Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761104-38238S1

Date of Document: 1998-01-24

يادداشت اقتصادي توفيق اجباري بدون آن كه خود اراده كرده باشيم و براساس شرايطي كه در بروز آن نقشي نداشته ايم -سقوط قيمت جهاني نفت - در آستانه وضعي قرار گرفته ايم كه جز از طريق افزايش درآمدهاي حاصل از صادرات غيرنفتي و خدمات فني نخواهيم توانست به هدف هايي نظير ايجاد اشتغال، رفع بيكاري، رونق اقتصادي، حضور موثر در عرصه هاي بين المللي، رفاه عمومي و مهمتر از همه عدالت اجتماعي دست يابيم. قيمت نفت صادراتي ايران هم اكنون در سطحي است كه درآمدهاي نفتي بودجه سال آينده را حتي پس از تجديد نظري كه در آن شد (كاهش آن از بشكه اي /17 5دلار به 16 دلار ) تامين نخواهد كرد و در نتيجه بار ديگر مسئولان مختلف به اين سمت هدايت شده اند كه از لزوم توسعه صادرات غيرنفتي حمايت كنند. اما متاسفانه آنچه در اين بين كمتر مورد توجه قرار گرفته اين است كه برخلاف بسياري ساده نگري ها، صادرات غيرنفتي مقوله اي نيست كه تنها باخواست مقطعي اين يا آن مسئول افزايش يابد. از طرفي تجربه نيز ثابت كرده كه به محض افزايش درآمدهاي نفتي، حتي همين گرايشهاي سطحي به صادرات غيرنفتي نيز از بين مي رود و دستگاههاي مرتبط يا غيرمرتبط بابازرگاني خارجي كه وظيفه اصلي آنها ايجاد زمينه هاي صادرات و حمايت ازتوليدات داخلي از طريق محدود كردن واردات است، به پيشه هميشگي خود - يعني واردات - رجعت مي كنند. براي اثبات اين مدعا كافيست بدانيم اگر ايران گندم، شكر، روغن، برنج وپارچه چادر مشكي وارد نكند، نوساني جدي در بازارهاي جهاني اين كالاهاپيش خواهد آمد حال آنكه در زمينه گندم و برنج استعداد كافي براي تبديل شدن به يك صادركننده در سطح جهان را داريم و در زمينه روغن و شكر نيزبخش قابل توجهي از ظرفيت كارخانه هايمان بدون استفاده مانده است و اين وضع بسياري از واحدها را در آستانه ورشكستگي قرار داده است. اما از همه اينها جالبتر داستان چادر مشكي است. هم اكنون چندين سال از روزي كه تصميم گرفته شد چند كارخانه چادر مشكلي در ايران برپا شود مي گذرد. اين كارخانه ها تاكنون راه اندازي نشده چون ارز لازم براي خريد ماشين آلات در اختيار نبوده است. در مقابل سالانه 10 تا 12 ميليون متر چادر مشكي وارد كشور مي شود كه براي هر متر آن يك تا 2 دلار بايد پرداخت و اين در حالي است كه باارزش واردات يكسال اين كالا مي توان اين كارخانه ها را به بهره برداري رساند. اين كه چرا اين كار تاكنون صورت نگرفته يكي از معماهاي بي جواب است اما در بازار پاسخي قاطع براي اين به اصطلاح معما مي توان يافت و آن اين كه همين چادر مشكي هاي متري يك دلاري 2تا گاهي حتي تا متري 20 هزار تومان به فروش اگر مي رسد اين پارچه درداخل توليد شود، بادي كه چنين ثروتي را با خود به همراه مي آورد فروكش خواهد كرد لذا...! طرح نيشكر خوزستان نيز يكي ديگر از مثالهاست. محصول اين طرح عظيم شكر، كاغذ، غذاي دام و محصولات جانبي ديگر است و كشور را از واردات شكر و كاغذ بي نياز خواهد ساخت اما اين طرح نيز از برنامه عقب است. در مقابل به محض بروز نوساني اندك در قيمت شكر در بازارآزاد، محموله هاي شكر وارداتي يكي پس از ديگري به بنادر كشور مي رسد. برنج ديگر محصول استراتژيك مورد نياز كشور است. در اين محصول يكي از بزرگترين واردكنندگان جهان هستيم و جالبتر آن كه سالهاست كه در هنگام عرضه محصول برنج داخلي (فصل برداشت ) بازار با عرضه زياد برنج وارداتي ارزان قيمت نيز روبه رو مي شود. از اين گونه مثالها باز هم مي توان يافت و تا اين شيوه ها وجود دارد نمي توان به آن درجه اي از توليد رسيد كه درآمد حاصل از صدور محصولات آن بتواند تكيه گاهي براي تامين نيازهاي كشور باشد. علاوه بر اين ضريب تشكيل سرمايه در كشور نيز هم اكنون نرخي بسيار پايين دارد و تنها اندكي بيش ازحداقل نرخ ( /12 5درصد براي اقتصاد ايران ) ضروري براي حفظ وضعيت موجوداست. دليل اين وضع نيز به فقدان برنامه اي جامع و منظومه اي هماهنگ ازسياستگذاري ها بازمي گردد. خلاصه كلام اين كه براي رسيدن به اقتصاد بدون نفت پيش نيازهايي لازم است كه متاسفانه هم اكنون وجود ندارد و برقراري آنها نياز به ايجاد تحولات جدي درساختار اقتصادي كشور دارد. عباس عظيمي