Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761123-39388S1

Date of Document: 1998-02-12

مشوق هاي شوق زدا در تربيت ديني ياددهي - يادگيري در آثار كهن ايراني روايت شده است كه حضرت مسيح (ع )بر طايفه اي ازعابدان گذشت كه تن آنها از عبادت زياد سوخته بود. فرمود: شما را چه مي شود و اين حال، چگونه عبادت؟ است گفتند: ترس ما از آتش دوزخ است. مسيح فرمود: بر خداست كه شما را در عوض، از آتش دوزخ ايمني دارد. دسته اي ديگر را بديد كه عبادتشان شديدتر از دسته اول بود، فرمود: شما براي چه عبادت ؟ مي كنيد پاسخ دادند: به جهت اشتياق ما به نعيم جاوداني بهشت و آنچه خداوند براي دوستان خود تهيه نموده است، ما هم آن را طالبيم. مسيح فرمود: برخداست كه به پاداش شما آنچه طالب هستيد، مرحمت فرمايد. از اين طايفه نيز گذشت و جماعت ديگري را يافت همچنان به عبادت مشغول و از آن دو دسته ديگرشديدتر. فرمود: شما كيستيد و به چه منظوري رنج عبادت بر خود؟ روامي داريد گفتند: ما عاشقان خداييم نه از خوف آتش و نه به شوق بهشت، بلكه به علت عشق به خدا وجلال و استحقاق او عبادت مي كنيم. مسيح فرمود: شما حقا دوستان خداييد. امر شده است كه با شما باشم. سپس درميان آنها اقامت به عبارت گزيد ديگر، به دسته اول فرمود مخلوقي هستيد كه من از شما ترسنده ام و به دسته دوم فرمود شمارا دوست دارم و به جماعت اخير فرمود شما نزديكان خداونديد. () و اما بعد... از اين حكايت چنين استنباط مي شود كه تربيت ديني به معناي واقعي كلمه، تربيتي است كه از مراحل مختلف عبور مي كند و هرچقدر عميق تر مي شود به همان ميزان، از منابع كنترل بيروني آزادتر به طوري مي شود كه تربيت ديني ازانگيزه هاي بيروني، مادي، حسي وابزاري شروع و به انگيزه هاي معنوي، دروني، معرفتي و ارزشي خاتمه مي يابد. از اين رو، اگر ما در سنين اوليه رشد و به تناسب مراحل تحول رواني و ذهني دانش آموزان، تعليم وتربيت ديني را با پاداشها و مشوق ومخوف هاي بيروني همراه كنيم، به عنوان مقدمه تربيت ديني كاري است پسنديده و مطلوب و اما اگر در همان مراحل متوقف شويم و همين روشهاي ابتدايي و محرك هاي مادي را تا مراحل بعدي تربيت نيز ادامه دهيم، نه تنها به تقويت تربيت ديني منجر نمي شود، بلكه نتيجه اي وارونه را به دنبال خواهدآورد. همان گونه كه هم اكنون در اغلبروشهاي تربيتي صورت مي گيرد، و حتي در سياست هاي تبليغاتي و فرهنگي مانيز به وضوح مشاهده مي شود، اين روشها در قالب مسابقه، جشنواره، جايزه، كارت آفرين و صدها مشوق سطحي ديگر كه تنها به ظاهرسازي ومقبول نمايي در تربيت ديني مي انجامد، برگزار مي گردد. همه اين اقدامات به عنوان مقدمه، زمينه و مشوق ها و محرك هاي اوليه، لازم است، اما كافي نيست. براي همين است كه غالب مشوق هاي بيروني ما در تربيت ديني منجر به شوق زدايي در رغبت ديني دانش آموزان مي گردد. بدين معني كه دانش آموزاني كه به اشتياق جايزه، اردو، كارت آفرين و... به رفتارهاي ديني خود رامي آرايند، احتمالا از نفس اعمال ديني لذت نمي برند، بلكه به پاس جاذبه جوايز بيروني لذت مي برند و ما ممكن است دين را كه امري فطري، دروني و اصالي است، ناخواسته و ناخودآگاه شكل بيروني، واسطه اي و ابزاري بدان بخشيم، براي همين است كه تحقيقات متعدد روان شناسي در رابطه با شكل دهي رفتارهاي دروني و بيروني نشان داده است كه آن دسته از رفتارهايي كه ريشه دروني دارند (فطري و طبيعي و تمايلات خود انگيخته ) اگر، ازطريق مشوق هاي بيروني به طور مكرر تقويت شوند، دردرازمدت اصالت رفتار از شكل دروني خارج گشته و شكل بيروني و ابزاري مي يابند! كاري كه ما ناخواسته با نيت خير بدان دامن مي زنيم و به نام تربيت ديني، شوق عبادت را ازطريق مشوق هاي بيروني كاهش مي دهيم! دكتر عبدالعظيم كريمي حياه القلوب ابوطالب مكي جلدسوم ص 82 و نيز ر. ك حليه الاولياء جلد 1 ص. 7