Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761126-39565S1

Date of Document: 1998-02-15

فارسي را پاس نداشته ايم! اين روزها وضع گفتار برخي از ما بشكل دردناك و تاسف برانگيزي دگرگون شده و در معرض سقوط قرار گرفته نوشته ها است هم كه همان گفتار مكتوب است، بدتر از آن، غلطاندر غلط! و هيچ مرجعي نيست دلسوز و از سر مهر تا بگويد اين همان زبان فردوسي و سعدي و نثر پاك بيهقي و ناصرخسرو است. به كجا؟ مي رويم عجب وارثان بي تميز و ناخلفي كه ما هستيم! همين نثر درهم و مغلوط و از سر نافهمي را ميخواهيم به آيندگان بسپاريم چه مايه تاسف! بشنويم: تعبير زشت و ناپسند و غيرايراني در رابطه با... امروز باحتمال قريب به يقين در زبان اكثر مردمان ما نشسته است، بدون اينكه فكر كنندمعناي آن؟ چيست مي گويند ناهار چه مي گويددر؟ خورده ائي رابطه با ناهار بايد عرض كنم... شغلت؟ چيست پاسخ مي دهد كه در ارتباط با شغل بايد عرض كنم... در يك اعلاميه يا تصويبنامه قانوني سه چهار سطري به يقين پنج بار جمله در رابطه با آمده بود كه الان در دستم موجود است. چرا اين كلمه خارجي لوس و بي جا و بي عمل بجاي كلمات، در مورد، درباره و امثال آن، تميز و كوتاه و قشنگ، اصطلاح مذكور ترجمه شده كه جمله فرانسوي است و آنهم فقط جايي بكار مي رود كه منظور حتما ارتباط و نسبت را و بستگي را بخواهد برساند و نه غير آن، چرا اين جور نسنجيده و چشم بسته ماهم بدنبال؟ آن ـ ويژگي خاص، تعبير بدو زشت تازه يي است كه همه جا مي بينيد حال آنكه خود ويژگي معناي فارسي خاص است و دو خاص در پي درهم! ـ گاه فارسي تنوين عربي مي گيرد و مي شود گاها! مثل زبانا و جانا و غلط محض! آنهم در زبان همه! ـ در مقام تعريف و توصيف مي گويند اين كار به يك ارزش بدل شده است، يعني يك صفت در متعالي، حاليكه ارزيدن هم خوب است هم بد. نمي ارزد بداست و مي ارزد خوب. ـ كلمه بهره مند در جائي مي آيد كه منظور گوينده سود و نفع و بهره باشد اما مي گوئيم: وضع تحصيلي ما از كيفيت بدي بهره مند است! خام و نفهميده و بي جا! ـ گفته مي شود مقطع تحصيلي و قشر زحمت كش درحاليكه مقطع يعني جاي بريدن و قشر هم يعني پوسته، پوسته لوبيا و عدس باقلا! مقشر يعني پوسته گرفته و در هيچ جاي ادب هزار ساله ما قشر به معناي دسته و گروه نيامده است. ـ برهه يعني زمان كوتاه شايد از لحظه بيشتر اماگفته مي شود در دوران جواني و اين برهه از عمرآدمي... ـ عسكر عربي همه جا با گاف نوشته مي شود در حاليكه گاف مختص فارسي است و نهايه و طبيعه و دفعه همه جا بصورت نهايتا و... با الف و غلط محض و از گوينده يي در راديو مي شنويم: -شعرموازي: 12/0 311 حاشيه ميانه 0 چشم باز و گوش باز و اين عمي حيرتم از چشم بندي خدا اما عمي بروزن بجا گفته مي شود عمي بروزن تهي! بكجا مي رويم! دكتر هاشم اعتماد سرايي