Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761108-38588S1

Date of Document: 1998-01-28

احياي قصه هاي غني عاميانه يادداشتي بر نمايش آنسوي آيينه به كارگرداني آزيتا حاجيان آنسوي آيينه كارگردان: آزيتا حاجيان نويسنده متن: آزيتا حاجيان و محمدرضا شريفي نيا طراح صحنه: محمدرضا شريفي نيا طراح موسيقي: آريا عظيم نژاد بازيگران: سيما تيرانداز، محمدرضا شريفي نيا، افسراسدي، فخرالدين صديق شريف، ارژنگ اميرفضلي، شيوامهرزاد و همسرايان محل اجرا: سالن اصلي تاتر شهر استفاده از قصه هاي كهن و داستانهاي تمثيل وار، همواره براي رسيدن به تاتري كه جنبه ملي مي يابد حايز اهميت است. حاجيان درآنسوي آيينه با بازنويسي قصه شاپرك خانم نوشته بيژن مفيدكه قصه اي عاميانه، بي تكلف و زيبا است، آن را به شكل امروزي تر در آورده، تا در تحقق اين مهم بكوشد. او باكاستن از جنبه هاي كودكانه داستان و استفاده از ديالوگهايي كه بر ارتباط بزرگسال و اثر بخشي آن صحه مي گذارد سعي در ايجاد نمايشي با بافتي محكم و غني دارد. حاجيان را پيش از اين در برنامه هاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي به عنوان بازيگر ديده ايم. وي فارغ التحصيل رشته نمايش گرايش بازيگري است و اين دومين اثر كارگرداني اش بعد از نمايش گرگ خسته به شمار مي رود. در اين نمايش بيش از 33 بازيگر نقش هاي نمايش رااجرا مي كنند. شاپرك خانم، قصه پروانه اي است كه به ناگاه به داخل زيرزمين پناه مي برد و در تور عنكبوتي مي افتد. عنكبوت كه زيبايي شاپرك شيفته اش كرده، به شرط آوردن يكي ازحشرات كه در آنجام ساكن است، او را رها اماشاپرك مي كند در برخورد با ملخ نجار، خاله سوسكه، جيرجيرك ساززن، زنبور عسل عاشق و كرم شب تاب نمي تواند هيچيك را بعنوان طعمه براي عنكبوت ببرد و براي خورده شدن به پيش عنكبوت ولي بازمي گردد سرانجام راه خروج رامي يابد و به طرف خورشيد مي رود. آنسوي آيينه با برخورداري از طرحي بازگشتي به نمايشي اخلاقي بدل شده است كه در آن از سويي به كشمكش ميان نيروهاي پاك و پليد، كه مصداق بارز آن حركتها ومبارزه تمثيل وار شاپرك خانم پاك و سفيدپوش با نفس بدو سياه پوشش در فريب و كشاندن حشرات زيرزمين به سوي دام عنكبوت است، و از سويي ديگر به مجسم كردن دوران زندگي انسان كه مملو از مخاطرهاي زشتكاري اشاره اي است، مستقيم دارد. مضمون وتم نمايش بروسوسه اهريمن تمثيلي برانديشه، آرزو و درك - سه عنصر روح - كه رفته رفته خردازلي اين سه شخصيت را از وسوسه اهريمن رهايي مي بخشد، استوار است. به همين جهت متن نمايش پراز لفاظي است. به عبارت ديگر بيان وسيله اي مي شودبراي طرح انديشه نمايشنامه نويس كه در آن ميان به شخصيت پردازي مورد نظرش دست مي يابد. در اين نمايش حاجيان همچنين از گروه همسرايان بهره مي گيرد. همسرايان، يكي از عنصرهاي نمايش غنايي در يونان باستان بوده اند كه از تعدادي خواننده - بازيگر تشكيل مي شد و در دوره هاي مختلف - بسته بنظر نمايشنامه نويس يا به عبارتي سراينده نمايشنامه - به صورتي گسترده يادر حاشيه نمايش، حضور داشته اند. ولي بطور كلي حضورهمسرايان براي زمينه چيني، بناي فضا و حالت و تغييرهاي گاه به گاه بازيگران صورت مي گرفت. درآنسوي آيينه همسرايان به شكلي گسترده، حضوري محوري برعهده دارند وبا سرودهايي دسته جمعي كه همگي در راستاي رساندن مفاهيم نمايش گام برمي دارد نخست براي جلوه بخشيدن به اثر و تعميق آن و دوم به جهت كم كردن از خستگي تماشاگر و ايجاد يك فاصله مطلوب ذهني براي پيگيري داستان در بين هر صحنه نمايش و حتي در اثناي بعضي ازآنها - ايفاي نقش مي كنند. يكي از نقاط قوت موسيقي نمايش، فراگير آن است. اين موسيقي كه تركيبي زيبا ازسازهاي ايراني - دف، تمبك، كمانچه - و سازهاي سنتتيك و غربي - تومبا، گيتار، پيانو، ويلون - است، توانسته اثر را در لحظاتي دلچسب و زيبا كند كه البته مكمل اين موسيقي حركتهاي فرم و سمبليك بازيگران نمايش است. اما اين موسيقي چنان براثر چيره مي شود كه نه تنها جزيي انفكاك ناپذير بلكه بعنوان عنصري فراگير در نمايش به كار برده مي شود. كه اين موضوع نمايش را به يك آواز -نمايش ( اپرت ) تبديل مي كند. آنسوي آيينه به صورت روايي بيان مي شود. در نمايش روايي تمهيدهايي مربوط به طرح نمايش كلاسيك - كه در نمايش ارسطويي مرسوم است - جاي خود را به تمهيدهايي مي دهد كه براي بيگانه سازي تماشاگر به كاربرده مي شود. بيگانه شدن تماشاگر از نمايش باعث مي شود تا به جاي غرق شدن در لحظات و حوادث نمايش درحاشيه كار به تماشاي آن بپردازد و به اينگونه تماشاگر امكان مي يابد كه برمبناي رويدادهاي تصوير شده در نمايشنامه به داوري عقلاني بنشيند. آنچنان كه اين داوري بي دخالت احساس و عاطفه هاي زودگذر صورت گيرد. اين تمهيد با بخش بخش كردن عمدي يك طرح پيوسته، تنظيم تخيل دوباره موضوع در ذهن تماشاگر و به كار بردن يك شيوه عمل غيراحساساتي در او را سبب مي شود. در اين گونه نمايش به صحنه آرايي كه با كل نمايشنامه برروي صحنه بياميزد، نياز است تا بدينوسيله فضا و احساس نمايش را زنده كند صحنه پردازي به اين مفهوم، با ساختارنمايش پيوند دارد، بنابر اين صحنه اشاره هايي قابل درك در كل يك نمايش و يكي از بخشهاي كامل كننده نمايش محسوب مي شود كه با يك اشاره - كه اين اشاره مي تواند يك عبارت باشد - بر جنبه هاي عمل نمايشي نفوذ مي كند. درآنسوي آيينه با وجود زيبايي در بعضي از قسمتها - مانند تار عنكبوت كه دور تا دور تماشاگران را فرا گرفته و يا خانه متحرك خاله سوسكه - در كل به كار نمايش نمي آيد و وجود قسمتهاي زايد برروي صحنه علاوه بر ايجاد نوعي بهم ريختگي، در تبلور تمام و كمال صحنه ناكام مي ماند. صحنه پردازي نمايش سعي در به تصوير كشيدن گوشه اي از يك زيرزمين تاريك دارد اما، استفاده بيش از اندازه از رنگ سياه در صحنه و لباس همسرايان به جاي آنكه تاريكي و ظلمت را تداعي كند تنها باعث خستگي ذهن بيننده مي شود. از جمله ويژگيهاي نمايش انتخاب بجا، تيپ سازي، كارگردان، بهره گيري خوب از بازيگران اصلي در به تصوير كشيدن پرسوناژها و رعايت خوب ميزانسن از سوي نقش پردازان اصلي زمان است طولاني و بيش از اندازه نمايش يكي از آفتهاي آن مي شود. كشدار بودن بعضي از صحنه ها و ردوبدل شدن ديالوگهايي كه نيمي از آن زايد بنظر مي رسد و اگر حتي از نمايش برداشته شود هيچ لطمه اي برآن وارد نمي كند. تكرار بيجاي مبارزه نمادين شاپرك با نفس سياه - علي رغم زيبايي اش - و صحنه هايي از اين دست، زمان صحنه اي را به بيش از 2 ساعت و 30 دقيقه افزايش مي دهد. آنسوي آيينه در طول داستان با آنكه مملو از حادثه است اما نمي تواند با ايجاد اوج در هر قسمت، تعليقي در آن بگنجاند و بدين وسيله تماشاگر را تا پايان به دنبال خود بكشد. قصه آنچنان تخت مي گذرد كه از انتهايش ابتدا، معلوم مي شود و اين باعث مي شود كه تماشاگر تنها به پيامي كه در آن نهفته است دل خوش كند و با وجود تحرك و هارموني كه در سراسر نمايش جريان دارد، تماشاگر چشم به انتهاي اثر بدوزد تا مطمئن شود انديشه اي كه در شروع قصه داشته، صحت مي يابد يا خير. خلاصه كلام آنسوي آنكه، آيينه حركتي خوب و شايسته درراستاي احياي قصه هاي غني عاميانه به شمار مي رود. مازيار شيباني فر