Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761212-40589S1

Date of Document: 1998-03-03

پرسش از شما پاسخ از ما چرا كلونينگ يا شبيه سازي بد است و بايد متوقف شود منظور ازكلونينگ يا شبيه سازي كه اين روزها راديو، تلويزيون و مطبوعات اين قدر از آن صحبت مي كنند و مي نويسند چيست. چراتمامي مجامع سياسي و اخلاقي غرببا اين پديده به مخالفت برخاسته اند. روزنامه ها و مجله هاتوضيح نمي دهند اين چه پديده اي است. آيا شما مي توانيد موضوع رابراي من روشن كنيد. ابراهيم پروانه - اراك پاسخ: اميدواريم بتوانيم پاسخ شما را درست ارائه كنيم، بنابراين بايد با يك سئوال آغاز كنيم: آيا فكر كرده ايد كه چرا در توليد مثل انسان حتما بايد يك زن و يك مرد دخيل؟ باشند براي اينكه در داخل دستگاه عجيب و پيچيده توليد مثل زن، نوعي سلول ساخته مي شود (هر ماه يا هر 28 روز يك بار ) كه برخلاف تمامي سلولهاي ديگر بدن او داراي نصف مقدار ماده ژنتيك لازم است. توضيح مي دهيم. فرض كنيد تمامي سلولهاي بدن يك زن (كه مي دانيداز نوك پا تا فرق سر را سلول گرفته و همه بدن از سلول ساخته شده است، نه چيز ديگر ) A گرم ماده ژنتيك يا همان كروموزوم معروف را داشته باشد، اين كروموزومها كه از ماده خاصي به نام DNA ساخته شده است تعيين مي كنند هر يك از سلولها چقدر كار كنند، چه ماده اي ترشح كنند، چه رنگي داشته باشند، چقدر عمر كنند و غيره.... اما فقط همان يك سلول عجيب كه در دستگاه توليد مثل ساخته مي شود داراي نصف اين مقدار معين ماده ژنتيك /يعني 2 A است. از سوي ديگر دستگاه توليد مثل عجيب و پيچيده مرد نيز نوعي سلول بخصوص درست مي كند كه آن هم برخلاف تمامي سلولهاي ديگر بدن او كه داراي A گرم ژنتيك هستند، فقط A(يعني نصف مقدار لازم ) ماده ژنتيك است، اما چون، نوع انسان در سراسر كره خاك بايد حتما گرم A ماده ژنتيك داشته باشد، پس لازم مي آيد كه اين دو نوع سلول متفاوت يكي از بدن مرد به نام اسپرماتوزئيد يكي از بدن زن (به نام اوول ) با هم يكي شوند و به اصطلاح با هم جوش بخورند و ماده هاي ژنتيك خود را روي هم بريزند تا يك سلول كامل انساني به وجود آيد. از اين لحظه به اين بعد، سلول كه به آن تخم مي گويندبه سرعت تكثير مي يابد و آن قدراين كار ادامه خواهد يافت تابعضي سلولها به عضله، بعضي به استخوان و بعضي به خون و بعضي ديگر عصب تبديل شوند، يعني جنين كامل انسان ايجاد شود. آيا مي دانيدگياهان عالي يا تكامل يافته تر هم به همين نحو، يعني با استفاده از دوجنس نر و ماده توليد مثل مي كنند. درخت ماده هم نوعي سلول خاص (بانصف ماده ژنتيك ) و درخت نر هم نوعي سلول ويژه (آن هم با نصف ماده ژنتيك ) مي سازند. از تركيباين دو سلول با هم تخم ساخته مي شود. حسن اين نوع توليد مثل اين است كه فرزندان آنها به اين علت كه نصف دستورها و رمزهاي ژنتيك را از پدر و نصف ديگر را از مادر به ارث برده اند، انواع و اقسام گوناگون پيدا مي كنند، يعني تنوع گوناگوني روزبه روز بيشتر مي شود. شايد ملاحظه كرده ايد باغبانها هميشه درختها را با كاشتن تخم، زياد نمي كنند. آيا ملاحظه نكرده ايد شمعدانيها را قلمه مي زنند، ياس ها را مي خوابانند و به اين ترتيب آنها را تكثير؟ مي كنند به اين روش تكثير كه در آن جنس نر و ماده دخالتي ندارند، توليدمثل غيرجنسي مي گويند، در اصطلاح علم زيست شناسي به آن صدها يا دههاگياه شمعداني كه از راه قلمه زدن ازگياه واحد به دست مي آوريدكلون ( CLONE) مي گويند. تفاوت توليد مثل جنسي و غيرجنسي در اين است كه همان گونه كه چون گفتيم، در توليد جنسي يك سلول بانصف ماده ژنتيكي از پدر و يك سلول ديگر با نصف ماده ژنتيكي از مادر با هم مشاركت مي كنند، پس مي شود گفت همه خصوصيات ژنتيك آن دو نفر (ياآن دوگياه ) با هم جمع مي شود و حتي تركيبهاي تازه ايجاد مي كنند، يعني امكان مخلوط شدن و تنوع ژنتيكي پيش مي آيد، پس فرزندان آنها نيزداراي تركيب ژنتيكي متنوع مي شونديك بچه با موي سياه و يكي بور ياقهوه اي به دنيا مي آيد. رنگ چشم، رنگ پوست، قد، آنزيم هاو پروتئين ها و هزاران خصوصيت ديگر هريك با ديگري متفاوت مي شود. به دليل همين توليد مثل جنسي در حيوانات و گياهان بوده است كه زمين پر از اين همه گوناگوني و تنوع شده است. اما در روش كلون شمعداني يا ياسها كه با توليد مثل غير جسني به وجودآمده اند، همه آنهااز هر لحاظ با هم يكي هستند و همگي شبيه آن يك شاخه شمعداني اولي هستند كه از آن گرفته شده اند، زيرااز نظر ژنتيكي با چيزي مخلوطنشده اند. مساله كلونينگ يا شبيه سازي در انسان، از همين جا شروع شد كه عده اي از زيست شناسان از دهها سال پيش به اين فكر افتادند كه شايد بتوان انسان را هم مثل گياه قلمه زد، يعني بدون دخالت دو جنس مخالف او را تكثير كرد. ادامه دارد