Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761108-38587S1

Date of Document: 1998-01-28

در سوگ صميمي يادنامه اي از هنرمند از دست رفته، كامبيز صميمي مفخم اشاره; سحرگاه جمعه 19 دي ماه يكي ديگراز هنرمندان توانا پرتلاش و كم نظير كشوررخت از اين جهان فاني بربست و به جهان باقي شتافت. كامبيز صميمي مفخم كه در زمان فوت 45 سال داشت زندگي حرفه اي اش را از حدود سال 51 شروع كرد و در زمان حياتش طراحي عروسك ساخت عروسك كارگرداني، طراحي صحنه و لباس بسياري از تئاترها، سريالهاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي را انجام داد. به انگيزه يادبودي از وي، سخنان چندتن از هنرمندان را كه مدتي با وي همكار بوده اند در پي مي آيد. مرحوم كامبيز صميمي مفخم كارهاي هنريش را از سال 1351 و همزمان با دوران دانشجويي اش در رشته تاتر عروسكي آغاز كرد. وي درابتدا با تاترهاي صحنه اي وارددنياي هنر شد و بعد از آن به ساخت برنامه هاي عروسكي وبازيگري در تلويزيون و سينما روآورد. فهرست كارهاي صميمي آنقدر زياد است كه در اين مقال نمي گنجد. به اجمال مي توان اين آثار را ازوي نام برد. همكاري در ساخت و طراحي عروسكهاي نمايش عروسي سليم خان وجمشيد و خورشيدطراحي و ساخت ماسكهاي نمايش پيتر و گرگ و سريال هفت خوان، كارگرداني و طراحي صحنه نمايشهاي چشم در برابر چشم و خرس و چشمه، طراحي كارگرداني، صحنه، طراحي و ساخت عروسك برنامه هاي تلويزيوني; ابر و باد و مه و خورشيد، داداش و آقاي مبادا باباش، وگنجشك اشي مشي، السون ولسون، طراحي صحنه ولباس، طراحي و ساخت عروسكهاي فيلمهاي سينمايي; شهر موشها، دزد پاتال و گلنار، عروسكها، آرزوهاي كوچك، مجنون و پناهنده. هنگامه مفيد، همسر و قديمي ترين همكار وي با بغضي فروخورده و غمي وصف ناشدني در مورد صميمي چنين مي گويد: همكاري ما از سال 51 با بازي من در يكي از نمايش هاي وي شروع شد و از آن به بعد در بسياري از كارها باوي همكار بودم تا در منجر 1356سال به ازدواج ما شد كه ثمره آن 2 پسر و 1 دختر است. من در اين سالها نويسندگي وبازيگري چند كار وي را برعهده داشتم كه از آن جمله نويسندگي متن ابرو و باد مه و خورشيد، مجموعه داداش و باباش - كه بازيگري و عروسك گرداني داداش را نيز بر عهده داشتم - نويسندگي متن و شعرآقاي مباداو.. رامي توانم نام از ببرم كامبيز من چه مي توانم بگويم جز اينكه با وجود تمام مشكلات از زندگي با هم لذت مي برديم و زندگي بي نظيري داشتيم. يكي از خصايصي كه براي صميمي بر خانواده شمرده اند، دوستي او بود. روابطصميمي با فرزندانش نه مثل يك پدر كه مانند دوستي بسيار صميمي بود واو هر آنچه كه مي كرد و مي خواست براي خانواده اش بود. رسول ملاقلي پور - كارگردان - كه مفخم يكي از بازيگران وي در فيلم پناهنده بوده است ازصميمي اينگونه ياد مي كند: نمي دانم دقيقا از كجا با وي آشنا شدم نه بخاطر ضعف بلكه حافظه، به اين جهت كه انگارسالهاست وي را مي شناسم و ازكودكي با وي بزرگ شده ام. من يكبار به عنوان تهيه كننده و يكبار هم به عنوان كارگردان با وي همكار بوده ام. كارهايي كه كامبيز براي من مي كرد انجامش از شخص ديگر غيرممكن بود. اما چيزي را كه من در هيچ جا نديدم وابستگي شديد او به خانواده بودكه هميشه براي من الگوست. اوكار را بخاطر خانواده اش قبول يا رد مي كرد و آثارش را به نوعي براي خانواده اش مي ساخت. حالا كه فكر مي كنم مي بينم كه خيلي دلم برايش تنگ مي شود، بعضي از مرگها را مي شود راحت پذيرفت و متاسف بود اما از مرگ كامبيز من متعجبم و باورنمي كنم. چون مرگ ناپذيري عجيبي در صميمي بود كه هنوز هم آن راباور نمي كنم. تمام كساني كه ازصميمي يادمي كنند او را انساني شوخ طبع و صميمي مي دانند. كسي كه با روحيه اش ديگران را در همان برخورد اول چنان تحت تاثير قرار مي داد كه هرگز وي را از ياد نمي بردند. او همچنين برصله رحم و ديدن مسن ترها بسيار تاكيدمي كرد.