي كه هدف آن كسب منافع مادي، دستمايه آن دروغ و پيامد آن پنهان كردن حقيقت است. هيچكس به درستي نمي داند كه چه فردي براي اولين بار مورد تملق قرار گرفت. زيرا اين پديده ناخوشايند قدمتي به اندازه تاريخ حيات بشر دارد. اما قديمي ترين نشانه هاي تملق كه به صورت باورعام درآمد مربوط به جوامع ابتدايي است. در آن جوامع حكمرانان خود راداراي الوهيت دانسته و نمايندگان زميني خدايان به شمار مي آوردند. آنها از دروغين بودن بت ها وفناپذيري خودشان آگاه بودند. اماصفات دروغين را به بت ها نسبت مي دادند و خودشان به عنوان سايه اي از آنها حكومت مي كردند. عامه مردم هيچگاه اعتقاد قلبي به اين بت هاي زميني نداشتند. باورهاي عمومي گاه پررنگ و گاه كم رنگ بود تا اينكه به يكتاپرستي رسيد وبدين سان مرحله اي از تملق ناآگاهانه گروهي از جريان زندگاني بشر محو شد. سايه شمشير نوبت به شهرياران رسيد. تاريخ مكتوب جهان انباشته از شرح حاكمان كشورگشا، شجاع و دلسوز رعيت بخش است عمده اي از ادبيات بسياري از سرزمين هاي كهن مربوط به مديحه سرايي و شرح شجاعت هاي پادشاهان است. تملق گويي گستره ادبيات رادربرگرفت. تملق گويان، مشاوران ورايزنان شهرياران شدند. اما باورعمومي نسبت به آنچه تملق گويان رواج مي دادند در مقايسه با روزگاران كهن كم رنگ تر مردم به بود بت ها اعتقادي نداشتند. بت هاو سايه هاي زميني آنها ديگرافسانه اي بيش نبود. شهرياران موجوداتي زميني بودند. حتي بسياري از مديحه سرايان به پادشاهان ستمگر اعتقاد نداشتند، اما آنچه آنان را وادار به چاپلوسي و اطاعت مي كرد، ترس وسايه شمشير بود. تملق گويي در جوامع مدرن شهرياران به تاريخ پيوستند. رواج دمكراسي اين نويد را به مردم داد كه سرنوشت آنها ديگر در خلوت پادشاه و وزيران متملق رقم نمي خورد. اما در سازمان هاي نوين وپيچيده امروزين نيز پديده تملق هيچگاه ناپديد نشد. دكترمحمدعباسي استاد دانشگاه دراين زمينه مي گويد: پديده مذموم و ناپسند تملق گويي همواره وجود داشته، اما در برخي موارد دچار شدت و يا كاهش شده است. اما مهمترين عامل و محرك براي تملق گويي منافع مادي واقتصادي است. بنابر اين باتوجه به شرايط اقتصادي و رفاه مردم ميزان تملق گويي كم و يا زيادمي شود. تملق گويي نسبت به محل زندگاني مردم نيز متفاوت است. به طور مثال چوپاني كه در يك دهكده دور افتاده هر بامداد به همراه گله به صحرا مي رود و شامگاه باز مي گردد; هيچ دليلي براي تملق گويي ندارد. اساسا در برابراين فرد هيچ پديده اي وجود نداردكه مجبور به تملق گويي شود. درجوامع امروزي در شهرها و مراكزتمركز جمعيت پديده تملق گويي بيشتر به چشم مي خورد. درسازمان هاي نوين اداري امروزين ديگر تملق گويي تنها به صورت شفاهي يا مكتوب نيست. همپاي پيچيده تر شدن پديده سازمان ها، تملق گويي نيز داراي ويژگي هاي جديد و پيچيده اي شده است. در بسياري از مواردتملق گويي به صورت غيرمستقيم اما آشكار انجام مي شود. تملق گويان رسانه هاي گروهي را به خدمت مي گيرند و گاهي منابع مالي خودشان را به عنوان سرمايه گذاري براي كسب منافع آتي به كار مي برند. اما در واقع شيوه هاي كار نسبت به گذشته پيچيده تر شده و ماهيت تملق هيچگونه تغييري پيدا نكرده است. هنوز دروغ اصلي ترين وسيله كارافراد تملق گو است. تملق; جرياني يك سويه تملق گويي جرياني يك سويه است كه از بالا به پايين سرايت مي كند. اين ويژگي پديده تملق گويي نيز از دوران كهن تاكنون بدون هيچ دگرگوني باقي مانده است. هنگامي كه مردم مشاهده مي كنند درسازمان هاي اداره كننده جامعه تملق گويي رواج دارد; خواه ناخواه آنها نيز اين شيوه ناپسند را درروابط اجتماعي خود به كار مي گيرند. در حالي كه روابطسالم اجتماعي بايد عاري ازتملق و دروغ گويي باشد. هنگامي كه تملق گويي در راس سازمان هارواج داشته باشد به بخش هاي پايين دست نيز سرايت مي كند وسرانجام از كوچكترين واحداجتماعي يعني خانواده سر درمي آورد. در آنجا كودكان از ميان حرف هاي والدين با كاربردهاي مادي تملق آشنا مي شوند. با توجه به جهت رواج تملق گويي، اصلاح فرهنگ سازماني و بهبود روش هاي اداره سازمان ها يك ضرورت اساسي است. هنگامي كه در سازمان هاي كشور شايستگي جاي خود را به تملق بدهد ما نبايد انتظاركارايي موثري را داشته باشيم. افراد شايسته و كارآمد هيچ دليلي براي تملق گويي ندارند. آنهاتوانايي خود را عرضه مي كنند. اماچه كساني از خدمت رساني آنهاجلوگيري؟ مي كنند تملق گويان كه عمده ترين كار آنها دروغ گويي افراد است، شايسته را كنار مي زنند. مديران سازمان ها بايد به اين باوربرسند كه تملق گويان هيچ آرمان واعتقادي جز منافع شخصي ندارند وبراي رسيدن به هدف هاي خودشان درمرحله نخست افراد شايسته و كارارا بركنار مي كنند. اين در حالي است كه سازمان ها براي پويايي به افراد شايسته نياز دارند. بدينگونه تملق گويان سازمان ها را از درون تهي مي سازند. شرايط اجتماعي و تملق گويي شرايط اقتصادي و پيامدهاي آن ارتباط مستقيم با رواج پديده تملق دارد. تجربه نشان مي دهد كه بابروز دشواريهاي اقتصادي تملق گويي نيز رواج بيشتري پيدا مي كند. جميله بهرامي روزنامه نگار در اين زمينه مي گويد: واژه تملق در فرهنگ عميد به معني چربزباني كردن، چاپلوسي و اظهار فروتني و محبت كردن آمده است. مفهوم اين واژه امروز نوعي اختلال شخصيتي ويكي از رفتارهاي روبه گسترش درجامعه كنوني ما گروهي است ازافراد جامعه خود را در برابر صاحبان قدرت و مقام بي پناه مي بينند و براي رسيدن به شرايط ومنافعي كه در دست صاحب مقام مي بينند اظهار فروتني بيش از حدمي كنند و يا به تعريف و تمجيدبي اساس از صاحبان مقام دست مي زنند. اين اختلال شخصيتي، ناشي ازعامل مهمتر يعني ناامني شغلي واجتماعي ناامني است از جمله شرايط حاكم بر يك جامعه بحران زده است، كه با اثر نهادن بر رفتارافراد باعث بروز پديده هايي چون چاپلوسي، تملق و دروغگويي مي شود. تملق از جمله رفتارهايي است كه همه توان و ظرفيت هاي انسان را زيرسوال مي برد و او را خفيف و ناتوان مي كند. تملق راهي ساده و بدون زحمت براي رسيدن به منافع واهدافي است كه چه بسا مي توان بااستفاده از توانايي ها و نشان دادن قابليت هاي خود نيز به آن فردي دست يافت كه تملق مي گويد، مي پندارد كه بدون هيچ زحمتي و باگفتن دو سه جمله مبالغه آميز و خم وراست شدن در برابر مافوق خود، درنظر او اهميت و اعتبار كسبمي كند. تملق و چاپلوسي راه را برهر گونه بحث و تبادل نظر دوجانبه كه باعث رشد انديشه انسان مي بندد مي شود، و افراد را از حصول يك شناخت واقعي و درست از يكديگرمحروم مي سازد. تملق گويي فرهنگ جامعه را به انحطاط مي كشاند. افراد شايسته وكارا را دلسرد و نااميد مي كندو در واقع منافع عمومي فداي منافع شخصي تملق گويان مي شود. اين پديده ناپسند بايد هر چه زودتر نابود شودو نقطه شروع اين حركت از بالا به پايين است. افسانه فراهاني دانشجوي روانشناسي مي گويد: راديو وتلويزيون بيشترين نقش را در ازبين بردن تملق مي توانند داشته باشند. اما متاسفانه اين وسيله هاي ارتباطي گاهي خودشان عامل ترويج تملق مي شوند. بابك رعناپور فارغ التحصيل بيكار رشته ادبيات فارسي مي گويد: جوانان را دريابيد. جوانان اهل تملق گويي نيستند. افراد ميانسال متملق عرصه را بر جوانان تنگ كرده اند. كساني كه نه به خاطر توان و تخصص خود، بلكه داشتن روحيه تملق اين عادت زشت و ضد ارزش هاي اجتماعي را در جامعه رواج در مي دهند، واقع نسل جوان كشور را نيز به همين مسير مي كشانند. محمود اشرفي