Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761107-38493S1

Date of Document: 1998-01-27

جايگاه و بازده آموزش عالي چرا و؟ چگونه در كشورهاي عضو او. اي. سي. دي، يك پنجم جوانان دنبال آموزش عالي مي روند كه بيشتر هزينه آن به عهده خزانه گذاشته شده است. افراد جامعه در عوض اين سرمايه گذاري چه چيزي دريافت؟ مي كنند بسياري از مردم حاضرند براي تحصيل پول دهند، مشروط بر آن كه تحصيل برايشان بهره مادي داشته باشد در امريكا كه عموما دانشجويان تقريبانيمي از هزينه دانشگاه را مي پردازند، ثبت نام در دانشگاه در بالاترين سطح خود در جهان قرار دارد. در كشورهاي عضو او. اي. سي. دي، يك پنجم جوانان دنبال آموزش عالي مي روند كه بيشتر هزينه آن به عهده خزانه گذاشته شده است. افراد جامعه در عوض اين سرمايه گذاري چه چيزي دريافت؟ مي كنند زماني رفتن به دانشگاه منحصر به نخبگان بود. اكنون آموزش عالي به كار و كسبي گسترده بدل شده است. در 17 كشور عضو سازمان همكاري اقتصادي و توسعه ( او. اي. سي. دي ) نسبت 18تا 21 افراد ساله در آموزش عالي /14 4از درصد در سال 1985 /22 4به درصد در سال 1995 افزايش يافت. در بيشتر كشورهاي عضو اين سازمان، قسمت اعظم هزينه دانشگاه را ماليات پردازان تامين مي كنند. اقتصاددانان در اين عرصه دو ديدگاه متناقض دارند. از يك سو، آنان آموزش عالي را غربالي فكري تلقي مي كنند كه هدف از آن شناسايي با استعدادترين كاركنان آتيه است، نه تجهيز آنان به مهارتهاي توليدي. از ديگر سو، اقتصاددانان آموزش را نوعي سرمايه گذاري مي دانند كه سرمايه انساني پديد مي آورد، به اين ترتيب كه افراد را مولدتر مي كند و از اين رو، كلا به جامعه سود مي رساند. اخيرا او. اي. دي سي دو گزارش منتشر كرد كه نشان مي دهد ارزيابي سودي كه نصيب جامعه مي شود، از ارزيابي سودي كه نصيب افراد مي شود، دشوارتر است. نظريه غربال در اينجا معنا مي يابد. آگهيهاي استخدام از نياز به تحصيلكرده ها سخن مي گويد. شركتها دانشگاهها را براي يافتن مديران آينده مي كاوند. بسياري كشف ها براي راهيابي به برخي حرفه ها، معيارهاي دانشگاهي بسيار سختي دارند. تمام اينها دو مطلب را روشن مي كند: همه جا درآمد تحصيلكرده ها بيش از غيرتحصيلكرده هاست و همه جا امكان بيكاري آنان بسيار كمتر است. براي نمونه بنابر بررسي او. اي. سي. دي زنان تحصيلكرده انگليسي 95 درصد بيش از زناني درآمد دارند كه تحصيلات متوسطه دارند. ميزان ميانگين بيكاري در كشورهاي عضو اي او. سي. دي در سال 1995 در گروه سني 64 25 تا سال هفت درصد براي افراد داراي تحصيلات متوسطه و فقط 4 درصد براي تحصيلكرده هاي دانشگاه بود. اگر غربال كردن تنها دستاورد آموزش عالي بود، توجيهي براي دولتها وجود نداشت كه براي آن يارانه بپردازند. يك دليل آن است كه بسياري از مردم حاضرند براي تحصيل پول دهند، مشروط بر آنكه تحصيل برايشان بهره مادي داشته باشد (هر چند كه پرداخت وام توسط دولت به كساني كه استطاعت ندارند، توجيه داشته باشد )دليل ديگر آن است كه اگر در نظر بگيريم فرايند غربال به كل جامعه بهره مي رساند، مطمئنا راههاي ارزانتري از دانشگاه براي غربال افراد وجود دارد. سوم اينكه هرچه بيشتر افراد تحصيلات عالي داشته باشند، برخورداري از مدرك دانشگاهي كمتر شاخص امتياز مي شود. گزارشي كه اخيرا كميته اي در انگليس در موردآموزش عالي منتشر كرد، تا حدي مويد نظريه غربال است. براساس اين گزارش، گسترش زيادآموزش عالي در اواخر دهه 1960 در انگليس سبب شد كه امتياز تحصيلكردگان از نظر دستمزد كمتر شود. اما علل ديگري نيز در اين دهه بر اين كاهش موثر بودند وانگهي، در آن دسته از كشورهاي اي او. دي سي كه از جمعيت بالاي تحصيلكرده برخوردارند، تحصيلكردگان هنوز بسيار بيش از همتايان غيردانش آموخته خود درآمد در دارند امريكا كه بيشترين ميزان تحصيلكرده در جهان را دارد درآمد تحصيلكرده ها 74 درصد بيش از فارغ التحصيلان متوسطه بود و به علاوه ميزان بيكاري آنها نصف گروه دوم بود. در واقع، كمتر كساني هستند كه پس از پايان آموزش عالي چيزي نياموخته باشند و آنچه ياد مي گيرند، آنان را به كاركنان ماهر و بهتري تبديل مي كند. مستقيم ترين عايدي آموزش عالي به صورت درآمد بيشتر و دورنماي كاري بهتر نصيب خود تحصيلكرده ها مي شود. افراد اين سود را نسبت به هزينه شامل شهريه و نيز درآمدي كه از رهگذر تحصيل و عدم داشتن شغل تمام وقت از دست مي سنجند جامعه مي دهند، هم از افزوني درآمد بهره مند مي شود، چرا كه درآمد مالياتي بالا مي رود و در عوض از ميزان پرداخت كمك هزينه بيكاري كاسته مي شود. اما اين بهره ها بسيار كمتر از آني است كه نصيب خود افراد مي شود. چه چيز ديگري مي تواند سرمايه گذاري جامعه را درآموزش عالي توجيه ؟ كند پاسخ پيش پاافتاده اين است كه مجموعه جامعه از رهگذر رشد اقتصادي سريعتر از آن بهره مند مي شود. تحقيقات اقتصادي جديد با تاكيد بر نقش سرمايه انساني در گسترش رشد و نوآوري، مويد وجود يك حلقه ارتباطي بين اين دو است. براساس اين استدلال جوامعي كه در آموزش بيشتر سرمايه گذاري كنند، در درازمدت بهره آن را مي گيرند. شواهد زيادي وجود دارد كه نشان مي دهد دراقتصادهايي كه سرمايه گذاري چنداني در آموزش صورت نگيرد، رشد اقتصادي، عموما ضعيف است. اما سنجش رابطه ميان رشد از يك سو وسرمايه گذاري در آموزش به خصوص آموزش عالي از ديگر سو دشوارتر است. اگر بر اثر سرمايه گذاري بيشتر كشوري در آموزش عالي نسبت دانشجويان در گروه سني 18 تا 21 ساله از 22 20 به درصد افزايش يابد آيا در نتيجه اقتصاد با سرعت بيشتري رشد ؟ مي كند كسي نمي داند. دو نتيجه مي توان از پژوهشهاي او. اي. سي. دي گرفت. اول، بخش بيشتري از هزينه آموزش رادانشجويان بايد تقبل كنند. اين تغييري است كه در امريكا رخ داده است. در اين كشور شهريه دانشگاه روي هم رفته بسيار بيش از بهاي كالاهاي مصرفي بالا رفته است. در انگليس نيز از تابستان سال آينده بيشتر دانشجويان بايد ساليانه 1651 دلار (معادل هزار پوند ) بپردازند. به رغم اين نگراني موجود در اروپا كه برقراري شهريه، موجب جلوگيري از رفتن جوانان به دانشگاه خواهد شد، براساس مطالعات او. اي. سي. دي شواهد چنداني وجود ندارد كه الزام دانشجويان به تقبل سهم بيشتري از هزينه آموزش باعث كاهش ثبت نام در دانشگاهها شود. در امريكا كه نوعا دانشجويان تقريبا نيمي از هزينه دانشگاه را مي پردازند، ثبت نام در دانشگاه در بالاترين سطح خود در جهان قرار دارد. دوم، برخي دولتها مي توانند به راحتي هزينه آموزش عالي را بدون لطمه به كيفيت كاهش دهند. دانشگاههاي آلمان كه هزينه ساليانه هر دانشجوي آن به طور ميانگين 400 دلار بسيار است ارزانتر از دانشگاههاي كانادا هستند كه اين هزينه در /11 300آن دلار است. با اين حال، از آنجايي كه جوانان آلماني اغلب شش دوره در دانشگاه درس مي خوانند در حالي كه كاناداييها مي توانند دوره هاي جهشي و انعطاف پذير بگذرانند، هزينه هر فارغ التحصيل در كانادا روي هم رفته كمتر از نصف آلمان است. جامعه بايد براي آموزش عالي سرمايه گذاري كند، اما اين سرمايه گذاري بايد عاقلانه باشد. منبع: اكونوميست دسامبر 1997 ترجمه: وحيدرضا نعيمي