Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761118-39095S1

Date of Document: 1998-02-07

مدارس نمونه مردمي; بودن يا نبودن، آيا مساله اين؟ است! يك موضوع، هفت ديدگاه بررسي ديدگاههاي موافقان و مخالفان حذف مدارس نمونه مردمي از نظام آموزشي كشور اشاره: يك موضوع، هفت ديدگاه، عنوان جديدي است كه از اين پس در صفحات داخلي سرويس علمي فرهنگي همشهري شاهد انتشار آن خواهيم بود. در اين صفحه، خبرنگاران سرويس علمي فرهنگي سعي خواهند كرد يكي از موضوعات مطرح جامعه در حوزه هاي علمي، آموزشي و فرهنگي را از دريچه ديدگاه هفت نفر از صاحبنظران، دست اندركاران، كارشناسان و ساير افراد مرتبط با اين موضوع و از ابعاد مختلف، مورد بررسي قرار البته دهند انتخاب عنوان يك موضوع، هفت ديدگاه بيشتر حالت نمادين داشته و به نوعي ناشي از تقدس و اهميت عدد هفت در فرهنگ ايراني - اسلامي ما است و اگر چنانچه در برخي از موضوعات، ديدگاه تعداد بيشتر و يا كمتري از افراد را منتشر كرديم، قطعا برما خرده نخواهيد گرفت. به سبب طرح ديدگاه وزير آموزش و پرورش مبني بر حذف مدارس نمونه مردمي كه در چند هفته اخير در رسانه هاي گروهي و مطبوعات اعلام شد و بازتابهاي متفاوتي كه اعلام اين خبر در جامعه در پي داشت، برآن شده ايم تا اولين بخش از سلسله موضوعات يك موضوع، هفت ديدگاه را به طرح حذف مدارس نمونه مردمي از سوي وزارت آموزش و پرورش اختصاص دهيم. درباره حذف يا نگهداري مدارس نمونه مردمي از مجموعه آموزشگاههاي نظام آموزشي كشورمان، هفت نفر به پرسشهاي ما پاسخ گفته اند كه با هم مي خوانيم: o محمود خرمي معاون آموزش متوسطه منطقه 9 آموزش و پرورش تهران طرح حذف مدارس نمونه مردمي قطعا مي تواند به چنددليل مزاياي زيادي داشته باشد. اول اين كه 90 درصددانش آموزان كشور در مدارس عادي تحصيل مي كنند و نتايج يك نظرسنجي نشان مي دهد كه دانش آموزان اين مدارس و حتي اولياي آنها، از اين كه نتوانسته اند به مدارس نمونه راه يابند، به نوعي احساس سرخوردگي و شكست مي كنند و اين موضوع، اثر روحي بدي در آنها مي گذارد، چون تحصيل در مدارس نمونه در جامعه ما ارزش شده است. دليل ديگر آن كه، مدرسه نمونه مردمي از بودجه بيت المال تاسيس شده و از امكانات دولتي استفاده مي كند، اما فقط عده خاصي از دانش آموزان از آن بهره مي گيرند و اين معنايي جزتبعيض ندارد. از سوي ديگر، وجود اين مدارس عاملي شده تانمايندگان مجلس شوراي اسلامي، موقع تصويب بودجه بودجه سالانه، كمتري را به آموزش و پرورش اختصاص دهند، در حالي كه درصد كمي از مدارس كشور نمونه مردمي هستند و 85 درصد از شهريه همين تعداد هم توسط خود اين مدارس هزينه مي شود وتنها 15 درصد آن به مناطق و ادارات كل داده مي شود و اين حجم كم، در حدي نيست كه مجلس شوراي اسلامي بودجه آموزش و پرورش را به خاطر آن به 12 درصد كل بودجه كشور تقليل دهد. به عقيده من، با حذف مدارس نمونه، مدارس كشور از حالت طبقاتي شدن خارج شده و يكنواخت مي شوند، البته براي جلوگيري از افت آموزشي مدارس عادي و تحقق اهداف افزايش سطح آموزشي آنها، دو راه را مي توان در پيش گرفت; نخست آن كه شوراهاي آموزش و پرورش مناطق را فعال كنيم و كمك هاي مردمي را در جهت ايجاد يك نظام آموزشي غيرطبقاتي، البته در حد توان مالي خانواده ها، جذب كنيم، و ديگر آن كه، از سالهاي بعد بودجه بيشتري به آموزش و پرورش كشور اختصاص دهيم. o يكي از مديران مدارس نمونه مردمي منطقه 7 آموزش وپرورش تهران وي در پاسخ به سوال ما و ضمن درخواست براي محفوظماندن نام خود توسط همشهري، مي گويد: با طرح برنامه اي تحت عنوان حذف مدارس نمونه مردمي، يك سوال پيش مي آيد كه آموزش و پرورش پس از اين چطور مي تواند پاسخگو باشد. آياواقعاسرانه آموزش مدارس را در حد نياز و نه حتي ايده آل، بالا برده؟ است ما چطور مي خواهيم بدون تخصيص بودجه اينطور تصميم گيري كنيم. در حال حاضر مدارس نمونه مردمي براي مردم ما جا افتاده است و اولياء پذيرفته اند كه با پرداخت مبلغي معين، براي آموزش فرزندانشان سرمايه گذاري كنند. در واقع مدارس نمونه مردمي به دليل داشتن ساعات آموزشي اضافي و دروس فوق برنامه از سطح كار آموزشي بالاتري نسبت به مدارس عادي برخوردارند و من فكر مي كنم وزارت آموزش وپرورش با وجود اين همه مشكل مالي و كسري بودجه سالانه، قادر به افزايش سرانه آموزشي مدارس و بالا بردن كيفيت آموزشي مدارس عادي نخواهد بود. مگر ما نمي دانيم كه سرانه كل يك سال تحصيلي يك مدرسه ابتدايي فقط چيزي حدود 40 هزار تومان است كه آن هم صرف پرداخت چهار تا قبض آب و برق مدرسه؟ مي شود! مگر ما نمي دانيم كه حتي در صورت حذف مدارس نمونه مردمي و تبديل آنها به مدرسه عادي، بازهم بايد از مردم كمك بگيريم و دست نياز به سوي آنها دراز؟ كنيم چه لزومي دارد كه در ظاهر بگوييم تحصيل رايگان است و در عمل دست در جيب مردم؟ كنيم به اعتقاد من، اگر آموزش و پرورش بخواهد با اين وضع مدارس مالي، نمونه را حذف كند و براي اداره امور مدارس فقط به قبوض متكي 2020 باشد، آن وقت بايد گفت: واويلا! من فكر مي كنم براي ارتقاي سطح آموزش مدارس نبايد با لغو مدارس نمونه، سطح آنها را به مدارس عادي تنزل دهيم و نظام آموزشي را با بحران جدي مواجه كنيم، بلكه بايد چاره اي بينديشيم و سرانه خاص جداگانه اي به مدارس دولتي اختصاص دهيم و وضعيت آنها را بهبود ببخشيم. o زهره مهماندوست، معاون يك مدرسه ابتدايي نمونه مردمي ضمن ابراز خوشحالي از طرح چنين ايده اي از سوي مسئولان آموزش و پرورش مي گويد: به هر حال طبقاتي كردن آموزش و پرورش تبعات ناخوشايندي براي نظام آموزشي كشور خواهد داشت. دو معلم با يك سطح معلومات، اما حقوق متفاوت (يكي در مدرسه عادي و ديگري در مدرسه نمونه ) قطعا كار آموزش يكساني ارائه نمي دهند، و اين مساله به علاوه ساعات آموزش محدود مدارس عادي، موجب شده تا اين مدارس از سطح آموزش مطلوبي برخوردار نباشند. به نظر من، اگر همه مدارس يك دست شوند، ديگردانش آموزان ما به دو دسته فقير و غني درمدارس تقسيم نمي شوند، بخصوص اگر مسئولان آموزش و پرورش به وعده هاي خود بتوانند عمل كنند و سطح آموزشي و كيفيت مدارس عادي را افزايش دهند. o ارشاد هماوندي دبير رياضي دوره راهنمايي باسال 26 سابقه خدمت طبق اصل سي ام قانون اساسي، آموزش تا پايان دوره متوسطه رايگان است. درجه بندي مدارس به غيرانتفاعي، نمونه مردمي و دولتي، شاهد و دولتي، سيستم طبقاتي را به كودكان و نوجوانان بي گناه ما تحميل مي كند كه مغاير با بينش اسلامي و قانون اساسي است. اين تقسيمات، اختلافات فاحشي را در امر آموزش و پرورش ايجاد كرده و عقده هاي ناگشوده اي را براي فرزندان ما بوجود آورده و استعدادهاي نهفته فرزندان خانواده هاي فقير را سركوب كرده است. مصلحت انديشي، گستردگي و كثرت دانش آموزان و كسري بودجه دولت از عوامل ايجاد اين مدارس بوده و دولت به اين وسيله خواسته، بار سنگين هزينه هاي خود را سبكتر كرده و تامين بخشي از آنها را به اولياي دانش آموزان محول نموده است. دولت، بايد با برنامه ريزي دقيق و كلان، موجباتي را فراهم كند كه بودجه آموزش و پرورش با اولويت اول و به هر نحو ممكن فراهم شود و به تاسي از قانون اساسي به يكسان سازي مدارس اقدام البته نمايد پيشنهاد مي كنم در جهت يكسان سازي مدارس، آموزشگاههاي نمونه مردمي و نمونه دولتي را از بين نبرند، بلكه مدارس دولتي را كه اكثريت دانش آموزان در آنها مشغول به تحصيل هستند، نيز تقويت كرده و به پاي اين مدارس از لحاظ امكانات و وسايل آموزشي و كيفيت آموزشي برسانند. o علي فرشيدفر، ولي دانش آموز مشغول به تحصيل در مدرسه نمونه مردمي وي در پاسخ به سوال ما مي گويد: مي خواهم بپرسم بعد از حذف، جايگزين ؟ چيست آيا واقعا براي مدارس نمونه مردمي جايگزين خاصي پيش بيني شده است يا؟ نه به نظر من، اين مدارس، به عنوان حد واسط مدارس دولتي و غيرانتفاعي، به عنوان يكي از محورهاي مشاركت مردم در امر آموزش و پرورش، توانسته است طبقه متوسط جامعه را در تربيت فرزندان خود شريك سازد. اجازه بدهند اين مدارس از لحاظ مالي توسط اولياء اداره شود و دولت نيز به مدارس دولتي بيشتر بپردازد و هزينه ها و امكانات آنها را از ابعاد گوناگون فراهم كند. همچنين من بيم دارم دوباره اين مدارس، بعد از تبديل شدن به عادي دولتي، هيچ ضابطه اي در كار ثبت نام و گزينش نداشته باشند و فرزندان مستعد مناطق مختلف نتوانند در اين مدارس ادامه تحصيل دهند. o سيد مختار موسوي، مديركل مشاوره و برنامه ريزي امور تربيتي وزارت آموزش و پرورش مشكل اين مدارس، غيرقانوني بودن اگراين آنهاست مدارس، نوع جديدي از مدارس مانندغيرانتفاعي ها هستند، نياز به قانون از طرف مجلس شوراي اسلامي دارند و لذا در حال فاقد حاضر، پشتيباني قانوني هستند و اداره آنها بيشتر با مصوبات داخل وزارتخانه اي انجام مي شود و اگر همان مدارس فعلي دولتي هستند كه به مدارس نمونه دولتي تبديل مي شوند، اين كار خلاف قانون اساسي است. تاكنون ارزشيابي عملكرد اين مدارس، به طور جدي به پژوهش سپرده نشده است، ولي آثار كار نشان از اين دارد كه آثار منفي تاسيس اين مدارس، بيشتر از آثار مثبت آنهاست و نظام رقابتي به جاي نظام مشاركتي در كار ياددهي - يادگيري تشديد شده و بچه ها در دوره هاي ابتدايي و راهنمايي به ناتوان و توانا تقسيم شده اند كه اين ضايعه، براي آموزش عمومي پذيرفتني نيست. o داود خالقي - استاد دانشگاه و مدرس مراكزتربيت معلم فلسفه وجودي مدارس نمونه مردمي در جهت رفع كاستي هاي مادي و در شكل گيري فضاهاي آموزشي درمناطق محروم بوده است. بدين معنا كه دولت با استفاده از بودجه خود، در مناطق محروم كشور بيشترين سرمايه گذاري را كرده و در شهرهايي كه امكان مشاركت مردم بود، خود آنها در اين راه به دولت كمك كنند. شيوه كمك كردن و قاعده ايجاب مي كرد به صورت سيستماتيك انجام گيرد، بدين ترتيب كه اي بسا پرداخت بخشي از مالياتي كه فردي به حساب دولت مي ريخت، به آموزش و پرورش تخصيص پيدا مي كرد تا بدين طريق هم كمك به دولت شود و هم مدارس، نه تنها در قبال دولت، بلكه در برابر اوليا هم جوابگو باشند. ولي پرداخت مستقيم پول و خرج كردن اين وجوهات، متاسفانه عامل مهمي در تعويق حصول اهداف فرهيخته اين طرح بود. چه بسا در اغلبمدارس نمونه مردمي به جاي سرمايه گذاري در امرآموزش معلمان، تجهيز كتابخانه ها، آزمايشگاههاو كارگاهها، بيشتر صرف سنگ و رنگ و كارهاي عمراني شد. لذا در تصميم گيري و نگاه جديد به اين مدارس، بايد دقت كرد كه تا حد امكان در يك ساختمان دو نوع مدرسه نباشد كه در اغلب اين نوع مدارس، معلمان شيفت عادي دچار دلسردي شدند و اين خود، لطمه اي به آموزش بوده است. ديگر آن كه كليه مدارس، طبق طبقه بندي مناطق به صورت عادي اداره گشته، ولي از كمكهاي مردمي به صورت منطقي استفاده شود. در نهايت، اميد است در ادامه، اين طرح هم موجب دست گيري مادي مردم از دولت شده و هم عامل اعتلاي اهداف آموزشي ما شود. نكته آخر در تماس با دو نفر از معاونان وزارت آموزش وپرورش و سه تن از مديران كل ستادي و استاني اين وزارتخانه، به نكته اي برخورديم علت آن برايمان روشن اين نشد افراد عنوان مي كردند از سوي وزير آموزش و پرورش و روابط عمومي اين وزارتخانه، به معاونان و مديران كل تذكر داده شده است با مطبوعات درباره همه چيز مصاحبه كنند، الا مدارس نمونه مردمي.