Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761029-37886S1

Date of Document: 1998-01-19

مضامين آموزشي، موفقيت و خط سيرهاي فراشناخت فراشناخت، آموزش رياضيات و بنيانهاي فكري ـ بخش پاياني اشاره: فراشناخت اصطلاح عامي است كه به دانش، درك و فهم و نظم دهي فرآيندهاي فكري فرد اطلاق مي شود. فراشناخت، بعد از دو مكتب مهم و اثرگذار در فرآيند ياددهي، يادگيري، يعني رفتارگرايي و شناخت گرايي، اكنون قريب يك دهه است كه در بررسي هاي فلسفي و بنيانهاي فكري نظامهاي آموزشي توسعه يافته مورد تحقيق و كنكاش علمي قرار مي گيرد. سرويس علمي فرهنگي روزنامه همشهري، در چهارچوب وظيفه اطلاع رساني خود، تاكنون كوشيده است نگرش فراشناختي را از ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار دهد و در اين مهم، مقالات متعددي را به چاپ رسانده است. آنچه در پي مي آيد، بخش پاياني مقاله فراشناخت، آموزش رياضيات و بنيانهاي فكري است، كه قسمت اول آن ديروز در همين صفحه منتشر شد. روند غالب در برنامه هاي درسي رياضيات در طي دهه گذشته حل مسئله بوده است. حل مسئله در سالهاي 1970 حضوري غيرواقعي داشته است سالهايي كه در آن تمرين و تكرار مركز توجه بود حل مسئله و نحوه استفاده از آن بادشواريهاي فراواني در سال 1980 (سه نشست مربوط در چهارمين كنگره بين المللي آموزش رياضيات در بركلي كاليفرنيا ) پا به عرصه آموزش رياضيات انديشه گذاشت استفاده از حل مسئله آموزش رياضيات در سطح وسيعي گسترش يافت. در اين سالها حل مسئله موضوعي بود كه مورد توجه اكيدپنجمين كنگره بين المللي آموزش رياضيات در آدلايد استراليا به قرار 1984سال گرفت. به طوري كه در بررسيهاي موردي مربوط به نهضتهاي برنامه ريزي درسي ديده مي شود، حل مسئله معاني متعددي براي كسان گوناگون پيدا كرده است. در هر حال، دو قضيه و موضوع اصلي درآموزش بروز كرد. موضوع اول، استفاده زياد ازمسايل كلامي به جاي تمرينهاي محاسباتي محض بود. نظر بر اين بود كه، روندي متفاوت از محاسبه محض خوب است. با اينهمه تعريف مهارت حل مسئله به منزله توانايي براي حل مسايل كلامي تعريف موضوع محدودكننده اي است دوم، گنجاندن واحدهاي محتوايي مجزا درباره حل مسئله به نحوي از انحاء در كتابهاي رياضيات استاندارد است. چنان واحدهاي محتوايي، روندي دارند كه بر الگوي اكتشافي حل مسئله پيشنهادي ازسوي پوليا ( ) 14 تاكيد مي ورزند. در الگوي حل مسئله پوليا از ترفندهاي زيركانه براي حل انواعي از مسايل بهره مي گيرند. در نظر اول، آموزشهايي ازآن دست به لحاظ رياضياتي بسيار سطحي مي نمايند. ادبيات پژوهشي و نظري مربوط به فراشناخت كاملا روشن مي سازد كه چنان تلاشهايي نه فقط از نظرگاههاي رياضياتي سطحي نيستند، بلكه ديدگاههاي شناختي در برابرديدگاههاي فراشناختي نوعي سستي و سادگي نشان مي دهند. كولينز و همكارانش پس از بررسي سه الگوي آموزشي موفق، چهارچوبي را براي ارزشيابي محيطهاي يادگيري پيشنهاد كرده اند. آنان در زمينه بعد محتوايي - يعني آنچه دانش آموز بايد از يك حوزه دانشي فرا بگيرد -پيشنهاد مي كنند كه هر محيط يادگيري بايد بر عناصري، چون: دانش حيطه، رهگشاييها و راهبردهاي حل مسئله، راهبردهاي كنترل اجرايي و راهبردهاي يادگيري تاكيد ورزد. آنان اظهار مي دارند كه الگوهاي موفق با تاكيد بر جنبه هايي از تفكر و درك و فهم به پروش نظامهاي باوري دانش آموزان درباره يادگيري، ياري مي كنند. كولينز و همكاران راهبردهاي الگوسازي و مربيگري را براي توجه به راهبردهاي يادگيري و كنترل پيشنهاد مي كنند. معلمان در كار با دانش آموزان در حين حل مسئله آنان را با اشاراتي به فراشناخت هدايت مي كنند. به اين منظور، معلم از دانش آموزان مي خواهد آنچه را انجام مي دهند تشريح كنند، چرايي عمل را شرح دهند و نحوه كسب موفقيت خود در عمل حل مسئله را باز نمايند. چنين فعاليتهايي از سوي معلم در قالب مربيگري مطرح است. در الگوسازي، مصمم توضيحات تفصيلي درباره راه حلهاي مسئله ارائه مي كنند. چنين عملياتي از سوي معلمان، به دانش آموزان نحوه برنامه ريزي براي حل مسئله و چرخه بازنگري را نشان در مي دهد جريان معلم كار، به جنبه هاي غيرمشهور فراشناخت اشاره مي كند. باورهاي دانش آموزان درباره رياضيات را مي توان از ميان بحثهايي كه انجام مي گيرد، استخراج افزون كرد بر اين، با تدبير شرايط كلاس ويژه معطوف به گردآوري ديدگاههاي دانش آموزان، گرايش و نگرش آنان را مي توان نسبت به رياضيات دريافت. خلاصه آنكه، آموزشهايي كه فقط به دانش حيطه اي خاص - مانند رياضيات - و راهبردهاي حل مسئله تاكيد مي ورزند، فقط به بخشي از فعاليت تفكري اگر مي پردازند فعاليتهاي مربوط به دانش حيطه خاصي از دانش و حل مسئله به مهارتهاي شناختي و فراشناختي پيوند زده شود، فعاليت تفكري بسط مي يابد. موفقيت و خط سيرها ظهور همزمان فراشناخت به مثابه يك مفهوم بسيار مهم در آموزش و پرورش، روان شناسي و هوش مصنوعي (علوم شناختي ) ارتباطات زيادي را بين پژوهشگران پديد آورد. دليل اساسي چنين ظهوري اين است كه الگوها و زيرساختهاي فلسفي همه رشته هاي علمي سالهاي 1970 دچار تحول گرديد. پژوهش نخستين به پژوهش درباره نتيجه موسوم شده است، چنين پژوهش يا پژوهشهايي بيشتر بر تعيين مهارتها و توانمنديها تاكيد مي ورزيد. افزون بر آنها، پژوهشهاي انجام گرفته به نحوه اندازه گيري مهارتها و شيوه هاي ارتباطيابي بين توانمنديها و مقادير عملكرد اصرار داشتند. از سالهاي به 1970 اين سو پژوهشها تغيير جهت دادند و برالگوهاي فرآيند تاكيد ورزيدند. باور بر اين است هر شخص افزون بر اين كه مهارت، نگرش و دانش را شكل داد، بايد بتواند نحوه به كارگيري آنها را هم مشخص سازد. الگوهاي فرآيندي هم ماهيت دقيق و هم كاركرد ساختهاي ذهني را مي نماياند. الگوهاي شناختي محض مطرح در دهه هاي پيشين چندان مطلوب نبودند، ولي در حال حاضر، الگوهاي فرآيندي تفكر به عناصر فراشناختي مجهزند و مطلوبيت پيدا براي كرده اند روشن شدن چنين موقعيتي، در هم تنيدن پژوهشهاي روان شناختي و انسان شناختي الزامي است تا زمينه براي درك و فهم ماهيت تفكر رياضياتي و نحوه تدريس آن مشخص گردد. محرم آقازاده پانوشتها: loop feedbaek - ,flawell - ,Kilpatrick, Schoenfeld- ,Progress Educational of Assessement National - Descart - ,Polya- , Wertheimer- abstraction Leflective - distance - ,Flawell - intelligence artificial - - 12 در حوزه دانش هوش مصنوعي بر طراحي برنامه هاي كامپيوتري هوشمندتاكيد ورزيده مي شود., Schoenfeld - - 14 جورج پوليا رياضي دان شهير الگوي چهار مرحله اي آموزش حل مسئله را ارائه كرده است و كتابچگونه مسئله حل كنيم او كه در زمينه نحوه آموزش حل مسئله است تاكنون به 17 زبان زنده دنيا ترجمه شده است.