Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761115-38986S1

Date of Document: 1998-02-04

نقد آسيبشناسانه تئوري هاي انقلاب اشاره: پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن سال به 1357 عنوان يكي از مهمترين رويدادهاي تاريخ سياسي معاصر، محل بحث و گفت وگوي انديشمندان و صاحبنظران ايراني و خارجي و تقابل نظريه هاي مختلف سياسي و جامعه شناسي انقلاب براي تبيين آن است. در اين ميان، تنوع پيشينه وخاستگاه نظري و زمينه هاي مطالعاتي صاحبنظران، الگوها، مدل ها و نظريه هاي رايج دگرگوني اجتماعي و انقلاب، باعث شده است تا هر كسي از نظر خود به اين پديده مهم تاريخ ايران بپردازد. با توجه به اين كه هر انقلاب شرايط و عوامل تبيين كننده مخصوص خود را دارا است و بطور كلي انقلابهاي اجتماعي، ضمن تمايزات تشابه، بسياري با يكديگر دارند، نظريه ها درباره انقلاب اسلامي ايران نيزمتنوع و گوناگون است. مقالات محمدتقي سبزه اي از انقلاب تعاريف بسياري شده است. ( ) 1 علي رغم تفاوت در تعريف ها معمولا چهار ويژگي مشترك براي انقلاب توسط علماي علوم سياسي و جامعه شناسي (انقلاب ) قائل شده اند اين ويژگي ها عبارتند از: - 1 مردمي است و با مشاركت اساسي ووسيع توده مردم (بويژه مردم طبقه پائين و محروم ) ميسر است - 2 با خشونت توام است و تغييري است ناآرام و با توسل به قوه قهريه (زور ) - 3 موجب دگرگوني عميق و همه جانبه ساختارهاي سياسي اجتماعي اقتصادي جامعه مي گردد - 4 سريع و ناگهاني و غير قابل پيش بيني است. ( ) 2 با ويژگي هاي مزبور، بي شك انقلاب به مفهوم سياسي و جامعه شناسي، با ديگرتحولات سياسي چون كودتا شورش رفرم و آشوب تمايز مي گردد. ( ) 3 بدين ترتيب انقلاب به عنوان يك پديده اجتماعي در مقايسه با ساير پديده هاي اجتماعي، به ندرت اتفاق مي افتد و كمترقابل پيش بيني است. و لذا نمي توان گفت كه انقلاب كي و در كجا رخ خواهد داد. درمورد انقلاب اسلامي ايران علي رغم وسعت تلاشهاي علمي براي نظريه پردازي در مورد انقلاب، كمتر كسي قبل از شروع ناآرامي هاي انقلاب ايران و اضمحلال نظام پادشاهي و استقرار نظام جديد جمهوري اسلامي و ايجاد تزلزل در جزيره ثبات خاورميانه را پيش بيني مي كرد. ( ) 4 به همين علت انقلابها پس از آن كه به وقوع پيوستند تبيين مي گردند و لذا تبيين انقلاب كاري نيست كه فقط يك بار انجام گيرد و براي هميشه پايان پذيرد، بلكه اين عمل تكراري است و بارها مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد زيرا: - 1 هر انقلاب ضمن وجوه اشتراك باانقلابهاي ديگر تمايزاتي هم با آنهادارد و لذا هر انقلاب بايد با توجه به شرايط و مجموعه عوامل ويژه خود موردبررسي قرار بگيرد. - 2 نظريه ها و قوانين علمي كه براي تبيين انقلابها به كار مي روند از علوم مختلف ( تاريخ، جامعه شناسي، علوم سياسي و روانشناسي و.. ) بوده و به يك رشته خاص محدود نمي گردد. اين نظريه ها با هم تفاوت دارند و هيچ يك نمي توانند، به تنهايي، ادعاي كامل بودن را داشته باشند و لذا نمي توان يك انقلاب را به واسطه يك نظريه تبيين كرد. كه در اين صورت نتيجه قابل اطميناني، حاصل نخواهد شد. - 3 شرايط وقوع يعني شواهد تجربي كه براي اثبات فرضيه ها و نظريه ها به كار مي روند، نسبت به متغيرهاي هر نظريه و فرضيه خاص، متفاوت خواهند بود. اين شرايط به سادگي و راحتي آماده نيستند و گاه بايدبا زحمت زياد فراهم شوند، در صورتي كه اگر براي اثبات يك فرضيه (نظريه ) درزمان مورد بررسي، شواهد تجربي كافي وجودنداشته باشد آن نظريه، يك نظريه كاربردي نخواهد بود و لذا انقلاب، براساس نظريه هاي مبتني بر شواهد تجربي، قابل تبيين است و اگر بعد از مدتي شواهدي پيدا شوند كه كسي تا آن موقع از آن اطلاع نداشته باشد و يا آن شواهد، فرضيه هاي يك يا چند نظريه ديگر را تاييد نمايند، در آن صورت انقلاب مورد بررسي مجددا ازابعاد جديدي بررسي خواهد شد. به همين علت انقلابهاي بزرگ جهان بارها موردبررسي و تحليل مجدد و نقادانه قرارگرفته اند. از آنجايي، كه انقلاب اسلامي، به قول خانم تداسكاچ پل، تمام ضوابط يك انقلاب بزرگ را دارا است، تبيين آن نيز به مانند انقلابهاي بزرگ گذشته تاريخ جهان ( روسيه، فرانسه، امريكا، چين و... ) يكي، از كانونهاي توجه انديشمندان و نويسندگان مختلف علوم انساني بوده و نظريه هاي مختلف جامعه شناسي انقلاب و علوم بسياري را به چالش طلبيده است. تبيين هاي ارايه شده درباره انقلاب اسلامي غالبا با دو محدوديت مهم روش شناسي مواجه بوده اند: - 1 عدم پايبندي به يك چارچوب نظري قوي (خصوصا نظريه هاي جامعه شناسي انقلاب ) - 2 عدم استناد كافي به شواهد و دلائل اثباتي تجربي تبيين هايي كه از جانب دانشمندان غربي ارايه شده است عموما (نه هميشه )مبتني بر چارچوب نظري قوي اما بدون پشتوانه تجربي كافي بوده است زيرا: الف: هيچ يك از اين دانشمندان بطورعميق، شخصا تجربه عملي و مستقيم درباره وضعيت ايران در دوره قبل از انقلاب و وقوع انقلاب نداشته و اطلاعات خود را غير مستقيم بدست آورده اند. لذا درك فرآيند انقلاب (خصوصا انقلابايران ) در يك فرهنگ كاملا متفاوت ازفرهنگ غربي، از راه دور و از طريق اطلاعات دست دوم بطور كامل امكان پذير نيست. ب: اطلاعات تجربي اين گروه از محققان انقلاب اسلامي، از افرادي اخذ شده كه به علت گرايش منفي به انقلاب اسلامي ايران را ترك نموده بودند و لذا اين اطلاعات فاقد وقايع داراي سوگيري است ونياز به ارزيابي محتاطانه دارد. اين عامل همواره يكي از عوامل موثر دربرداشت هاي نادرست و ناصواب از انقلاباسلامي و تجزيه و تحليل هاي محققان وسياستمداران كشورهاي مختلف مخالف انقلاب ايران بوده و باعث گرديده حداقل، مدت زماني طولاني، تحليل هاي آنها اشتباه از آب درآيد. در عين حال، بايد گفت كه دسترسي اين دانشمندان به كتب و نشريات و حتي اطلاعات و اخبار داخل ايران نه تنهاكمتر از محققان ايراني نبوده كه بيشترنيز مي باشد. تبيين هايي، كه توسط محققان داخلي ارايه شده است، هر چند عمدتا مبتني بر تجربه عملي و اطلاعات كم و بيش دقيقي از امور واقع و اوضاع انقلاب است، اما اغلب بدون پشتوانه نظري قوي ارائه گرديده است. به عبارت ديگر، آثار اين گروه از محققان كمتر روابط علي و عميق انقلاب را در يك چهارچوب منظم نظري تبيين مي كند. ( ) 5 بطور كلي مطالعات انقلاب اسلامي (خصوصا مطالعات محققان ايراني ) داراي ايرادات و ابهامات اساسي روش شناسي است كه به مهمترين آنها اشاره مي شود. - 1 ابهام اساسي تحقيقات انقلاب اسلامي آن است كه به طور دقيق روشن نمي سازند كه در پي بررسي علل ظهور انقلاب هستند (تبيين علي ) يا در پي كشف عوامل موثر در پيروزي انقلاب؟ اسلامي اين خلط مبحث، ايراد روش مهمي است كه بر آثار و ادبيات انقلاب اسلامي (تبيين هاي غربي ها و ايراني ها درباره انقلاب اسلامي ) صادق است. - 2 يكسونگري و الگو زدگي: تحليل و تفسيررويدادهاي انقلاب اسلامي براساس يك الگوي فكري خاص و عدم توجه به سايرديدگاههاي ديگر، نگاه يكسان به جهان بيرون با همه تفاوت ها، تضادها و اختلاف ها، به جزم گرايي مي انجامد بسياري از نويسندگان داخلي و خارجي در بررسي انقلاب اسلامي، كوشش كرده اند، اين پديده را براساس اعتقادات، باورها و نگرش خاص خود تفسير و تبيين كنند. آنان به جاي انجام تحقيقي براساس چارچوب نظري وواقعيات موجود با نگرش تحليلي و انتقادي، سعي در اثبات نظريه خاص با خود، مثله كردن واقعيات تاريخي، برآمده اند. برداشت ماركسيستي از انقلاب اسلامي و ادبيات مربوط به آن (تحليل گروههاي سياسي چپ ماركسيستي - لنينيستي ) در اين مقوله جاي مي گيرد. فرضيات، مفاهيم واستدلالات اين گروه فكري به نوعي متاثر ازالگوي تحليل ماركس از انقلاب است. ( )تعميم 6 يك الگوي نظري كه براي جامعه اي خاص در دوره اي خاص، ارايه شده به كليه زمان ها و دوران ها، كاري است غير علمي وناصواب چرا كه هر جامعه اي در پويش تحولات اجتماعي دروني اش، داراي قواعد و ضابطه هاي تغيير مخصوص به خود است. ( ) 7 - 3 سياست زدگي و روزمره گرايي: يكي ازآفت هاي مهم مطالعات انقلاب اسلامي كه باعث تبيين توام با سوگيري ارزشي و عاطفي و گاه مصلحت شخصي و سياسي است، سياست زدگي مولفان مولفان است سياست زده، چه در مقام گردآوري و چه در مقام توصيف و تحليل وقايع، تحت تاثير تلاطم سياسي روزقرار مي گيرند و به جاي تبيين واقعيات دست به تاريخ نويسي مصنوعي مي زنند كه كمترين اثرش بيگانه نمودن نسلي از مردم ايران با تاريخ و فرهنگ خودشان است. - 4 تحليل توطئه اي بسياري از محققان انقلاب اسلامي (كه شرح آن در ادامه خواهد آمد ) در تحليل انقلاب اسلامي، مسايل را از چشم انداز توطئه بررسي كرده اند. اين نگرش كه انقلاب ساخته و پرداخته دست پنهان بود و شاه قرباني اين تحولات كار، كار، شد، خارجي ها است! در، بسياري ازتبيين ها، كمابيش وجود دارد. ( ) 8 نگاه از بيرون به انقلاب اسلامي و ناديده گرفتن واقعيات تاريخي و سرپوش گذاشتن بر ناملايمات و بحران هاي دروني جامعه ايران در طي تاريخ، باعث خود فريبي تاريخي و بيگانگي فرهنگي، سياسي، اجتماعي در سه محور زير شده است. - 1 رويكردهاي غير علمي (فاقد پشتوانه نظري ) تحليل 11 روزنامه نگارانه تحليل 21 توطئه اي - 2 رويكردهاي علمي (با پشتوانه نظري ) رويكردهاي 12 علي به انقلاب كه درچارچوب يك نظريه منظم و منسجم قرارنمي گيرند هر يك قائل به نقش يك عامل مهم در پيروزي انقلاب به عنوان عامل اصلي هستند و ساير عوامل را مفروض مي پندارند. مهمترين اين ديدگاهها عبارتند از: - 1 ديدگاه اقتصادي - 2 ديدگاه مذهبي رويكردهاي 22 علمي كه در چارچوب جامعه شناسي انقلاب قرار مي گيرند و در سه دسته زير قابل تقسيم هستند. - 1 ديدگاه جامعه شناسي سياسي - 2 ديدگاه سياسي - 3 ديدگاه انقلابات جهان سوم (توسعه وابسته ) - 1 رويكردهاي غيرعلمي (فاقد پشتوانه نظري ) به انقلاباسلامي اين بخش از مطالعات و ادبيات انقلاب اسلامي، به چند دسته تقسيم مي شود: الف: برخي از اين آثار جنبه تقرير خاطرات دارند ونويسنده خاطرات شخصي خود را از روزهاي انقلاب وپيش از آن به رشته تحرير درمي آورد. ب: گروه ديگر، آثاري است كه فرآيند شكل گيري انقلاب را به روش توصيفي (نه تحليلي و علمي ) و بدون پشتوانه نظري، به رشته تحرير آورده اند. پ: دسته سوم از اين آثار، نوشته هاي سياستمداران غربي و مامورين سياسي خارجي مقيم تهران و به طورخاص سفراي خارجي كشورهاي غربي در ايران است. خاطرات و نوشته هاي اشخاص مهم و كليدي رژيم پهلوي نيز در اين گروه قرار مي گيرند، عمده اين آثار براساس منافع خاص سياسي و وابستگي هاي متعدد فكري، سياسي نوشته شده است. رويكردهاي غيرعلمي - 1 تحليل هاي روزنامه نگارانه - 11 ويليام سوليوان وي كه به عنوان آخرين سفير ايالات متحده امريكا در ايران در سالهاي از 581356 نزديك شاهد بروز بي ثباتي قيامها و پيروزي انقلاب بوده است در كتابي تحت عنوان ماموريت در ايران ( ) 9 كه براساس يادداشت هاي روزانه اش به تحرير درآمده است، با شرح حكايت گونه به بررسي عوامل و نيروهاي موثر در تكوين انقلاب ايران پرداخته و سعي كرده نقش شخصيت هاي موثر در سياست و روند انقلاب ايران را نشان دهد. او در اين كتاب به شرايط اقتصادي، وضعيت نيروهاي انتظامي و امنيتي و ساختارهاي اجتماعي و به نقش اسلام شيعي در جامعه ايران مي پردازد و اطلاعاتي در هر زمينه در اختيار خواننده مي گذارد، با اين وجود سوليوان اعتراف مي كند كه با شرايط ايران قبل از ماموريتش دراين كشور آشنايي نداشته و سعي هم در تبيين و توضيح وقايع و مسايل نمي كند. برخي از نخبگان سياسي، اجتماعي عصر پهلوي كه درخاطرات خود به انقلاب اسلامي پرداخته اند عبارتنداز: فريدون هويدا( ) 10 حسين فردوست ( ) 11 عباس قره باغي ( ) 12 و پرويز راجي ( ). 13 در ذيل به دو ديدگاه از اين گروه اشاره مي كنيم: - 21 فريدون هويدا وي برادر نخست وزير سابق ايران، اميرعباس هويدا واز اشخاص نزديك به نظام حاكم بر ايران بود، دركتابي تحت عنوان سقوط شاه پس از نگرش به سيربحران منتهي به سقوط رژيم، به ريشه هاي بحران مي پردازد. وي ساخت ديكتاتوري و اشتباهات شخصي شاه را به عنوان مهمترين عوامل تبيين كننده انقلاب معرفي فساد مي كند مالي، اختناق، فساد اخلاقي، افراط در خريداسلحه، زوال اقتصادي، سياست خارجي درهاي بازسيستم تك حزبي، ناديده گرفتن و يا كم اهميت پنداشتن قدرت و نقش مذهب را به عنوان ساير عوامل زمينه ساز انقلاب مي داند. - 31 محمود طلوعي وي در كتابي تحت عنوان داستان انقلاب ( ) 14 به بررسي زمينه هاي تاريخي انقلاب و نيز فرآيند شكل گيري انقلاب مي پردازد. اين كتاب تاريخ فشرده اي از وقايع مهم سده اخير ايران با استناد به منابع اغلب معتبر است. طلوعي، زمينه هاي انقلاب اسلامي را در جنبش هاي مردمي دوره قاجاريه مي بيند كه در همه آنها روحانيون حضور فعال داشته اند به نظر وي شيوه سلطنت و حكومت پهلوي منجر به انقلاب عليه نظام و سرنگوني رژيم سلطنتي شد، از نظر طلوعي، مقدمات انقلاب را بايد در سياستهاي حكومت مطلقه پهلوي، ضديت با نظرات روحانيون و مداخله بيگانگان جستجو كرد. بخش تحليلي كتاب، نظر سياستمداران و پژوهشگران در مورد انقلاب ايران است و نهايتا نويسنده با رد نظرات عوامانه اي چون نظريه توطئه، تحليل خود را ازانقلاب اسلامي كه شامل عوامل موثر بلندمدت و كوتاه مدت اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و شخصيتي است، ارايه مي كند. تحليل هاي روزنامه نگارانه از آنجا كه متكي بر چارچوب نظري خاصي نيستند وقايع و حوادث انقلاب را توصيف مي كند نه تبيين و در صورت تبيين (پديده اي چون انقلاب اسلامي ) به جمع آوري تاريخي اطلاعات تاريخي دست مي زنند اما قادر به توضيح آن در يك قالب و ساخت نظري منسجم نمي باشند. و لذا عوامل تاريخي و غيرتاريخي، سطوح ساختاري ( كلان ) و شخصيتي ( خرد ) را در كنار يكديگر مطرح مي كنند، بدون اينكه در عين حال اولويت ها، ارتباطهاي منطقي بين عوامل را برقرار سازند. سوگيري ارزشي ناشي از نگارش اين آثار براساس وابستگي هاي فكري سياسي به رژيم گذشته نيز از اعتبار روش شناسي اين ديدگاه مي كاهد. - 2 نظريه توطئه برخي معتقدند بروز انقلاب ( ) 1357 در ايران يك توطئه از قبل طرح ريزي شده خارجي براي ساقط نمودن شاه بود. طرفداران اين نظريه اعضاء خانواده سلطنتي و دربار، شاه، مقامات ارشد رژيم پيشين، اقشار مرفه و وابستگان رژيم، سران نظامي و انتظامي رژيم پهلوي و مردم عامي كوچه و بازار، محققاني چون نراقي، اراني، نبوعزيزي، اردمن در كتاب سقوط.مي توان 79 نام برد. طرفداران اين نظريه، غرب خصوصا امريكا و انگليس را متهم به خالي كردن زير پاي شاه مي دانند برخي ديگرپاي شرق، بويژه شوروي را نيز به ميان مي كشند. در مورد دلايل و انگيزه هاي غرب براي سرنگوني رژيم پهلوي گروههاي مختلف اظهار عقيده كرده اند. الف: گروهي معتقدند كه غرب مي خواست شاه را به سبب نقش كليدي اش در افزايش قيمت نفت اوپك درنيمه اول دهه 1350 تنبيه نمايد. ب: به زعم گروه ديگر ايران در سالهاي آخر حكومت پهلوي ( ) 571356 سريعا به سمت پيشرفت و صنعتي شدن، گام حسادت برمي داشت غربي ها از پيشرفت هاي ايران و در خطر ديدن بازارهاي خود، در صورت ورود توليدات صنعتي، معدني، و كشاورزي ايران به بازارهاي بين المللي حداكثر تا پايان دهه 1350 و در نتيجه احساس خطر درباره منافع ملي و اقتصادي خود، غرب به منظور جلوگيري از پيشرفت و كاميابي ايران، تصميم به توطئه عليه شاه شد. شاه در كتابپاسخ به تاريخ ( ) 16 به هر دو عامل فوق اشاره مي كند. پ: ماركسيست هاي ايراني، به شيوه ديگري به نظريه توطئه توسل جسته اند. به نظر اين گروه در نتيجه تضادهاي دروني رژيم در سالهاي آخر عمرش، شرايط ذهني و عيني انقلاب بوجود آمده بود و كشور مي رفت تا پذيراي يك انقلاب (البته به زعم اين گروه ) انقلاب كمونيستي شود، اما امپرياليزم امريكا به موقع دخالت نمود و با توطئه چيني، انقلاب اسلامي را خلق كرد تا از تولد انقلاب كمونيستي و ظهور جنبش هاي انقلابي كارگري با ايدئولوژي ماركسيستي و سوسياليستي، جلوگيري كند. ادامه دارد