Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761209-40315S1

Date of Document: 1998-02-28

يك موضوع، هفت ديدگاه پزشكان به راي دادگاه در مورد مدعي انرژي درماني اعتراض دارند راست و دروغ انرژي درماني از زبان مدعي، موافق و مخالف! درآمد: تب انرژي درماني در سال هاي اخير بخشي از جامعه ما را فراگرفت، داستان هاي بسياري از موفقيت اين روش، دهان به دهان گشت و در اين سالها البته كمتر كسي را مي توانستيم يافت كه خود به عنوان بيمارتوسط مدعيان اين روش درمان شده باشد و نيز هيچ گاه سخني از موارد عدم موفقيت اين افراد در ميان نبود. به خاطر برخورد غيراصولي نهادهاي قانوني با اين پديده، حتي برخي نشريات با دامن زدن به تب اين نوع طب، سوار بر موج عوام زدگي و عوام فريبي، بار خود را بستند! تنها بينش علمي جامعه و مسئولان آن اعم از نهادهاي متولي بهداشت و پزشكي، نهادهاي اجرايي و مراكز و نهادهاي قضايي، مي توانست و مي تواند به چنين مشكلي پايان دهد و در اين ميان حجت براي صدور احكام قضايي نيز، البته، تشخيص نهادهاي بهداشتي و پزشكي جامعه است. در اين ميان نهادهاي متولي سلامت جامعه البته با تاخير نسبت به فزوني موارد ادعاي بهبود بيماران از طريق انرژي درماني، عكس العمل نشان دادند. وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي و مركز خدمات پزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، از يكي از مدعيان اين نوع معالجه به دادگاه شكايت كردند. حكم دادگاه با آن كه مدعي را براي ادامه كار ملزم به مراجعه به مقام هاي مسئول بهداشت جامعه و اخذ مجوز لازم از آنها كرد، اما اين حكم و تبرئه وي از نظر جامعه پزشكي كافي نبود. خبرنگار همشهري براي آگاهي از ذهنيت جامعه نسبت به اين پديده و نيزباخبر شدن از ديدگاههاي صاحبنظران گزارشي تهيه كرده است كه امروز در صفحه يك موضوع، هفت ديدگاه آن را منتشر كرده ايم. علي اكبري كه معتقد است، نيرويي دروني دارد و از طريق اين نيرو مي تواند بر روي اشياء و انسان تاثير بگذارد، مي گويد: همه افراد داراي يك انرژي دروني هستند كه ممكن است در بعضي از افراد ضعيف و در بعضي ديگر قوي باشد. با كار كردن بر روي اين نيروهاي دروني، مي توان آن را تقويت كرد و در موارد مختلفي بكار گرفت. وي مي افزايد: پس از اين كه فهميدم داراي انرژي دروني هستم، سعي كردم آن را در مورد بيماران ودرمان آنها بكار برم. و در حال حاضر حدود 3 سال است كه از طريق انرژي درماني بر روي بيماران كار مي كنم. انرژي دروني من بر روي 70 درصد از بيماران موثر بوده است. البته من هيچ ادعايي ندارم كه حتي باعث بهبود يك نفر كه سرما خورده است باشم، بلكه مي گويم داراي يك نيروي دروني قوي هستم كه مي توان آن را آزمايش كرد. وي در ادامه مي گويد: براي اين كه انرژي دروني من برروي افراد تاثيرگذار باشد، لازم نيست كه مراجعان به انرژي درماني معتقد باشند، بلكه تنها داشتن خلوص نيت كافي است. همچنين مردم ابتدا بايد به پزشك مراجعه كنند و در صورت معالجه نشدن از طريق انرژي درماني براي معالجه خود اقدام كنند. به علاوه برخي از بيماران طاقت دارو و درمان را ندارند، از اين رو مي توانند با انرژي درماني به بهبودي دست پيدا كنند. وي در بخش ديگري از سخنانش اضافه مي كند: انرژي دروني من براي تاثيرگذاري بر روي بيماريهايي كه نياز به عمل جراحي دارد و همچنين بيماريهاي عصبي و رواني و سرطان بي تاثير است. مهناز رسولي كارمندي كه در مورد روانشناسي اطلاعاتي دارد; در مورد انرژي درماني مي گويد: به نظر من درون هر كسي يك نيرويي است كه از راههاي مختلفي مي توان آن را تقويت كرد. مطالعه كتابهاي روانشناسي و يا تمركز كردن از راههايي است كه مي تواند باعث تقويت نيروي دروني افراد شود. يعني ممكن است افرادي در دوره اي از زندگي خود متوجه يك انرژي ونيرو در درون خود شوند و از راههاي مختلفي آن راتقويت كنند. افرادي كه داراي انرژي دروني هستند، بيشتر به خوديا اطرافيانشان اميدواري مي دهند و نكات مثبت رامطرح مي كنند. وي مي افزايد: به عنوان نمونه هدفي را در زندگي انتخاب مي كنيم و سپس تمام تلاش خود را براي رسيدن به آن بكار مي بريم. در اين هنگام نيروهاي دروني شخص نيز بكار مي افتد و باعث تمرين و تلاش بيشتراو مي شود. قسمتي از حافظه هر شخص غيرفعال اگر است به اين قسمت از حافظه القا كنيم كه مثلا ساعت 5 صبح بيدار شويم راس ساعت موردنظر ما را بيدار مي كند. از اين رو افرادي كه انرژي دروني خود را تقويت كرده و حتي فراتر مي روند و انرژي درماني مي كنند، در واقع بخش بيشتري از حافظه خود را تقويت كرده اند. وي اضافه كرد: افرادي كه داراي قدرت انرژي درماني هستند، بيشتر از انگشتان دست خود استفاده مي كنند. به نظر من اين انرژي واقعا مي تواند باعث درمان بيماريها در شود صورتي كه به طور دائم انجام شود، باعث بهبودي كامل خواهد شد. ندا شريف نيز با اشاره به اين كه هر فردي داراي يك نيروي دروني است كه مي تواند آن راتقويت كند، مي گويد: اين نيروي دروني فراتر ازاستعداد و قدرت است. يعني به صورت بالقوه دروجود هر فرد وجود دارد كه مي تواند به فعليت برسد. اگر فرد يك دوره خودسازي را پشت سر بگذارد و به درجه اي از معرفت برسد، مي تواند كارهاي فوق العاده اي را انجام يعني دهد چيزي را ببيند و يا كاري راانجام دهد كه ديگران نمي توانند آن را ببينند و انجام دهند. وي مي افزايد: افرادي هستند كه با قدرت تمركزمي توانند اين كارها را انجام اگر بدهند اين نيرودر موارد مثبت كاربرد پيدا كند تقويت خواهد شد واگر در موارد منفي انجام شود، تضعيف مي شود. يك مورد آن انرژي درماني است. يعني افرادي كه نيروي درونشان به حد زيادي تقويت شده مي توانند از طريق انرژي درماني در جهت درمان بيماري ها اقدام كنند. شريف اضافه مي كند: افرادي كه داراي قدرت انرژي درماني هستند، مي توانند كل نيروي خود را با يك تماس عادي به بدن بيمار منتقل كنند و باعث بهبودي آن شوند. ولي افرادي هستند كه از اين وضعيت سوءاستفاده يعني مي كنند با عوام فريبي و ادعاي اين كه داراي يك نيروي دروني هستند، اقدام به كلاهبرداري مي كنند. وي در خاتمه مي گويد: چيزهاي زيادي هستند كه آنها را درك نمي كنيم. بنابراين حداقل احتمالي براي بودن آن قائل شويم. دكتر محمد خازني فر جراح استخوان ودكترحشمت ا... كلباسي جراح عمومي نيزمي گويند: علم طب در كليه كشورها شامل دو قسمت است: يكي طب قديمي و سنتي وديگري طب جديد و دانشگاهي كه هر دوآنها پايه و اصول قابل پذيرش و منطقي دارند. درمان بيماران با انرژي خاص نه در طب سنتي ما موجود است و نه در طبدانشگاهي امروز وجود دارد. از اين رواين شيوه درماني از نظر بيماران، اطباء و جامعه ناشناخته است و از نظر ما بدون تحقيق و بررسي قابل پذيرش نيست. آنها مي گويند: خوشبختانه با تائيدكليه دانشمندان داخلي و خارجي، طبداخلي ما در شرايط فعلي براساس استانداردهاي پيشرفته بين المللي اجرا مي شود. اين امر در تشخيص بيماريها، روشهاي بررسي، درمان و عمل جراحي در رديف بالايي قرار دارد. به نظر ما صحيح نيست روشي كه در رديف فالگيري و رمالي قرار دارد بدون بررسي و پژوهش هاي لازم اجرا شود و متاسفانه قوه قضائيه نيز برانجام آن بطور غير مستقيم صحه بگذارد. به گفته اين پزشكان طبابت در ايران مانند كليه كشورهاي مترقي داراي ضوابطو مقرراتي است، همانطور كه مشاغل ديگراجتماعي نيز تابع مقررات مخصوص به خود است. با توجه به اين كه در مشاغل ديگر بويژه مشاغل حساس هر فرد نمي تواند به دلخواه خود و بدون مجوز قانوني و اجتماعي مبادرت به كار كند، در طب نيز افراد بدون صلاحيت و غير طبيب نمي توانند در امر طبابت دخالت كنند. به همين دليل شيوه درمان بيماران با انرژي خاص توسط غير پزشك جرم محسوب مي شود. اين پزشكان مي افزايند: كساني كه داراي آزردگي هاي روحي و رواني اوليه هستندبه شدت تلقين پذير بوده و ممكن است اين روش درماني در آنها موثر بوده ويا دست كم بدون زيان باشد. ولي تعداد زيادي از بيماران داراي آزردگي هاي رواني ثانويه متاثر از بيماري جسمي هستند، در اين قبيل بيماران درمان تخصصي و واقعي بايد هر چه زودتر آغاز شود و اتلاف وقت مريض بادرمان با انرژي خاص و تاخير در درمان تخصصي بدون شك باعث عوارض نامطلوب و غير قابل جبران خواهد شد. دكتر كاظم عباسيون جراح مغز و اعصابنيز با اشاره به اين درمان بوسيله انرژي دروني افراد كه در سالهاي اخيرنمونه هاي ديگري از آن ديده شده به هيچ عنوان پايه علمي و پزشكي ندارد، مي گويد: انرژي درماني صرفا ادعايي است كه اگر منشاء سودجويانه نداشته باشد از روي نداشتن آگاهي است. تعداد زيادي از بيماريها تظاهرات دوره اي دارند و بسياري نيزخود مهارهستند. يعني تظاهرات بيماري در اثر قدرت مقاومت بدن و مهار بيماري از بين مي روند. همچنين شماري از بيماريها كه جنبه رواني ياروان تني دارند با هر روشي كه متضمن تلقين باشد بهبود نسبي و حتي پايدار مي يابند. روش تلقين شيوه اي شناخته شده در روانپزشكي است كه به شكل هاي مختلف اعم از گفت وگو، انجام كارهاي فيزيكي و يا استفاده از داروهايي كه تنها ظاهر دارو دارند مي تواند صورت گيرد و نتايج مثبت قابل مشاهده نيز داشته باشد. با اين توصيف مشاهده نتيجه مثبت فرضي درمان باانرژي دروني هيچ گونه مشروعيت علمي به آن نمي دهد. حسام الدين امامي روزنامه نگار ديرين جامعه مطبوعات نيز در مورد انرژي درماني چنين مي گويد: امر دارو و درمان عالي ترين رشته علمي است كه اگر برپايه علم و اصول شناخته شده آن استوار نباشد، جان و هستي انسان را به مخاطره مي افكند. به همين دليل ادعاي كساني كه مي گويند بيماران را خارج از چارچوب شناخته شده دانش پزشكي و جراحي معالجه مي كنند مردود اين است عمل آنها به غير از ايجاد اميدواري گمراه كننده براي بيماران بي اطلاع حاصل ديگري ندارد. وي مي افزايد: دولت سالها است كه باصرف هزينه هاي سنگين دانشكده ها ودانشگاههاي زيادي تاسيس كرده تا افرادمتخصص تربيت كند. از اين رو ميدان دادن به كساني كه مثلا ادعاي انرژي درماني دارند خط بطلان كشيدن بر دانش و تخصص افرادي است كه سالها با كوشش و زحمت فراوان در دانشگاهها تخصص گرفته و به خدمت به جامعه مشغول هستند. دكتر محمد جواد لاريجاني رئيس مركزپژوهش هاي مجلس و رئيس مركز تحقيقات فيزيك نظري نيز در مورد جنبه هاي قانوني انرژي درماني در كشور مي گويد: امر درمان مجموعه عملياتي است كه براي رسيدن به هدف خاصي كه وضعيت سلامت است صورت مي گيرد. چون انسان، صحت و جانش قابل تكرار نيست به همين دليل اگر كسي بهترين تئوريهاي درمان را هم داشته باشد نبايد آن را در عمل بكار بگيرد. يعني نبايد حق اعمال آن را داشته باشد. اين شخص مي تواند تئوري خود را در مجامع گوناگون مطرح كند و يا يك كتاب درباره آن بنويسد ولي حق درمان مردم براساس اين تئوري را ندارد. وي مي افزايد: بنابراين حق درمان مساله اي است كه صرفا بايد با مجوزبخش مسئول يعني با مجوز نظام پزشكي ودر مسير خودش صورت گيرد. ممكن است فردي صاحب يك تئوري علمي باشد و درآينده نيز ثابت شود كه تئوري صحيحي بوده ولي است همين فرد در حال حاضر بايد براي درمان مجوز داشته باشد. همچنين هر پزشكي هم نمي تواند از هر تئوري استفاده كند، بلكه حق اعمال بايد بر اساس تئوريهايي صورت گيرد كه مجوز لازم را از كميته هاي مختلف علمي كه وجود دارد دريافت كرده باشد. وي در ادامه اضافه مي كند: تئوري انرژي درماني هم از نظر من بسيار مضحك است. اين كه اعلام شده شخصي مي تواند بااستفاده از نيروي دروني خود افرادي رادرمان كند بايد تجربه شود. در علم پزشكي ظاهرا براي اين كه ادعا كنند كه مثلا علتي به معلولي ربط دارد بايد از مجموعه اي از مشاهده ها كه در يك مدت معين يك نتيجه را به عامل آن ارتباط مي دهد، استفاده شود. وي تصريح مي كند: استفاده از واژه انرژي درماني هم بسيار سطحي و عوامانه است. انرژي صورتي از حقيقت ماده است كه فرم ها و كاربرد خودش را دارد. انتقال آن هم براساس قوانين و واسطه هاي خودش صورت مي گيرد. از اين رو اگر شخصي دست خود را روي بدن شخص ديگري قرار دهد و بگويد انرژي من به بدن او منتقل شد صحيح نيست و من براي اين تئوري شانس زيادي در همين سطح كه بيان مي شود قائل نيستيم ولي شايد در آينده بتوان آن را به عناصر دقيق تري تجزيه كرد.