Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761029-37949S1

Date of Document: 1998-01-19

روستا شهرهاي جهان سوم روستا شهرهاي جهان سوم مادر شهرها و دشواري هاي آنها بيشتر صاحب نظران مسايل شهري، شهرنشيني را نتيجه و معلول انقلابكشاورزي مي دانند شهر اثري ماندگار و تاريخي و درعين حال، واحد جغرافيايي و اجتماعي تكامل پذير است كه با بهره مندي از عادات اجتماعي ساكنان خود و با اراده و تصميم نظامي سياسي بر پهنه زمين و روي محيط طبيعي شكل مي گيرد شهر، گاه رفاه و بهزيستي را و زماني نابهنجاري و دلواپسي را به شهرنشينان عرضه مي كند. در مورد پيدايش شهر، ديدگاه هاي گوناگون و متعدد وجود دارد، ولي نظريه اي كه بيشتر طرفدار دارد و بيشتر صاحب نظران برآن تاكيد مي ورزند، نظريه: انقلاب كشاورزي و مازاد توليداست; به طوري كه بيشتر صاحب نظران مسايل شهري، شهرنشيني را نتيجه و معلول انقلابكشاورزي مي دانند. از ديد جغرافياي شهري مي توان به چهار نظريه زير اشاره كرد: الف: نظريه هيدروليك يا مبناي محيطگرايي: مفهوم مازاد توليد. ب: نظريه اقتصادي: شهر به عنوان يك بازار. ج: نظريه شهر به عنوان يك پايگاه نظامي و دفاعي. د: نظريه مذهبي: گسترش معابد و عبادتگاهها. در اين ميان، نظريه مفهوم مازاد توليدشايد بيش از عوامل ديگر در پيدايش شهرها يا دوران كودكي شهر موثر بوده است. يك اصل مهم در تاريخ اقتصاد اين است كه تمدن واقعي بشر تنها در بخشهايي از نواحي كه داراي آبو هواي مساعد و خاك حاصل خيز بود، ظاهر شده است. براساس اين نظريه، آدمي مي توانست با مازاد توليد، بازهم براي توليد بيشتر تلاش كند و با فعاليت بيشتر به توسعه اقتصادي موردنظر دست يابد. با تحقق مازاد محصول به تدريج در ميان مردم شغلهاي تخصصي به وجود آمد و باعث توسعه اقتصادي و اجتماعي شد. در پي اين تحولات شهرهايي، به وجود آمد، كه بنياد اوليه (cite) شهرهاي امروزي بود. شهرها ممكن است درطول حيات خود ازبين رفته باشند (شهر سوخته ) يا چنان توسعه و رشد كنند كه تا امروز هم باقي بمانند (هگمتانه يا همدان امروزي ) اكنون كه تاحدودي با پيدايش شهرها آشنا شديم، بايد يادآور شويم كه اساس شهرنشيني و گسترش آن به شكل امروزي، به سده هيجدهم ميلادي بازمي گردد كه به عصر انقلابصنعتي شهرت دارد; مي دانيم كه بعداز انقلاب صنعتي شهرها با شتابتوسعه و گسترش يافتند و خود را در قالب بزرگ شهرها مادر،، شهرهاوكلان شهرهايا مگالاپليس ها (megalopolis) نشان دادند. در اين مقاله، مي كوشيم مادر شهر ها را با زباني ساده توضيح دهيم و به بيان مشكلات و مسايل آنها بپردازيم. مادر شهر يا متروپليس (metropolis): متروپليس يا، مادر شهر ريشه يوناني دارد و از دو كلمه ( meter)مادرو ( polis)شهر تركيبشده است. از مادر شهرها تاكنون تعاريف زير به دست داده شده است: - 1 در نظريه مكان مركزي: مادرشهر جايي است كه دست كم داراي يك ميليون نفر جمعيت باشد و در سلسله مراتبشهري بتواند به صورت مركز كنترل اقتصاد جديد درآيد و بر ناحيه اي داراي پنج ميليون تا سي ميليون نفر جمعيت مسلط شود. - 2 مادر شهر مكاني است كه در آن دست كم 500 هزار نفر در فاصله 45 دقيقه تا مركز شهر زندگي مي كنند. باتوجه به تعاريف ذكرشده، تعريف ثابت و پايدار و معياري مشخص براي شناخت مادر شهر وجود ندارد; ولي ما، مادر شهر را به عنوان يك شهر بزرگ و پرجمعيت تصور مي كنيم و به بررسي مسايل آن مي پردازيم. بايد در بررسي مسايل مادر شهر مادر شهرهاي جهان سوم را از مادر شهرهاي كشورهاي توسعه يافته مجزا و جداازهم بدانيم; چرا كه براي يكي نمونه، از عوامل آن نظام متمركزدر مادر شهرهاي جهان سوم است كه البته خالي از خطر نيست; چنين ساختاري در فروپاشي تعادلهاي رواني - اجتماعي انسانهاي شهرنشين چنين جوامعي كم تاثير نيست اين نظام متمركز، نظم خاصي را مي طلبد كه در فرهنگ شهري كشورهاي روبه رشد جهان سوم هنوز نمي توان با چنين نظمي آشنا شد. مادر شهرهاي كشورهاي پيشرفته را بايد نتيجه رشد و توسعه منطقي سالهاي متمادي دانست درحالي كه، مادر شهرهاي جهان سوم يا اصلا شهرهاي جهان سوم با افزايش جمعيت بي رويه و برنامه ريزي نادرست شهري به صورت بي قواره شكل گرفته اند. با اين معيار، شهرهاي جهان سوم روستاهاي ورم كرده هستند. مادر شهر و جمعيت يكي از معيارها و شاخص هاي مهم كه با توجه به آن مي توانيم به يك شهر عنوان مادرشهر بدهيم، جمعيت است. اگر جمعيت، متناسببا توسعه فيزيكي يا توسعه همه جانبه شهر باشد، منطقي و معقول به نظر مي رسد; البته بيشترمادرشهرها داراي جمعيت انبوه هستند كه بايد يك برنامه ريزي درست و منطقي نسبت به اين جمعيت تقريبازياد درنظر گرفت تا مسايل و مشكلات ناشي از اين جمعيت انبوه، دامن گير جامعه شهري نشود. متاسفانه در بيشتر مادرشهرهاي جهان سوم، جمعيت متناسببا، توسعه شهرها نيست. اين مساله، خود مسايلي ازگونه كمبود مسكن، آلودگي هوا، فقر و مسايلي ازاين قبيل را به بار مي آورد. در كشورهاي توسعه يافته، تقريبا افزايش جمعيت متناسببا رشد شهر است و مانند مادرشهرهاي جهان سوم در نتيجه افزايش جمعيت به شكل بي قواره توسعه پيدا نكرده اند. اگر به آمار جمعيت مربوط به چند مادرشهر جهان سوم و چند مادرشهر كشورهاي توسعه يافته نظر بيفكنيم، درمي يابيم كه آهنگ رشد جمعيت مادرشهرهاي جهان سوم نسبت به مادر شهرهاي كشورهاي توسعه يافته رشدي فزاينده داشته است. باتوجه به جدول شماره ( ) 1 افزايش جمعيت مادرشهرهاي جهان سوم نسبت به مادرشهرهاي كشورهاي توسعه يافته را مشخص تر درمي يابيم. در اين زمينه، نگاهي گذرا به كشور مكزيك به عنوان، يك نمونه، ما را با حقايق بيشتري درباره مادرشهرهاي جهان سوم آشنا مي سازد: - جمعيت مكزيك در سال 1981 درحدود 69 ميليون نفر - جمعيت مكزيك در سال 2000 در حدود 102 ميليون نفر - جمعيت در حوزه هاي شهري 67 درصد - دوبرابر شدن جمعيت شهري در سال 16 در دو دهه گذشته، جمعيت شهر مكزيكوسيتي تقريبا دوبرابر شد و در سال 1980 به 14 ميليون نفر رسيد. پيش بيني مي شود كه اين مقدار در سال 2000 به 31 ميليون نفر برسد. درحالي كه مكزيكوسيتي هم اكنون، با جمعيتي درحدود 28 ميليون نفر زير فشارهاي ناشي از مهاجرت، زاغه نشيني، حاشيه نشيني، كمبود آبو فاضلابو نارسايي حمل و نقل عمومي، آلودگي شديد هوا، روزهاي تاريكي را مي گذراند. در سال 1800 كل جمعيت شهرنشين جهان درحدود 27 ميليون نفر بوده است. تمركز جمعيت در مادرشهرها، نمودار تمركز عملكردها (خدمات و صنعت ) و تمركز امكانات، اشتغال و بويژه تمركز قدرتهاي سياسي و اداري بوده كه در نهايت موجبتسلط، كامل اقتصادي - اجتماعي به كل شبكه شهري و موجبپيدايش يك شبكه شهري، زنجيره اي شده است. (البته اين موضوع بيشتر براي كشورهاي جهان سوم صدق مي كند ) همچنين اگر با نگاهي نافذتر به مساله جمعيت بنگريم درخواهيم يافت كه جمعيت همه مسايل شهري ازگونه: مسكن، حمل ونقل، آلودگي، نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي، زاغه نشيني را تحت الشعاع قرارداده و به نحوي در ايجاد آنها سهيم است. افزايش جمعيت مادر شهرها در سال هاي آينده مادرشهر جمعيت در 1990جمعيت درسال سال 2000 بغداد/81/11 2 سئول /112/14 8 لندن /9 910 مسكو/81/9 5 مكزيكوسيتي /2231 9 پاريس /103/11 9 (جمعيت به ميليون نفر ) جدول شماره ( ) 1 منبع: دكتر حسين شكويي - جغرافياي اجتماعي شهرها، اكولوژي اجتماعي شهرها - انتشارات ماجد 1372 ص 12211 ادامه دارد