Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761029-37948S1

Date of Document: 1998-01-19

يادداشت روز فزت و ربالكعبه ماجراي اندوهبار شهادت مولي الموحدين، اميرالمومنين علي (ع )، اسف انگيزترين صفحه حيات مسلمانان است. زيرا ضربه اي كه شمشير شقاوت و جهالت آن خشك مغز بيگانه از روح اسلام، بر فرق سرسلسله امامت فرود آورد، آخرين بارقه هاي نجات امت اسلام از تفرقه ورنج و بيچارگي را از ميان از برد آن پس مصيبت از پي مصيبت و رنج و جنگ و پراكندگي بر بستري از خونهاي بيهوده بر زمين ريخته شده، در تاريخ ثبت شد. علي ( ع ) خود، پيش از فرارسيدن فاجعه، بارها مرگ خويش را از خدا خواسته و طلب وصل را همچون آرزوي نوشدارويي در درگاه ربوبي دعا مي كرد. سرنوشت امت را نيز بارها پيش گفته و بيان فرموده بود; اما به راستي در آن هياهوي گنگ و بيهوده كه سوداگران و خوارج و اصحاب زر و زور پديد آورده بودند، هيچ گوشي را ياراي شنيدن فريادهاي روشنگر امام نبود. علي (ع ) چنان، مرتبه اي در حكمت و دانش زمان خود داشت، و نيز در مراتب ايمان چنان سبقت و درخششي به دست آورده بود كه فقط در قياس با پيامبر (ص ) مي توانست نمود يابد، جز آنكه پيامبر حامل وحي بود و سخن گفتن خداوند با انسان به ايشان ختم مي شد. با اينهمه زوال و انحطاط چگونه بر روح و عقل و ايمان امت پيامبر غلبه كرده بود كه آنان اين درخشش آفتابگون را در روشناي وجود امام؟ درنيافتند هنگامي كه نفوس اماره و شيطاني بر جانها سايه مي افكند، ديگر تابش آفتابامامت نيز نمي تواند جانهاي فسرده و يخ زده را بيدار سازد. ظرفيت و قابليت روزگاران متفاوت است و گويي بدترين ايام تاريخ براي حضور اميرالمومنين و فرزندانش برگزيده شده بود و شقي ترين مردمان روياروي آن ابرمردان عرصه عشق و ايمان و اعتقاد قرار گرفته بودند. علي (ع ) كه، پايداري و صبري فراتر از طاقتهاي حقير بشري داشت و براي حفظ وحدت امت 25 سال خار در چشم و استخوان در گلو سكوت كرده بود سرانجام با هجوم مسلمانان به مدينه و كشتن خليفه سوم، جامه خلافت را بر دوش كشيد. پس از پيامبر، نخستين بار بود كه امت اسلام، اينگونه بر امري اجماع مي كرد. با اين حال اگر علي ( ع ) بر پيمانهاي قرآني و سنن نبوي استوار بود، ولي ديگر اين امت، ياران محمد ( ص ) گذر نبودند زمان و رسوخ وسوسه ها و از ياد رفتن سنن و اصول آيين محمدي (ص ) چنان به روز ايشان آورده بود كه با اندك اشاره اي همچون رمه اي پريشان به راههاي مختلف مي رفتند. يكي از اين بي راهه ها، خروج از سلك امت و برداشتن بيعت به بهانه هاي واهي بود. بهانه اي كه خشك مغزترين نمايندگان امت در پيش گرفتند، پاي فشردن بر ظواهر دين و تاويل آن در برابر آشكارترين حقايق بود. هنگامي كه ناكثين و قاسطين نمي توانند با زور بر اسوه حقيقت و عدالت و حكمت پيروز شوند، آنگاه متقشران و خشك مغزاني كه آلت فعل آنانند پاي پيش مي نهند و در لباس تقدس و تقوا كار آنان را تمام و هوسهاي آنان را به فرجام مي رسانند. خون علي (ع ) بر زمين جاري شد، در محرابي كه همواره با معبود خويش سخن مي گفت و سر نياز بر آستانش مي سود. اين ضربت آغشته به كين و جهل، آرزوي وصال امام را تحقق بخشيد، كه فرمود: فزت وربالكعبه; اما آفتابي را از آسمان اسلام برگرفت كه هيچ ستاره اي نمي توانست جانشين آن باشد. امام در هيچ جنگي كشته نشد، زيرا شيران روزگار، روياروي وي به روباهاني حقير بدل مي شدند، بلي در هنگامه نماز به شهادت رسيد و از آن پس كساني به حسرت ناليدند كه قتل علي بن ابيطالب لشده عدله. سالروز شهادت اسوه فتيان و مولاي متقيان بر آزادگان جهان تسليت باد.