Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761101-38014S1

Date of Document: 1998-01-21

نزول قرآن و قدر انسان رستاخيز جان تفسير سوره قدر (بخش پاياني ) اثر علامه سيد محمود طالقاني ليله القدر خير من الف شهر: تكرار و اظهار ليله القدر در اين آيات، عظمت قدر و مقام والاي آن را مي رساند. صفت تفضيلي خير، اشعار به آثار نيك و بركات آن دارد. الف شهر، براي تكثير است و در اين تعبير كه مطلق آمده اشاره به مورد و زمان خاص نيست و تطبيق آن در بعضي روايات به حكومت هزار ماهه بني اميه ( ) 1 با آنكه جز شرو فساد براي مسلمانان نداشت، براي تسلي خاطر رسول اكرم ( ص ) يا نشان دادن نمونه اي از اجتماع منحط وبي قيد و بند و تقدير و تدبير، و حكام بوزينه صفت وبازيگر با دين و مقدرات خلق است. حقيقت و راز ليله القدر را عقول عادي نمي توانند دريابند: وما ادراك ما؟ ليله القدر- آنچه از ليله القدر دانستني است و همه بايد بدانند همين است كه آثار و بركات يك شب قدر بيش و بهتر از هزار ماه است كه مردمي در اين مدت بدون تقدير و ليله القدر به سر برند - همچنانكه ملتهاي فاقد برنامه منظم و مقدر (اندازه گيري شده ) و رهبري فكري، ماهها و سالها به دورخود مي گردند و بجائي نمي رسند و راهي به سوي ترقي و كمال به رويشان باز نمي شود و در اين ميان، دين نمايان بوزينه صفت، عقول و مقدرات آنها را به بازي مي گيرند و همچنانكه راهيابي و نتايج و خيرات يك الهام و برق ذهني، بيش از سالها سير در تاريكي وبا عصاي ديگران است. تاريخ تصديق و اقرار داردگرچه تاريخ نگار كتمان نمايد، كه جهش هاي نابهنگام و پيشرفتهاي پيش از زمان ملتها در پرتو انوار ليله القدرها و الهاماتي بوده كه در تاريكترين زمانها و نهايت سرفصلهاي تاريخ، براي پيمبران و پيشوايان درخشيده است، تا آنكه در آخرين سرفصل تاريخ و در ميان تاريكي جاهليت عرب و دنيا، آئين نامه كامل قرآن و آئين اسلام در ليله القدري درخشيد و با نيروي لايزالش تاريخ را با همه محتوياتش به حركت درآورد و بيش از پيش به پيش راند و در يك شب راه هزار ماهه را پيمود، و پيوسته تجديد قوا و تقدير امور مي نمايد و به حركت درمي آيد. آنگاه مي توان اين جهش ها و پيشرفتهاي بيش از زمان را، تاحدي دريافت كه چشم از دنياي كنوني بپوشيم و اين نورها و نيروها را ناديده بگيريم و فواصل اين سرفصلها را از ميان برداريم آنگاه خواهيم ديد كه دنيا چگونه به عقب و عقبتربرمي گردد و تاريكي همه جا و همه چيز را فرامي گيرد. تنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر: اين آيه، استينافي، براي بيان و تكميل فضل و قدرليله القدر است كه چرا و چگونه برتر از هزار فعل ماه مي باشد مضارع تنزل كه اصل آن تتنزل است دلالت به تجدد و بقاء ليله القدر دارد، و اگر نظر اين آيه خبر از ليله القدري باشد كه قرآن در آن نازل شده فعل مانندتنزلت يا كانت تتنزل رساتر است. آيه فيها يفرق كل امر حكيم - دخان نيز دلالت به تجدد و بقاء چون دارد هيئت باب تفعل تنزل پذيرش يا تكلف يا هر دو را مي رساند، گويا ملائكه و روح بسبب دفع قدرتي برتر يا جذب استعداد روحي نازلتر يا هر دو، از عالم خود تنزل مي يابند و به جهان طبيعت نزديك مي شوند. عطف و افراد، الروح، اشعار به استقلال و جدائي و برتري آن دارد (رجوع شود به تفسير آيه - يوم يقوم الروح والملائكه... سوره نبا )- اذن رب، مشيت حكيمانه و مدبرانه پروردگار است كه در شرائط خاص آن شب، ملائكه و روح را براي تربيت و برترآوردن نفوس بشري فرومي فرستد. تعلق باذن رب به فعل تنزل اشعار به دوام اين اذن در آن شب يا براي هميشه دارد. من كل امر، متعلق به فعل تنزل و جمله حاليه، و بيان منشا يا غايت هر امريست كه با خود دارند و براي انجام آن فرود مي آيند. شايد امر (مفرد امور ) در اصل همان بمعناي فرمان و اراده احداث باشد، و به كار و حادثه قابل توجه از اين جهت امر گفته مي شود كه انجام و مظهر همان فرمان و اراده مي باشد. بنابراين منظور از امري كه در شب قدر، فرشتگان و روح براي انجام آن تنزل مي نمايند؟ چيست در آيه سوم سوره دخان مانند آيه اول اين سوره، نخست با فعل ماضي، از نزول قرآن در يك شب خاص: اما انزلناه في ليله مباركه.. آنگاه با فعل مضارع از تفريق امر، خبر داده است. چنانكه گفته شد ظاهر افعال مضارع يفرق، وتنزل، خبر از تفريق و تنزل امر در ليله القدرهاي آينده است. بنابراين ليله القدر نزول قرآن غير از ليله القدر باقي و هميشگي است و گويا رجوع ضميرتنزل... فيها - ويفرق فيها به همان ليله القدر و ليله مباركه نزول قرآن، از اين جهت است كه ليله القدر باقي، از آثار ليله القدر نزول قرآن است و با آن نوعي پيوستگي و اشتراك در حقيقت دارد. سياق آيات اين دو سوره نيز همين وحدت و پيوستگي دوگونه ليله القدر را مي رساند. بنابراين بايد مقصود ازكل امر، و امر حكيم، راجع به قرآن و بسط معارف و تبيين احكام و رد متشابه به محكمات آن باشد. از امر محكم و از جانب خداوند، كه پيوسته براي امت اسلام بايد تجديد شود و رحمت دائم باشد، جز همين بسط و بيان و تفريع و تبيين و باز نمودن طريق تفكر در قرآن چه مي توان تصور؟ نمود:فيها يفرق كل امر حكيم - امرا من عندناانا كنامرسلين - رحمه من ربك انه هوالسميع العليم - 4 5 آيات وسوره 6 دخان. و اين امر بايد به كساني نازل و تبيين و تحكيم يا كشف شود كه به افق نبوت نزديك و پيوسته باشند. اصل امامت، و اجتهاد ناشي از آن هم مبتني بر همين است و روايات معتبري كه از طريق اماميه رسيده و مضمون بعضي از آنها ذكر شد، همين معنا را تصريح يا تاييدمي نمايد. قرآن با نشان دادن هدفهاي عالي و باقي انساني و ايمان به آنها نيرومندترين حركت را در افكار پديد مي آورد و استقلال و آزادي عقل و اختيار را تامين مي نمايد و با احكام و نظامات كامل و ابدي كه آورده و اجراي آنرا بعهده ايمان و وجدان انساني واگذار نموده و همه را مسئول قرار داده، سرنوشت افراد و اجتماع را محكم پيوسته است و مي خواهد كه همه را در تحت نظارت و ولايت پروردگار و نماينده او در آورد. و چون مجموع انديشه ها و اعمال و رفتار چنين امتي زمينه براي تغيير تقدير گذشته و تثبيت تقدير آينده است ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيرواما بانفسهم بايد براي چنين تغيير و تقديري سر فصلي باشد مانندفصول طبيعي سال و مفاصل حياتي موجودات زنده كه هرفصلي زمينه براي گشوده شدن و تقدير سر فصل ديگراست و مانند فصول اداري حكومتهائي كه داراي هدف وبرنامه و اصول تنظيم شده و مترقي مي باشند. اين گونه حكومتها، براي پيشرفت هدفهاي خود نقش و تقديري براي آينده دارند و اين تقدير بايد در زمينه كارهاي انجام شده و مقدار انطباقش با اصول و در پايان سال اداري، مشخص گردد و در ضمن آن سرنوشت نيك و بد آينده افراد مسئول و كارمندان نيز از روي پرونده سابق و چگونگي كارهاي آنها مقدر مي شود. چنانكه سرنوشت ملت و افراد آزاد نيز تابع مقدرات حكومت است. برترين و شايسته ترين فصول زندگي براي تعيين تقدير ورسيدگي به پرونده امت اسلامي آنگاه است كه با فرمان روزه اجتماعي و تحديد شهوات و آزادي روح، آمادگي تحول عميقي براي عموم مسلمانان پيش مي آيد و آفاق نظرها باز و وسيع و دلها پاك و روشن مي گردد و با تذكردائم و احياء شبها و خواندن آيات قرآن و تفكر در حقايق آنها، آيات وحي بر نفوسشان پرتو مي افكند و همي نازل ونازلتر مي شود تا باطن زمين به آسمان مي پيوندد و جزئي ازمنظومه هاي تدبيري عالم مي گردد. در سطح بالاي اين روحهاي مترقي و پيوسته، شخصيت معنوي امام است كه نزديكتر به سرچشمه وحي والهامات و نخستين گيرنده امواج آيات ميباشد و در زمينه محصول اعمال و راه و روش امت در فصول گذشته مقدرات آينده اش - سعادت يا شقاوت، عزت يا ذلت، موت يا حيات... مقدر و مي گردد به مقتضاي مقدرات و حوادث، براي امام و كساني كه نزديك به افق اعلاي امامت هستند، آيات متشابهات مبين و محكم و احكام لازم مشخص و تفريق مي شود. ( ) 2 و اين خود تنزل وحي و الهام و نزول قرآن براي هميشه است: تنزل الملائكه و الروح.. فيها يفرق كل امرحكيم - قرآن - تنزل الملائكه و روح القدس علي امام الزمان و يدفعون اليه ماقدكتبوه - حديث. آنچه بيان شد در حد تشخيص و دريافت نويسنده ازاشارات و بشارات اين آيات و روايات است و الله اعلم به حقايق ما انزل. سلام هي حتي مطلع الفجر: سلام مبتداء، هي خبر. حتي مطلع الفجر، متعلق به سلام، يا تنزل است. بنابراين سلام هي فاصله استينافي و نماياننده وضع خاص آن شب در ميان حوادث و اوضاع آن است: سلام است آن، تا هنگام طلوع فجر يا فرشتگان و روح با هر امري، باذن پروردگارشان نازل مي شوند - سلام است آن شب - آن نزول تا هنگام طلوع فجر مي باشد. سلام هي، شايد حكايت درود فرشتگان و ملكوت باشد، بر كساني كه نازل مي شوند. يا تسليم قواي مخالف و انگيزه هاي نفساني و وسوسه هاي شيطاني در برابر قواي خير و سلطه ملكوت و يا سلام وتسليم هر دو جانب و جذب و تسليم مطلق در برابر اراده و تقدير و پروردگار وصف شب به سلام گويا از جهت همان محيط معنوي و سالم از هر انگيزه مخالف و ساكن آن است. و شايد سلام، متصل به جمله قبل و مبتداء موخر براي من كل امر، و مجموع متعلق به تنزل. و هي حتي.. جمله مستقل باشد: در آن شب فرشتگان و روح باذن پروردگارشان از هر امري سلام مي آورند. بنابراين معناي سلام، روي خير وسلامتي و بركت هر امري است كه در آن شب تقدير ميشود. چنانكه در سوره دخان به ليله مباركه تعبير شده است. با دقت در آنچه بيان شد، عنوان ليله القدر پيش از نزول قرآن بوده و قرآن بصورت جامع در آن نازل شده وپس است از آن براي هميشه هم باقي ميباشد و درآن بر طبق حوادث و براي امام و اولياء امر، آيات تبيين و احكام تقدير و امور تفريق، يا مقدرات عمومي ملت اسلام نيز تعيين ميشود. با توجه به رواياتي كه در حد تواتر رسيده و دگرگوني كه در زندگي معنوي و اجتماعي و ديد مسلمانان در ماه رمضان و پس از گذراندن روزها و شبها را با روزه و ياد خداوند، پديد مي آيد و آماده دريافت فيض و رحمت الهي مي شوند، بايد ليله القدر در يكي از شبهاي دهه آخر ماه رمضان واقع شود. و شايد در هر سال واقع نشود. اين سوره مانند هر سوره ديگر، آهنگ و بلاغت صوتي خاص بخود دارد و طول آياتش، جز آيه چهارم كه بيان و تفصيل ليله القدر مي باشد يكسان است. تركيب و علائم و كلمات و حروف، و آهنگ مخارج حركات و شدت و خفت و كوتاهي و بلندي آنها و فواصل آيات كه بر وزن فعل (به فتح فاء و سكون لام ) آمده، جوي از حركت قرآن از مبدا و نزول در ليله قدر و تكريم آن و تحرك و تنزل فرشتگان و روح و نهايت امر را مي نماياند. براي فهم بلاغت صوتي و آهنگي آيات قرآن، توجه و دريافت خاصي مي بايد. از اين جهت اوزان آخر آيات فواصل ناميده شده تا با سجع هاي شعر مشتبه نشود. واژه سجع ازسجع الحمامه - آهنگ كبوتر گرفته شده كه يكنواخت و بي معني و نامفهوم است و قافيه هاي شعري نيز در بيشتر شعرها، داراي معاني مبهم است كه تابع قافيه ولي مي باشند در آيات پيوسته اوزان و فواصل تابع و قالب معاني و مقاصد و نماياننده آن مي باشد و هيچگونه تكلف شعر يا نثر مسجع و سستي درآنها نيست. از كلمات خاص و مركب در اين سوره ليله القدر ومطلع الفجر است. پانوشتها: - 1 گويند: چون حضرت امام حسن (ع ) با معاويه صلح كرد و مورد اعتراض واقع شد، گفت خداوند به پيغمبرش در خواب چنين نماياند كه بني اميه مانند بوزينگاني مي جهند و بر فراز منبرش جاي مي گيرند، آن حضرت از اين رويا بس اندوهگين شد، پس خداوند ليله القدر را باو عطا كرد كه براي او و ذريه اش بهتر از هزار ماه است و همين مدت حكومت بني اميه مي باشد. با آنكه اين داستان با مضامين ديگر نيز روايت شده و اجمال آن شهرت دارد ولي با زمان نزول اين سوره كه بيشتر، آنرا در مكه مي دانند سازگار نيست. مسلم اين است كه آن حضرت در اواخر عمر خود براي آينده و سرنوشت مسلمانان پيوسته نگران بود و آينده تاريكي را پيش بيني مي كرد و كساني را كه در چهره اسلام و بوزينه صفت مي ديد كه با مقدرات مسلمانان بازي مي كنند. شايد براي تسلي خاطر آن حضرت، اين سوره پس از نزول اولي، برايش قرائت گرديده و نشان داده شده باشد. - 2 بر مبناي همين اصول مستنبط از قرآن اجتهاد دراحكام نوعي حدس و الهام است. و مجتهد پيش و بيش از شرائط علمي و متعارف بايد داراي فطرتي سالم وعقلي روشن و وقاد و نفس منزه ازعلاقه ها و هواهاي دنيوي و ناظر به حوادث و مقدرات باشد تا بتواند با قدرت عقلي و الهام از حقايق قرآن و مبادي عاليه، احكام را مشخص و تفريق و تحكيم نمايد.