Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761121-39313S1

Date of Document: 1998-02-10

وقتي اتفاق افتاد خبرتان مي كنم گفتگو با بهرام بيضايي o آقاي بيضايي، چرا؟ فيلم نمي سازيد راستش را بگويم. o؟ چطور آخر دو جواب مي توان داد. يكي جوابي كه همه اين روزها مي دهند و يكي جواب راست. o شما راستش را؟ بگوييد به هرحال مي دانيد كه فيلم ساختن خيلي گران است. پنجاه -شصت ميليون تومان پول براي ساختن فيلم نياز تهيه كننده است تضمين مي خواهد كه فيلمش به موقع روي پرده بيايد و پولش بازگردد. از وقتي كه كمكهاي دولتي به فيلمهاي بخصوصي زياد فيلمهايي شده، كه دولتي نيستند ومردم بايد از جيب خودشان براي ساخت آن پول خرج روزبه روز كنند، تضمين بازگشت سرمايه اش كمتر مي شود. تقريبا هيچ كس تا اطمينان نداشته باشد كه فيلم حتماروي پرده مي رود و سرمايه اش برمي گردد، فيلم نمي سازد. البته اين دليل ظاهري اين موضوع است. ولي دليل عميق ترش اين است كه پانزده -شانزده سال روي تهيه كننده ها كارشد، تا من نتوانم فيلم بسازم. o پس مهمترين مشكل شما براي فيلم ساختن اين است كه تهيه كننده ؟ نداريد ظاهراتهيه كننده اي پيدا نمي كنيد كه براي فيلم شما ؟ سرمايه گذاري كند راستش من يك مقدار كدرم ونمي خواهم وارد اين بحث بشوم. o؟ چرا علتش اين است كه چه جوري است كه يك نفر نمي تواند تهيه كننده داشته باشد. آن هم آدمي كه سالها تهيه كننده داشته. مگر اينكه سالها به تهيه كنندگاني كه خواسته اند با اين آدم فيلم بسازد، گفته شده باشد چرا مي خواهيد با اين آدم فيلم بسازيد. شايد يك برنامه حذف شخصيت وجود داشته است. حتي به كساني كه مي خواستند با من كار مونتاژ بكنند، گفته اند كه چرا با فلاني مي خواهيد، كار كنيد. به هرحال من فكر مي كنم اگر براي كساني كه سناريوهاي مرا مي سازند، تهيه كننده پيدا مي شود اگر براي روز واقعه وفصل پنجم تهيه كننده پيدا مي شود، لابد براي من هم پيدا مي شود، چگونه است كه من سناريوهاي خودم را نمي توانم بسازم ولي كسان ديگر مي توانند، بسازند. o پس معتقديد شرايطي به وجود آمده است كه تهيه كنندگان حاضرنيستند با شما كار؟ كنند شرايطي به وجود آمده كه من بايد براي مردم سناريو بنويسم بدون اينكه اسمم را بگذارند. o گويا شما با آقاي سيف الله داد معاون امور سينمايي ديداري داشته ايد، و لابد مشتكلاتتان را باايشان درميان گذاشته ايد، چه جوابي به شما؟ دادند من احساس كردم كه فعلاخودشان به قدري مشكل دارند كه بايد كساني به آنها كمك تا كنند، مشكلاتشان حل شود. آن ميراثي كه از قبل براي آنهاباقي مانده، مشكلاتي برايشان به وجود آورده است. به هرحال من نمي توانم در اين لحظه از آنها بخواهم، مشكلاتم را حل كنند. نمي خواهم خودم را به كسي تحميل كنم. نه درخواستي از كسي دارم و نه مي خواهم خودم را تحميل كنم. اگر مثل يك انسان بتوانم فيلم بسازم، مي سازم. نتوانستم هم كه مهم نيست. o از ديدارتان با آقاي دادبگوييد، در آن ملاقات؟ چه گذشت ملاقات خيلي مثبتي آقاي بود داد با من برخورد مثبتي كرد. ما نيم ساعت بيشتر همديگررا نديديم. ولي نمي توانم بگويم كه مي تواند مشكلاتم را حل كند. چون بودجه ندارد. امكانات خاصي ندارد. به هرحال وارث يك چيزهايي ازقبل است. او مي تواند بخشي از مشكل مرا حل كند. بخش ديگر مشكل مرا پول مي تواند حل كند. o فكر مي كنيد در دوران تازه، تهيه كنندگان براي ساخت فيلمهايتان، با شما همكاري؟ كنند من به تهيه كننده حق مي دهم كه همكاري نكند. تهيه كننده اي كه در شرايطي كه سينما چنان گران است كه فقط بخش دولتي مي تواند فيلم بسازد و بقيه نمي توانند، من به تهيه كننده حق مي دهم و اصلا سرزنشش نمي كنم. اين نتيجه ناگزير برنامه ريزي ده - پانزده ساله كساني است كه مي خواستند من فيلم نسازم. o به نظر شما در دوران در تازه، سينماي ايران تغييراتي به وجود آمده؟ است مي دانم كه دارد كوششهايي براي اين كار صورت مي گيرد. o نشانه اي از تغيير؟ مي بينيد هنوز نه. اما مي دانم كه كوشش مي شود. o مهمترين اتفاقي كه بايددر سينماي ايران رخ كدام دهد،؟ است وقتي اين اتفاق خبرتان افتاد، مي كنم. البته وقتي اين اتفاق افتاد خودتان باخبر مي شويد، لازم نيست من خبرتان كنم. o آقاي بيضايي، اگر قرار باشدفيلم بسازيد، اول به سراغ كدام فيلمنامه تان؟ مي رويد من فعلا در اين لحظه هيچ كدام از فيلمنامه هايم را برآن يكي ترجيح نمي دهم. راستش اين است كه بعد از هفت سال فيلم نساختن در حقيقت ديگر برايم فرقي نمي كند. الان به اين فكر مي كنم كه هيچ كدام از فيلمنامه هايم به وقتش ساخته نشده و هيچ كدام ازآنها جوابگوي هفت سال بيكاري من نيست. همچنان كه الان به من مي گويند اگر بخواهي يك تئاتر كار كني، چه چيزي را كار مي گويم؟ مي كني هيچ تئاتري در جهان جوابگوي هجده سال بيكاري نيست. حالا هم مي گويم هيچ فيلمي در جهان، حتي بهترين فيلم تاريخ سينما، جوابگوي هفت سال بيكاري نيست. البته مي دانم كه بيشتر از هفت سال هم خواهد شد. بنابراين هركدام از فيلمنامه هايم را كه بشود، مي سازم. o چه طرحي براي آينده؟ داريد شايد رها كردن سينما. o نااميدانه صحبت مي كنيد... شايد خيلي ها را اميدوار كند. o سينماي شما علاقه منداني دارد وفيلم ساختن شما براي خيلي ها مهم است... فيلم نساختنم براي عده اي مهمتر است و آنها موفق ترند. o حالا واقعا مي خواهيد؟ فيلم نسازيد من مي خواهم فيلم شمااولين بسازم روزي كه مي توانستم فيلم بسازم، اما فيلم نساخته ام به من نشان بدهيد. من دلايل فيلم نساختنم را نوشته ام كه چه جوري براي هر فيلم چه اتفاقي افتاد كه ساخته نشد و اينها رايك روزي منتشر مي كنم. تا شايد مشخص شود كه چرا فيلم نساخته ام. اگر شرايط فيلمسازي همان باشد، ترجيح مي دهم فيلم نسازم. o بالاخره چه برنامه اي اگر؟ داريد فيلم نسازيد، چه؟ خواهيدكرد به هر حال يك كاري مي كنم. مي نويسم.. اگر قرار باشد براي ساختن يك فيلم هفت سال ترجيح بدوم، مي دهم فيلم نسازم. من مطلقا از كسي درخواستي ندارم. اگر هر كسي در اين كشور مي تواند فيلم بسازد. پس من هم بايد همانقدر بتوانم و اين حق من است. من نه بيشتر از كسان ديگر حقي مي خواهم و نه كمتر. o شما مدتي در ايران نبوديد; چطور شد كه؟ بازگشتيد من به هرحال بازمي گشتم، من نرفته بودم كه بازنگردم. من موقت رفته بودم، براي يك مدت كوتاه. من اين كشور را ترك نمي كنم. البته يك عده فكر نمي كردند كه برگردم. o مدتي كه در فرانسه بوديد،؟ چه مي كرديد مي نوشتم. o روشنفكران و فيلمسازان فرانسه در مورد سينماي ايران چگونه فكر مي كنند. اصلا نمي دانم. من با آنهاارتباطي نداشتم و خيلي كم آدمهارا مي ديدم. و در آنجا انزواي لازم را براي نوشتن داشتم. به خاطر مطالبي كه نشريات ايران دراين باره نوشته اند، شما بيشتر از من دراين خصوص مي دانيد. o با توجه به اينكه همواره در آثارتان ديدگاه ويژه اي نسبت به زن نظرتان داشته ايد، درباره فيلمسازان زن ايراني و؟ آثارشان چيست بگذاريد درباره تك تك اين موضوعها اظهارنظر نكنم. الان واقعا وقتش نيست. o اگر داور جشنواره فيلم بوديدبه چه فيلمي جايزه؟ مي داديد من سعي مي كنم هيچ وقت داورجشنواره نباشم. ولي همه فيلمها مي توانند جايزه بگيرند. o چه نوع فيلمي را دوست داريد، فيلمهاي روشنفكرانه يا فيلمهايي كه موردتوجه اقشار وسيعي از مردم؟ باشد برايم فرقي نمي كند. فيلمي كه سازنده اش به خودش راست گفته باشد و فيلمي كه خوب ساخته شده باشد، يعني حتي فريم اضافي، يك قاباضافي و حتي يك پلك اضافي نداشته باشد. o نظر مردم مهمتر است يا؟ نظرمنتقدان بسياري از فيلمهاي تاريخ سينما را هم مردم مي پسندندو هم منتقدان. خودم براي اينكه يك فيلم تاريخ سينما راببينم، اول مستقيم سعي مي كردم با خود فيلم ارتباطبرقرار كنم، مگر اينكه كمبودي حس كنم و بخواهم ببينم ديگران درباره مطلبي كه دچار مشكل هستم، چيزي گفته اند يانه. ولي هميشه سعي كرده ام ارتباطم با آثار مستقيم باشد، چه با آثار ادبي - فرهنگي ايران و چه با فيلمهاي فرنگي. o نقد فيلمهايتان را؟ مي خوانديد مي خواندم، اما نه به موقعش. هميشه نقد فيلمهايم را دير خوانده ام. o نظري كه منتقدان درباره فيلمهايتان برايتان مي دادند، مهم؟ بود بعضي نظرها برايم مهم بعضي بوده، مهم و نبوده اين به معناي اين نيست كه خوب گفته اند يا بد گفته اند. o مهمترين اتفاقي كه امسال در سينماي ايران به وقوع پيوسته،؟ چيست نمي دانم. من در سال جاري درايران نبودم و رويدادها رادنبال نكرده ام. o و نظرتان درباره موفقيت هايي كه سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي به دست آورده،؟ چيست اصولا موفقيت چيز خوبي است. ژيلا بني يعقوب