Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761118-39088S1

Date of Document: 1998-02-07

دكتر سيد عطاء الله مهاجراني در گفتگوي اختصاصي با همشهري: از سينماگران، مردم و مطبوعات حمايت مي كنيم ما سينمادارها را تشويق كرده ايم در برابر حمله گروههاي فشار مقاومت كنند و عليه آنها به دستگاه قضايي شكايت كنند و به هيچ وجه در برابر تهديدها، عقبنشيني نكنند وقتي افرادي امنيت مردم را در سينما يا دفتر يك نشريه تهديد مي كنند، نيروي انتظامي بايد جلو تهديدكنندگان را بگيرد. اگر نيروي انتظامي وظيفه خودش را به خوبي انجام دهد، اساسا چنين اتفاقاتي نمي افتد آقاي مهاجراني، به گمان شما قدر و منزلتي كه سينماي ايران در جهان پيداكرده، به چه دليل؟ است ـ براي منزلت جهاني سينماي ايران، دلايل مختلفي مي توان پيدا كرد. به نظر من مهمترينش فرهنگ ايراني است. فرهنگ ما يك فرهنگ معمولي در دنيا نيست و اگر كشورهايي را كه در دنيا در موضع فرهنگ سازي قرار دارند، و سابقه طولاني فرهنگ و تمدن دارند، در نظر بگيريم، يكي از اين كشورهاي شاخص، كشور ماست. بالطبع سينماگري كه در ايران رشد مي كند، متكي بر يك پيشينه فرهنگي، تاريخي و ادبيات درجه اول است. سينماگري كه در پشت سر خودش فردوسي، مولوي و حافظ را دارد. اين سينماگر دستمايه هاي بيشتري را براي نگاه به زندگي خواهد داشت. نكته دوم اينكه انقلاب اسلامي نيز كه در ايران به وقوع پيوست، پشتوانه ديگري براي سينماي ايران شد. به اين معني كه مردم جهان نسبت به ايران توجه جديدي پيدا كردند و طبيعي است كه سينماگراني كه در فضاي انقلاب اسلامي فيلم مي سازند، تحت تاثير همين فضا زندگي مي كنند و كار خلاقه خود را ادامه مي دهند. البته در اينجا فرقي نمي كند سينماگر ما نسبت به انقلاب اسلامي متعهد باشد يا در نباشد هر حال او در اين فضا فيلم مي سازد و اين فضا الزامات خودش را دارد. نكته سومي هم كه موجب منزلت جهاني سينماي ما شد به نظرم اين است كه سينماگران ما تلاش زيادي كردند و خلاقيت خودشان را توانستند به خوبي بروز بدهند. يعني از فضاي كشور به خوبي استفاده كردند و چهارم اينكه در دوره اي كه سينماي ما شكل گرفت، مديريت درخشاني سينماي مارا اداره مي كرد. در دوره وزارت آقاي خاتمي مديراني همچون جناب آقاي انوارو جناب آقاي بهشتي زيرساخت سينماي ايران را سامان دادند. سينماگران درجه اول ما متكي بر همان مديريت رشد كردند و توانستند در جهان منزلت خود را پيدا كنند. به همين دليل هم الان در وزارت ارشاد در حوزه سينما كار ما نسبت به ساير حوزه ها راحت تر است. چرا كه در اين حوزه بستر مناسب وجود دارد وما براي حفظ اين منزلت جهاني بايد تلاش كنيم. و البته تلاش بيشتر در حوزه هاي ديگري كه به سينما مربوط است، مثل افزايش توليد فيلم در كشور، فراهم آوردن شرايط بهتر براي فعاليت سينماگران جوان و همينطور ساخت سالنهاي سينما كه يكي از مشكلات و نقص هاي جدي سينماي كشور است. آقاي مهاجراني، كساني موفقيتهاي بين المللي سينماي ايران را حاصل يك توطئه سياسي مي دانند. شما در اين باره چگونه؟ فكرمي كنيد ـ من با اين برداشت موافق نيستم. اساسا برداشتي كه هرگونه موفقيتي را نوعي توطئه تلقي مي كند و اصولا عنصر خارجي را عنصر توطئه گر مي داند، يك سليقه وبرداشت است و من با آن موافق نيستم. من معتقدم فيلمهايي همچون بچه هاي آسمان، گبه و طعم گيلاس كه مورد توجه جشنواره هاي جهاني و مردم جهان قرار گرفته، فيلمهايي نيستند كه به مباني اعتقادي، ارزشي وانقلابي ما لطمه بزنند. بلكه فيلمهايي هستند كه دقيقا از متن فرهنگ و جامعه ما برخاسته اند. از كساني كه گمان مي كنند يك توطئه سياسي در اعتبار دادن به سينماي ايران مطرح است، بايد سئوال كنيم كه چرا ساير بخش هاي ما اين توطئه سياسي نصيبشان نشده و فقط نصيب سينماي ما شده است. پيداست كه در بخش هاي ديگر كمتر كار كرده ايم. مثلا چرا توطئه سياسي تئاتر ما را در سطح جهاني مطرح نكرده آيا است در اين بخش كم كار كرده ايم و توجه نكرده ايم يا موسيقي ما نتوانسته جهاني بشود. آيا واقعا در اين بخش ها توطئه سياسي به كمك ما نيامده است. ادبيات و رمان ما هم نتوانسته جهاني بشود، آيا توطئه سياسي در اين بخش به كمك ما نيامد، يا ما كار نكرده ايم و تلاش لازم را به عمل نياورده ايم. به نظرم ما نبايد اين همه تلاش و تعهد سينماگران خودمان را ناديده بگيريم و با اين برداشت غير خردمندانه كه عامل خارجي و توطئه سياسي را عامل موفقيت مي داند، اين همه زحمت را ناديده بگيريم. به نظر شما چه فيلمي بايد در جشنواره جايزه؟ بگيرد ـ البته من جزو هيئت داوران نيستم. هيئت داوران بايد نظر بدهند كه چه فيلمي جايزه بگيرد. خوشبختانه امسال اين امكان را به مردم هم داده اند كه بهترين فيلم را انتخاب كنند. معمولا هيئت داوران نكات مختلفي را در نظر مي گيرد. يكي اينكه فيلم بايد زبان سينمايي داشته باشد. در واقع زبان سينما، زبان تصوير است. فيلمي كه بتواند از هنر و تكنيك سينما براي القاء پيام خودش توفيق لازم را پيدا كند. دوم اينكه از يك ساختار قوي به لحاظ فيلمنامه و محتواي فيلم برخوردار باشد. سوم بازي قوي بازيگران است كه همه اينهاطبعا با يك كارگرداني خوب سامان پيدا مي كند. به نظر من عوامل مختلفي بايددر نظر گرفته شود. بطور طبيعي از موسيقي فيلم نمي توان صرف نظر كرد. بنابراين فيلمنامه، بازيگري، كارگرداني، موسيقي فيلم و زبان فيلم همه داراي اهميت است. شما چه نوع فيلمي را ترجيح مي دهيد: يك فيلم پر رمز و راز و يا روشنفكرانه، فيلمي كه مورد توجه عموم مردم قرار بگيرد، كداميك آقاي؟ مهاجراني ـ هر دو. من معتقدم كه جامعه ما به دليل تنوعي كه اقشار مختلف نيازمند دارند، هر دو نوع فيلم بويژه است كه ما در موضعي هستيم كه براي سينماي كشور برنامه ريزي مي كنيم، نبايد سليقه خودمان را بر جامعه تحميل كنيم. بايد امكاناتي را فراهم كنيم كه هم براي نخبگان كشور فيلمهاي مناسب ساخته شود، هم براي عموم مردم. البته ما طرفدار فيلمهاي عامه پسند به معناي فيلمهاي سطح پايين به لحاظ كيفي، هنري و ساختاري نيستيم اما معتقديم كه نبايد صرفا سينما را در حوزه سينماي انديشه و روشنفكري خلاصه كرد. به نظرم مي رسد كه به سوالم بيشتر از موضع يك وزير آن هم وزير ارشاد پاسخ داديد، اميدوارم نظر شخصي شما را بشنوم: شما به جهت شخصي چه نوع فيلمي را دوست داريد، فيلمي كه اقشار وسيعي از مردم را مورد خطاب قرار دهد يايك فيلم روشنفكرانه؟ را ـ من خودم فيلمهاي روشنفكرانه را ترجيح مي دهم. البته گاهي هم ممكن است يك فيلم از جهت هايي يك فيلم روشنفكرانه تلقي شود، اما مورد توجه مردم هم قرار بگيرد. يعني هميشه نمي توان يك ديوار ميان سينماي انديشه و سينماي مردمي كشيد. شايد وجه مقبولش اين باشد كه بتوانيم فيلمي را عرضه كنيم كه هم نخبگان به خوبي از آن راضي باشند و هم عموم مردم، كمااينكه در سابقه فرهنگي ما اين اتفاق افتاده. حافظ شاعري است كه ديوان او را هم نخبگان مي خوانند و لذت مي برند، هم عموم مردم. كارشناسان ازجمله معاون سينمايي تان معتقدند افزايش سالنهاي سينما براي حيات سينماي ملي ما ضروري است. سينماسازي نيازمند حجم عظيمي ازسرمايه است كه معاونت سينمايي به تنهايي از عهده آن برنخواهد آمد. چه برنامه اي براي رفع اين مشكل بزرگ سينماي ايران؟ داريد ـ واقعانبايد اين انتظار وجود داشته باشد كه ما بتوانيم متولي ساخت سالنهاي سينما در كشور باشيم. ما بايد شرايط لازم را براي ساخت سالنهاي سينما فراهم بكنيم. مثلا شهرداري ها در تامين زمين مناسب، بانك ها با دراختيار قراردادن وام هاي مناسب و... مي توانند در ساخت سالنها كمك كنند. البته ممكن است خود ما به منزله وزارت فرهنگ و ارشاد به دليل ضرورت و حساسيت موضوع، براي ساخت مجتمع هاي سينمايي اقدام كنيم كه جزومواردي است كه در دستور بررسي و كار ما قرار دارد. چگونه مي خواهيد شرايط لازم را براي ساخت سالنهاي سينما فراهم كنيد، آيابرنامه مشخصي در اين خصوص داريد آقاي؟ مهاجراني ـ الان بيشتر در باره طرح مسئله فكر و بحث مي كنيم. هنوز كار خاصي نكرده ايم و تصميم مشخصي نگرفته ايم. به عنوان مثال فكر كرده ايم كه مي توانيم در همان محل سينما فرهنگ در قلهك يك مجتمع سينمايي ايجاد كنيم، چرا كه داراي دوسالن سينماست و همينطور زمين هاي مناسبي در اطراف آن وجود دارد. مي توان آنجا چندين سالن سينما با كيفيت مناسب احداث كرد. كمااينكه به غير از اينكه ما سالن كم داريم، سالنهاي ما از نظر صدا و تصوير و نور داراي كيفيت پايين و غيرقابل قبولي است. اجمالا ما در حال حاضر بيشتر مشغول بحث روي موضوع هستيم تا حساسيتهاي لازم ايجاد شود تا ان شاء الله در سال آتي اين بحثهاتبديل به اقدامات اجرايي هم بشود. چندي پيش يك گروه شناخته شده، سينماهاي نمايش دهنده فيلم آدم برفي را در چند شهر مورد حمله قرار چرا دادند حمله به اين سينماها را بطور صريح محكوم؟ نكرديد ـ البته موضع صريح نگرفتيم. چون مسئله را در حدي كه نياز به موضع صريح داشته باشد، تلقي نكرديم. ما مديران فرهنگ و ارشاد خودمان را در نقاطي كه سينماها مورد حمله قرار گرفته بودند، تشويق كرديم كه در برابر اين كارهامقاومت كنند و حتي عليه گروههاي حمله كننده، به دستگاه قضايي شكايت كنند. كه اين كار اتفاق افتاد. به عنوان مثال مديركل فرهنگ و ارشاد مادر اصفهان عليه اين گروه شكايت كرد. از طرفي هم با مديران سينماها صحبت كرديم كه به هيچ عنوان در برابر تهديدها، عقبنشيني نكنند. به همين دليل هم اگر در شهري يك سينما تهديد مي شود يا پرده فيلم را از سردر سينمابرمي داشتند، به سرعت پرده تعويض مي شد، اگر فرضا چندروزي در كار يك سينما وقفه اي اتفاق افتاد، مجددا نمايش فيلم در آن از سر گرفته شد وروند عادي ادامه پيدا كرد و حتي سينماهاي بيشتري به نمايش آن فيلم پرداختند. و كساني كه تصور مي كردند مي توانند با حربه ارعاب و تهديد جلونمايش فيلم را بگيرند، كاملا شكست خوردند و فهميدند نمي توانند با ابزارزور در برابر قانون بايستند. بنابراين از آنجا كه براي مقابله بااين حركت غيرقانوني، مجراي قانوني و منطقي وجود داشت، نيازي به موضعگيري صريح نداشتيم. در روزهاي اخذ راي اعتماد كابينه آقاي خاتمي از مجلس شوراي اسلامي، دفتريك مجله در تهران مورد حمله قرار گرفته بود. يادم هست شما در نطق خود درمجلس گفتيد كه اگر در اين مقطع و در آستانه گرفتن راي اعتماد نبودم، حتماحمله به اين مجله را با صراحت محكوم مي كردم، چرا كه بالاخره ما بايد بپذيريم در يك جامعه قانونمند زندگي مي كنيم. در زماني كه سينماها مورد حمله قرارگرفتند، ديگر شما در آستانه راي اعتماد نبوديد، چه شد كه با صراحت اقدام خلاف قانون اين گروه را در حمله به سينماها محكوم؟ نكرديد ـ اندازه اين مساله، در حد موضعگيري صريح من نبود. وزير وقتي بايد موضعگيري صريح كند، كه ضرورت داشته كمااينكه باشد معاون سينمايي ما هم در اين موردموضعگيري صريحي نكرد. علتش اين بود كه ما مسئله را قابل حل تشخيص موضعگيري داديم براي وقتي است كه هيچ امكاني براي حل مسئله پيدا نكرده ايم و باموضعگيري در واقع موضع خودمان را تبيين مي كنيم. ولي وقتي ما توانستيم در برابر حمله هايي كه صورت گرفته بود، به خوبي كار را ادامه بدهيم و از قانون حفاظت و حمايت بكنيم، نيازي به موضعگيري صريح نبود. بالاخره منظورتان از اينكه در آن نطق گفتيد اگر در موقعيت راي اعتماد نبوديد، حمله به دفتر آن مجله را به طور صريح محكوم مي كرديد، چه؟ بود چرااين حرف را؟ زديد آقاي مهاجراني علتش چه؟ بود ـ شايد به اين دليل گفتم كه بالاخره در آن موقع كس ديگري وزير بود كه مسئول مطبوعات كشور بود و بايد اين كار را انجام مي داد. وزير وقت همكار من دردولت بود و من نخواستم در آن موقع موضع صريحي بگيرم، بويژه در آن شرايطخاص سياسي كه من به عنوان وزير معرفي شده بودم اگر در آن موقعيت موضع مي گرفتم، ممكن بود تعريض به وزيري تلقي شود كه در برابر آن اقدام سكوت كرده بود. به لحاظ اخلاقي آن جمله را به كار بردم كه اگر در اين موضع محكوم نبودم، مي كردم. راهكارهاي شما براي جلوگيري از تكرار چنين حوادثي (حمله به سينماها، دفتر مجلات و... )؟ چيست چگونه از اقدامات قانون شكنان، هرج و مرج طلبان و مروجان خشونت جلوگيري خواهيد؟ كرد ـ راههاي مختلفي وجود دارد. يكي شكايت كردن مديران سينما و مديران ما به دستگاه قضايي است. وقتي افرادي امنيت مردم را در سينما يا دفتر يك نشريه تهديد مي كنند، بايد صاحب آن سينما و مدير آن نشريه حتماشكايت كنند. بسياري از افرادي كه دست به اين كارها مي زنند، شناخته شده هستند و بالاخره دادگاهها اين موارد را بررسي مي كنند و نظر نكته مي دهند دوم انتظاري است كه از نيروي انتظامي وجود دارد. مردم ما هزينه اين نيروي انتظامي را با مالياتي كه مي پردازد، تامين مي كند. انتظار مي رود كه حداقل امنيت مردم را فراهم كند. حداقل امنيتي كه مردم نياز دارند همين است كه وقتي براي ديدن فيلمي در سينما اجتماع كرده اند، در معرض تهديد قرارنگيرند. نيروي انتظامي بايد جلو تهديدكنندگان را بگيرد. اين وظيفه درجه اول و مشخص نيروي انتظامي يا است وقتي نشريه اي كه مجوز قانوني مورد دارد، تهديد قرار مي گيرد، اگر نيروي انتظامي وظيفه خودش را به خوبي انجام دهد، اساسا چنين اتفاقاتي نمي افتد. معمولا افرادي كه به دفتر يك نشريه حمله و تخريب مي كنند از قبل تهديد مي كنند و غالبا مسئولان اين نشريات با نيروي انتظامي تماس مي گيرند، پس نيروي انتظامي مي تواند جلو بروز چنين اتفاقاتي را بگيرد. گروه ارعاب، فشار و اعمال زور موقعي از كار خودش پشيمان نمي شود كه ببيند هيچ كس در برابر او نمي ايستد. يعني به راحتي تصميم مي گيرد كه سينمايي را تعطيل كند و تعطيل به مي كند نظر من اگر شاكيان شكايت خود را به دادگاه بدهند و دادگاهها و نيروي انتظامي وظيفه خودرا به خوبي انجام بدهند، چنين اتفاقاتي نخواهد افتاد. از طرفي ما هم به عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد از طريق قانون و مجراي طبيعي، از آنهاحمايت خواهيم كرد. طبيعي است كه هر فيلمي را سينماها اكران مي كنند، مااجازه داده ايم و مجوز قانوني دارند و همينطور دفتر هر نشريه اي كه داير است معنايش اين است كه مجوز دارد و بالطبع ما در موضع حمايت از آنهاهستيم. و اين حمايت را هم بارها اعلام كرده ايم. و در اين حمايت تا كجا پيش خواهيد رفت، بويژه اگر از مجراهاي قانوني به نتيجه نرسيد، چه خواهيد؟ كرد اميدوارم اين مسائل پيش نيايد ولي از مطبوعات كشور، سينماگران، صاحبان سينماها و مردم حمايت صريح خواهيم كرد. پس بالاخره در آن صورت به طور صريح موضعگيري خواهيد؟ كرد بله، لااقل در حد موضعگيري كه مي توانيم صريحتر حرف بزنيم. بسياري از مردم ازجمله هنرمندان نطق شما را در مجلس يك نطق شجاعانه و صريح توصيف به نظر كردند خودتان عملكرد شما در اين مدت به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با آن شجاعت و صراحت، همخواني و تناسبداشت، چقدر توانسته ايد به انتظاراتي كه آن نطق به وجود آورد، پاسخ؟ دهيد من نام آن صحبت را يك صحبت صريح و صميمانه مي گذارم نه حالاخيلي شجاعانه، من مواضع و حرفهايم را صريح گفتم تا تكليف نمايندگاني كه مي خواهند به من راي اعتماد بدهند، روشن باشد. گمان مي كنم از زماني كه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آمده ام، متناسب با همان صحبت ها حركت كرده ام و در همان مسير هم همكاراني را انتخاب كرده ام كه بالطبع همكارانم نيز تلاش كرده اند مواضع روشني داشته باشند. البته من نظراتم را به همكارانم تحميل نكرده ام، ما مجموعه اي هستيم كه در يك افق فكري قرار داريم و تحليل ما در موردمسائل فرهنگي و سياسي نزديك به هم است. در مجموع حركتهاي ما در اين مدت در حوزه كتاب، مطبوعات، سينما، هنر و... با همان حرفها متناسب بوده است. و همينطور تغيير مديريتها هم در همان جهت بوده است. مديراني كه تغيير كرده اند، مديراني بودند كه من احتمال نمي دادم بتوانند متناسب بامواضعي كه خود من داشته ام و حرفهايي كه زده ام تطبيق بدهند، طبيعي است كه جاي خود را به كسان ديگري داده اند. آقاي دكتر مهاجراني، شما به عنوان يك نويسنده با شنيدن واژه مميزي به ياد چه چيزي؟ مي افتيد البته من اين اقبال را تاكنون داشته ام كه هيچ كدام از كتابهايم دچار مميزي نشده است. بالطبع چون به عنوان نويسنده هيچ گاه با مميزي مماس نشده ام، به ياد هيچ چيزي هم نيفتاده ام. حالا ممكن است نويسنده اي كه بخشي از كتابش دچار تمييز شده و مميز راجع به آن نظر داده، داراي احساس خاصي نسبت به اين واژه باشد. آيا از نظر شما مميزي واژه دلنشيني؟ است البته نه. قطعا هر نويسنده اي وقتي كتابي را توليد مي كند، احساسي كه نسبت به كتابش دارد، احساسي است كه مادر نسبت به فرزندش دارد و هيچ گاه وقتي فرزندش به دنيا آمد، اجازه نمي دهد كه كسي بگويد به دليل اينكه انگشت فرزند شما بلند است و يا قيافه اش فرم لازم را ندارد، مي خواهم فرم اندام و چهره فرزندت را تغيير بدهم. طبيعي است كه در اين صورت احساس ناخوشايندي خواهد داشت. اما طبيعي است كه ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه اخلاق در آن از مباني جدي محسوب مي شود. قطعا ما نمي توانيم اجازه بدهيم كه نويسنده اي اخلاق جامعه را تهديد كند. ما در يك جامعه ديني زندگي مي كنيم و براساس قانون اساسي، نمي توانيم اجازه بدهيم نويسنده اي مباني ديني را هتك كند. حالا اگر نويسنده اي در نوشته خودش اخلاق را هتك مي كند، بهتر است از او بپرسيد چه احساسي داريد وقتي مباني ديني را هتك مي كنيد، چه احساسي؟ داريد وقتي اخلاق جامعه را جرح مي كنيد، چه احساسي؟ داريد از ما نبايد بپرسيد. آن نويسنده بايد در برابر ملتي كه به اسلام و اخلاق اعتقاد دارند، پاسخگو باشد. طبيعي است كه جريان اصلي توليد آثار هنري در كشور ما هيچ گونه مشكلي بامميزي پيدا نمي كند. حوزه آثاري كه مورد مميزي قرار مي گيرد از يك درصدكمتر است و بخشي از يك اثر كه ممكن است مورد ملاحظه قرار بگيرد، از يك درصد آن اثر هم كمتر است. يعني عملا يك حداقلي است. اما ما ناگزيريم كه مواردي را كه به صراحت مباني اخلاقي و اسلامي ما را هتك مي كنند، به نويسندگان و آفرينندگان آثار هنري تذكر بدهيم. آيا در حال حاضر شيوه هاي مميزي قانونمند است. يعني داراي ضوابط و مقررات تدوين شده اي؟ است متاسفانه يعني نه ما نتوانسته ايم مواردي را كه الان من درباره اش صحبت كردم بطور ريز و مشخص تدوين كنيم. به همين دليل گاه مميزي به صورت سليقه اي اعمال مي شود. ممكن است گاهي از نظر من يك مطلبي به اخلاق عمومي تعرض كند و از نظر كس ديگري اينطور نباشد. به عنوان مثال اگر داستان حضرت يوسف يكي از سوره هاي قرآن نبود و يك نويسنده معمولي آن را نوشته بود، ممكن بود بررس هاي ما بگويند به مصلحت نيست چاپ بشود. هم اكنون يك مقدار سليقه هاي شخصي بر مميزي حاكم است. اما ما داريم تلاش مي كنيم كه سليقه ها قانونمند بشود. برنامه خاصي در اين زمينه وجود؟ دارد همكاران ما در حال انجام تلاشهايي در اين زمينه هستند. چندي پيش در ديداري با هنرمندان تئاتر گفتيد كه مسئوليت مميزي را شخصا مي پذيريد و جوابگو هستيد، آيا به اين خاطر كه شيوه هاي مميزي قانونمند نيست، اين حرف را زديد، يا علت ديگري؟ داشت همكاران ما كه مسئوليت مميزي را دارند، مدام در مطبوعات و در محافل نويسندگان و بطور كلي در بحثهاي مختلف مورد انتقاد و گاه هتك حرمت قرار مي گيرند. آنها كساني هستند كه دغدغه حراست از مباني اخلاقي را دارند و همكاران من طبيعي هستند است كه من نمي توانم از همكارانم دفاع نكنم. متشكرم كه به پرسشهاي ما پاسخ گفتيد. ژيلا بني يعقوب