Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761115-38946S1

Date of Document: 1998-02-04

جوانان چگونه مي توانند رفتار خود را كنترل؟ كنند اساسي ترين مولفه در كنترل خويشتن كدام؟ است روشهاي كنترل رفتار و اداره خوددر گفت وگو با دكتر غباري، روانشناس اشاره: تربيت كودكان و نوجوانان از مسائل اساسي هر جامعه است. روشهاي موثرتري از سوي روان شناسان براي تربيت نوجوانان پيشنهاد شده است كه هر يك به فراخور حال و بسته به موقعيت مي تواند موثر باشد يكي از تكنيكهاي موثر دادن آموزشهايي به كودكان در زمينه كنترل رفتار توسط خويشتن است. به نحوي كه نوجوان رفتار خود راتحت تسلط خويشتن درآورد. دراين مورد گفت وگويي با آقاي دكترباقر غباري - متخصص روان شناسي كودكان استثنايي و استاد دانشكده روان شناسي دانشگاه تهران انجام داده ايم كه با هم مي خوانيم: آقاي دكتر براي شروع بحث بد نيست بفرماييد مفهوم كنترل رفتار توسط خويشتن؟ چيست كنترل رفتار توسط خويشتن managementيا -Self روشي است كه به كودكان آموزش داده مي شود تا بتوانند خودشان رفتارهاي خويش را كنترل نمايند و نيازي به كنترلهاي بيروني و امرونهي والدين نداشته باشند. از قديم نيز علماي اخلاق به موثربودن اين نوع روش تربيتي اعتقاد داشته و در كتب خود تحت عناوين مختلفي از آن صحبت نموده اند. مثلا مطالبي كه در زمينه محاسبه نفس از سيدبن طاووس و ديگران نقل شده نوعي تكنيك كنترل خويش است. در اين روش چه آموزش هايي به كودكان داده؟ مي شود در اين روش به كودكان آموزش مي دهند كه اولا رفتارخود را مشاهده كنند و ببينند كه در چه شرايطي رفتارشان به وقوع مي پيوندد. بعداز آنان خواسته مي شود رفتار خود را ازلحاظ اهداف و برنامه هاي رسيدن به همان اهداف ارزشيابي كنند. اگر رفتارشان درجهت اهداف غالبه و اخلاق حسنه نبود برنامه ريزي كنند تا بتوانند اين رفتارها را تغيير دهند و اگر علاقه مند هستند كه رفتار جديدي را در خود ايجاد كنند خودشان زمينه هاي ايجاد آن رفتار را پرورش دهند. اين آموزشها از پنج سالگي به كودكان داده مي شود. تكنيكهايي كه براي تغيير رفتاربه كار مي روند برچه عواملي تكيه؟ دارند تكنيكهاي تغييررفتار معمولا بر عامل بيروني تكيه مي كنند كه در آن معلم - مربي - والدين رفتارهاي شايسته كودكان خود را تشويق و تقويت نموده و رفتارهاي ناشايست آنها را مورد تنبيه قرار مي دهند تا بدين وسيله به افزايش رفتارهاي مناسبكمك نموده و رفتارهاي ناشايست را در آنها ازبين ببرند. ولي با توجه به اينكه اين نوع كنترلهاي بيروني هميشه نتايج ايده آل و موثري ندارند برخي مواقع مقاومت كودكان و نوجوانان را در مقابل تعليم و تربيت و عامل تربيت كننده (والدين - مربيان - معلمين ) برمي انگيزند علاوه بر اين چون در كنترل بيروني تربيت كننده رفتارها را پاداش يا كيفر مي دهد حضورش حتما ضروري است و اين نوع تربيت كودكان را وابسته به عامل تربيت كننده مي نمايد و كودك در حضور آنها رفتار شايسته را انجام داده و در غياب آنها به رفتار ناشايست كه برايش عادت شده مي پردازد. به همين دليل مادر اينجا بيشتر بر عوامل دروني مبتني بر پذيرش دروني و تبعيت به جاي عوامل بيروني و امر و نهي تكيه مي كنيم. آيا ستاره ها و افراد موفق از اين روش ها در زندگي استفاده؟ مي كنند بله تعداد زيادي از نويسندگان براي پيشرفت كارشان از تكنيك كنترل خويشتن استفاده كرده و رفتارهاي خود را در جهت مطلوب سوق داده اند. مثلا ويكتورهوگو كه نويسنده كتاب بينوايان است اشاره مي كند كه برخي مواقع احساس مي كرده حوصله نوشتن مطالب را ندارد و در چنين مواقعي از روش كنترل يا هدايت خويش در جهت مطلوب استفاده مي كرده است. او اشاره مي كندزماني كه حوصله نوشتن مطالب رانداشتم با خود شرط مي كردم كه اگر تعداد مشخصي از صفحات كتاب را ننويسم به ماهيگيري نروم. قابل ذكر است كه ويكتورهوگو چون به ماهيگيري بسيار علاقه داشته، از اين امر به عنوان تشويق در جهت نوشتن كتاب استفاده مي كرده است كنترل خويشتن روشي است كه هم براي افزايش رفتارهاي مطلوب و هم براي كاهش رفتارهاي نامطلوب مورد استفاده واقع مي شود. مثلا در مورد دانش آموزان اين روش بسياري از رفتارهاي مطلوب ازقبيل انجام تكاليف كلاسي و تمرينات مدرسه اي را افزايش مي دهد و از بسياري از رفتارهاي نامطلوب مثل پرخاشگري، عصبانيت، خودآزاري وديگرآزاري و لجاجت جلوگيري مي كند. نحوه استفاده از اين تكنيك و مراحل اجراي آن؟ چيست اول ارزيابي رفتار است كه به فرد آموزش داده مي شود، رفتارهاي خويش را مورد ارزيابي قرار دهدو آنها را از نظر مناسب بودن يانامناسب بودن شناسايي كند. پيشايند: در مرحله دوم بعداز ارزيابي رفتار بايستي به فرد آموزش دهيم كه بتواند عامل ايجادكننده و عوامل نگهدارنده رفتار موردنظر را بررسي كرده ومورد شناسايي قرار دهد اكثرروان شناسان معتقدند عوامل ايجادكننده و يا حداقل تسهيل كننده رفتارها و محركهاي پيشايند در محيط مي باشند كه بايستي مورد شناسايي قرار گرفته و تحت كنترل درآيند. مثلا درپرخاشگري محركهاي پيشايند مي توانند انتقاد ديگران از فرد پرخاشگر يا رفتارهاي محيطي، سروصداي محيط نامناسب بودن تهويه اتاق، سردي بيش از اندازه و گرماي بيش از حد و تحريك ديگران ازقبيل مسخره كردن باشد. در اين صورت به فرد پرخاشگر آموزش مي دهيم كه اولا بداند كه پرخاشگري يك رفتار ناپسند است و ثانيا به او مي آموزيم كه چگونه اين محركهاي محيطي پيشايندي (تمسخر ديگران ) را تشخيص داده و درصورت وقوع شرايط راههاي ديگري را درپيش بگيرد مثلا محيط را ترك كند. پيامد رفتار: . در مرحله سوم به فرد آموزش مي دهيم كه پيامدهاي رفتار موردنظر را تشخيص داده و در جهت سازگاري خود با محيط آنها را دستكاري كند. مثلا از عواملي كه موجب حفظ ونگهداري رفتار پرخاشگري در فرد مي شود تمكين و تسليم اطرافيان از فرد پرخاشگر به است اين صورت كه اطرافيان در هنگام عصبانيت به حرف او گوش مي دهند مثلا كودكي كه مي داند براي خريدن اسباببازي اگر پرخاشگري كند مادرش به حرف او گوش مي كند از اين روش استفاده مي كند. ما در سيستم كنترل خويشتن به فرد آموزش مي دهيم كه پيامدهاي رفتار خود را طوري كنترل كند كه رفتارهاي ناشايست در آنها تقويت نشود، مثل بسياري از اهل تصوف و عرفان كه زماني كه خطايي از آنها سر مي زد تا 40 روز خود را از خوردن گوشت و غذاي لذيذ محروم مي كنند، و اين امر موجب مي شود كه رفتار ناشايست آنها كاهش يابد. فردپرخاشگر هم مي تواند درصورت بروزعصبانيت خود را از ديدن فيلم موردعلاقه اش منع كند و يا درصورت جلوگيري از اين امر خود راتشويق و تقويت نمايد. به نظر شما اساسي ترين مولفه در كنترل خويشتن كدام؟ است اساسي ترين مولفه نظارت بر رفتار ( monitoring-Self) است بدين معني كه به فرد ياد مي دهند كه بر رفتار موردنظر نظارت داشته و آن را مورد مشاهده قراردهد و شدت - فراواني - طول - مدت و جنبه هاي كيفي رفتار را بسنجد وببيند كه رفتارش ازچه نظر لازم است افزايش يا كاهش پيدا كند. مثلا برخي مواقع رفتار از اين نظر نامناسب است كه فراواني آن كم است مثلا دانش آموزي تعداد دفعاتي را كه به سوالات معلم پاسخ مي دهد كمتر ازحد مطلوب است، و برعكس برخي مواقع رفتارش بيش ازحد مطلوب است، مثلا افرادي كه بيش ازاندازه صحبت مي كنند و به ديگران فرصت ابراز عقيده در نمي دهند چنين مواقعي بايد رفتارشان را تحت نظارت گرفته و جهت نامناسب آن را تشخيص دهند. مرحله بعدي ثبت و ضبط رفتار يا ( Recorrding-Self) است كه فراواني و شدت و طول رفتار بايددقيقا ثبت و ضبط شود تا فردبتواند به راحتي آن را مورد بررسي قرار داده و ثانيا براي كاهش يا افزايش بتواند آن را از جهت حركت در مسير مطلوب مورد ارزيابي قرار دهد. در اين مرحله رفتاري را كه مي خواهيم در خودمان تغيير بدهيم قبل از برنامه ريزي براي تغيير تعداد دفعات يعني اينكه دقيقه اي يا ساعتي چند مرتبه اين رفتار اتفاق مي افتد، بايدشدت آن را ضبط كنيم، براي اين كار از نمودارهايي كه به راحتي قابل رويت هستند استفاده مي شود. اين مرحله را در اصطلاح روان شناسي مرحله خط پايه (رفتار ورودي )مي نامند. مرحله بعدي كه فردخودش با استفاده از تغيير محيطبراي عوض شدن رفتار برنامه ريزي مي كند مرحله درمان است. ضبط كردن فراواني رفتار موردنظر در دوره خط پايه به ما كمك مي كند تا بتوانيم موثر بودن درمانهايي را كه به كار مي بريم مورد ارزيابي قرار دهيم. مراحل بعدي بدين ترتيب ادامه پيدا مي كند: - مرحله خودارزشيابي (Evalution- Self) بدين، معنا كه فرد براي كنترل خويشتن لازم است رفتارهاي خود را ارزيابي نموده و درصورت مناسب بودن رفتارها خودش را تشويق كند و اگر رفتارها مناسب نبودند خود راسرزنش نمايد. - مرحله خود پاداش دهي (Reinforcement- Self) آخرين مولفه اي، است كه فرد وقتي رفتار خودش را مشاهده مي كند وچگونگي رفتار را ثبت مي كند ورفتار را ارزشيابي مي كندبراي تغيير دادن آن درجهت مطلوب بايستي رفتارهاي مناسب را تقويت و تشويق نموده و به خاطر رفتارهاي نامناسب روش سرزنش را درپيش بگيرد، در اين صورت رفتارهاي اوتعديل شده و او از درون بدون نياز به عامل بيروني در جهت مطلوب حركت مي كند. كنترل خويشتن اراده را زياد مي كند اعتماد به نفس بالا مي رود آيا والدين مي توانند در تربيت فرزندانشان از اين تكنيك استفاده ؟ كنند آنها بايد پس از فراگيري تكنيك هاي كنترل خويشتن را به فرزندان خود آموزش دهند تاهنگامي كه بچه ها تنها هستند كارهاي خوب انجام دهند، اين كارازطرق زير حاصل مي شود: - 1 انگيزه دروني در كودك ايجاد شود مثلا فرد ذاتا بخواهد كه درس بخواند. - 2 فنون كنترل خويش را يادبگيرد و اين مورد بستگي داردبه نظارت فرد بر رفتار خودش ( خودشناسي ) مثلا، ممكن است كودكي احساس كند كه درس خواندن او بستگي به جو كلاس دارد و اگر دوستانش درس نخوانند او هم نمي تواند درس بخواند دراين صورت مي توان دوستان و محيط را تغيير داده و اين نوعي به كارگيري كنترل خويشتن است كه والدين مي توانندبه فرزندان خود آموزش دهند. چگونه مي توان به كودكان آموزش داد تا از بروز رفتارپرخاشگرانه ممانعت؟ به عمل آورند o- 1 اولين مرحله تشخيص است: در اين مرحله به او آموزش مي دهيم كه عصباني شدن خودش را تشخيص بدهد و بگويد: من دارم عصباني مي شوم. - 2 بازداري: به كودك بياموزيم كه هنگام عصبانيت جلوي خودش را بگيرد و به خودش بگويدمن جلوي عصبانيت خودم را مي گيرم. - 3 يافتن راه حل مناسب براي بيان و ابراز احساسات خود وبگويد: لازم است كه من احساسات خود را به صورت مناسبي كنترل كنم. به عنوان مثال به جاي عصبانيت، كودك مي توانداحساسات خود را چنين بيان كند: زماني كه شما از من انتقادمي كنيد من عصباني مي شوم و دوست دارم كه از من انتقاد نكنيد. - 4 آموزش نحوه پاداش دهي به كودك: به كودك آموزش مي دهيم كه وقتي توانست جلوي عصبانيت خودش را بگيرد و احساسات ناخوشايند خود را به نحوديگري بيان كند، خودش را موردتشويق قرار دهد، مثلا بگويد من كار بسيار خوبي كردم و جلوي عصبانيت خود را گرفتم و الان شايسته است كه به خاطر اين رفتار خوبم به بازي موردعلاقه ام بپردازم. گفت وگو از: شيرين حسيني فر