Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761211-40530S1

Date of Document: 1998-03-02

خوب است همه مسئولان مثل آقاي يزدي نمي انديشند در نماز جمعه هفته گذشته تهران، خطيب محترم جمعه پيرامون حدود اختيارات ودخالتهاي مجاز مطبوعات سخناني داشتند كه واكنشهاي گوناگوني را هم در مطبوعات و هم در ديگر محافل در پي داشته است. اين واكنشها به نظر نمي رسد كه بزودي پايان يابد، زيرا سمت و سو و حد و حدود كار مطبوعات در كشورما، در عين ابهام ومغشوش بودن مرزهاي آن، از اهميت حياتي نيز برخوردار است. با وجود آنكه هنوزكشور ما تا رسيدن به يك نظام مطبوعاتي دلخواه و نيرومند فاصله بسياري دارد، امادر تمام يكصد سال گذشته و حتي پيش از انقلاب مشروطه در 1285 خورشيدي، مطبوعات در ايران كاركردهاي پيش برنده يا كنترل موثري بر روندهاي اجتماعي - سياسي كشورداشته اند. گفتار حاضر قصد ندارد تا بيانات خطيب محترم جمعه گذشته تهران را نقد و تفسير كند. اما در مورد اين گفته ايشان كه مطبوعات حق دخالت در امور قضائي را ندارند و اگر هم داشته باشند بايد درحوزه آن را مطرح كنند وگرنه كار سياسي كرده اند، ناگزير از ذكر دست كم سه نكته است: نخست آنكه، مطبوعات ايران بختي بلند دارند كه ديگر مقامات و مسئولان بلند پايه سياسي و اجرايي و قانونگذاري كشور مانند حضرت آيت الله يزدي به نظام مطبوعاتي و رسانه اي نمي نگرند; درغير اين صورت، جز تعطيلي كامل همه رسانه ها و انتشار گهگاهي برخي بولتنهاي خبري رسمي - بي هيچ سمت و سويي از تحليل - راهي باقي نمي ماند. به طريق اولي، در اين صورت جايگاهي نيز براي افكار عمومي و اهميت آن و اينكه مردم پيرامون هر موضوع چه نظري دارند، نخواهد بود. حتي كهنترين ايدئولوژيهاي حكومتي در تاريخ نيز به ناديده نيانگاشتن يا دست كم، سمت و سوي شكل دادن افكار مردم ولو با روشهاي رياكارانه معتقد بودن بوده اند و در عين حال بي اهميت شمردن اين افكار، براستي بديع است. دوم آنكه اگر خطيب محترم، مطبوعات را به سياسي كاري متهم مي كنندزيرا اين مطبوعات موضوعي قضائي را به صفحه روزنامه ها كشانده اند، متاسفانه عمل رياست محترم قوه قضائيه به مراتب سياسي تر است; زيرا عموميت و شمول عام خطبه هاي نمازجمعه تهران با ميليونها نفر مخاطب داخلي و خارجي و تفسيرها وتحليل هاي بين المللي برخاسته از رسميت و اهميت تريبون نماز جمعه، اساسا باعموميت روزنامه (مثلا سلام ) همسان نيست. به عبارت روشنتر، موضوعي كه مي توان آن را ازتريبون رسمي نماز جمعه تهران مطرح كرد، حتما در هر كوي و برزن نيز قابل طرح وداوري است و نمي توان مطبوعات را از دخالت در آن نهي كرد. سوم آنكه درآستانه قرن بيست و يكم و در ميانه جهان بسيار متلاطم و پرسرعت، مقوله رسانه هاي گروهي به راستي يك علم تمام عيار و موضوعي كاملا تخصصي است. اگرمطبوعات پيرامون مسايل و امور قضائي كشور حق اظهارنظر ندارند زيرا فاقد تخصص آن هستند، آيا همين اصل در مورد دخالت مسئولان محترم ديگر صادق؟ نيست يا شايددر اين معادله نابرابر، ما مطبوعات چيزي جز همان توده خاك رسي نيستيم كه مي توان آن را به دلخواه به هر سو چرخاند و به هرگونه تغيير شكل داد.