Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761213-40648S1

Date of Document: 1998-03-04

جوانان، اضطراب؟ چرا نگراني ها و دلشوره هاي جوانان روانپزشكان مي گويند: بيش از شصت درصد افرادي كه براي علاج بيماريهاي رواني به ما مراجعه مي كنند، جوانان هستند جوان يعني شور، شرار و نشاط. جوان يعني ميوه اي در آستانه رسيدن كه نياز به دستان باغباني وارد، دلسوز و زبده باغباني دارد كه بايد با شور جوان آشنا باشد و كاري كند كه شرار او، وجودش را به تلي از خاكستر تبديل نكند. باغباني كه هميشه در كنار جوان و همراه با دل اوباشد و محرم و راه گشاي مشكلات و سرگشتگي هاي او. باغباني كه قادر باشد افسردگي، نگراني، حسرت و اضطراب او را كاهش دهدو گمگشتگي هايش را براي هميشه تبديل به معجزه يافتن ها كند وبدينوسيله به بهشت اميدها، آرزوها و آرمان هاي دست نيافتني و ممكن راهنمايي اش نمايد. اگر بگوييم به هيچ وجه اضطراب و نگراني نسل جوان قابل كتمان نيست، اغراق نكرده و سخني به گزاف نگفته ايم. جوانان ما نگرانند، نگران فردايي نامشخص، و آنچه در اين ميان به اين اضطراب دامن مي زند برخورد ارزشهاي كهنه و نو، و همچنين كشمكش بين انسان و ماشين است! گويي بشر قرن بيستم و كسي چه مي داند شايد، بشر بعد از آن، به جدالي پايان ناپذيربا ماشينيزم محكوم شده است. بدين گونه مي توان پي برد كه چراروان شناسان و جامعه شناسان نگران اين مساله هستند و زمان حاضررا عصر انقلاب نام نهاده اند! جوانان ما در ميان ظلمات ماشينيزم، راه نجاتي مي جويند وآب حياتي مي طلبند، اما سرخوردگي هاي بسيار، به راههايي ديگرمي كشاندشان و از اهدافي كه داشته اند به دور مي بردشان. آنچنان كه گاه متاسفانه، مشاهده مي كنيم همپاي دوستان ناباب، به دامان اعتياد كشيده مي شوند، يا به پانك بازي ورپ گري وياگرگم بازي با ماشين هاي آخرين سيستم در محدوده هاي مثلامترقي و مرفه شهر مي پردازند. يا اينكه پرخاشگر و عصبي مزاج وتندخو و خودخواه مي شوند و گروهي ديگر نيز به مقتضاي سن ومشكلات خود به كنج خلوتي پناه برده، عزلت نشيني رابرمي گزينند. و همه اين واكنش ها، فقط و فقط زبان مستقيم وغيرمستقيمي است كه با توسل بدان، اضطراب دروني خويش راآشكار مي سازند، و البته در اين ميان بي توجهي و احياناسركوب خانواده ها، دگرگوني هاي سريع اخلاقي و اجتماعي و اميال و آرزوهاي خفته جوانان را در ايجاد زمينه اضطراب، نبايددست كم گرفت. چگونه اضطراب توليد؟ مي شود گفتيم كه اضطراب بيماري رايج قرن بيستم و شايد بعد آن باشد! بطور كلي زندگي صنعتي تعداد بيماران مبتلا به اضطراب را مدام افزايش مي دهد. جوانان بيش از همه در تنگناهاي به اضطرابند حدي كه گاه خويشتن را بين افراد خانواده و يا در جمع دوستان و اقوام مدرسه و دانشگاه و محيط كار، تنهاي تنها مي يابند، درحاليكه دائما مورد گزش شديد نگراني و اضطراب واقع شده اند! آنان در رويارويي با كوچكترين مشكلي به هراس مي افتند، ازبرخورد با والدين بيم دارند، نگراني از درس و امتحان و كنكور و دانشگاه به جانشان مي افتد و هراسي دائمي را در وجودشان جاري مي سازد. فكر و دلهره ناكامي در كار و استخدام و ازدواج، و پذيرفته نشدن در جمع خودي و غريبه به اضطراب مي كشاندشان و خلاصه كلام اينكه وجودشان در دريايي از تشويش و دلواپسي غوطه خورده، غرق مي شود. عوارض اضطراب در جوانان روانپزشكان مي گويند: بيش از شصت درصد افرادي كه براي علاج بيماريهاي رواني به ما مراجعه مي كنند، جوانان هستند. آنها از يك نگراني شديد، اما مبهم رنج مي برند و يا از اضطرابي كشنده شكايت دارند، كه اعصابشان را مي فرسايد و خواب و آسايش رااز آنان مي گيرد. به اعتقاد كارشناسان امور تربيتي نيز، بيش از نود درصدكودكان بزهكاري كه در كانون هاي اصلاح و تربيت نگهداري مي شوند براثر نابساماني هاي خانوادگي و اختلافات والدين و يا جدايي پدر و مادر، دست به جرم و جنايت زده اند. به عقيده آنان، اضطراب، علاوه بر آنكه زاينده انواع بيماريهاي رواني اين گونه بچه هاست، گمراهي آنان، و در برخي مواقع، بي اعتمادي آنان به عقايد مذهبي و اعتقادي را سبب شده است. كودكي كه در محيط خانواده احساس ناامني مي كند و خود را عاري ازمحبت و بي پناه مي يابد، گرفتار نگراني و اضطراب مي شود و اين نگراني هاي شديد، آنان را به فرار، سرقت، و انواع ديگر جرايم سوق مي دهد. انگيزه ها انگيزه بيماري هاي رواني اغلب جوانان، پريشاني هاي عاطفي است كه بيشتر از محيط خانواده و سپس اجتماع سرچشمه مي گيرد. در اين باره، حتي خود جوانان نيز معتقدند در اولين قدم، محيط خانواده و آرامش يا تشنج حاكم برآن، چگونگي اعتقادات مذهبي، پايبندي به اصول و رعايت سنت هاي رايج در خانواده است كه موجب مي گردد جوان آن خانواده، انساني آرام بار بيايد يا اينكه دچار سرگشتگي شود. راه حل هاي موجود از نظر جوانان جوانان مي گويند: بزرگ يا بزرگان هر خانواده قبل از آنكه به فكر منافع مادي، خودخواهي هاي فردي و يا سودجويي هاي اجتماعي خويش باشند، بايد به فكر كودكان، نوجوانان و جوانانشان باشند. آنها حتي به تناسب موقعيت و نحوه تفكراتشان، صحبت هايي را در مورد دل نگراني هاي خود و همين طور پيشنهادهاي متفاوتي را براي ايجاد روابط عاطفي و دوستانه شان با والدين واجتماع خويش مطرح نموده اند كه چكيده اي ازآنها را منعكس وبا هم مي خوانيم. امان از دست اين دلشوره ها... سپيده - ع 21 ساله و دانشجوي رشته ادبيات فارسي مي گويد: دست خودم نيست. وقتي به هدفي كه مدتهاست برايش نقشه كشيده ام، نمي رسم، عصبي مي شوم و داغ مي كنم! بعد بدون اينكه بخواهم، دچار دلشوره مي شوم و امان از دست اين دلشوره ها... باور كنيد آدم را متلاشي مي كند. حالا هم مدت زماني است از فكر بي كاري بعد از پايان تحصيلاتم رنج مي كشم! خنده دار اينكه وقتي دليل دلشوره اخيرم را به پدر و مادرم مي گويم، مرا به داشتن فكر و خيال، آنهم از سر دلخوشي متهم كرده و مي گويند، همه اين فكرها از بي كاري است! دختر اگر فيلسوف هم بشود، آخرش شوهر مي كند و زن شوهردار هم كه كار بيرون نمي خواهد!! با اين پاسخ، عكس العمل شما؟ چيست ـ سعي مي كنم به گوشه خلوتي بروم و با خدا صحبت كنم. چون فكر مي كنم او همصحبت بهتري است. البته بشر چون عجول است دوست دارد همه جوابها را في الفور دريافت كند، در حالي كه خدا صبر دارد، اما بهرصورت پناهگاه خوبي است، به خصوص براي من. يك شروع خوب... وقتي از عبدالله پوروالي 22 ساله نقشه كش ساختمان مي پرسم: بهترين راه براي از بين بردن اضطراب جوانان كدام؟ است با لبخندي پاسخ مي دهد: درك جوانها. حال اين درك كردن مي خواهد توسط خانواده اش باشد، يا دوست و همكار! البته اگر با همان اولي حل شود، بهتر است. چون دلسوز واقعي هر فرزندي در نهايت، فقط پدر و مادراست. آنها مي توانند با تجربياتي كه از اجتماع و روابط افرادبه دست آورده اند، راهنماي بي غرضي براي فرزندانشان باشند. چگونه مي شود جوانان را درك؟ كرد فقط كافي است خود را جاي او بگذارند. به عنوان مثال هنگامي كه نزديكان با حركت، يا صحبتي از جوانان كه به نظر و گمان آنها غيرمنطقي است روبرو مي شوند، بايد به جاي برخورد و اعمال تند و خشونت بار، به دنبال دليل و علت آن بگردند و در تمام احوال، خود را جاي او، آن هم با موقعيت سني و زماني وي، قراردهند. آن وقت مي بينيم كه قضاوت ها و واكنش ها، صدوهشتاد درجه متفاوت خواهد بود! يعني اين پيشنهاد، براي حل اين مشكل كافي و عملي؟ است من فكر مي كنم مشكلات زيادي را حل كند. از اينها گذشته، به هرحال انسان براي برطرف كردن هر مشكلي بايد از جايي شروع كند. اين پيشنهاد براي شروع و حتي تا پنجاه قدم بعد از شروع مي تواند به طور يقين مناسب و عملي باشد! باورم كن... به نظر مهرانگيز تهراني 23 ساله كارمند و دانشجوي رشته زبان براي يك جوان، اهميت خانواده و اجتماع تقريبا برابراست. او مي گويد: محيط اجتماع و خانواده، قابل تفكيك نيستند. اما بايد توجه داشته باشيم كه هريك از اينها وظايف جداگانه اي در بردارند. فكر مي كنيد قدرت سازش جوانان با اين دو، در چه حدي؟ است ـ فرق مي كند. ضمنا به خيلي از موارد ديگر هم بستگي به دارد نظر من، خانواده و اجتماع بايد به گونه اي باشد كه جوانان در آنها احساس امنيت كنند. اين احساس امنيت را چگونه مي توان توليد و احساس؟ كرد ـ به هرحال يك جوان بايد بداند كه ديگران او را باور دارند و به او اعتماد مي كنند. بايد تا آنجا كه مي توانند راه را برايش آماده و هموار سازند. با جوانان بايد طوري رفتار شود كه آنان بدانند براي ديگران اهميت دارند. ديگر اينكه بايد دلسوز جوان باشند و مانند يك دوست صميمي حمايتش كنند. وقتي همه اينهاوجود داشته باشد، جوان از امنيت محيط خويش مطمئن مي شود. آن وقت اگر به مساله ناراحت كننده اي برسد، چون مطمئن است حامي و راهنماي خوبي دارد، ديگر دچار اضطراب و نگراني نخواهد شد. ودرست همان موقع است كه با مشكل، عاقلانه برخورد خواهد كرد. پيپ بهتر است يا؟ چپق! مهردادافرند 18 ساله ديپلمه و فروشنده لوازم صوتي براي تفاهم و ايجاد دوستي واقعي بين پدر، مادر و فرزندان جوانشان چه راهي وجود؟ دارد ـ بدبيني و سرزنش را كنار بگذارند. هميشه دلم مي خواست كسي اين سوال را از من مي پرسيد! دوستي داشتم به نام فريدون كه تا كلاس سوم دبيرستان با هم بوديم. پدر و مادر فريدون آدمهاي بسيار خشكي بودند آنقدر كه به خاطر سوال فريدون كه به شوخي پرسيده بود: پيپ بهتر است يا؟ چپق! او رادر تنگنايي قرار دادند كه نگو! .. و نتيجه آن شد كه نبايد مي شد. فريدون در حال حاضر يك سال است در خيابانها ويلان شده. يعني پدر و مادرش او را از خانه بيرون؟ كردند ـ نه، اما آنها براي يك شوخي، آن چنان به او بدگمان و بي اعتماد شدند كه فكر كردند فريدون بطرف اعتياد رفته است! در حقيقت پدر و مادر او با حرفهاي خشك، رفتارهاي غير منطقي و بهانه گيري هاي بي دليل، باعث شدند او دچار عدم اعتماد به نفس و سردرگمي واضطراب شود و به طرف دوستان ناباب كشيده شده، از زندگي عقببماند. حالا، گاهي اوقات وقتي من و دوستانم نسبت به صحبت هاي همديگر كمي شك مي كنيم، به ياد فريدون فوري مي گوييم: پيپ بهتراست يا؟ چپق!! رطب خورده منع رطب چون؟ كند! معصوم بلوكي فر 19 ساله و ديپلمه خانم بلوكي فرمنشي يك شركت بازرگاني است. وقتي از اوسوال شد: چطور مي شود با پدر ومادر و همين طور اطرافيان، مشكلي نداشت، گفت: سوال خوبي را مطرح بنظر كرديد من هر چيزي دو سو دارد كه شامل اين مورد هم مي شود. براي وجود نداشتن مشكل، بايد با هم دوست بود. و البته براي اين دوستي، آگاهي و همت هر دو طرف شرط است. اينكه يكي بخواهد و آن يكي طور ديگري برداشت كند، نمي شود. حالا فكر كنيم هر دو طرف به اين دوستي تمايل دارند، آن وقت؟ چه ـ خب، در اين صورت مشكلي وجود نخواهد داشت. به هر حال پدرها و مادرها و ساير اقوام و نزديكان كه بيشتر در خانواده هاي سنتي، اجازه و حق دخالت در كار جوانان خويشاوند را به خود مي دهند، هر يك به نوبه خود، كم يا زياد، در زمان جواني شان رطب خورده اند! و فقط بايد زبان مخصوص منع رطب خوردن را فرا بگيرند تا جوانان فكر نكنند و نگويند، چطور شد در زمان شما، انجام دادن هر كاري اشكال نداشت. فاطمه مشهدي رستم ادامه دارد