Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761104-38253S1

Date of Document: 1998-01-24

پرسش از شما پاسخ از ما تلفن و تلويزيون چه شباهتي با هم؟ دارند چرا وسايلي همچون تلفن، تلويزيون، تلسكوپ، تلكس با پيشوندتل شروع مي شود در حالي كه در معني هيچ شباهتي با يكديگر؟ ندارند حسين سليماني - رشت . پاسخ: چرا شباهت؟ ندارند اتفاقا معاني آنها خيلي هم با هم ربط دارد. اميدواريم بعد از خواندن توضيح ما، شما هم اين ارتباط و شباهت معني رادر آنها ملاحظه بفرماييد. به نظر مي رسد بهتر آن باشد نام هايي را كه شما ذكر كرده ايد به صورتي كه ما پيشنهاد مي كنيم بنويسيد تا هم ارتباط معنوي آنها با يكديگر و هم معني تك تك آنها براي شما روشن شود. پيشوند مشترك در همه نامهاي فوق تله است، نه تل و TELEتله لفظ يوناني در به معني دور، راه دور واز راه دور است. حالا با هم ببينيم هر يك از اسامي فوق به چه معني است. در توضيح هاي زير كلمه تله TELE را ديگر تكرار نمي كنيم: - PHONتله فون -TELE:فون به معني صدا و آوا است و تله فون يعني ايجاد صداو بازسازي صوت در فاصله دور. لفظ فون را در كلمه هاي ديگري كه در فارسي رايج است ملاحظه مي كنيد. مثلا ميكروفون، گرامافون، ساكسوفون، استريوفون - كه اين نام به صورت صفت، استريوفونيك، در فارسي معمول تر است. - تله ويزيون VISION-TELE:ويزيون يعني ديدن، تماشا كردن و همچنين به معني تصوير و خيال آمده است. تله ويزيون يعني ايجاد تصوير در دوردست. لفظ ويزيون و ريشه آن يعني ويز VIS در بسياري از كلمه هاي فرنگي كه در فارسي به كار مي رود ديده مي شود، اما شما تاكنون به آن توجهي ويزيت نداشتيد يعني ديدار، كارت ويزيت، حق ويزيت (مبلغي كه بابت ديدار و ملاقات با كسي مي پردازيد )ويزا يعني، رواديد. وقتي شما براي رفتن به كشور ديگر ويزا مي گيريد سفير آن كشور شما را شايسته مي بيند كه به كشورمتبوع او مسافرت كنيد. - SCOPEتله سكوپ -TELE:اسكوپ به معني ديدن و تماشا كردن است. تله سكوپ يعني ديدن دوردست ها. كلمه هاي ديگري كه لفظاسكوپ در آنها به كار رفته و در فارسي معمول هستند، بسيار است: مثلا ميكروسكوپ، ترموسكوپ، استتوسكوپ، اسپكتروسكوپ، الكتروسكوپ، اوسيلوسكوپ و صدها نام ديگر كه عموماوسايل و ابزار تحقيق علمي هستند. - Xتلكس - TELEيك، نام من درآوردي و كوتاه شده براي وسيله اي به نام TYPE-TELE است: تايپ يعني نوشتن و تحرير كردن وتله تايپ يعني از يك سر دنيا روي ماشين تحرير چيزي راتايپ (يا تحرير ) كردن و در نقطه اي ديگر ماشين تحرير ديگري آن را عينا تحرير كند. - GRAPHتله گراف -TELE:گراف هم به معني رسم كردن، كشيدن و هم نوشتن است. تله گراف يعني نوشتن از راه همانطور دور كه ملاحظه شباهت مي فرماييد، بسيار زيادي در نامهاي وسايل ذكر شده وجود دارد و آن اينكه همه كاري رااز دور يادر دور انجام مي دهند. در كتابهاي درسي و حتي درنوشته هاي روزنامه اي فارسي هر روز كلمه يا تركيب تازه اي كه از زبان هاي بيگانه وارد شده است نوشته مي شود. سرعت ابداع وسايل و نامهاي خارجي بسيار سريع تر از آن است كه ما بتوانيم براي آنها معادل فارسي بيابيم. نمونه هايي از واژه هاي تخصصي كه در فارسي وارد شده اينها هستند: تله متري، تله فاكس، تله فوتو، تله كمرا، تله پاتي، تله سينما و تله ماتيك.