Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761115-38991S1

Date of Document: 1998-02-04

تخريب منابع جنگلي شيوه هاي غلط جنگل شناسي و جنگلداري است مطلبي را در مورد تخريب منابع جنگلي استانهاي شمالي كشور از روزنامه همشهري مورخه 14 آبان 1376 خواندم كه نقل قولي داشت از مديركل منابع طبيعي گيلان به اين مضمون كه درصد 90 تخريب منابع جنگلي در استانهاي شمالي كشور مربوط به وجود دام در جنگل است. چنانچه مي دانيم اكوسيستمهاي جنگلي شمال معروف به جنگلهاي هيركاني به صورت نواري از آستارا در غرب تا منطقه گليداغ در شرق اين نوارادامه مي يابد و دامنه هاي شمالي رشته كوههاي البرز را اين مي پوشاند، جنگل ها جزء غني ترين منابع جنگلي دنيا مي باشد كه شامل گونه هاي باارزش و گاها منحصر به فرد پهن برگ و چند گونه سوزني برگ مي باشد. از طرفي مي دانيم كه علم جنگلباني و جنگلداري در كشور ما چه بصورت آكادميك و چه در اجرا سابقه اي 4540 ساله دارد با توجه به اينكه اولين دانش آموختگان اين رشته در كشورهاي اروپائي تحصيل كرده اند و اين افراد در بازگشت به ايران سعي داشتند شيوه هاي اجرايي در اكوسيستمهاي جنگلي اروپا را كه تا حدودي مشابه اكوسيستمهاي جنگلي شمال ايران است به كار گيرند كه از جمله آنها مي توان به شيوه تدريجي - پناهي، متد دانگ واحد، روش كارتيه بلو و... اشاره كرد. گرچه به نظر مي رسد، اجراي روشهاي فوق كه همگي منتهي به جنگلهاي همسال مي شوند، آسان بوده وهدفهاي مشخص شده در روي كاغذ تماما در عرصه نيز دست يافتني است ولي تجربه نشان داده است در عمل به جهت اينكه جنگل يك واحد بيولوژيك است و حالت ايستا ندارد بلكه همواره پويا است، دستيابي به اهداف معين شده در شيوه هاي ياد شده مشكل و در خيلي از موارد غيرممكن مي باشد. بافت و ساختار اكوسيستمهاي جنگلي شمال بصورت جنگلهاي ناهمسال است كه با اجراي شيوه هاي مذكور بايد به جنگلهاي همسال برسيم 4 تجربه الي 5 دهه اخير نشان داده است با اجراي طرحهاي جنگلداري و بكارگيري شيوه هاي فوق، يا عرصه جنگل از گونه هاي مرغوب تهي شده و بصورت زمينهاي لخت و پوشيده از درختچه هاي خاردار ازگيل، وليك، ليلكي و بوته هاي تمشك، سرخس، آقعلي و.. درآمده و تجديد حيات جنگل به شدت در معرض خطر قرار گرفته است يا اينكه جنگل بر حفظ ساختار خود به صورت توده هاي ناهمسال مقاومت نموده است و غالب تحقيقات انجام شده در جنگلهاي شمال صحت اين ادعا را تاييد مي كند. البته شكي نيست كه دام و حضورآن در جنگل همواره به عنوان يكي از عوامل تخريب جنگل مطرح بوده است ولي امروزه حتي در كشورهاي اروپائي كه سابقه جنگلداري ساله 300200 دارند و مشكل دام رانيز حل كرده اند، به دليل مسائل زيست محيطي و عملكرد بهتر جنگلهاي ناهمسال و شيوه هاي نزديك به طبيعت به دنبال روشهايي هستند كه منتهي به چنين جنگلهايي مي گردند. كارشناسان مجرب جنگل نيز به اين نكته پي بردند كه عليرغم هزينه هاي بيشتر در شيوه هاي نزديك به طبيعت، به جهت حفظ طبيعت، در درازمدت مقرون به صرفه است و منابع ارزشمند آب و خاك و جنگل نيز محفوظ مي ماند. اما اينكه بگوئيم 90 درصد تخريب جنگل مربوط به دام مي شود جاي تامل دارد و نيازمند بررسي و تحقيق است. لذا شايسته است كه با توجه به اهميت منابع جنگلي شمال كشور و برتري شيوه هاي نزديك به طبيعت بر شيوه هاي كلاسيك، در طرحهاي جنگلداري تجديدنظر شود و روشهاي مناسب براي مديريت جنگلهاي شمال اعمال گردد. اصغر فلاح، دانشجوي دوره دكتري رشته جنگلداري