Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761206-40139S1

Date of Document: 1998-02-25

به تماشاگران خودمان حق مي دهم سينما نروند گفت وگو با بهروز افخمي اشاره: بهروز افخمي با كارگرداني مجموعه تلويزيوني كوچك جنگلي در سينماي ايران شناخته شد. روز فيلمهاي عروس، شيطان وروز فرشته ازديگر ساخته هاي سينمايي اوست. افخمي فيلم سينمايي جهان پهلوان تختي را نيز كه شادروان علي حاتمي آغاز كرده بود، كارگرداني كرده است. با افخمي گفت وگويي انجام داده ايم كه مي خوانيد: مهمترين اتفاقي كه امسال در سينماي ايران رخ داد، كدام؟ است فكر مي كنم مهمترين اتفاق، تغيير مديريت وزارت ارشاد و تغيير معاونت سينمايي او باشد. آمدن سيف الله داد اين اميدواري را براي همه سينماگران به وجود آورده كه وضعيت سينماي ايران متحول شود و در مسير رشد مستمر و قابل اتكاء قرار بگيرد. در دوران سيف الله داد چه اتفاق خاصي روي داده؟ است هنوز فرصت كافي براي به وجود آمدن يك تحول بنيادي وجود نداشته است. اما در همين چند ماه سيف الله داد موفق شده كه در فيلمسازان اعتماد و دلگرمي به وجود بياورد. همين كه در اين چندماه بسياري از فيلمسازاني كه مدتها كار نكرده بودند، دست به فيلمسازي زده اند و الان سعي مي كنند فيلم خود را به جشنواره برسانند نشان دهنده اعتماد و اميدواري سينماگران به مديريت جديد است. بنابر اين خودتان هم به خاطر آمدن سيف الله داد با سرعت زيادي كار كرديد و فيلم را به جشنواره؟ رسانديد بله. راستش را بخواهيد من اصلا در دو - سه سال گذشته ترديد داشتم كه بشود ديگر در ايران به كارفيلمسازي ادامه داد. اما حالا زمينه آماده است كه آدم دوباره امتحان كند، فيلم بسازد و اميدوار باشدكه فيلمسازي در اين كشور تاثيري دارد و كاربيهوده اي نيست. آقاي افخمي، نقد فيلم هايتان را؟ مي خوانيد در مورد بعضي از فيلم هايم موفق نشده ام قسمت اعظم نقدهايي را كه نوشته شده بخوانم، علتش هم اين بوده كه تعدادش خيلي زياد بوده است. به عنوان مثال فكر مي كنم تعداد نقدهايي كه بر فيلم عروس نوشته شده باشد، بيشتر از ششصد - هفتصد صفحه چاپي باشد. پس خيلي هايش را نتوانسته ام بخوانم. درمورد بقيه فيلم هايم نقدهايي را كه به دستم خوانده ام رسيده.، براي شما نظر منتقدان مهمتر است يا نظر؟ مردم قبلا گفته ام، حالا هم مي گويم، چون فرقي نمي كند و آب از سرم گذشته است. فكر مي كنم نظرم درباره منتقدان براي همه شناخته شده است. هيچ اهميتي براي نقدهايي كه درباره فيلم هايم نوشته قائل مي شود، نيستم. و اساسا نسبت به نظر منتقدان هميشه با شك و ترديد برخورد مي كنم. حتي شك دارم كه نظريك منتقد را بشود به اندازه نظر يك تماشاگركاملا عادي جدي گرفت. آقاي افخمي، گفته مي شود وقتي شما خيلي جوان بوديد ساخت سريال ميرزا كوچك خان جنگلي رابرعهده گرفتيد، خيلي ها عقيده دارند اگر آن همه پول و امكاناتي كه براي ساخت اين سريال در آن سن و سال كم در اختيار شما قرار گرفت، در اختيار هركس ديگري قرار مي گرفت، فيلمساز مي شد، شما چه جوابي براي اين حرف؟ داريد واقعا اگر آن همه پول و امكانات در اختيارتان قرار نمي گرفت، اصلا فيلمساز؟ مي شديد من ساخت سريال كوچك جنگلي را در سن 28 سالگي شروع كردم بنابر اين مي شود گفت كه من فيلمسازي را يك كمي دير شروع كردم، پس آنقدر هم كه مي گوييد كم سن و سال نبودم. در اين سن خيلي ها فيلم چندم خود را ساخته اند. سال 57 و پس از آن درتلويزيون مشغول كارهاي روزمره مثل فيلمسازي خبري وگزارشي بودم و تا سالها به ساختن فيلمهاي داستاني فكر نمي كردم. البته شايد خيلي ها ندانند كه به عنوان پايان نامه تحصيلي ام، در سال 1357 و در سالگي 23سن يك فيلم سينمايي ساخته ام. اين فيلم را باامكانات مدرسه عالي تلويزيون كه در آن تحصيل مي كردم ساختم. البته اين فيلم هيچ وقت به نمايش در نيامد. چرا اين فيلم الان؟ كجاست اوضاع لابراتوار در جريان انقلاب كاملا به هم ريخت و نگاتيو اين فيلم گم شد. ولي فيلم بدي نبود خيلي ها پيش از ساخت كوچك جنگلي، مرا و توانايي هايم را مي شناختند. در حقيقت موقعي كه به عنوان مدير فيلم و سريال تلويزيون اعلام كردم اگر كسي حاضر نشود جانشين ناصر تقوايي شود، خودم فيلم را كارگرداني مي كنم حداقل مديران تلويزيون و آنها كه با كار و سابقه من آشنا بودند، مي دانستند كه مي توانستم از عهده كار بر بيايم. نقش سريال كوچك جنگلي و پول و امكاناتي را كه به خاطر ساخت اين سريال در اختيارتان قرار گرفت، در پيشرفت فيلمسازي تان انكار؟ مي كنيد من اين را انكار نمي كنم كه ساختن كوچك جنگلي يك كلاس خيلي گرانقيمت كارگرداني در سطح حرفه اي و بالاي حرفه اي بود. و اگر اين امكان به خيلي هاي ديگر داده مي شد كه استعداد و هوش كافي داشتندشايد بيشتر از من مي توانستند از آن استفاده كنند. سرمايه عظيمي كه در ساخت سريال كوچك جنگلي هزينه شد و نيروهاي حرفه اي كه در آن به كار گرفته شدندبراي هركسي كه مدعي فيلمسازي بود، يك فرصت گرانبها محسوب مي شد. اين شانس نصيب من شد و من به هيچ وجه نمي خواهم منكر اين شوم كه اين شانس بزرگي بوده است. براي آنها كه اين شانس را نياوردند، خيلي متاسفم. چطور شد كه اين شانس نصيب شما شد نه؟ نصيبديگران وقتي آقاي تقوايي براي ساخت سريال كوچك جنگلي به تلويزيون دعوت شد، من مدير فيلم و سريال تلويزيون بودم. وقتي آقاي تقوايي تصميم گرفتند فيلم راادامه ندهند، مي دانستم كه هيچ كارگرداني كه ازاعتبار و توانايي كافي برخوردار باشد، حاضر نيست جاي ناصر تقوايي را بگيرد. بنابر اين از همان ابتدا كه كنار رفتن تقوايي جدي شد، خودم مي دانستم تنها كسي كه بايد كار را ادامه بدهد، خودم هستم. كساني هم شرايط خاص سياسي و برخي از مرزبندي هاي سياسي را كه در آن سالها وجود داشت، در واگذاري اين امكانات به شما بي تاثير نمي دانند. يعني گفته مي شود به اين دليل كه جزو نيروهاي مسلمان وحزباللهي محسوب مي شديد، آن همه امكانات دراختيارتان قرار گرفت. خب مسلم است كه من به دليل همين موقعيت سياسي هم مورد حمايت بوده ام و هم مورد نفرت. بالاخره اين موضوع، امتيازات و كم و كسري هاي خودش را دارد. طبيعتا موضعگيري سياسي هر فرد در وضعيت حرفه اي اش هم تاثير مي گذارد. اين را كه نمي شودانكار كرد. چون در دوران كاري من نظام جمهوري اسلامي برقرار بوده، من به عنوان فيلمساز مورد حمايت قرارگرفته ام، آيا به خاطر اين حمايتي كه از من شده بايداحساس گناه كنم. آقاي افخمي، شما در جريان مبارزات انتخاباتي هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوري، مصاحبه اي با آقاي خاتمي انجام داديد كه در يكي از نشريات به چاپ رسيد و در تيراژي وسيع هم توزيع شد. اين مصاحبه خيلي معروف شد و مورد توجه هم قرار گرفت. ايده انجام اين مصاحبه از خودتان؟ بود چند ماه قبل از برگزاري انتخابات، تعدادي ازدوستان فيلمساز تصميم گرفتند كه در حمايت از آقاي خاتمي موثر باشند و كار به برگزاري جلسات نسبتامنظم رسيد. به اطلاع ستاد آقاي خاتمي رسانديم كه مايليم كمك كنيم. ارتباطات جدي تر در شد همين جريانها بود كه ايده انجام آن مصاحبه به سراغم جلسه اي آمد، با آقاي خاتمي داشتيم كه در آن جلسه يك مقدار مرا بازجويي كردند، علتش هم اين بود كه ايشان نسبت به كارهاي تبليغاتي يك مقدار سوءظن دارند و مايل نيستند در باره خودشان تبليغ بكنند. وكساني را كه مي خواستند كارهاي تبليغاتي براي ايشان انجام دهند با مقاومت ايشان روبه رو مي شدند. بعد ازاينكه به اندازه كافي مرا ارزيابي كردند و مطمئن شدند، هدفم از اين مصاحبه، تبليغات معمول پذيرفتند البته نيست، بااكراه و ناراحتي به اين مصاحبه تن دادند. شنيده ايم كه قبل از چاپ، آقاي خاتمي در متن اين مصاحبه تغييراتي دادند. درست؟ است بله. تندروي هاي من در سوالاتم را حذف كردند. درنتيجه جوابهايي را نيز كه براي تعديل تندروي هاي من در زمان انجام مصاحبه گفته بودند، حذف كرده بودند. آن تندروي ها چه؟ بود تعبيرات خيلي تندي براي معاون وقت سينمايي و برخي ديگر از مسئولان آن معاونت به كار برده بودم. پس شماتندرو؟ هستيد نه. من محافظه كار هستم. البته صراحت دارم وصراحت با تندروي و شجاعت سياسي تفاوت مي كند. فكر نمي كنم براي رك گويي در اين كشور خطري وجودداشته باشد و من حرفهايم را رك مي گويم. و البته آدمهاي رك گوتر از من هم در اين كشور وجود دارند. از مجموع سه فيلم انتخاباتي آقاي خاتمي، ظاهرادو فيلم را شما كارگرداني كرده ايد. من دو تا از مصاحبه هاي ايشان را كارگرداني كردم. البته اگر بشود اسمش را كارگرداني گذاشت. كارگرداني شما عبارت از چه كارهايي؟ بود طراحي صحنه، انتخاب عناصر تصويري، و يك مقدار هم در مشورت با آقاي خاتمي براي لحن سخنراني و نحوه اجرا - نه محتوا - كار كرديم. در دكوپاژ هم نقش داشتم. اما چند فيلمساز ديگر در آن فيلم - قبل و بعداز مصاحبه - كار كرده بودند كه مهمتر از همه هم نقش سيف الله داد بود. گفته مي شود در آن فيلم آقاي خاتمي با سرعت زيادي صحبت مي كردند، و شما و ديگر دوستاني كه آن فيلم را ساختيد، آهنگ صحبت ايشان را كند ؟ كرديد آقاي خاتمي خيلي اديبانه و با جملات خيلي طولاني صحبت مي كردند. آقاي خاتمي طول جمله اي كه في البداهه مي سازند ممكن است به يك صفحه هم برسد. البته جمله را به لحاظ دستوري هم درست تمام مي كنند. ما ازايشان خواستيم كه جملات خود را كوتاهتر كنند سرعت زياد ايشان در صحبت كردن به اين خاطر است كه خيلي سريع فكر مي كنند، به همين دليل حوصله مكث و سكوت زياد را ندارند. ايشان با سرعت زياد فكر مي كنند وبا سرعت زياد هم عكس العمل نشان مي دهند و حرف مي زنند. اين فيلم هاي انتخاباتي چقدر در جلب آراي ايشان موثر؟ بود فكر نمي كنم تاثير زيادي گذاشته باشد. مردم ايران خيلي پيچيده هستند و دليل اينكه نظام تك قطبي جهاني نتوانسته حريف اين كشور بشود، پيچيدگي مردمش است. من از چند ماه قبل از انتخابات هم مطمئن بودم آقاي خاتمي رئيس جمهور مي شود. از نظر شما سينمايي ترين حادثه اي كه امسال درايران به قوع پيوسته است،؟ چيست بازي عجيب و غريب ايران و استراليا در بازيهاي مقدماتي جام جهاني بود. حادثه دراماتيكي بود. ابتداايران دو تا گل خورد، كاملا عقب افتاد، همه چيزاز دست رفته به نظر مي رسيد و تقريبا در آخرين لحظه ها همه چيز برعكس شد. فكر مي كنم اين بازي يكي از هيجان انگيزترين درامهايي بود كه مي توانستيم تصور كنيم. منتها توسط بازيكنان فوتبال روي زمين چمن اتفاق افتاد. نظرشما در مورد موفقيت هاي سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي ؟ چيست برخي اين موفقيتها را حاصل يك توطئه سياسي مي دانند، شما؟ چطور فكر نمي كنم بتوان به اين موفقيتها، توطئه سياسي اطلاق كرد. همه جشنواره هاي خارجي در خدمت دولتها وسياستها نيستند.. نيروها و آدمهاي مختلفي برتصميم هاي اين جشنواره ها تاثير مي گذارند كه دولتهاهم ممكن است يكي از اين نيروها باشند. ولي نيروي تعيين كننده اي نيستند موفقيت سينماي ايران درجشنواره هاي خارجي يكي از عواملي است كه به رشدسينماي ما كمك مي كند و بايد تشويق شود. چرا گلي كه خداداد عزيزي وارد دروازه استراليا كرد، باعث آن همه شادي شد، اما گل هايي كه سينماگران ما وارد دروازه جشنواره هاي جهاني كرده اند، باعث شادي؟ نشد چرا مردم به خاطر نخل طلايي كن كه نصيب كيارستمي شد، شادي؟ نكردند واقعيت اينكه نخل طلايي كن هيچ نسبتي با گلي كه خداداد عزيزي زده فوتبال ندارد در تمام دنيا خيلي مردمي تر است تا سينمايي كه در جشنواره هاي روشنفكرانه اي مثل جشنواره كن مطرح مي شوند. نخل طلايي كن شايد در ميان مردم عادي خود فرانسه هم اهميت زيادي نداشته باشد. بويژه كه جشنواره كن نشان داده كه نخل طلا را بسياري از اوقات با ملاحظاتي به فيلم ها اهداء مي كند. البته گاهي اوقات نخل طلارا به فيلمهاي بسيار با ارزش نيز داداند. و برخي وقتها هم به كارگرداناني داده شده كه به دلايل مختلفي مورد حمايت روشنفكران فرانسوي جشنواره بوده اند كن جشنواره نخبه هاست و در اهداي نخل طلايي يكجور نخبه گرايي و اعمال سليقه هاي ويژه روشنفكرانه ديده مي شد. انتخاب طعم گيلاس؟ چطور با سليقه هاي خاص روشنفكرانه بوده؟ است من فيلم طعم گيلاس را تا اين لحظه نديده ام. اما فيلم قبلي آقاي كيارستمي يعني زير درختان زيتون را خيلي پسنديدم و اگر مورد تحسين قرار حقش گرفته، بوده و به خاطر نفوذ و يا اعمال سليقه هاي خاص روشنفكرانه نبوده است. از فيلمتان بگوييد، از جهان پهلوان تختي كه مرحوم حاتمي نيمه تمام گذاشت و شما ادامه اش را برعهده؟ گرفتيد فيلم شما با فيلم حاتمي چقدر ؟ نسبت دارد سعي كرده ام كه ياد و خاطره آقاي حاتمي در فيلمي كه ساخته ام، باقي بماند. اما قطعا نمي توانستم كار ايشان را ادامه بدهم. هم به اين دليل كه فيلمنامه اي وجود نداشت و هم به اين خاطر كه فكر مي كنم كارايشان غير قابل تقليد است. ناگزير بودم فيلمي بسازم كه در آن ناتمام بودن فيلم آقاي حاتمي حس شود و با كمال تاسف و با اكراه مجبور شدم به سراغ يك ساخت سينمايي كه اين روزها خيلي متداول بروم شده: ، يعني فيلمسازي درباره فيلمسازي. آخرين باري كه سينما رفتيد، كي؟ بود مدتهاست كه سينما نرفته ام، به غير از جشنواره ها، تقريبا سينما نمي روم. چرا سالن هاي سينما در ايران اصلا مناسب فيلم ديدن نيستند. سالنهاي نمايش در ايران از رده خارج و كاملاويران است. و فيلم ديدن در آن يكجور عذابكشيدن است و من نمي توانم اين عذاب را تحمل كنم وواقعا به تماشاگران خودمان حق مي دهم نتوانندپا توي سينماها بگذارند.