Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761130-39878S1

Date of Document: 1998-02-19

اسلام; نسل نو و پاسخ هاي نوين اشاره: حجت الاسلام والمسلمين عبدالله نوري وزير كشور درمراسم معرفي استاندار جديد مباحث قم، مهمي درخصوص نيازهاواقتضائات امروزين نسل جوان وضرورت پاسخگويي به آن در دوحوزه عمل (از طرف دولت ) وحوزه نظر (از طرف حوزه هاي علميه ) بيان كردند. به لحاظبرخي نكته ها و اشارات، متن كامل اين گفتار با حذف مقدمه آن از نظرتان مي گذرد. سرويس مقالات قم از نقاطي است كه اهميت بسيار بالايي براي كشور، مردم و نظام ما و امروز براي حاكميت ودولت ما دارد، قم مركزي است كه كريمه اهل بيت حضرت معصومه ( ع ) در آنجا مدفون است. محدثين و روات عالي مقام و عاليقدر متعددي در قم مي زيسته اند. روات بسياري از احاديثي كه در اختيار داريم قميين و اشعريين و بزرگان عالي مقامي هستند كه در تاريخ اسلام جايگاه بالا و ويژه اي دارند. چه بسا امروز جزو افتخارات قم وجود قبور مطهر اين بزرگان در اين منطقه است. در طول تاريخ قم، علماء فراواني در قم زندگي مي كردند و اصولا تشيع در قم هميشه زنده و پايدار و حاكم بود و شخصيتهاي بزرگواري در طول تاريخ تشيع قم را به عنوان مركز تشيع حفظ كردند و علم علوم اهل بيت عصمت و طهارت را از طريق قم نشو ونما دادند. قم مركز حوزه علميه اي است كه امروز در زير اين آسمان نيلگون حوزه اي به عظمت آن نداريم. در حوزه علميه قم كه با دستان مبارك علامه بزرگوار مرحوم حائري در تاريخ اسلام تاسيس و بنيانگذاري شد، گرچه در گذشته هم قم صاحب علم و فضيلت بود، بزرگان والا مقامي رشد پيدا كردند و مرجعيت شكل گرفت. در دوران گذشته، مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي، حضرت آيت الله صدر، آيت الله خوانساري، آيت الله حجت و در دوره بعد امام راحل و بزرگوار ما - كه انقلاب عظيم جهاني اسلام را شكل دادند - حضرت، آيت الله گلپايگاني، حضرت آيت الله اراكي، حضرت آيت الله نجفي مرعشي و آيات بزرگوار و عظام متعدد و زيادي در اين حوزه نشو و نما پيدا كردند و حوزه را در زمينه مسائل علمي و فرهنگي بارور كردند. قم مركزي است كه نقش محوري، اصلي و اساسي در انقلاب ما داشت، امام دست پرورده حوزه علميه قم در است طول سال هاي 41 تا به اين طرف نقش عظيمي را كه حوزه علميه قم و امام عظيم الشان ما وقم و قميين در انقلاب داشته اندنمي توان ناديده گرفت. قم با حضوري كه در دوران دفاع مقدس داشت، شهداي بزرگواري را توسط حوزه علميه ومردم اين شهر به انقلاب و اسلام تقديم كرد. مردم قم يكي از شاخصه هايشان اين است كه در طول تاريخ اسلامي پناهگاهي براي علما وروات و محدثين و شيعيان اهل بيت بودند و لذا در طول تاريخ وقتي نگاه مي كنيم دينداري و دين باوري يكي از مشخصه هاي مردم قم بوده و امروز هست هم وقتي نگاه مي كنيد مي بينيد كه مسئولين توجه ويژه اي به لحاظاهميت و جايگاه قم نسبت به اين شهر دارند. امام عزيز وبزرگوار ما حساسيتي جدي در موردقم و مسائل آن داشتند; روي اينكه به مسائل مختلف قم چه حوزوي و علمي، چه مسائل عمراني قم پرداخته و توجه شود. همانگونه كه برادرمان آقاي بني هاشمي اشاره كردند مقام معظم رهبري اصولا يك سفر يك هفته اي به قم داشته اند و تقريبا تمام مسائل گوناگون قم را چه حوزوي وعلمي، چه مسائل عمراني و مسائل مختلف زيربنائي و اقتصادي رادر طول آن مدت بررسي كردند، به لحاظ حساسيت و اهميتي كه قم و مسائل قم داشته و دارد، لازم بوده و هست كه به آن پرداخته شود. بنابراين قم متفاوت با بسياري از نقاط ديگر است و واقعانسبت به قم بايد با توجه خاص و درايت و تدبير بالانگاه و به مسائل قم پرداخته شود. البته در كنار اين به لحاظاينكه قم مركز حوزه علميه است و روحانيت معظم و معزز و بزرگوار در حوزه علميه قم هستند يك نياز جدي تر و بيشتري به همكاري و معاضدت ميان دولت و حوزه احساس مي شود، من دراينجا چندجمله اي عرض مي كنم وبعد، راجع به مسئله قم اشاراتي دارم. اجمالا يكي از مهمترين نشانه هاي انقلاب اسلامي ما اين بوده است كه زعامت آن با روحانيت بوده است. رهبري انقلاب با امام بزرگوار و امروز با مقام معظم رهبري است كه از روحانيت ووابستگان به حوزه علميه وروحانيت هستند. اين پيشتازي كه روحانيت در طول دوران انقلاب داشته، نقش بسيار بالايي را در ارزشي كردن انقلاب ما و در اين كه انقلاب ما خداي ناخواسته به انحراف كشيده نشود داشته است. من گاهي در صحبتهايم به مناسبت ايام دهه فجر عرض كرده ام كه در 22 بهمن 57 اين تنها امريكا نبود كه دچار شكست شد، به همان نسبت شوروي سابق هم دچار شكست شد، براي اينكه بطور كلي انقلاب چپ در دنيا اينگونه داشت وانمود مي كرد كه در مجموعه نظامهاي حاكم بر دنيا دو نظام حاكم است يكي نظام سرمايه داري كه مربوط به غرب است و يكي هم نظام انقلابي كه مربوط به شرق و بلوك شرق است. حالا با اسامي مختلف و ايسم هاي مختلف و دين به عنوان عامل مخدر براي جوامع معرفي مي شد و از اين راه بود كه انقلاب چپ رشد و نمو پيدا مي كرد. ولي انقلاب اسلامي ايران كه توانست بر مبناي حاكميت اسلام و قرآن و حاكميت شرع و دين، يك نظام قدرتمندي را كه وابسته به بلوك غرب و با پشتوانه بلوك شرق بود به زانو در آورد، يكدفعه در دنيا اين بحث مطرح شد كه حركت انقلابي مي تواند زائيده نظام هاي ديني هم باشد، حركت انقلابي مي تواند متكي به اسلام و قرآن هم باشد. امام عزيز در پيام به گورباچف مطرح فرمودند كه شكسته شدن استخوانهاي كمونيست شنيده مي شود. اين تحليل در زماني بود كه كمونيست شكسته نشده بود ولي براي امام روشن بود كه دوران رژيم ماركسيستي با پيروزي انقلاباسلامي و انقلاب ديني به پايان رسيده اين است نقش روحانيت، مرجعيت و زعامت بود، اين نقشي بود كه دين توانست در دنيا و كشور ما پياده كند و با پياده شدن اين نقش بود كه خطرات مختلفي كه مي توانست نسل جوان ما راتهديد كند كنار رفت. براي اينكه اگر اين نقش را اسلام وقرآن پياده نمي كرد نسل جوان ما جذب ايسم هاي مختلفي كه در دنيا مطرح است ولي مي شد بعد از اين كه ديد قرآن واسلام مي تواند پاسخگوي او باشد دليلي نداشت به ايسمهاي ديگر رو كند و لذا شما مي بينيد گسترش پهناي اسلام دركشورهاي مختلف ديگر بسيار جدي شما شد كشورهاي عربي اسلامي، و امريكا را ببينيد، اسلام به عنوان يك دين متحرك، پويا، انقلابزا، حركت زا و مخالف سلطه توانست ابرقدرت ها، مطرح شود. امروز هم دولت جناب آقاي خاتمي بعداز دولت جناب آقاي رفسنجاني كه دوره توسعه و سازندگي را اداره مي كردند با شعار توسعه سياسي و طرح جامعه مدني پا به عرصه گذاشته است. مي گويد كشور نياز دارد به اينكه در كنار مجموعه حركتهايي كه در زمينه فعاليتهاي سازندگي مادي، عمراني و اقتصادي مي شود، همپاي او حركتي در جهت شكل گيري جامعه مدني و توسعه سياسي و قانونمندي وقانونگرايي شكل بگيرد، شما مي بينيد كه وقتي اين شعارمطرح مي شود به يكباره بيش از 20 ميليون نفر پاسخ مثبت مي دهند يعني اين نياز جامعه است، اين نشانه آن است كه جامعه يك موضوعي را احساس كرده و نياز دارد. اين موضوع چون در شعارهاي رئيس جمهور مطرح شده مردم به او لبيك گفتند و آيا در اين راستا دولت و حوزه نبايد تشريك مساعي جدي و هماهنگ داشته باشند، قطعا چرا، قم و حوزه علميه همانگونه كه در دوران انقلاب پيشتاز حركت انقلاببود در تحقق بخشيدن به شعارهاي رئيس جمهور محترم كه مورد قبول بيش از 20 ميليون راي دهنده بود نيز مي بايست پيشتاز باشد. قم همانگونه كه در دوران انقلاب و دوران دفاع مقدس پيشتاز حركت انقلاب و دفاع بوده در جهت دفاع از حقوق انسانها، در جهت دفاع از قانون، قانونمندي و قانونگرايي بايد پيشتاز باشد. قم همانگونه كه در دوران قبل در همه حركتهاي انقلابي درخط مقدم بوده در بحث تامين آزاديهاي فردي و اجتماعي و دفاع از اينها، در بحث توسعه سياسي و استقرار جامعه مدني بايد پيشتاز باشد. در بحث گسترش تعقل و تدبر و منطق و خرد بايد پيشتاز باشد. قم از منظر و ديدگاه جوانان، بانوان، دانشگاهيان وروشنفكران ديني بايد به عنوان مدافع حقوق قانوني نسل نو مطرح باشد، قم بايد منادي حاكميت قانون اساسي باشد كه ثمره خون شهيدان است. قم بايد پاسخگو به معضلات و مشكلات نسل جديدي باشد كه از هر سو سوالها، ابهامها و نقدهايي برايشان مطرح است. قم بايد مركز ديني، بحث، علم تربيت، تعقل و اخلاق باشد و نمود خارجي قم براي داخل و خارج كشور بايد اين باشد و بايد در جهت حل مشكلات نسل نو در ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي صاحبنظر و صاحب انديشه باشد. اگر در زمينه آزادانديشي و دفاع از آزاديهاي مشروع فردي و اجتماعي و دفاع از قانونمندي و قانونگرايي، پيشتاز اين حركت روحانيت نباشد، مطمئن باشيد به اسلام و انقلاب لطمه مي خورد.؟ چرا براي اينكه كساني پيشتاز اين حركت خواهند شد كه معلوم نيست نسل جوان ما را به كدام سمت خواهند برد، معلوم نيست آنها چه هدفهايي را براي نسل نو ما در سر مي پرورانند. و لذا ما نبايد بگذاريم در باب مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي عقب بمانيم. نبايد بگونه اي حركت كنيم كه جواب سوال نسل جديد ما را ديگران بدهند يعني حداقل اينطور وانمود كنند كه آنها جواب مي دهند و اين خطر يك خطر جدي است. شما نگاه نكنيد به تعدادي از جوانهاي پاك مهذب، مخلص و انقلابي كه در دامان اسلام و انقلاب پرورش يافته اند; الان هم در كنار حوزه يا مدرسه يا در محيط خانواده يا در يك شرايط خاصي بسر مي برند. ممكن است هيچ شبهه يا هيچ اشكال يا هيچ مسئله اي در ذهنشان شما نباشد نگاهتان به جمعيت 60 ميليوني كشور باشد ببينيد اين پسر يا دخترچه سوالهايي در ذهنش است و چه ابهاماتي دارد و نسبت به اين سوالها و ابهامها ما چه جوابها و راه حل هايي داريم. آيا نسبت به مسائل فكر كرده ايم كه متاسفانه نسل جوان را به سمت و سويي مي برد كه چه بسا نه علاقه اي به من و مخالف من دارد و نه به همفكر من و نه به كسي كه بامن در تضاد فكري است. اصلا، كجا ابهامات نسل جوان داردبررسي مي شود، كجا سوالهاي آنها دارد بررسي؟ مي شود من به عنوان كسي كه 50 سال سن دارم و در 30 سال قبل جزوجوانهاي آنروز بودم و احيانا دو يا چهار مسئله يا سوال در ذهنم بوده حالا در اتاقي مي نشينيم و مي گوييم لابد مشكل نسل جوان امروز هم همان مسائل است. آنوقت مي نشينيم روي همين ها نسخه پيچيدن، اصلا چه اطلاعي داريم كه نسل جوان امروز مشكلش، دردش و مسئله اش؟ چيست گاهي در جلساتي كه در وزارت كشور يا جاهاي مختلف داريم عرض مي كنم همه ما در هدف، وحدت نظر داريم، دلمان همه، براي اسلام، براي انقلاب براي حاكميت قرآن همه مي سوزد علاقه داريم، همه شهيد داديم، همه در جنگ حضور داشتيم، همه دلسوز بوديم، همه علاقه به راه امام، اهداف امام، اهداف نظام، راه شهيدان و نظام ولايت فقيه داريم; اما ممكن است روشها و فكرهايمان با هم فرق كند. ممكن است من فكر كنم راهي كه شما به ذهنتان مي رسد، ما را به بيراهه مي برد. براي اينها بايد بنشينيم بحث و گفتگو كنيم، مسائل عيني جامعه را بفهميم ودرك كنيم بعد تصميم گيري بكنيم. ما بايد با طي كردن مسير تعقل و تدبر راهي را انتخاب كنيم كه به اصلاح قلوبجامعه بينجامد، به تعبير حضرت امام ( ره ) فتح القلوب. آيا اين كار را؟ مي كنيم اگر سوالي و معضلي از طرف كسي مطرح شود و من پاسخش را ندهم و با او برخورد كنم، شيوه غلطي به كار چه گرفته ام بسا خداي ناخواسته كار ما به جايي مي كشد كه ضعف خودمان را نعوذبالله پاي ضعف اسلام مي گذاريم. اسلام ضعف اسلام ندارد دين تفكر، تعقل، تدبر و آزادانديشي است. قرآن اين رابيان مي كند. اسلام از اينكه خودش را در جامعه اي مطرح كند، همه نظرات هم بيايدمطرح شود هيچ هراسي نداشته و احساسش اين بوده كه پيروز است. اما گاهي ما به دليل ضعف خودمان براي اين بخشها آمادگي نداريم بايد ضعف خودمان را جبران كنيم. اجمالا من خدمت شما عزيزان اين نكته را مي خواهم عرض كنم آنچه كه اتفاق افتاد و در حال اتفاق افتادن است، اين است كه ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه مردم ما، جوانان ما، بانوان ما و نسل جديد ما سوال دارند، حرف دارند ونقد دارند، نسبت به آنها بايد مسيري را كه اسلام بيان دنبال كرد، كنيم. نمي توانيم برخورد كنيم و فكر هم نكنيم برخورد اسلامي است. شما به قرآن نگاه كنيد مي گويد: ادع الي سبيل ربك بالحكمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين و ان عاقبتم فعاقبوابمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خير الصابرين ما كه مي خواهيم به قرآن عمل بكنيم بايد به قرآن مراجعه كنيم: فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه. در جريان موسي و فرعون مي گويد: فقولا له قولا لينا لعله يتذكراويخشي و يا خود پيامبر بزرگ اسلام را مي گويد و ما ارسلناك الي رحمه للعالمين. بله نسبت به كفار بحث ديگري است كه مي گوييم محمدرسول الله والذين معه اشدا علي الكفاررحماء بينهم. در ذيل اين آيه شريفه تفاسير و بحثهاي استدلالي عجيبي مي ديدم. و انا او اياكم لعلي هدي او في ضلال مبين در تفاسير بحث كردند كه روش بحث قرآن يا بحث پيامبر اسلام با مخالف؟ چيست نمي آيد برخوردهاي خشن بكند هر دوطرف ممكن است بر هدايت يا بر ضلالت باشيم براي حل آن بايد بنشينيم و بحث كنيم ببينيم حرف كدام يك ما حق است. خداوند به پيامبر اسلام مي گويد: فبما رحمه من الله لنت لهم و لوكنت فظا غليظ القلب لنفضوا من حولك پيامبر اسلام هم كه رحمه للعالمين است قرآن مي گويد: باخشونت و تندرويي، نمي تواند به جائي برسد. حتي در مقابل مخالف مي گويد: خذالعفو و امربالعرف واعرض عن الجاهلين. خيلي آيات قرآن عجيب است. شما نهج البلاغه را ببينيد، شما دعاي مكارم الاخلاق را بخوانيد، شما مجموعه ادعيه اي راكه در باب مكارم الاخلاق است، بخوانيد. من فكر مي كنم يكي از موفقيتهايي كه حركت برادر عزيزمان جناب آقاي خاتمي داشت، اين بود كه به نسل نو اينگونه بيان كرد كه ما مي خواهيم در يك چارچوب با نگرش باز مسائل را ارزيابي كنيم و بر اساس شرع و قانون حقايق را كشف كنيم. دولت، روحانيت و روشنفكران ديني بايد براي اينكه نسل جديد انقلاب به سوي اهداف انقلاب، نظام و اسلام گرايش جدي پيدا بكنند، يك حركت هماهنگ و هم جهت را با هم داشته باشند تا بتوانيم در برابر تمام تهاجم هاي گسترده اي كه وجوددارد، پاسخگو باشيم. در تمامي مباحث اعتقادي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي دشمن دام گسترده است و هر روز به شكلي كار مي كند تا نسل ما را از ما بگيرد و اگرخداي ناخواسته ما نتوانيم جاذبه داشته باشيم، دولت در عمل و حوزه به لحاظمباحث نظري نتواند پاسخگو باشد مشكلات جدي ما را تهديد مي كند. دولت ضمن حرمت به استقلال حوزه علميه قم، انتظار دارد حوزه علميه قم به دولت در همين مباحث و مباحثي از اين قبيل كه مشكلات جدي امروز جامعه ماست كمك و كند من اميدوارم ان شاءالله همانگونه كه تاكنون بوده نمود بيروني حوزه علميه قم، نمودي از مكارم اخلاق، حاكميت منطق، بها دادن به علم و فضائل و دفاع ازكرامت انسانها باشد.