Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761209-40327S1

Date of Document: 1998-02-28

مستدعي است اقدامات لازم معمول گردد! كاوشي در پيشينيه و كم و كيف مكاتبات اداري درايران كاربرد واژه هاي غيرفارسي و آميختگي مصادر عربي با فعل فارسي دستمايه دانش فروشي منشيان بود بحران ژرف نامه هاي اداري بار چندين سده سنگلاخ واژه هاي غير فارسي را به دوش مي كشند. تاريخ گواهي مي دهد از سكوت و صبوري زبان فارسي در برابر اينگونه واژه ها... نامه هاي اداري در اين ميان اما، نمايانگر بحران ژرفي است كه در متن فرهنگ و زبان ما جريان دارد. شيوه نگارش نامه هاي اداري از سويي ما را به ياد شيوه نگارش ابوالمعالي نصرا... منشي مي اندازد و از ديگر سو در درون ديوانخانه هاي قاجاري سوق مي دهد. در حال حاضر بزرگترين ناهنجاري در شيوه نگارش نامه هاي اداري، جدايي زبان گفتار و نوشتار است كه سرانجام كار را به جايي رسانده كه پنداري دو زبان جدا از يكديگرند. اين بيماري كهنه زماني چهره خود را آشكار مي سازد كه بعضي ها شكايت مي كنند كه جوانان درس خوانده ما از نوشتن يك نامه به فلان اداره ناتوانند و بيشتر از سوي اهل اداره كه پنداري همه از شاگردان نصرا... منشي هستند محكوم به بي سوادي مي شوند. اين گناه آنان نيست كه زبان پرپيچ و تاب اهل اداره را نمي دانند و اصطلاحات توقيرا ايفاد متعاقبا مي گردد، ارسال احترامات مي گردد، فائقه را تقديم مي دارد و... بسياري واژه هايي از اين قبيل را نمي شناسند، چه، اين زبان رابطه اي با بستر طبيعي يعني زبان، زبان گفتار ندارد. جواني كه مي خواهد نامه بنويسد عادت ندارد كه به خاستگاه طبيعي زبان يعني زبان گفتار روي كند يعني آنچه را كه به سادگي و آساني به ذهنش مي رسد، بنويسد، بلكه آموخته است كه هنگام نوشتن بايد به دنبال عبارتهاي غريب، قالبي و جعلي بگردد و اين درد مشترك نسل جوان ومردم عادي است. اين شكاف ژرف ميان زبان گفتار ونوشتار از كجا پيدا شده ؟ است دفتر آموزش دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه آزاد لبريز از دانشجوياني است كه هر يك به دلايلي مجبور به نگارش نامه به رييس دانشكده هستند. همه به چه كنم چه كنم افتاده اند تا اينكه مسئول آموزش الگويي براي نامه نگاري در بالاي سرش روي ديوار چسباند. مسئول آموزش دانشجويان را مورد سرزنش و تحقير قرارداد. زماني كه براي بردن نامه به سوي آسانسور مي رفتم، ناگهان چشمانم روي برگ كاغذي افتاد كه بالاي آسانسور چسبانده و روي آن نوشته شده بود: آسانسور فقط مخصوص اساتيد است. بالا رفتن از چهار طبقه، فرصت مناسبي بود تا در اين باره فكركنم. درباره واژه اساتيد. اگر در تمام طول مدت تحصيل درسهايي چون كليله و دمنه و اخلاق ناصري و سياستنامه و.. را به فراموشي سپرده بودم اما حداقل حرفهاي زنده ياد دكترنادر وزين پور را به خاطر داشتم كه مي گفت: استاد يك واژه فارسي است اما امروز به اشتباه آن راجمع مكسر عربي مي بندند و اين اشتباه هر روزه در روزنامه ها مجلات، و كتابها و ديگر نوشته ها تكرار مي شود. اين ويرانگري نثر فارسي كه در حال حاضر در متن نامه هاي اداري هنوز ادامه دارد، موضوع تازه اي نيست. بلكه حاصل سرگذشتي است كه بر تاريخ زبان فارسي رفته است. تندروي ادبا در ادخال لغات عربي در اواخر دوره ساسانيان، وقتي بانگ قرآن و اذان در فضاي ملك ايران پيچيد، زبان پهلوي در برابر آن فروماند و خاموش شد. اين پيام تازه، قرآن بود كه سخنوران عرب را از اعجاز بيان و عمق معني خويش به سكوت افكنده بود. ايرانيان اسلام آوردند اما عرب اما نشدند ماجراي ويرانگري زبان فارسي از زماني آغاز شد كه نگارش ديوان از پارسي به تازي در روزگار حجاج حاكم عراق صورت گرفت. ديوان عراق تا روزگار حجاج به خط و زبان فارسي بود اما از آن پس ديوان به تازي گشت و ايرانيان كه تا آن زمان در ديوان قدر و شاني داشتند وزبان فارسي كه تا آن زمان در كار ديوان به آن حاجت بوداز آن پس مورد احتياج نبود و روز به روز روي در خاموشي و سكوت نهاد. كاربرد واژه هاي غير فارسي و آميختگي مصادر عربي با فعل فارسي كار را به جايي رساند كه زبان فارسي را نارساو پرپيچ و خم ساخت كه البته دستمايه دانش فروشي منشيان بود. ملك الشعراء بهار درباره آميختگي بيش از اندازه نثرفارسي با عربي در زير عنوان تندروي ادبا در ادخال لغات عربي در كتاب سبك شناسي، جلد يك مي نويسد: ... در نتيجه اين آميزش و اختلاط فارسي با عربي، زبان فارسي ضايع نشد بلكه بر درازا و پهنا و ژرفاي آن درافزود و از آن رو ادبياتي زيبا و تاريخي از اين زبان به وجود آمد.. اما سياق عربمابي و داستان سجع وقافيه عربي بافي در ميان دبيران و بعضي شاعران و مورخان، شغل شاغل و مايه گرمي بازار ادب و موجب بروزفضل و هنر گرديده بود و سواد اعظم نوشته ها از اين دست و نخبه مولفات ازين قماش بود... جنبش مشروطيت، دگرگونيهاي ژرفي در زبان فارسي به وجود آورد. در آن دوران، پيدايش چاپ و چاپخانه و روزنامه و.. ما را وارد روزگاري مي كند كه ديگر روي سخن ادبيات اميران و وزيران و... نيستند بلكه با عامه مردم است. در همين دوران، زبان نوشتار از قالب كهنه و سخت خود بيرون آمده و به زبان مردم نزديك مي شود. استاد علي اكبردهخدا، با به كار گرفتن زبان و اصطلاحات عاميانه براي طنز سياسي اعجاز كرد و پس از او جمال زاده، علوي هدايت، و ديگر داستان نويساني كه با درهم شكستن زبان پرپيچ و تاب سنتي و روي آوردن به زبان زنده مردم خدمات نويني به تاريخ داستان نويسي جديد ايران كردند. اماپرسش همچنان باقي است كه چرا در دوران مشروطه دگرگونيهايي كه در زبان نوشتار به وجود آمد شامل حال نامه هاي اداري و ديواني؟ نشد تا اينكه در ناگهان 1313سال انديشه هاي تندي در باب اصلاح زبان و لغت و طرزنگارش فارسي به وجود در آمد آن زمان، گروهي كه به فكر ترقي زبان فارسي بودند در اغلب وزارتخانه ها وموسسات دولتي و غير دولتي انجمن هايي تشكيل دادند و هركدام مطابق ذوق و سليقه خود لغات و اصطلاحاتي حتي به جاي كلمات معمول و مانوس رايج وضع كرده و در مقالات ومكاتبات اداري خود به كار مي بردند و اين انجمن ها هرهفته تعداد زيادي واژه هايي ساخته و به تصويب مقامات عاليه رسانده و آن واژه ها را به كار مي بردند و كاربرد بيشتر آن واژه ها را به مقالات روزنامه ها و مكاتبات اداري تحميل مي كردند. در آن روزگاران كه به قول فروغي باد سفاهتي مي وزيد اگر آن روش ها ادامه مي يافت بزودي هرج و مرج جبران ناپذيري بر زبان فارسي چيره مي گشت. تا اينكه فروغي قدم جلو گذاشت و نخستين فرهنگستان ايران را به منظور تدوين اساسنامه تاسيس كرد اما ديري نپاييد كه با مداخله برخي عوامل فرهنگستان از زيرپوشش فروغي بيرون آمد و... وضعيت نابساماني كه در حال حاضردر زمينه زبان فارسي بويژه در نامه هاي اداري وجود دارد گواه اين مدعاست كه در طول اين شصت سال فرهنگستان زبان فارسي نتوانسته است نقطه عطفي در تاريخ زبان فارسي ايجاد كند.؟ چرا يك دانشجوي رشته زبان و ادبيات فارسي درباره شيوه نگارش نامه هاي اداري مي گويد: هميشه نوشتن نامه برايم عذابآور بوده چون هيچ وقت نتوانستم مفهوم واژه هاي سنگين و نثر پيچيده اين گونه نامه ها را براي خودم قابل درك سازم و هميشه به هنگام نوشتن نامه آنقدر گيج اين گونه واژه ها شده ام كه هدف اصلي موضوع نامه از دستم خارج شده است. چندي پيش مدير يكي از دانشكده ها شكايت داشت كه مفهوم بيشتر نامه هاي اكثر دانشجويان را با اين كه چند بار مي خواند نمي فهمد. او مي گفت: يا نام خود را فراموش مي كنند كه بنويسند، تاريخ نمي گذارند، جمله ها طولاني و ناتمام مي ماند. مبتدا و خبررا مغشوش مي گذارند و.. كه نشانه بي دقتي و بي اطلاعي آنان ازاصول نگارش نامه نگاري است. اما به راستي مقصر؟ كيست البته درست است كه در هنگام نامه نوشتن بايدبه يك سري اصول چون تاريخ، كاغذ خوب و.. پابند بود اما درباره شيوه نگارش مقصر؟ كيست يك استاد دانشگاه در اين باره مي گويد: اين معضل ريشه ژرفي در فرهنگ آموزشي ما دارد زيراهرگاه كه سخن از نگارش و انشاءبه ميان مي آيد، بيشتر دانشجويان به ياد نثرهاي كهن فارسي مي افتندو گمان مي كنند كه انشاء خوببايد داراي اين ويژگيها باشد: جمله هاي سنگين منشيانه، لغات مشكل و دور از ذهن و اگر ميسرشود آوردن سجع و نوشتن چيزهايي به سبك كتابچهارمقاله نظامي عروضي سمرقندي و.... به باور آگاهان شيوه نگارش نامه هاي اداري معمول، نبايد موردپيروي قرار گيرد. زيرا بيشترآنها با قواعد درست نويسي هماهنگي ندارند و از لحاظ اصول نگارش; نارسا و گاه نادرست هستند. باوجود اين، براي نوشتن آنها، نوعي مهارت و آمادگي خاص لازم است و تعداد معدودي در اداره ها هستند كه مي توانندنامه هاي كوتاه، فشرده و موافق با اسلوب اداري بنويسند. در اين نامه ها، بيشتر افعال بدون وجود قرينه لفظي و حتي معنوي حذف مي شوند يا افعالي به هم عطف مي گردند كه در شخص، عدد و زمان يكسان و همپايه نيستند يا به عنوان نمونه يك مصدر عربي با يك مصدر فارسي در كنار يكديگر قرار مي گيرند و.. كه به همين سبب، كلام از سلامت و درستي دور مي شود. نامه هاي اداري بستر واژه هاي ويران شده! گناه من چيست كه معناي اين گونه واژه ها را نمي دانم چون هيچ گاه آنها را به زبان نياورده ام و اززبان كسي نشنيده ام. پس ناگزيرنمي توانم در زبان گفتار آنها را به كار ببرم. آيا دانستن و به كاربردن واژه هايي چون: استخفاف منقطع رواداشتن، ساختن، مستزيد گشتن، ملاطفت نمودن، تقاعد نمودن، مسارعت نمودن، متقسم خاطر شدن، ترحيب نمودن و... جزء ميراث زبان فارسي و مايه گشادگي ميدان آن و فضل فروشي نويسنده شمرده؟ مي شود اداره كل كارگزيني وزارت....... احتراما، عطف به نامه شماره.......... مورخ........... مبني بر ارسال پرونده هاي كارمندان منتقله به اين سازمان كه بعضي از آنها مفقود اعلام و باب هر گونه اقدام مقتضي را مسدود نموده اشعار مي دارد در ميان اين پرونده ها هيچ گونه سابقه اي دال بر وجود سوابق خدمت آقايان مفصله الاسامي زيرمشاهده نشده خواهشمند است دستور فرمايند عاجلا در اين مورداقدام و از نتيجه اين سازمان را مطلع در غير اين صورت ناچارا پرونده ها اعاده خواهدشد. مديركل كارگزيني سازمان....... ادامه دارد