Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761130-39882S1

Date of Document: 1998-02-19

ملاحظاتي در زمينه اصلاح نظام آموزشي سخني دارم بي پيرايه با عزيزاني كه دست اندركار امور آموزش و پرورش هستند، حالا كه تصميم مباركي براي اصلاح نظام آموزشي گرفته شده و چشمان بسياري اميدوارانه به سمت شما دوخته شده تا نمرات پربار و عميق اين بازنگري را مشاهده بياييد كنند، در تدوين برنامه نظام آموزشي و بخصوص تربيتي نسل آينده ساز، از انسانشناسان بزرگ و دانشمندان علم روانشناسي و متخصصين علوم تربيتي كه ازثروتهاي طيب و پربركت جامعه ما هستند نظر بگيريد و از حاصل و چكيده چندين سال كاوش و تحقيق آنان بهره بجوئيد. حرص و ولع را در بالا بردن كميت دانش كنار بگذاريد. درخلال اين آموزشهاي حجيم و پشت سرهم، فرصتي به دانش آموزبدهيد تا آموخته ها را هضم وجذب كند، سپس محفوظات جديداز راه برسد. در ميان حجم بزرگ تعليمات سودمند وفعاليتهاي بسيار مفيد، گاهي نقائصي هم به چشم مي خورد كه مطمئنا با حسن برخورد و تلاش مخلصانه فرهنگ دوستان مرتفع خواهد شد. به نظر بنده اگر روش تدريس و امتحان بعضي از دروس كمي تغيير كند و اجبار به حفظ كردن برداشته شود، به اين صورت كه: در هنگام امتحان و تست، محصل را در رجوع به كتاب آزاد بگذارند و او مانند يك محقق پاسخ سوالها را به راحتي از متن كتاب استخراج كند نه تنها ميزان يادگيري پايين نمي آيد، بلكه محسناتي هم بر اين شيوه مترتب است. اولين و آشكارترين اثر آن اين است كه دلهره و تشويش جاي خود را به تمايل قلبي و انگيزه دروني و اميدواري مي دهد. دوم: احساس اعتماد به نفس و پيدايش اين باور كه: (پاسخ همه سوالات من در كتابها هست و من مي توانم در هر موقعيتي از كتاب ياري بگيرم ). نتيجه: علاقه مندي به كتاب و تقويت و رشد عادت به مطالعه زمينه موفق شدن براي همه كودكان اعم از مستعد و متوسط و ضعيف فراهم مي شود و شاد كردن اين دلهاي كوچك و پاك كه خود دخالتي در آفرينش خود نداشته اند، خداوند را شاد و راضي زيرا مي كند منصفانه نيست كه شيوه اي در مدارس جاري باشد كه قوي ترها نمره بهتر بگيرند و رنج كمتري ببينند و ضعيف ترها براي كسب همان نمره رنج بيشتري را متحمل شوند. چه بسيار افرادي كه هر سال در اثر عوامل نامطلوب موجود در مدارس دچار ياس شده و از درس كناره مي گيرند و همه ما مي دانيم كه بنيان تعليم و تربيت بر اين هدف گذاشته نشده كه عده اي را دربر بگيرد و شكست يا موفقيت گروه ديگر به حساب آمده نشود. از آن گذشته براي خردمند شدن و پيدا كردن معرفت و آموختن تفكر و تعقل وفهميدن عميق به جاي حفظ كردن طوطي وار كه از اهداف مهم آموزش و پرورش هستند، حافظه به هيچوجه نقش عمده اي ندارد. بلكه فاكتورهاي ديگري بايد موردتوجه و تقويت قرار گيرد كه متاسفانه اين مهم مورد غفلت واقع نشده است. مطلب ديگر اينكه: در درسي مدارس، كه حاوي انسانشناسي وخودشناسي باشد تقريبا نداريم. شايد بتوانيم بگوييم نقش شناخت صحيح خود (شناخت خدا ) در حيات معنوي و سعادت زندگي همان نقشي است كه نور خورشيد در حيات مادي دارد. مهارت در ايجاد ارتباط وآموزش اخلاق و روابط اجتماعي سالم مقوله هائي هستند بسيار وسيع و فراگير كه طيف گسترده آن، همه سنين عمر را دربر مي گيرد. بهترين و مناسبترين مرحله براي اين آموزشها مي تواند مدرسه بهتر باشد است در مقطع ابتدايي روي شكل گيري اخلاق نيز كار شود. لزوم وجود و حضور قانون در زندگي انسانها و علل نياز به پرورش اخلاق را مي توان در قالب يك يا چند درس به صورت ريشه اي به دانش آموز تفهيم در كرد مقطع راهنمايي تحولات دوران بلوغ و شيوه هاي كنار آمدن با آن متناسب با موقعيت سني نوجوانان مي تواند مورد بحث و بررسي در كلاس قرار گيرد و دانش آموز شناختي نسبي از خود بدست بياورد. براي دختر يا پسر دبيرستاني گزيده اي از روانشناسي زن و مرد همراه با مسائل زناشويي، آداب همسرداري، تربيت و نگهداري فرزندان مطالبي هستند كه به خوشبختي آنان مي افزايد. البته اين گونه موضوعات به دليل اهميت و حساسيت نيروي خاص، انساني متبحر و مربيان كارآزموده اي را مي طلبد. درتعليم و تربيت هم مانند بناي يك ساختمان هر قدر اصولي تر ومهندسي تر عمل كنيم، در آتيه بنايي خواهيم داشت مطمئن تر محكم تر، و در مقابله با حوادث ناگوار آسيبپذيرتر. در پايان سپاسگزاري مي كنم كه از همه دوستداران كودكان و نوجوانان وتلاشگراني كه همواره خود را درمحضر خداوند مي بينند و كودكان را نه كودكي كوچك كه انسانهايي بزرگ مي دانند كه تفاوتشان بابزرگترها اين است كه پاكتر و به فطرت نزديكترند، در آغازراهند، و از حقوق خود بنابر اطلاع ندارند اين از عهده استيفاي حقشان برنمي آيند، به لحاظ لطافت و ظرافت جسمي قدرت دفاع از خود را ندارند ودر همين حال در پيشگاه خداوندداراي كرامت و ارزشند. عشرت حسني