Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761102-38105S1

Date of Document: 1998-01-22

جهان بيكران عرفان گفتگو با فريبا مقصودي كرمانشاهي خوشنويس قرآن كريم اشاره: فريبا مقصودي كرمانشاهي متولد 1340 مدرس انجمن خوشنويسان ايران در دوران سلوك هنري محضر استادان; ابوالفضل عطوفي عبدالله كرمانشاهي، جواري كرمانشاهي، رضا منوري معين الكتاب يزدي، اصفهاني، يدالله كابلي خوانساري، كرمعلي شيرازي، غلامحسين اميرخاني وحضرت آيه الله حاج سيد مرتضي نجومي را درك كرده است، تحصيل هنري وي در خوشنويسي نستعليق بوده و از آغاز كتابت نستعليق را رشته اصلي هنركسبي خود قرار داده، زيرا معتقد است كه در طي قريب پانزده سال تلمذ و تعليم به اعتلاء وجاودانگي و تاثير فرهنگي و هنري كتابت بيش از گونه هاي ديگر خوشنويسي پي برده است، به همين نظر تمام هم خود را صرف كار واجراء و ارائه آثار در زمينه كتابت كرده است. فريبا مقصودي اولين و تنها زن خوشنويس ايراني مي باشد; كه آثار كتابت وي به طور مستقل چاپ و منتشر شده است، اين عنوان را با يك بررسي شايد بتوانيم به سطح جهاني تسري بدهيم ازجمله اين آثار- 1 يادنامه علامه طباطبايي - 2 يادنامه استادشهيد مرتضي مطهري - 3 مناسك حج - 4 يكدوره پنج جلدي تاريخ شعر و ادبيات محلي كرمانشاهان - 5 كنزالعرفان ديوان ميرمحمد صالح حيران كرمانشاهي - 6 ديوان سيديعقوب ماهيدشتي كرمانشاهي - 7 ديوان پرتو كرمانشاهي - 8 كتابت قسمتي از ديوان پروين اعتصامي با جمعي از بانوان خوشنويس - 9 شرح زيارت عاشورا تاليف آيه الله حاج سيد احمدميرخاني (طابثراه ) دريكهزار صفحه وزيري، كه اين موارد كلا چاپ و منتشرشده اند- 10 نسخ متعدد ادعيه و رسالات و دواوين شخصي كه سفارشات خصوصي غيره منتشره است. پس از طي يك دهه كتابت و رياضت هنري، توفيق كتابت مصحف شريف را به خط نستعليق براساس نسخه عثمان طه يافته است. اين اثر ارزشمند و يگانه كه ازسوي استادان هنري تائيد وبا نظارت مصححين دارالقرآن تصحيح شده است، در مراسم اختتاميه مسابقات بين المللي حفظ و قرائت قرآن 1376 به محضر مقام معظم رهبري اهداءشد ايشان ضمن تقدير از اين بانوي هنرمند، فرمودند; ضمن تجليل از ايشان، نسخه مزبوربه نحو مناسبي چاپ و دراختيار علاقه مندان قرار گيرد و نسخه اصلي به موزه آستان قدس رضوي تقديم شود. فريبا مقصودي در پنجمين دوره مراسم تجليل از خادمان قرآن در روز 24 دي ماه به دريافت لوح تقدير از جنابآقاي خاتمي رييس جمهوري نائل آمد. با اين بانوي هنرمند گفتگويي انجام شده است كه در پي مي آيد. خوشنويسي و كتابآرايي وتزئين هنري قرآن كريم توسط زنان هنرمند مسلمان از چه زماني و چگونه آغاز؟ شد از زنان خوشنويسي كه آيات الهي را هنرمندانه نوشت; شهده دينوري بود كه زادگاه او نيز از توابع كرمانشاه و دينور از كلان شهرهاي علمي و فرهنگي اسلام در قرون سوم تا نهم به شمار مي رفت، شهده از علماو آگاهان ديني بود و به روايتي تسلط او در خوشنويسي به پايه اي رسيد كه بعضي اورا استاد ياقوت مستعصمي دانسته اند. هنرمندان خوشنويس مسلمان كه اكثر قريب به اتفاق، علوي مسلك بودند، چون علي بن هلال معروف به ابن بواب كه پدرش پرده دار پادشاهان آل بويه بود، تحولي شگرف در كتابت قرآن كريم به وجود اين آوردند، هنرمندان كه اغلبايراني تبار بودند; بادست مايه هايي ارزنده از هنركتابآرايي و طلاكاري ونقش هاي تزئيني چون; تذهيبو تشعير و سرلوح و... وكتابت هاي هفت قلمي كه ازابداعات آنان بود به آرايش و ايجاد نسخ نفيس كلام الهي همت گماشتند. در دوران تسلطمغول و سلطه تيموريان كه درواقع بايد آن را ايام سلطه خاتونان مغولي و ستم خانان آنها دانست به سبب حس برتري طلبي و پارامترهاي زنانگي رايج آن عهد، مجال واجازه بروز استعداد به زن ايراني داده نشد، هرچنددوران شكوفايي هنر بود تا دردوره صفويه فرصت دوباره اي پيدا شد و چنانكه زنان مي بينيم، ايراني به هنرنمايي درعرصه هنر مستظرفه اسلامي پرداختند و مجددا هنر خوشنويسي زن مسلمان ايراني در كتابت قرآن كريم تجلي كرد و فاطمه سلطان از خوشنويسان دوره صفويه قرآن كريم را به خط نسخ به نحو احسن كتابت كرد. در غلبه افشاريه و زنديه; مخصوصا در مدت نبردهاي اين دو سلسله با اشغالگران و متجاوزان، توان زن مسلمان ايراني بيشتر در زمينه فعاليت در جبهه هاي نظامي منحصر مي شد، به طوري كه درجنگهاي متعدد به مقتضاي زندگي ايلي حضور مستمر داشتند و حتي در مقاطعي چندكه مردان اردوي زند به اسارت متجاوزان زنان درآمدند، با حمله اسرا را آزادساختند كه گلستانه صاحبتاريخ زنديه اين موارد راثبت كرده است. اما باز در اين برهه نيز زنان ايراني رسالت فرهنگي خويش را ازياد نبردند، چنانكه از زنان جامعه زنديه، شاعران و ادبا و هنرمندان متعدد برخاستند كه كتابهاي تذكره و رجال احوال آنان راثبت كرده اند حاجيه زند ازجمله، كه اين بيت مشهور ازاوست: طواف كعبه مرا حاجيه ميسر شد خدا زيارت اهل دلي نصيب كند. در عهد قاجاريه، اگرچه هنر مستظرفه و امور فرهنگي در جامعه زنان، طبقاتي شد و خوشنويسي و شعر و ترجمه به مقتضاي آداب آن روز در بين اشراف رواج يافت و جنبه تفنن و تفاخر يافت و انحصاري گرديد، اما از همين معدود هم نمونه هايي ارزنده از كتابت و كتابآرايي قرآن كريم ارائه شده است، ازجمله; مريم بانونائيني -نواب (ام سلمه ) قاجار - ضياءقاجار و خورشيد كلاه كه خانم، قرآنهايي را به طور كامل به خط نسخ كتابت كردند. اما ساير هنرها ازجمله قالي بافي، گليم و جاجيم بافي، زردوزي، مليله دوزي، ميناكاري و... كه بنابه ذوق زن ايراني در دوره قاجاريه، هم محل اعاشه و هم موجب بروز و ظهور استعدادها بود، در اين دوره نضج گرفت و گونه هاي باقيمانده از اين دست كه در موزه ها و مجموعه هاي هنري نگهداري مي شود، حاكي از سليقه و دقت و ابتكار و حس حفظ آثار ملي و مذهبي در انتقال هنرهاي مستظرفه است. با توجه به پيشينه هنري زنان مسلمان به ويژه در خوشنويسي قرآن كريم كه بازگو كرديد، تفاوتي كه در مسير تحول شخصيت زن هنرمند مسلمان درايران با ساير كشورهاي اسلامي درك چگونه كرده ايد، ارزيابي؟ مي كنيد همانطور كه عرض كردم و مي دانيد، زن با ظهور اسلام در شبه جزيره العرب و همسايگان آن، توانست، زندگي كند و زنده بماند، چنانكه در قرآن كريم آيات بينات نازل گرديد و اين منشور جاودانه كه، ولايقتلن او لادهن (الممتحنه ) 12 و ديگر; اشكنوهن من حيث سكنتم من وجدكم و لاتضاروهن... (طلاق - ) 6 موجب احياء زن در جزيره العرب و همسايگان آن سرزمين گرديد و با توجه به آنكه مشخص شد كه شخصيت زن عصاره هستي و ايجاد مظهري چون فاطمه اطهر انگيزه خلقت كائنات بوده است و فاطمه الزهراسلام الله عليه بر اريكه ادامه نبوت درخشيد، امابعد از مدتي پس از رحلت پيامبر اكرم (ص ) درسرزمين هاي اسلامي، زن از لحاظ موقعيت وفعاليت هنري و علمي و ديني، همان شخصيت قبل از اسلام را يافت و بيشتر به وسيله اي منزوي تبديل گرديد، بگذريم از مواردي كه در مقاطعي به نحو انحصاري در مسائل سياسي در سرزمين هاي اسلامي چهره نمود، اين از جنبه كلي آن اما، بسيار آرزو داشتم كه بتوانم در همين يك بعد هنري خوشنويسي و به ويژه خوشنويسي قرآن كريم توسط زنان مسلمان موزه هاي ممالك اسلامي را از نزديك ببينم، اما چون ميسر نبود به بررسي در منابع و ماخذ موجود در دسترس پرداختم، آنانكه رفته و از نزديك آثار ارزشمند اسلامي را در كشورهاي مسلمان ديده اند، مانند; دكتر مهدي بياني، ناجي زين العابدين بغدادي و... تا آنجا كه تفحص داشتم، حتي يك مورد را از زنان اشاره نكرده بودند. و تنها در جامعه ايراني زن براساس وظيفه الهي و دستور قرآن در مقاطعي كه مجال ظهور بطور مثبت را داشته است، قابليت خود را نمودار ساخته و آنهم جز تمسك به شيوه زهراي اطهر نبوده است. شما در پنجمين نمايشگاه قرآن كريم شركت فعال داشتيد و در اين نمايشگاه غرفه اي به كارهاي شما اختصاص داده شده بود، نقش زنان مسلمان در ايجاد نمايشگاههاي هنري و تاثيرات آن به نظر شما تا چه حد قابل توجه؟ است اگر به شما بگويم، بنيانگذاران اوليه نمايشگاه هاي هنري اعتقادي و نه هنري جامعه اقتصادي، زنان و دختران هنرمند ان شاءالله بوده اند، مرا به تعصب متهم نخواهيد زيرا كرد، برايتان در حيطه موضوع ايجاد سوال مي كنم و براي اثبات گفته ام، مثال مي آورم. آيا ما، يعني; من و شما و جامعه اهل هنر اثري دال بر پيشينه نمايشگاهها و سابقه تاريخي و اجتماعي آن، در دست؟ داريم آيا مي دانيم، اولين نمايشگاه هنري ايران درچه سالي و به چه اهدافي و از سوي چه كساني تاسيس؟ شد به احتمال قريب به يقين خير، زيرا اگر امروز هم كسي دست به قلم ببرد، دوباره تقليد و كپي هاي اجتماعي و فرهنگي اروپا را كه حاصل وام گيريهاي دوره مشروطيت بوده است، براي اين پژوهش مبنا قرار مي دهد و با آوردن چند مثال تطبيقي كه فلان شاهزاده و السلطنه والدوله در بازديد از فرنگ و... را عنوان مي كند كه گويا اين حركت سرآغاز نمايشگاهها در ايران شده است و ما را در اين جهتي كه سابقه هزار ساله داريم، ريزه خوار آن سو مي نماياند چون موردهاي ديگر، در صورتي كه نمايشگاه هاي اوليه در اين سرزمين مراكز عبادي و اعتقادي بوده اند، كه هزاران سال محل زيارت و توجه معتقدان بوده است و به تعداد فراوان وجود داشته و دارد، زنان هنرمند ايراني از آغاز به محض ايجاد و اجراي اثري ماندگار به نيت بقاي آن و اظهار ارادت و اخلاص به آستان بزرگان صاحب باطن، دستاوردهاي هنري خود را به آن اماكن مقدس نذر و اهداء مي كردند كه سراسر اين مكان هاي متبرك در هر نقطه از روستا و قصبه وشهرهاي مذهبي ايران اسلامي مملو از آثار هنري زنان هنرمند است، كه هر بيننده اهل فن و هنري را به اعجاب و شگفتي وامي دارد و بر همين اساس اگر پيشينه هنري و نمايشگاهي زنان مسلمان ايران را بررسي كنيم، بايست بنياد آنرا همزمان با آغاز معماري مذهبي و ايجاد اماكن مقدسه بدانيم، زنان مستعد و مسلمان ايران، هنرمنداني گمنام بودند كه راز جاودانگي هنري خود را در توسل به اعتقاد ديني خود جستجو مي كردند. به همين منظور در ساير كشورهاي اسلامي نيز آفرينش هاي هنري زنان مسلمان در سلطه جامعه بي توجه به زنان، با توسل به بزرگان دين، ماندگار و پويا گرديده است و دست بافته ها و ويراسته هاي زنان به طبع در دول اسلامي در اماكن مقدسه كم نيستند با اين تفاوت كه در ايران آثار بارز هنري زنان مسلمان بسي بيشتر از ساير كشورهاي اسلامي است و اين نشانگر همان تفاوت زن مسلمان ايراني با زن مسلمان غيرايراني مي باشد. شما همانطور كه از نمونه هاي آثار هنري تان برمي آيد، متون متعددي را از نظم و نثر كتابت كرده ايد، به نظر شما كتابت قرآن كريم چه تفاوتي با ساير متون؟ دارد قرآن شاهكار خلفت الهي و معجزه برترين رسول گرامي اسلام است; يكي از نشانه هاي معجزه قرآن و الهي بودن اين كلام بي شك و ريب، اين كه امروز در جامعه اسلامي كه قريب يك ميليارد نفر از نژاد و رنگ و سرزمين هاي مختلف وجود و دارند، از لحاظ اصولي كلامي و احكام تفاوت هايي دارندو مباحث گسترده در رد و قبول نظريه خود و طرف مقابل ابراز مي دارند كه اين نيز از نمونه هاي جامعه انساني آزاد و مختار است، اما با تمام اينها آن مرجعي كه بي شك و ريب در راس امورحاكم است و ارائه برهان و ادله مي نمايد; قرآن كريم است، كه هيچ فرد و گروه و فرقه حتي اسلامي، كم يا زياد بودن اعرابي يا حرفي از اين كتاب الهي را به مخيله خود راه نمي دهد و تمام مسلمانان يكپارچه متفق الرايند كه شك و ريبي درآن نيست و چنان بنياني مرصوص دارد كه پس ازذات باريتعالي و وجود مبارك حضرت نبي اكرم ( ص ) ركن اساسي اتحاد مسلمين جهان است عليرغم ساير اديان و كتب آسماني قبل از قرآن كه براي هر رشته از دين واحد خود كتابي جداگانه دارند، پيروان حضرت عيسي مسيح (ع ) كه كتاباناجيل اربعه دارند و كليميان كه با تمام قلت جمعيت در ملتي حدود پنج ميليون نفر با قريبسيصد فرقه مذهبي كليمي، هر كدام به دوره اي ازتورات مقدس معتقدند، اين از بعد اعجاز واعتبار قرآن و اما از بعد هنري، هرچه از قرآن بگوئيم كم گفته ايم، زيبايي كلام، آرايه هاي بديعي، فصاحت و بلاغت، موسيقي دروني و بيروني كلمات، معاني ژرف، پيش بيني هاي صريح كه پس از قرنها در عصر پيشرفت يكي پس از ديگري به اثبات مي رسد، همه و همه از قرآن كريم در بعد آفرينش هنري، اثري بي همتا و بي شك و ريب ساخته است. الفاظ و كلمات قرآن كريم با تمام دشواري ساختار ظاهري، پس از كتابت در كمال زيبايي خودنمايي مي كند و چون خوشنويس به كلمات آسماني قرآن مي نگرد، با فراخوان قرآن به بازگشت به خويش، مقام انساني خود را بازمي يابد و گويي فرشتگان الهي معاني ژرف آنرا براي كتابت كننده زمزمه مي كنند، موسيقي اصيل جهان هستي در عبارات قرآن طپش و تنش و پژواكي به وسعت جهانها دارد، هر بار كه قلم نام الله را نقش مي كند، و به تعظيم در مي آيد، خوشنويس را با خود به جهان ديگري مي برد، كه به بيان درنمي آيد، اگر ما از كتابت آثار منظوم يا منثور به وجه اقتضاي زندگي مجبوريم و گاهي احيانا درسي از پند و اندرز و حكمت واخلاق و يا سير رندي و قلندري و عرفان و... مي گيريم، اما قرآن سرچشمه تمامي اين نكات وجهان بي كران عرفان و مشكل گشاي تمامي معضلات انسان و پرورش دهنده ايمان بشري به خالق اكبرو در يك كلام; قرآن هنري است كه تمام هنرهاي اصيل و راهنماي جامعه از آن سرچشمه مي گيرد. از شركت شما در اين گفتگو سپاسگزاريم. تشكر مي كنم و موفقيت شما را در اعتلاي پيام قرآن خواستارم.