Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761128-39671S1

Date of Document: 1998-02-17

مشكلات مطبوعات ايران؟ چيست جايگاه قانوني و مسائل و مشكلات انجمن صنفي روزنامه نگاران در گفت وگو با رجبعلي مزروعي رئيس انجمن - قسمت آخر اشاره: جايگاه قانوني و مسائل و مشكلات پيش روي انجمن صنفي روزنامه نگاران موضوع گفت وگوي ما با رجبعلي مزروعي رئيس اين انجمن است. در بخش اول اين گفت وگو به فرايند تاسيس، جايگاه قانوني و نيزنحوه تعميق پايه هاي انجمن در جامعه مطبوعات پرداخته شد. اينك در بخش آخر اين گفت وگومسائل و مشكلات مطبوعات و نحوه مواجهه انجمن بااين مسائل مورد بررسي قرار گرفته است كه باهم مي خوانيم. معروف است، در مطبوعات ايران سانسورنداريم اما خودسانسوري به چشم مي خورد، فكرمي كنيد چه عواملي در ساختار مطبوعاتي موجباين خودسانسوري؟ مي شود از زواياي مختلف مي شود به اين بحث پرداخت. بحث خودسانسوري فقط مختص كشورما به نيست هر حال كساني كه مي آيندروزنامه يا مجله اي را راه اندازي مي كنندحتما مي خواهند اهداف خاصي را از انتشارآن پي گيري كنند و طبيعي است مطالبي را كه انتشار مي دهند در جهت تحقق اهدافشان است. در جامعه ما نيز اينطوري است. كساني كه مطبوعه اي را منتشر مي كنند براساس دانش و بينش خود در خبرها و تحليل ها گزينش مي كنند. در ايران مالكيت نقش مهمي در اين امر دارد. مالكيت در تعيين مدير مسئول ها تاثير مدير مي گذارد مسئول هم سعي دارد آن اهداف و برداشتهايي را كه دارد پيش ببرد. يكي از راه حلهايي كه شايد الان پذيرش نداشته باشد ولي اميدوارم ما بتوانيم درآينده به سمت آن حركت كنيم اين است كه مطبوعاتي داشته باشيم كه مالكيت آن در اختيار هيات هاي تحريريه باشد. يعني به صورت شركت سهامي اداره شود و اعضاي تحريريه همه سهامدار آن روزنامه باشند. طبيعي است در چنين حالتي روزنامه نگاران هم در اداره آن روزنامه سهيم اند و هم اينكه افرادي را براي پي گيري مشي روزنامه انتخاب مي كنند كه نماينده همين افراد هستند. ولي تا رسيدن به اين شرايط ما خيلي فاصله داريم. البته به نظر من شرايط فعلي در ايران به هيچ وجه شرايط نامطلوبي نيست. به هر حال وقتي مجموعه مطبوعات كشور را كنار هم قرار مي دهيم ممكن است در حركت فردي خودسانسوري باشد. ولي در مجموعه مي بينيم كه تمام گرايشات فكري در مطبوعات ما حضور دارند. اخبار تقريبا منتقل مي شود و مي توان ادعا كرد كه در اين مقطع ما يكي از پربارترين فعاليت هاي مطبوعاتي را داريم. انجمن چندي پيش در برابر اظهارنظر يكي از مسئولان كشور اطلاعيه صادر كرده و برگردش آزاد اخبار تاكيد كرد. يكي از مشكلات مطبوعات بسته بودن منابع خبري و كنترل منابع كسب اطلاعات و اخبار است. اين مشكلي است كه در سطح مديريت كلان كشور نيز با آن مواجه هستيم. انجمن با اين مشكل كه در واقع ميدان اصلي فعاليت مطبوعات است چگونه مي خواهد برخورد؟ كند هر چند كه ما در ابتداي راه هستيم اما همين موضع گيري در واقع مسير انجمن را نشان مي دهد. ما معتقديم بايد با فضاسازي و دفاع از حق مردم در كسب اطلاعات و اخبار، به صورت مستمر بتوانيم در يك بستر اجتماعي آن افرادي را كه مانع از گردش اطلاعات و اخبار هستند متقاعد كنيم كه گردش اطلاعات و اخبار يك امر حياتي است. اگر بخواهيم يك نظارت اجتماعي بر عملكرد قواي سه گانه اعمال كنيم هيچ راهي جز گردش اخبار و اطلاعات نداريم. در اين زمينه طي بحث هايي كه داشتيم بنا شده كميته حقوقي انجمن را فعال تر كنيم و از همكاران حقوقدان روزنامه نگار كمك بگيريم، در واقع تمام كارهاي حقوقي كه مي شود در اين زمينه انجام داد مدون كنيم و انجمن با تمام نيرو از طريق راههاي حقوقي به دفاع از خبرنگاران و روزنامه نگاران بپردازد. اميدواريم در آينده بتوانيم خدمات حقوقي خوبي به روزنامه نگاران بدهيم حتي اگر در مواقعي به عنوان روزنامه نگار به محاكم رفتند از حقوق آنهادفاع كنيم. در كشور ما روزنامه نگاري بيشتري جنبه سياسي و حزبي دارد و كمتر حرفه اي است. انجمن با اين روحيات حزبي چه مي خواهد؟ بكند شايد يكي از تفاوت هاي ما با جوامع ديگراين است كه در جامعه ما افراد سياسي زياداست و طبيعي است وقتي به مطبوعات مي آئيم نمي توانيم اين گرايش را از آنها بگيريم. از طرف ديگر به دليل خلاء نهادهاي مدني در جامعه ما خصوصا احزاب، در واقع جرايد مجبور شدند بخشي از اين خلاء را پر كنند. به نظر من مشكل را مي توان اينگونه حل كردكه همه افرادي كه در روزنامه ها كار مي كنندجداي از گرايش هاي فكري و سياسي همه اشان روزنامه نگارند و روزنامه نگاري يك سري اهداف مشترك را براي همه اينها مطرح مي كند مثل بحث استقلال حرفه اي يا امنيت شغلي كه براي همه روزنامه نگاران جامعه ما مطرح است. بنابراين به لحاظ هويت حرفه اي همه اينهامشتركات فراواني دارند كه مي توانند حول اين مشتركات در انجمن كنار هم جمع شوند ما فكر مي كنيم انجمن صنفي بايد فارغ از گرايش فكري و سياسي افراد نيرويش را در اين مشتركاتي كه همه روزنامه نگاران قبول دارندمتمركز كند. مثلا وقتي يك سازمان يا نهادي به يك خبرنگار بي احترامي كرد، بايد به صرف خبرنگار بودن و بدون توجه به گرايش هاي فكري وي از او دفاع كرد. ابتدا امكان دارد در آن مقطع اين دفاع يك عمل سياسي باشد. اما به هيچ وجه ديگر نمي توان گفت كه اين دفاع ازيك گرايش سياسي است. به نظر من اصلا هويت انجمن صنفي از آنجابه وجود مي آيد كه ما يك حرفه را مبناي كار قرار دهيم. ببينيد تعريف به نوعي يعني تجزيه پس آيا لازم نيست انجمن در ابتداي كارروزنامه نگار را تعريف كند. همين مشتركات را شناسايي و استخراج كند. در آئين نامه عضويت اين تعريف ها راداريم. روزنامه نگار به كسي اطلاق مي شود كه سه سال كار مطبوعاتي كرده باشد. يعني مي توانيد اين مشتركاتي را كه بين من، شما و شخص سومي كه در روزنامه اي ديگركار مي كند استخراج؟ كرد بله مي توانيم. مثلا استقلال حرفه اي كه همه ما روزنامه نگاران معتقديم كه بايد بتوانيم آن خبر و تحليلي را كه به آن رسيديم انتشاردهيم و كسي مانع انتشار آن نباشد. حالا اين مانع چه نهاد دولتي باشد يا غير دولتي. يا اينكه روزنامه نگار به لحاظ حرفه اي با مسائل مختلفي رودررو هست و بنابراين بايد امنيت شغلي داشته باشد. يعني اگر گرايش يا ديدگاهي مخالف مديريت روزنامه اش داشت نبايد مستمسكي شود كه مديريت آن روزنامه او را مثلا اخراج كند. حرفهايي كه شما مي فرمائيد همه محترم است اما تا موقعي كه ثبت و مكتوب نشود معتبرنيست. در مورد ثبت آن. ببينيد در آن جلسه اي كه به عنوان انتظارات روزنامه نگاران گذاشته ايم تقريبا همين بحث ها در آن مطرح خواهد شد. ما مي خواهيم ببينيم كل روزنامه نگاران ما چه انتظاراتي از انجمن دارند. وقتي اين انتظارات مدون شد اين همان چيزهايي خواهد بود كه انجمن مي تواند روي آنها كار كند. شما در اين بحث روي گردش آزاد اطلاعات تاكيد كرديد. يكي از ابعاد اين جريان آزاد كسب خبر بود كه درباره آن صحبت كرديد اما مسئله بعدي درج خبر است. گاه روزنامه ها به دليل گرايشهاي خاص سياسي و نه اطلاع رساني مانع از درج اخباري خاص مي شوند. اگر توسط مديران مطبوعات از درج بعضي از اخبار جلوگيري شود آيا انجمن صنفي چه موضعي در قبال آن خواهد؟ داشت ما تا حالا در انجمن با چنين بحثي روبرونشده ايم. يعني اطلاع ندارم تا چه حدروزنامه نگاران خواسته اند خبري را منتشركنند و مديران جرايد مانع شده اند. اگر بخواهيم اين موضوع را به صورت مشخص بررسي كنيم بايد اين موارد به انجمن ارسال شود تا پس از يك تحليل جامع نسبت به آن موضع بگيريم. الان در اين زمينه من اطلاعاتي ندارم. اما من در ابتداي بحثم مطرح كردم كه به هرحال ساختار مديريتي مطبوعاتي ما به گونه اي است كه شايد بتوان گفت در يك بينش حداكثري اين حق را براي خود قائل هستند كه هر خبري را درج نكنند چون مالك روزنامه هستند. آيا با اين استدلال منبع خبر يعني فلان وزارتخانه، سازمان يا نهاد و ارگان نيز اين حق را براي خود نمي تواند قائل شود كه چون مالك خبر هستم از پخش آن خودداري؟ مي كنم اينجا نه بين حوزه خصوصي و عمومي تفكيك است. قواي سه گانه حوزه عمومي اند و موظف اند خبر بدهند و اين حق مردم است كه اخبار آنهارا بدانند. اما در دايره يك مطبوعه مسئله حقوق خصوصي است. در ثاني اين آزادي ازخبرنگاران گرفته نشده است كه اگر در يك مطبوعه اي مشكل داشت به مطبوعه ديگر برود. دوم اينكه اگر به عنوان يك مشكل حاداجتماعي درآيد در نهايت بايد بتوانيم درمديريت روزنامه ها تحول بوجود آوريم و آن نيز بستگي به شرايط زماني دارد. اگر كل جامعه روزنامه نگاران به اين احساس برسند كه نمي توانند حرف خودشان را بزنند آن موقع مي توانند اين بحث را مطرح كنند كه مالكيت روزنامه ها سهامي شود. الان در كشورهاي پيشرفته هم هر دو نوع روش را داريم. مثلا در امريكا مالكيت روزنامه ها كاملا خصوصي است و اين بحث ها در آنجا نيز وجود دارد كه مدير روزنامه را مالك آن انتخاب مي كند و بحث خودسانسوري وجود دارد و برعكس در فرانسه مطبوعات به صورت شركت سهامي اداره مي شود و روزنامه نگاران سهامدارند. يكي از راههايي كه مي تواند به انجمن اعتبار دهد اين است كه يك خبرنگار افتخاركند به اينكه عضو اين انجمن براي است اين مسئله بايد انجمن بتواند به من خدمات مختلف بدهد. مثلا آموزش بدهد با دنياي روزنامه نگاري مرتبط كند و موارد ديگر كه همه اينها هزينه بر است اگر انجمن بخواهد از طريق كمك هاي دولتي هزينه هاي خود را تامين كند وابسته خواهد شد از اين روي آيا انجمن به مكانيزم هاي استقلال مالي خويش فكر كرده است كه از آن طريق بتواند اين سرويسهاي آموزشي و خدماتي را بدهد. به صورت ذهني براي ما مطرح است و باتجربه اي كه در بعضي از كشورها ديده ايم مثل پرس كلوپ ها كه خدمات خاص به روزنامه نگارها مي دهد. سالنهاي خاص مصاحبه دارد. محل هايي براي جمع شدن و گپ زدن مطبوعاتي ها دارد و در كنارش كارهاي اقتصادي محدودي هم انجام مي دهد كه به همين روزنامه نگاران سرويس مي دهد مثل رستورانهاي مخصوص براي مطبوعاتي ها و غيره. اينها درذهنيت ما وجود دارد ولي اينكه تا چه حدبتواند تحقق يابد بستگي به ميزان استقبال خبرنگاران و روزنامه نگاران از انجمن دارد. چون الان قرار است از طريق حق عضويت اعضاكه بسيار هم محدود است فعاليت هاي انجمن را سامان دهيم. اگر روزگاري به اين نقطه رسيديم كه براي استقلال انجمن كار اقتصادي پيش بيني كنيم لازمه آن چنين است كه سهامي قرار دهيم و همه روزنامه نگاران بيايند اين سهام را بخرند و به عنوان پشتوانه انجمن كار اقتصادي انجام بدهند. چشم انداز شما از شكل گيري فعاليت انجمن و نقش آن در اينكه بتواند به عنوان يك نهاد معيارهاي حرفه اي را اعمال كند و نظام كنترل غيرحرفه اي را تعديل كند؟ چيست در برخورد با تخلفات مطبوعات و ياكنترل فعاليت مطبوعات دو معيار را مي توان مطرح كرد. يكي قانون است كه روند خاص خودرا دارد. به نظر من اين خيلي ارتباط بافعاليت انجمن پيدا نمي كند. اما يك سري معيارهاي حرفه اي و اخلاقي هم وجود دارد كه اينها ممكن است حتي به لحاظ قانوني مشكل نداشته باشد. مثلا يك خبرنگار از شغلش استفاده كند براي گرفتن حق السكوت. اين مسئله شايد به لحاظ قانوني جرم نباشد يا ممكن است يك خبرنگار برود و در پوشش اين حرفه هديه اي بگيرد و اين جور چيزها. در اين موارد فكر مي كنم انجمن مي تواند معيارهايي را تعريف كرده و اعضاي انجمن را موظف كند در صورت پذيرش عضويت انجمن به اين معيارهاي حرفه اي و اخلاقي پايبند باشند و طبيعي است كه انجمن هم با اين معيارها با اعضا برخورد در مي كند بحث هايي كه داشته ايم اين موضوع را به عنوان ميثاق نامه حرفه اي مطرح كرده ايم و دنبال اين هستيم كه نظر همكاران را پيش نويس بگيريم، آن هم تهيه شده است و اعضا بايدبراي عضويت اين ميثاق نامه را امضا كنند. ما فكر مي كنيم از اين طريق مي توانيم به سالم سازي محيطهاي روزنامه نگاري در كشورمان كمك كنيم.