Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761116-39025S1

Date of Document: 1998-02-05

مهريه 7000 سكه اي! پشت ميز محكمه در مواردي كه مرد هيچ چيزي ندارد به صورت اقساط يك چهارم از حقوق دريافتي ماهانه مرد را به عنوان مهر به زن پرداخت مي كنند. عاقد مي گويد: عروس خانم، دوشيزه مريم.. اجازه مي دهيد، شما را وكالتا به عقد آقاي احمد... به صداق يك جلد كلام ا.. مجيد يك شاخه نبات و هفت هزار سكه بهار آزادي در؟ آورم در تصوير آئينه عروس و داماد نشسته در كنار هم و جمعيتي مشتاق ايستاده اند و مادر دو كله قند را به نيت شيريني وخوشبختي مي سايد... عاقد پس از مكث كوتاهي، چنين مي گويد: انكحت موكلتي فلانه موكلك فلان علي صداق المعلوم. لحظه اي بعد; با رضايت عروس، سرور و شادي در فضامي پيچد. عقدنامه گشوده مي شود: در ابتدا چنين آمده ستايش و سپاس كردگاري را سزاست كه بر پيوستگي ذرات، بنياد هستي نهادو با پيوند جانها بوستان زندگي را بارور ساخت و رشته مهرو دلبستگي را به شيرازه زناشويي استوار كرد... و نوشته مي شود: تاريخ وقوع عقد 25 خرداد 73 تاريخ ثبت برابر با تاريخ وقوع است. شهود پاي عقدنامه را امضاء مي كنند و در صفحه پنجم مي نويسد: صداق يك جلد كلام ا... مجيد به هديه ده هزار ريال كه تسليم زوجه شده و با نضمام هفت هزار سكه بهار آزادي طلا كه تماما در ذمه زوج است و عندالمطالبه زوجه، زوج خواهدپرداخت. با امضاء عقدنامه، صفحات زندگيشان ورق مي خورد... اما، سه سال بعد... برگ دادخواست خواهان: مريم... خوانده: احمد... تعيين خواسته و بهاي آن: مطالبه مهريه به مقدار 7 هزار سكه بهار آزادي احتراما اينجانب مريم گنجي زوجه و همسر شرعي و قانوني آقاي احمد.. مدت 3 سال است كه با نامبرده زندگي مشترك دارم و از آنجايي كه طبق سند ازدواج دفترخانه شماره... مقدار صداق مندرج در آن نكاحنامه رسمي هفت هزار سكه طلامي باشد از آن دادگاه محترم وصول آن را خواستارم. قاضي: شرح شكايات خود را مطرح كنيد: زن مضطرب روبه قاضي: دوسالي است كه با هم اختلاف شوهرم داريم نسبت به من و فرزندم كم توجه شده و با هم تفاهم نداريم. از وقتي اسم مهريه را پيش كشيدم مي گويد: برو هركاري دلت مي خواهد بكن... مرد رو به قاضي: من ندارم: المفلس في امان ا... زن. دروغ مي گويد: دوماهي است كه به تقلا افتاده و تمام اموالش را به اسم اين و اون كرده و مقداري پول از كشور خارج كرده است... و دادگاه بررسي تاريخ انجام معاملات و نقل و انتقال اموال زوج را تحت رسيدگي قرار مي دهد... تعريف مهر در قانون مدني ايران مهر را صداق هم و مي گويند عبارت از مالي است كه شوهر همزمان با عقد نكاح به مالكيت زن در مي آورد. يا پرداخت آن را به محض مطالبه زن ملزم خواهد بود كلمه عندالمطالبه در قباله ازدواج به اين معناست كه هرگاه زن مهر خود رامطالبه كند، مرد ملزم به پرداخت آن است. مسائل مربوط به مهريه و مشكلات ناشي از فقدان آگاهي نسبت به آن را با خانم مهرانگيز كار وكيل دادگستري مطرح نموده ايم. اميد است كه مورد توجه قرار بگيرد: مهر بايد چه مشخصاتي داشته؟ باشد ـ مهر بايد معلوم و معين باشد. يعني طرفين نسبت به آن جهل نداشته در باشند پاره اي موارد زن بايد مهر را رويت كند. مثلا جواهر يا آينه و شمعدان يا ملك را ببيند و در صورت لزوم آن را وزن و متر كند و بسنجد. بنابر اين زنان بايد الفاظ مندرج در قباله ازدواج را خوب مطالعه و سپس آن را امضاء كنند. مهر بايد ماليت داشته باشد و قابل تملك باشد. يعني بتوان آن را با پول و يا جنس ديگري معاوضه كرد. مثل سكه يا وجه نقد يا گندم... بنابر اين نمي توان آنچه راكه در بازار قابل معاوضه نيست، مهر قرارداد. همچنين ملك موقوفه، زمين موات و اموال عمومي را كه قابل تملك نيست، نبايد عنوان مهر تعيين كرد. گاهي اوقات زن مهريه را نديده و دريافت نكرده درقباله ازدواج مي نويسندمهريه به روئيت زوجه رسيد اين چه مشكلي را بعدا براي زوجه به همراه؟ دارد ـ اگر اين جمله كه مهريه به روئيت زوجه رسيد در قباله ازدواج ثبت شده باشد، زن بعد از امضاي قباله ديگر نمي تواند در دادگاه ادعا كند كه مهر صوري بوده و آن را روئيت نكرده است. دادگاهها به اين گونه دعاوي ترتيب اثرنمي دهند. در چه زماني زن مي تواند درخواست وصول مهريه؟ كند ـ از همان زماني كه عقد جاري مي شود زن مي تواند اعمال مالكيت و دخل و تصرف كند و هيچ كس نمي تواند در برابرتصرف مالكانه اش مدعي شود. آيا عقد نكاح بدون تعيين مهريه صحيح؟ است ـ بله; بدون قراردادن مهريه زن و مردي در كنار هم قراربگيرند و بگويند عقد نكاح جاري شود. عقد صحيح امازن است مي تواند بعدا مطالبه مهريه كند. به دو صورت: يا به صورت مهرالمثل و يا مهرالمتعه. مهريه به چند روش قابل وصول؟ است ـ مهريه به دو نحو قابل وصول است از طريق دادگاه و نوشتن دادخواست، يا از طريق ثبت و تقاضاي اجرائيه در صورتي كه مرد پرداخت نكرد; اموال مرد اگر غيرمنقول باشد، به ثبت محل مي نويسند و توقيف مي شود. در مواردي كه مرد هيچ چيزي ندارد به صورت اقساط يك چهارم از حقوق دريافتي ماهانه مردرا به زن پرداخت مي كنند. خانواده ها براي اينكه از آينده ازدواج دخترشان مطلع نيستند مي خواهند با مهريه هاي كلان پشتوانه مالي براي دخترشان فراهم كنند. آيا به نظر شما چنين اقدامي صحيح؟ است ـ امروزه ما در دفاتر مواجه هستيم با ارقام نجومي مهريه هاي سنگين، خانواده ها تلاش كردند كه مبلغ بسياركلان يا تعداد زياد سكه را در قباله ازدواج قرار دهند، با به اجرا گذاشتن آن مهريه متوجه مي شوند عملا مرد هيچي ندارد، يا اينكه قبل از همه چيز اموال خود رامنتقل كرده به اسم اين و آن، در نتيجه اين ارقام نجومي هيچ گونه ارزشي ندارد. آيا در صورت نپرداختن مهريه توسط مرد مجازاتي براي او تعيين شده ؟ است ـ خانواده ها فكر مي كنند با به اجرا گذاشتن مهريه و درصورت نداشتن مرد براي پرداخت آن، او را بازداشت مي كنند يا اينكه مجازاتهاي سخت جسمي و رواني برايش تعيين مي كنند. تا اينكه مرد مجبور به پرداخت مهريه شود، درصورتي كه اصلا چنين نيست براي مردي كه مهريه را نپردازديا نداشته باشد كه بپردازد، هيچ مجازاتي نيست. تنهامجازاتي كه قانون تعيين كرده، اموالش را توقيف مي كنند تا بعدا بفروش برسانند يا اينكه مرد را ممنوع الخروج كنند. خوب اين را متاسفانه خانمها و خانواده ها نمي دانند. خانواده هايي هستند كه مهريه سنگين قرار داده اند، نه براي چشم و هم چشمي بلكه براي روز مبادا، اگر زندگي به نقطه اي رسيد كه نتوانست به آن ادامه دهد با بذل آن مهريه طلاق بگيرد. همان مثل قديمي مهرم حلال و جانم آزاد، سئوال آيا اينجاست در تمام موارد كه زن خواهان طلاق بوده با بخشيدن و بذل مهريه مي تواند طلاق؟ بگيرد ـ در مواردي هم مرد راضي به طلاق نمي شود و مي گويد من بيش از مهريه مي خواهم. يعني در مواردي زن مجبور شده يك آپارتمان هم بيش از بذل مهريه به مرد منتقل كند تا بتواند حداقل طلاقش را بگيرد. نقطه مقابل زناني كه مهريه هاي بالا قرار دختران مي دهند، تحصيل كرده و روشنفكري هستند كه دوست ندارندمبلغي و طلا و جواهري در سند نكاحيشون ثبت شود و با احساسات و عواطف تصميم مي گيرند كه مثلا 50 شاخه گل يا يك آينه و دو شمعدان بدون مبلغ ثبت شود. چرا اينها هم دچار مشكل؟ مي شوند ـ مشكلي كه ما با آن مواجه هستيم ناشي از ناآگاهي اين دختران نسبت به مسائل حقوقي است. اين گونه افراد با قراردادن مهريه هاي مثل 50 شاخه گل ويك شاخه نبات و.. با مشكلاتي مواجه مي شوند كه بعداكار قضايي را برايشان مشكل مي كند. با مراجعه به مراكزقضايي ديگر نمي توانند برايشان مهرالمثل يا مهرالمتعه قرار دهند، چون موجبات مطالبه اش زماني مشخص مي شود كه مهرالمسمي وجود نداشته باشد. مهرالمسمي مهري است كه طرفين در مورد آن توافق كرده اندمثلا 50 شاخه گل مهرالمسمي است هرچند كه مبلغ كمي رادر برگيرد، يا آينه و شمعدان كه ذكر شود روئيت شد، حتي اگر مهرالمسمي را نگرفته باشد، زن اقرار به دريافت آن كرده باشد. دادگاه هيچ كاري نمي تواند انجام دهد و مهريه را جايگزين كند. دختراني كه مي خواهند ازدواج كنند، اگر نخواهند چيزي كه قيمت داشته باشد براي مهريه قرار دهند، چه بايد؟ انجام دهند ـ حالا كه دوست ندارند چيزي كه قيمت داشته باشد و باقيمت بالا داشته باشد، تعيين كنند، بهتر است اول ستون مهريه را در قباله خالي بگذارند; يا به صراحت بنويسندمهر تعيين نشده است، تا اگر بعدا مشكلي پيش آمد و خواستند مطالبه مهريه كنند، دادگاه براي آنها مهرالمثل يا مهرالمتعه تعيين كند. در مورد انطباق مهريه با نرخ تورم نظر شما؟ چيست آيااين گره اي از مشكلات زنان باز؟ مي كند ـ فقط نسبت به اوضاع و احوال موجود اگر نسبي نگاه متناسب كنيم، مي شود اگر مردي بعد از 40 سال همسرش را طلاق داد. حداقل قانون و دولت و بهرحال تاسيسات عمومي فكري به حالش كرده اند و هزار تومانش را به يك ميليون رسانده اندتا حداقل سقفي براي خودش تامين كند. اما حتي در صورت هماهنگ شدن با نرخ تورم به زن امنيت مالي نمي دهد. زيرا درست است كه اگر مرد بخواهد زن خود را طلاق دهد، بايد مهريه او را تاديه كند، اما در اغلب موارد مي بينيم مرد ماه ها پيش از اعلام اراده خود مبني بر طلاق، زن را در بدترين موقعيت رواني قرار مي دهد تا جايي كه زن متقاضي طلاق شده و با بيان مهرم حلال، جانم آزاد. رضايت شوهر را براي طلاق توافقي جلب مي كند. برخي از صاحبنظران تصور مي كنند، تعديل مهريه از تيزي شمشير ماده قانون 1133 مدني كه حق مطلق طلاق را به مرد داده است مي كاهد حال آن كه به شرحي كه گذشت چاره كار تعديل مهريه نيست بلكه نسخ اين ماده قانوني است. اساسا بهتر است، قانونگذار در جهتي هدايت شود كه شرافت و حيثيت انساني زن صورت قانوني به خود و بگيرد، دادگاه صالحه به طلاق، حسب خواسته زن يا مرد رسيدگي ماهيتي كند و تصميم نهايي را اتخاذ كند. افسانه خليلي