Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761202-39929S1

Date of Document: 1998-02-21

آلودگي صوتي، رايج ترين دردسر آپارتمان نشين ها چرا بيشتر ساكنان مجموعه هاي آپارتماني از سروصداي همسايگان خود ؟ گله مندند نارسايي معماري ساختمان هاي بلند و عدم مسئوليت پذيري بعضي از آپارتمان نشين ها از عوامل اصلي بروز صداهاي مزاحم، آلودگي صوتي و نبود آرامش در زندگي آپارتماني است. مردم آزاري از روي تفنن! سال ها پيش وقتي ماشين ها بوق دارشدند، مردم فهميدند كه بوق نابهنگام به مراتب آزاردهنده تراز آواز خروس بي محل است. به همين دليل تابلوي بوق زدن ممنوع در زمره نخستين نشانه هاي راهنمايي و رانندگي در گذرگاهها به ويژه در كنار بيمارستان ها و آسايشگاهها نصب شد; اما امروز كه نزديك به دو سده از اختراع نخستين بوق ماشين سپري مي شود، تازه عده اي از شهروندان به صرافت افتاده اند كه روي خودروهاي خود بوق مضاعف يا بوق بياباني با صداي گوشخراش نصب كنند، لابد اين هم نوعي وسيله تفاخر است! متاسفانه اين خودنمايي شب و روز امواج صوتي آلاينده را در شهر رها مي كند و مردم بخاطر تفنن طلبي گروهي اندك و سوداگري وسودپرستي گروهي ديگر، بايد از اين آلودگي در رنج باشند. بوق هاي مضاعف با صداي گوشخراش يك وسيله اضافه و غير مجاز به شمار مي آيد و ضابطين قضائي مي توانند به موجب قانون با واردكنندگان، فروشندگان و استفاده كنندگان از اين وسيله موذي، برخورد قانوني كنند. دريغا كه نوشته هاي مكرر ما و ديگر مطبوعات در اين زمينه تاكنون راه به جايي نبرده است و بوق هاي موسوم به بنزي! شب و روز به مردم آزاري مشغولند! آلودگي صوتي حوزه گسترده اي راشامل مي شود و از مشكلات جدي كلان شهرهاست. گزارش اين شماره رابه يكي از رايج ترين آلودگي هاي صوتي كه محصول آپارتمان نشيني است، اختصاص داده ايم. ساخت وساز بناهاي فاقد ايمني كه موجب انتشار سريع صدا از طبقه اي به طبقه ديگر مي شود يكي از عوامل اصلي اين آلودگي هاست و عدم مسئوليت پذيري بعضي از آپارتمان نشين ها نيز از ديگر دلايل بروز اين قبيل آلودگي ها محسوب مي شود. صدا از دو جنبه قابل بررسي است. مهمترين جنبه مثبت آن ايجاد ارتباط بين انسانهاست. اما صداهاي ناهنجار كه به نوعي بر محيط وانسان تحميل شده و جنبه آلودگي صوتي بخودمي گيرند، در ابعاد وسيع مي توانند به لحاظرواني و فيزيكي به شدت آسيبزا باشند. اين نوع آلودگي ممكن است انسان يا جانوران رابه طور مستقيم از بين نبرد، ولي باعث ضعف دستگاه شنوايي و در نهايت به خطر افتادن سلامت انسان مي شود. براساس پژوهش هاي انجام شده اگر بروزصدا بيش از 70 دسي بل (واحد اندازه گيري صوت ) باشد براي سلامت انسان زيان بار است. بيشترين منابع آلودگي صوتي درآپارتمانها، اداره ها، كارخانه ها، در حمل و نقل و فعاليت هاي صنعتي و... هستند. آلودگي صوتي همچون آلودگي هوا درپي گسترش شهرنشيني و صنعتي شدن جوامع بيشتربوجود آمده است. فرزانه موسوي دانشجوي رشته جامعه شناسي در اين زمينه مي گويد: متاسفانه آلودگي صوتي در جامعه ما موضوع مورد توجهي نيست. گرچه براي رفع آلودگي هوا پيشرفت چنداني نداشته ايم اما به هرحال سازمانها و تشكيلات ايجاد شده، تلاش هايي كرده اند و مساله در دست بررسي است. در حالي كه آسيبهاي فردي و اجتماعي ناشي از آلودگي صدا كمتر از آلودگي هوا نيست. آلودگي صوتي بيش از همه در آپارتمان نشيني و ترافيك پرازدحام شهري نمود دارد. بسياري از افراد كه در اين زمينه اظهارنظر عمدتا كرده اند، بر مشكلات سروصدا در آپارتمانها تاكيدورزيده اند. احمد كتابي، كارمند بانك در اين باره مي گويد: من اخيرا به، دليل سروصداي زياد همسايه ها كه وضع همسر بيمارم را بدتر كرده بود، مجبور شدم منزلم را عوض در كنم حالي كه مي دانيدباتوجه به بحران مسكن در جامعه ما، يافتن مسكن مناسب و نقل و انتقال آن كار آساني نيست. سوسن دل گشا معلم دبستان كه در طبقه اول يك ساختمان 12 واحدي زندگي مي كند در اين مورد مي گويد: من مسئوليت هاي زيادي دارم، كاربيرون، كار در خانه، مسئوليت زندگي، بنابراين وقتي ساعت شش بعد ازظهر به خانه مي آيم، نيازبه آرامش دارم. دخترم نيز كه در سال سوم دبيرستان تحصيل مي كند براي درس خواندن نياز به سكوت اما دارد سروصداي همسايگان نمي گذارد چنين محيط آرامي به وجود آيد. زماني كه اين آپارتمان را خريديم، فكر مي كرديم جاي آرامي است ولي كم كم متوجه واقعيت هاي تلخي شديم از جمله اينكه صاحب آپارتمان كناري ماكه خانمش مي گفت: آرشيتكت است، تعميركارماشين از آب درآمده است. يعني اتومبيل هاي اسقاطي مي خريد و آنها را درست زير پنجره سالن آپارتمان ما كه صدايش در سرتاسر خانه پخش مي شد، تعمير مي كرد. و به اين ترتيب اين مجموعه را در معرض هجوم آلودگي وسيع صوتي قرار مي داد. وي مي افزايد: اما مي دانيد وقتي مشكل را با آنها در ميان گذاشتم، با من چه برخوردي برخوردي كردند خيلي توهين آميز و به طلبكارانه هر حال موضوع با تذكر جدي مدير ساختمان تاحدي خاتمه يافت اما حرف اصلي من اين است كه با وجودي كه اين كار يعني تعمير ماشين در اماكن مسكوني ممنوع است، چه عواملي باعث مي شود كه عده اي فارغ از موانع قانوني براي ديگران مزاحمت ايجاد كنند. آيا اين مساله به نقص قانون مربوط است يا ما بيش از آن، مشكل اجراي قانون را داريم. علي رضا نوع دوست، ساكن خيابان دكتر شريعتي در اين باره مي گويد: مردم ما به رغم اينكه عموما سالهاست آپارتمان نشين شده اند، اما هنوز فرهنگ آپارتمان نشيني را نمي شناسند گرچه برخي نيز اساسا اعتنايي به اين مسايل ندارند. البته گسترش شهرنشيني و اينكه مشكلات زندگي نسبت به سابق دو چندان شده است، برروند بي تفاوتي مردم نسبت به حقوق ديگران تاثيرات جدي به جا گذاشته است. و دولت كه وظيفه دفاع از حقوق شهروندان را بعهده دارد بايد در اين زمينه ها اقداماتي را بعمل آورد. از جمله اينكه براي تدوين قوانيني كه متضمن حفظ آرامش كليه شهروندان در مناطق مسكوني است، تلاش كند; به گونه اي كه هيچ فردي اجازه نيابد به راحتي آسايش ديگران را تحت الشعاع راحتي و منافع خود قرار دهد. نبود قوانين حمايتي در جوامعي كه حقوق شهروندي هنوز جايگاه واقعي خود را نيافته است و قوانين حمايتي در اين جهت در ابعاد مختلف زندگي شهري نمود عيني ندارند، خود محوري و منفعت طلبي شخصي، آن هم با هر قيمتي!! همچنان شايع و قدرتمند عمل مي كند. ايجاد مزاحمت هاي صوتي نيز مقوله اي از اين دست است كه عموما آسايش مردم را آن هم درمكان هايي كه به واقع انتظار آرامش داشتن بسيار بجا مي نمايد، دستخوش تلاطم و نابسامانيهاي جدي مي سازد. مهناز شيوايي، محقق در امور اجتماعي در اين زمينه مي گويد: در كشورهاي پيشرفته، ايجاد هرنوع مزاحمت براي ديگران از نظر قانوني كاملامشخص شده و ممنوع است، بخصوص همسايگان به هيچ وجه حق ندارند هيچ نوع مزاحمت صوتي براي يكديگر بوجود آورند. و در صورت ايجادكوچكترين مزاحمت، پليس خيلي سريع با آن برخورد مي كند. طبيعي است حضور بجاي پليس درمواقع مختلف براي دفاع از حقوق شهروندان ازبسياري تنش هاي اجتماعي مي كاهد. و بدين ترتيبعرصه براي فعاليت و تلاش مثبت مردم در طول روز باز خواهد بود. فريد قاسم زاده، دانشجو، حاكميت و گسترش فرهنگ خودمحوري و اجتماع گريزي در جامعه راناشي از نبود قوانين مكفي و به روز وضعف دراجراي قوانين مي داند و مي افزايد: اساسابسياري مزاحمت ها از جمله مزاحمت هاي چارچوب صوتي، كاملا مشخصي براي عامه مردم ندارند. به عبارتي شايد چون مجازاتي براي اين نوع مزاحمت ها تعيين نشده است بسياري فكر مي كنندكه مختارند هر آنچه مايل هستند انجام دهند. براي مثال بيشتر آپارتمان نشين هاي ما برآنند كه چهار ديواري است و اختياري. يعني اگر افراد خارج از آپارتمانشان نمي توانند خيلي كارها را انجام دهند بايد بتوانند حداقل در منزل به اين خواسته هابرسند. در حالي كه درست اين است كه هر كس در آپارتمانش مجاز به انجام كارهايي است كه حقوق ديگران را پايمال نكند و عمومااين حقوق از طريق ايجاد سروصدا به انواع بلند مختلف، كردن صداي ضبط و تلويزيون بيش ازاندازه، تعميرات مكرر خانه بويژه در زمانهاي نامناسب كه گاه سروصداهاي وحشتناكي را به دنبال دارد و ساير موارد تضييع مي شود. وي مي افزايد: نكته ديگر رعايت فضاهاي عمومي ساختمان است راهروها، پاركينگ، حياطساختمان از فضاهاي عمومي و متعلق به كليه آپارتمانهاي واقع در يك ساختمان به شمارمي آيند كه متاسفانه بسياري از آپارتمان نشين هابه هيچ وجه متوجه اين مساله نيستند. و به عبارت ديگر اين موضوع را بدين صورت باوردارند كه پس چون اين فضاها متعلق به فردخاصي نيست، مجازند وقت و بي وقت با صداي بلند صحبت هاي طولاني داشته باشند يا وقتي مهمان دارند در آپارتمان را كاملا باز بگذارند و به هر حال بسياري از كارهايشان رادر اين فضاها انجام دهند. بنابراين مشاهده مي كنيد كه در آستانه قرن بيست و يكم هنوزبسياري از شهروندان ما از اين نوع مزاحمت هاي ظاهرا پيش پا افتاده در رنج هستند! ادامه دارد