Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761119-39191S1

Date of Document: 1998-02-08

... در آستانه ء آزمونهاي نوين سياسي بحثي در مباني فكري و تاريخي انديشه سياسي روحانيت شيعه، در دوران معاصر - (بخش دوم ) جستار گشايي در نخستين بخش از اين نبشتار كه به مناسبت روزهاي فرخنده دهه فجر منتشر مي شود، برخي مباني ساماندهي و تحرك مراكز ومدرسه هاي علميه و نوسازي درس و بحث در حوزه هاي داخلي ايران را از نظر گذرانديم. اين نوسازي، دقيقا در ايام سيطره رضاشاه بر جامعه ايران و برنامه هاي دين زدايانه وي متحقق گرديد. كسي كه پرچمدار بازسازي تشكيلات روحانيت در ايران بود، مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي بود. وي به همراه جمعي ازهمفكران و علماي برجسته، به اين مهم اقدام هدف كرد وي آرام ساختن شرايط و پديد آوردن امكانات كافي براي تداوم نوسازي حوزه ها بود كه در اين امر توفيقات بسيار كسب كرد. اما به زودي جنگ جهاني دوم فرارسيده و همه نيروهاي ديني، ملي، چپ ووابسته به حكومت در راهي تازه گام نهادند.. اينك در اين بستر تازه به دنباله بررسي در اين عرصه مي پردازيم. سرويس معارف نائيني و ديگر علماي تبعيد شده، پس از يك روزه 45مسافرت در روز 17 اوت 1923 / 4 محرم 1342 وارد قيم شدند. قم كه در تاريخ ايران از شهرهاي مذهبي بوده است در آن روزها تحت رهبري حاج شيخ عبدالكريم حائري به صورت يك مركز مهم روحاني در مي آمد. حائري از علما به گرمي استقبال كرد و به احترام دوستان و همكاران روحاني خود شاگردان را واداشت تا در درس نائيني و اصفهاني حاضر شوند، ولي اينگونه استقبال براي حل مسئله اي كه نائيني و ديگر علماي تبعيدي با آن روبرو بودند بسنده نبود و در نتيجه حائري به عنوان رئيس و بنيانگزار حوزه علميه قم با مشكلات بزرگي روبرو شد50 حائري سرانجام موفق شد مديريت ويژه و بينش كارآمد مبني خود، بر استحكام بنيه هاي علمي و تجديدسازمان روحانيت در قم را متوفق سازد. او انگيزه هاي سياسي پرشور علماي تبعيدي نجف را در اشتغال علمي و مدرسي آنان مستحيل مي ساخت و به اين ترتيب، راه را براي هرگونه بهانه جويي حكومت وقت و ايجاد شرايط برخورد با سياستمداران و نظاميان در تهران مسدود مي نمود. اين شيوه تسامح و بردباري تا بدانجا در رفتار و بينش آيت الله حائري ريشه داشت كه به طلبه ها سپرده بود كه در مقابل هرگونه تعرض و بدرفتاري ديگران كوتاه بيايند و گذشت كنند تاحادثه اي پيش نيايد. او به طلبه ها سفارش مي كرد: دراين شهر قم اگر كسي يك سيلي زد به صورت شما، طرف ديگر صورتتان را بگيريد و بگوييد يكي هم به اين طرف بزن و خداحافظ60 وفات آيت الله حائري در سال 1315 هجري خورشيدي كه مصادف با اوج اقتدار رضا شاه بود رخ داد، اما سنگ بنايي كه او براي اصلاح امور حوزه علميه قم نهاده بود همچنان محكم باقي ماند وگسترش و نوسازي سازمان نوين روحانيت در ايران تداوم يافت. بااينهمه، شيوه هاي سنتي عزاداري و مجالس روضه و پوشيدن چادربراي بانوان همچنان تا شهريور 1320 ممنوع بود. اين حركت اصلاحي و تلاشهاي ساير علماي بزرگ، سرانجام قم را به مركز ديني قدرتمندي بدل ساخت و به علما و امكان طلاب، رشد وسازماندهي بخشيد و ارائه دروس جديد و خلق آثار نوين براي ايشان امكانپذير شد. اين وضع كماكان از آن پس ادامه داشت و با ظهور مدارس و مراكز جديد و تمايل به اقامت در اين شهر از سوي مراجع بزرگ، به آرامي بر ظرفيت ديني و علمي قم افزوده مي شد. معروفترين روحاني اي كه پس از شهريور 1320 در ايران به سياست پرداخت آيت الله سيدابوالقاسم كاشاني بود. او سالها به همراه پدرش آقاسيد مصطفي درعراق جنگيده و با مشاركت درانقلاب 1920 عراق با زير و بم مبارزه سياسي آشنا شده بود. او در سال 1328 ه. ق به اتهام توطئه و سوءقصد عليه شاه، و درحقيقت به دليل مطرح ساختن مسئله نفت و مخالفت با برخي مواضع دولت وقت ايران در باره اين مسئله، دستگير و به بيروت تبعيد شد. اما به زودي در ميان استقبال عظيم به توده ها، كشور باز آمد و به نمايندگي مجلس شوراي ملي برگزيده شد. كاشاني سياستمداري فعال و پرشور بود و نقش خاصي در رابطه با دولت مصدق و مبارزات نفت عليه بريتانيا ايفا بعدها كرد با جبهه ملي و مصدق دچار اختلافاتي گرديد، اما تا پايان عمر خصايص سياسي خود را حفظ كرد. آيت الله كاشاني در سال 1340 خورشيدي در گذشت اما ميراث عمل سياسي وي سرمشقي بسيار موثر و جذاب براي طلاب و روحانيون جوان در طول دهه هاي پس از 1320 بود. شايد بتوان گفت كه پس از فروكش كردن انقلاب مشروطه، وخروج علماي برجسته از عرصه سياست، كاشاني نخستين وبرجسته ترين فردي بود كه به اين عرصه بازگشت. وي اعتباري عظيم در ميان مردم و محبوبيتي ويژه در نزد روحانيون و طلاب داشت كه با سوابق سياسي درخشانش در مبارزات ضدانگليسي، چهره اي آرماني و انقلابي از او بر جاي مي نهاد. ويژگي انديشه هاي سياسي او را نمي توان به لحاظ نظري ترسيم نمود، اما به لحاظ عملي مي توان وي را مبدع نوعي تازه از مشاركت سياسي روحانيت قلمداد كرد. او استراتژي خود را بر مبارزات ضد استعماري استوار ساخته بود و معتقد به فعاليت در نهادها و ساختارهاي سياسي موجود در كشور، از جمله مجلس علاوه بود بر اين همواره بر مجموعه قوانين موجود، بويژه قوانيني كه به حقوق عمومي و مسائل ديني مربوط مي شد تاكيد مي ورزيد. با اين حال شيوه هاي عمل سياسي وي، عليرغم تسامح در برابر دولت ملي مصدق، موجب تعارضات وبن بستهاي سخت و مشكلات دامنه داري شد. كاشاني مي كوشيد حركت سياسي خود را بر معيارهاي مكتبي منطبق كند. هرچند كه در بعضي موارد چنين عمل نكرد. درحركت سياسي بامعيار مكتبي، شكست و پيروزي مفاهيم خاص خود را دارد كه با معيارهاي حركت سياسي متفاوت است.. به عنوان مثال كاشاني اصرار داشت كه توليد و فروش مشروبات الكلي در ايران موقوف شود چون خلاف شرع است چنين 70 نگرشي خودبخود مستلزم شرايطي است كه امكان تحقق آن به لحاظ قانوني و عرفي پذيرفته شده باشد، در غير اين صورت به تعارضاتي مي انجامد كه نمونه هاي آن در فرجام نهضت ملي، ميان رهبران مذهبي و سياستمداران ملي ملاحظه شد. علاوه بر آيت الله كاشاني، آيات عظام خوانساري، زنجاني وطالقاني نيز در نهضت ملي شركت داشتند و با صدور اعلاميه ها وارسال نامه ها، مردم را به پشتيباني از نهضت فرا مي خواندند. اين گرايش سياسي در ميان برخي از روحانيون و علما تا فرونشستن مبارزات در 28 مرداد به صورت علني و با شدت تمام ادامه داشت اما در همين دوره كوتاه كه تب و تاب مسائل جديد سياسي، حول محور نفت، همگان را به خود جلب آيات عظام مي كرد، حجت، صدر و خوانساري، به جانشيني مرحوم آيت الله حائري، اداره امور حوزه علميه قم را عهده دار بودند. در كنار اين گروه، مرجع معتبر و بزرگ ديگر، آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني نيز مورد توجه طلاب و مقلدان با بسياري بود اين همه گروهي از علماي قم در سال 1323 به خدمت آيت الله بروجردي رسيدند و ايشان را ترغيب كردند تااز بروجرد به قم هجرت نمايد. اين سفر، نتايج بزرگي براي حوزه قم و مرجعيت شيعه به بار آورد. با درگذشت آيت الله ابوالحسن اصفهاني، زعامت حوزه هاي علمي و مرجعيت تام شيعيان به آيت الله العظمي بروجردي سپرده شد. آيت الله سيدحسين بروجردي در سال 1254 ه. ق در بروجرد به دنياآمد و در همان شهر باليد و مقدمات تحصيل را فرا گرفت. سپس به تكميل تحصيلاتش در اصفهان به سال 1271 ق ه اقدام كرد و درسال 1281 ه. ق تحصيلات اجتهاد را در نجف آغاز نمود. وي اززبده ترين شاگردان آخوند ملامحمد كاظم خراساني بود و در عين حال دروس آيات عظام سيدمحمد كاظم يزدي و شيخ الشريعه اصفهاني رانيز تلمذ مي نمود. آيت الله بروجردي در سال 1299 ق ه به بروجردبازگشت و تا هنگام دعوت به قم در سال 1322 ه. ق در همين شهراقامت داشت. در دوران مرجعيت و زعامت آيت الله بروجردي، حوزه هاي قم رونق و سازمان خاصي به خود گرفت. اگر در ميان اسلاف ايشان ـ بنيانگزاران فقيد حوزه قم - صيانت و تحكيم مبادي و مباني حوزه هاي علمي روحانيت شيعه در ايران به مركزيت قم، موضوع اصلي محسوب مي شد، در زمان آيت الله بروجردي افقهاي بازتر و موضاعات متنوعتري مي توانست مورد نظر و موضوع برنامه ها و فعاليت ها بوده باشد. اساتيد بزرگ و برجسته فقه و اصول، به ويژه خود ايشان، بحثهاي جدي و جديدي را مطرح مي نمودند و به تدريج ديدگاههاي نويني جوانه مي زد. از مشكلات مالي حوزه ها كاسته شده و منابع مالي مطمئن و گسترده تري در اين زمينه فعال شده بود. ساختمان مدرسه هاي ديني نوسازي و مرمت گرديد و مدارس نويني باامكانات و پيش بيني هاي كافي ساخته شد. بالاخره در كنار اين تجديد و تجددها، مساجد بزرگ و آبرومندي - از جمله مسجد اعظم قم - همانند با شكوه ترين بناهاي كلاسيك مذهبي ايران ساخته شد و ساختارهاي كالبدي و جلوه هاي بصري و معماري اين شهر را تا حدودي دگرگون ساخت. آيت الله بروجردي سيستم شهريه و مسائل مالي طلاب را به صورت كاملا نظام يافته سامان داد و با اين اصلاحات، امكان تداوم درس طلبه ها را براي مدت زماني طولاني ميسر ساخت. از ديگر خدمات آن مرجع، توجه به مدرسه هاي جديد و تربيت ديني جوانان بود. ايشان همچنين به رغم مخالفت برخي از متحجران، نمايندگاني به كشورهاي مختلف گسيل داشت و به گفتگو و تبادل نظر با علماي اهل سنت پرداخت. دراين زمينه، دست به اقدامي بديع زد و برخي از طلاب مستعد راروانه كشورهاي اروپايي نمود تا با مسائل تمدن جديد آشنايي حاصل كنند و دانشها و زبانهاي تازه اي بياموزند. آيت الله بروجردي، خصلتا مرجعي غيرسياسي بود و از اين نظر، روش سلف فقيد خود، آيت الله شيخ عبدالكريم حائري را دنبال مي كرد; اما خدمات چشمگير و بسيار مهمي انجام داد كه در واقع بزرگترين سنگ بناي حركت سياسي و اقتدار روحانيت شيعه درايران محسوب مي شد. در زماني كه اين مرجع بزرگ در قيد حيات بود، همگان بر اين نكته مسلم و مهم اتفاق نظر داشتند كه از هنگام انتقال مرجعيت از نجف به ايران تنها، در زمان زعامت ايشان، مرجعيت مطلق جهان تشيع در يكي از مراجع مقيم ايران متمركزشده است. اين مركزيت، به طورطبيعي موجب اقتدار و ساماندهي عظيم حوزه هاي قم و ساير شهرهاي ايران بر محوري واحد گرديده بود. اين شرايط در حالي بروز كرد كه هنوز صدمات وارده برنهادهاي مذهبي و حوزه هاي علميه در طي دهه هاي قبل از آن، كاملاجبران نشده بود. افزون برمسائل فوق، شخصيت خاص و مقام علمي بي چون و چراي آيت الله بروجردي نيز موجب جلب قلوب واداي احترام همگان نسبت به ايشان بود، خاصه آنكه نسبت به وضع عمومي طلاب ومدارس علميه حساسيت نشان داده و هرگاه فرصتي دست مي داد ازنزديك و روياروبه مسائل و مشكلات آنان رسيدگي مي نمود90 در دوران مرجعيت آيت الله بروجردي، تحرك سياسي قاطبه روحانيون و طلاب، بسيار محدود و اندك بود. اين امر عمدتا به دليل عدم تمايل ايشان به ورود روحانيون در مسائل سياسي و توجه به بحث، درس و مسائل داخلي حوزه ها بود. البته ايشان تحت هرشرايطي به دفاع از طلبه ها و روحانيون، حتي مستقيما در مقابل دستگاه حكومت، بر مي خاست اما مناسبات و مكاتباتي با حكومت وقت و شخص شاه داشت كه غالبا براي تثبيت اقتدار حوزه ها وپيشگيري از كشمكشها و بحرانهايي بود كه سرانجام نامعلومي داشت. در پي همين هدف، طلاب و روحانيون را غالبا از دخالت آشكار در سياست نهي مي كرد. اصل اساسي سياستهاي آيت الله بروجردي، دقيقا همچون آيت الله حائري، مبتني بر پرهيز از سياست و سياستمداران بود. مجموعه اين عوامل، دليل كافي براي سكوت و انزواي آيت الله العظمي خميني در همين زمان است. بررسي شرايطزمان آيت الله بروجردي به خوبي مشخص مي سازد كه چرا امام خميني كمتر در انظار ظاهر مي شد يا فعاليت مي كرد. خط مشي و برخوردهاي غيرسياسي آيت الله بروجردي، به طوركلي برسراسر حوزه هاي علميه تاثير نهاده و بجز فدائيان آيت الله اسلام، كاشاني و برخي از روحانيون سياسي پرسابقه، كسي به صورت فعال و آشكار وارد مسائل سياسي نمي شد. اين فعاليتهاي سياسي نيز در دوران نهضت ملي شدن نفت و در ارتباط با آن خيزش سياسي تشديد گرديده بود. با اين وصف در فاصله كودتاي 28 مرداد 1332 تا هنگام رحلت آيت الله بروجردي در سال هجري خورشيدي 1340 همچنان برخوردهاي انتقادي و روشنگرانه با مسائل سياسي از سوي برخي روحانيون علاقه مند به سياست و يا متنفذان روحاني صورت مي گرفت ولي اين معدود، حكم استثنا داشت و قاعده همان بود كه اراده آيت الله بروجردي بدان تعلق گرفته بود. با در گذشت آيت الله العظمي بروجردي، وضعيت مرجعيت در ايران دگرگون شد و نسل تازه اي از علما ميدان عمل يافتند. آنان ضرورتهاي تازه اي را در برخورد با مصالح ديني و سياسي كشور مطرح مي نمودند و به وفاق دين و سياست نگاهي جدي داشتند. به ويژه آنكه در اين زمان، نگرانيهاي اساسي درباره صيانت بنيادهاي حوزه علميه قم نيز مرتفع شده و اقداماتي عمومي تر براي گسترش و تبليغ مسائل ديني، در مقابل فعاليتهاي تجددطلبانه رژيم شاه مورد توجه قرار مي گرفت 100 فدائيان اسلام پيشگامان جريانهايي كه پس از دوران فترت روحانيت و مذهب درايران - يعني عصر رضا شاه - فعاليت سياسي راديكال خود را آغازكردند، فدائيان اسلام بودند. آنان گروهي معتقد به مشي مسلحانه با تكيه بر ترور، با انگيزه هاي سياسي و مذهبي بودند كه بارهبري سيدمجتبي ميرلوحي - معروف به نواب صفوي - تشكيلاتي پديدآوردند. فدائيان اسلام، به صراحت تشكيل حكومت اسلامي را به عنوان مقصود غايي خود اعلام نمودند. اين هدف، به تفصيل توسط نواب صفوي در اثري به نام اعلاميه فدائيان اسلام ياكتاب راهنماي حقايق و... كه بعدها به نام جامعه و حكومت اسلامي تجديد طبع گرديد شرح و توضيح داده شده است 110 اين اثر در سال 1328 ش ه منتشر گرديد و تاثير زيادي بر اذهان طلاب و بسياري از جوانان مذهبي نهاد. از آن پس تاكنون، گروههاو اعضاي منتسب به فدائيان اسلام، همچنان بر اين برنامه ها ونقطه نظرهاي سياسي ايدئولوژيك اشتراك نظر دارند. فدائيان اسلام بر جريانها و مسائل سياسي دهه هاي 20 و 30 درايران تاثير قابل توجهي داشتند. مشي عملكرد متهورانه علت آنها، اصلي تاثيرشان بود، زيرا برخي از شخصيتهاي سياسي و فرهنگي سرشناس را آماج ترورهاي خود قرار دادند. از جمله در سال احمد 1335 كسروي را به جرم اهانت به شيعه و ضديت بااسلام كشتند و پس از آن در سال 1328 و 1329 به ترتيب عبدالحسين هژير و حاجيعلي رزم آرا را به قتل رساندند. فدائيان در مقابل دولت مصدق، مواضعي انتقادي و خصومت آميز داشتند. آنان تصميم به ترور مصدق گرفته بودند و يكبار نيز دكتر حسين فاطمي - وزير خارجه معروف در دولت دكتر مصدق - را تروركردند كه از ناحيه پا آسيب ديد. سرانجام با سقوط دولت در مصدق سال 1332 سازمان فدائيان اسلام نيز مورد حمله رژيم قرارگرفت. در سال 1335 نواب صفوي و خليل طهماسبي اعدام شدند وچندتن از ياران آنها به زندان افتادند. مشي سياسي فدائيان اسلام بعدها سرمشق چندگروه اسلامي در دهه 1340 شد و همواره گروهي معتقد به پيروي از آنان در ايران وجود داشته اند، از جمله اين گروهها، هياتهاي موتلفه اسلامي و جريانهاي متاخر فدائيان اسلام را مي توان نام برد. عمده ترين نهادها و نيروهاي مذهبي معاصر در عرصه سياست به موازات فدائيان اسلام تشكلي به نام كانون اسلام درسال 1320 توسط علامه سيدمحمود طالقاني در تهران بنيان نهاده شد. در مشهد نيز استاد محمدتقي شريعتي با تاسيس كانون نشر حقايق اسلامي توانست گامهاي بلندي در تربيت و تشكل و آماده سازي نيروهاي مذهبي جوان بردارد. اكنون به راستي مي بايد داوري كرد و پذيرفت كه باتوجه به حضور گسترده حزب توده، جبهه ملي و دربار در كانون رخدادهاي سياسي دهه هاي 30 20 و جريانهاي مذهبي مذكور تاثير بسزايي در گرايش عمومي جامعه نسبت به اسلام داشته اند. انديشه ها و آرمانهاي همه اين گروهها، در شرايط ممنوعيت و اختناق پس از كودتاي 28 مرداد به آرامي در نسل تازه اي از جوانان متمايل به مسائل سياسي و ديني حلول نمي كردند و نطفه ها و سرچشمه هاي مبارزات سخت دهه چهل را در خود پرورش مي دادند. علاوه بر اين گروهها و جريانات، همچنانكه گفتيم، چهره عمده سياسي در اين دو دهه، آيت الله سيدابوالقاسم كاشاني را نيز مي بايد مورد توجه قرار داد كه از سياستمداران فعال در نهضت ملي و قبل از آن بود. ايجاد شكاف در نهضت ملي و آشكار شدن اختلافات مضمر در روابط ميان مصدق وكاشاني و فدائيان اسلام، به تدريج از تب و تاب مسائل سياسي كاست و تاكيدات آيت الله بروجردي بر اهميت وجه علمي حوزه هاو اعراض طلاب از سياست، وضعيت را به گونه ديگري رقم زد. مجموع اين مسائل سبب شد تا در نخستين سالهاي پس ازكودتاي 28 مرداد بسياري 1332 از طلبه ها روحانيون ونيروهاي مذهبي در برخورد با مسائل سياسي محتاطتر عمل كنندو تحليل و جمع بندي دقيقتري از اوضاع سياسي و احوال اجتماعي كشور كسب محققا نمايند پس از فرونشستن اين جريانات بود كه راه براي ظهور گروهها، انديشه ها و جريانات تازه تري در ميان طلاب و روحانيون و جوانان مذهبي گشوده شد. اندكي بعد، باظهور و حضور مرجعي همچون امام خميني، اين شرايط جديد، به امواج خيزشي متداوم و بسيار پرقدرت بدل شد كه حامل پيامها، انديشه ها و آرمانهاي سياسي كاملا ممتازي بود. ادامه دارد پانوشت ها- 5 تشيع و مشروطيت در ايران حائري ص. 179 - 6 نقش آيت الله حائري يزدي و مجاهد بافقي... ص 467 همان. - 7 نگرشي كوتاه بر نهضت ملي ايران سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي چاپ سوم 1358 ص - 8040 سلسله پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج ترجمه عباس مخبر طرح نو چاپ دوم 1372 صفحات 293 و. 294 - 9 شرح مفصل زندگي و فعاليتهاي آيت الله بروجردي را مي توان در اين كتاب مطالعه كرد: زندگاني زعيم بزرگ عالم تشيع آيت الله بروجردي، علي دواني نشر مطهر چاپ دوم. 1371 - 10 در باره خدمات و فعاليتهاي برجسته آيت الله بروجردي رجوع شود به مقاله: مزايا و خدمات مرحوم آيت الله بروجردي، نوشته مرتضي مطهري، مندرج در كتاب: بحثي در باره مرجعيت و روحانيت، شركت سهامي انتشار، چاپ صفحات 233 دوم 1343 تا.در 249 باره مناسبات و فعاليتهاي سياسي روحانيت از شهريور 1320 تا 1340 نيز بنگريد به: نهضت روحانيون ايران، علي رواني، همان، مجلدات اول و دوم. - 11 اين اثر در سال 1357 بامقدمه حجت الاسلام سيدهادي خسروشاهي توسط نشر نذير تجديد چاپ گرديد. همچنين در سال 1375 در ضمن كتابي به نام: فدائيان اسلام - تاريخ - عملكرد - انديشه، مجددا به همت ايشان، از سوي انتشارات اطلاعات بازچاپ شده است.