Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761130-39827S1

Date of Document: 1998-02-19

عدم شناخت اصولي از نيازهاي بازار داخلي گزارشي از وضع اقتصادي سينماي ايران (بخش پاياني ) . منوچهر شاهسواري، عضو هيئت مديره خانه سينما در اين مورد مي گويد: دولت خود را موظف و ملزم به اين مي داند كه به هر طريق ممكن نسبت به حساسيتهايي كه درخصوص توليدات صنعت سينماوجود دارد (اين حساسيت ها بيشترمسائل فرهنگي و اجتماعي هستند )واكنش نشان، دهد و به روش هاي مختلف درصدد تامين خواسته ها و اهداف خود است. در اين حالت يك تعارض به وجود مي آيد كه درزمينه اقتصادي و توليدي است. دراين حالت بايد به اين مسئله توجه كرد كه سرمايه گذاري دولت تاچه حد براي تامين اين حساسيت ها است و تا چه ميزان براي دستيابي به كارايي، سوددهي و اقتصادي كردن سينماي كشور است. بخش خصوصي نيز باتوجه به مشكلات و مسائل متعددي كه با آن مواجه است، سمت و سويي را براي فعاليت هاي خود درنظر مي گيرد كه به بهترين روش و كم هزينه ترين روش به سوددهي لازم برسد. اين از ويژگي هاي بخش خصوصي است، ولي وقتي كه با كالايي روبه رو هستيد كه مصرفي نيست، بلكه فرهنگي و ماندگار است، مسئله به اين سادگي ها نيست. وظيفه دولت توليد فيلم و سينماگري دولت نيست به عنوان حافظ منافع ملي و عمومي كشور بايد در حوزه سينما به منافع ملي آن نيز دقت و توجه كافي را داشته باشد. وي دراين خصوص افزود: واقعيت اين است كه بعداز انقلاب رشد و حركت سينما و توليد فيلم توسط دولت آغاز شد و از رشد و حركت دولت، بخش خصوصي نيز واردميدان شد. بخش خصوصي در تعاوني هايي به دور يكديگر جمع شدند كه سرمايه كمترين نقش را در آن داشت. علاقه، تخصص و ذوق هنري اين افراد بود كه سرمايه آنها را تشكيل مي داد. البته حمايت هاي دولتي در شكل گيري نظام بخش خصوصي بي تاثير نبوده است. گرچه اين نظام درمرحله بسيار ابتدايي خود به سر مي برد. بخش خصوصي امكانات و شرايط لازم را براي نظارت بر توليد كالاي هنري و صنعتي خود نداشته است. ممكن است كه يك توليدكننده بخش خصوصي نسبت به بازگشت سرمايه به كار رفته، تعهد لازم را داشته باشد، ولي هيچ گونه اختياري در مراحل مختلف تهيه يك فيلم از خود ندارد. سخن آخر باتوجه به مسائل مطرح شده به نظر مي رسد كه عمده ترين مشكلات موجود سينماي ايران رابتوان به طور خلاصه چنين عنوان كرد: تغييرات قوانين و مقررات ارزي همان گونه كه بر هر توليدي اثر مي گذارد بر توليد فيلم نيزبي اثر نيست. ثبات قوانين براي يك دوره طولاني و مشخص باعث مي شود برنامه ريزي صحيح صورت بگيرد. زيرا توليدات صنعت سينما نياز به ماشين آلات و موادي دارد كه عموما وارداتي هستند وتغييرات قوانين وارداتي و گمركي اثر مستقيمي بر قيمتها خواهدگذاشت. سرمايه گذاري لازم در زمينه زيرساختارهاي سينما صورت نگرفته و اگر عنوان مي شود كه دراين خصوص فعاليت هايي انجام شده و يا درحال انجام به دليل است، وجود استهلاك بسيار زياداين زير ساختارها باجرات مي توان گفت كه هيچ سرمايه گذاري قابل قبولي صورت نگرفته است. تفسير شخصي، گروهي و سليقه اي افرادي كه به طور مداوم تغيير مي كنند از قوانيني كه آنها نيز مرتبا درحال تغيير و تحول هستند، يكي از مهمترين معضلات موجود در صنعت سينماي ايران است. عدم شناخت اصولي از نيازهاي روزافزون بازار داخلي كه عمدتا جواناني با خواسته هايي دائما درحال تغيير، هستند - به واسطه تغييرات مداوم جهاني و جامعه ايران نيز نمي توانند خود را از اين تغييرات و پيامدهاي آن جدا بدانند -. عدم شناخت قواعد بازي حاكم بر صنعت جهاني سينما ايران تقريبا عضو هيچ سازمان جهاني فراگير نيست، تا از نظر صنعتي واقتصادي از پيامدهاي عضويت درآنها سود كافي و لازم را ببرد كه اين نيز اگر سينما را از ديدگاه صنعتي مورد توجه قرار دهيم، شامل سينما و صنعت آن در ايران مي شود. مسائل و مشكلات مهم اين صنعت وقتي در كنار اين موضوع موردتوجه قرار بگيرد كه كالاي توليدي صنعتي سينما يك كالاي فرهنگي است و وضعيت خاص خود وحساسيت هاي خاص خود را در جامعه ايران مي طلبد، اين مشكلات دوچندان مي شود. لذا چگونگي مواجه با اين مشكلات و برخورد با آنها، تخصص ها و شناخت و ابزارهاي ويژه خود را مي طلبد كه فراتر ازتوليد يك كالاي صرفا صنعتي وتوليدي موردنياز است. براي دستيابي به يك سينماي بين المللي، بايد سينماي ماميزاني از توليدجهاني را به خوداختصاص دهد. در دهه گذشته سينماي ايران بيش جايزه 170از بين المللي و مهم را به خود اختصاص داده است. اين نشان از توجه و اقبال جهانيان به سينماي ايران دارد. پس مخاطبان لازم براي اين سينما وجود دارد ولي به نظر مي رسد كه عرضه اين صنعت با مشكلات جدي و مهمي روبه رو است. موج نو و تازه سينماي ايران باوجود حمايت هاي دولتي و عدم وجود رقيب جدي در بازار داخلي براي آن توانسته خود را تا حدودي مطرح كند ولي آيا اگر اين حمايت ها برداشته شود، توان رقابت و حضور در بازاري كه قواعد بازي آن براي ما نامشخص ناشناخته، و نامفهوم است، براي ماوجود دارد يا؟ خير مطمئنا اگريك رقيب جدي و مهم براي اين سينما در داخل وجود داشته باشد، انگيزه، خلاقيت، نوآوري و تمايل به كاهش هزينه هاي موجود و جاري زمينه اي را براي جهاني شدن و استوار كردن اين گام لرزان بدست خواهد داد. بهمن احمدي