Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761028-37828S1

Date of Document: 1998-01-18

گزارش قرن - 1900 2000 توطئه افسران براي قتل هيتلر ناكام ماند آدلف هيتلر تخريب محله عمومي راستنبورگ توسطبمبگزاريها را به بنيتوموسوليني نشان مي دهد 1944 20 ژوئيه سرهنگ فن استوفنبرگ، افسرپرتجربه آلمان كه در جبهه شمال افريقا يك چشم و يك دستش را از دست داده بود، پس از بازگشت از اين ماموريت به رياست ستاد نيروهاي ذخيره آلمان منصوب شد. او از ماهها پيش در شبكه مخفي افسران ضدنازي فعاليت داشت، جنبشي كه استبداد هيتلر را مورد انتقاد قرار مي داد و اعضاي آن عقيده داشتند آلمان بايد به جنگ پايان دهد و دست كم در جبهه غرب صلح شرافتمندانه اي را ژنرال لودويك بپذيرد بك وگروهي از بلندپايگان لشگري و كشوري آلمان در اين جنبش سري ضدنازي فعاليت مي كردند. فن استوفنبرگ ضمن مشاوره با همفكرانش به اين نتيجه رسيده بود كه براي نجات آلمان هيتلربايد به قتل برسد. پس از نابودي او نيروهاي ذخيره بيدرنگ مقامات حساس و كليدي را در اختيار مي گرفتند و حكومت جديدي به رهبري ژنرال بك تشكيل مي شد و صلح را با متفقين برقرار مي كرد. گروههاي شبه نظامي اس اس وسازمانهاي ديگر نازيها سركوب و برچيده مي شدند. محور اصلي اين پروژه سري كه به نام رمزوالكوري شناسايي شده بود، سرهنگ استوفنبرگ بود، زيرافقط وي اين امكان را داشت كه در جلسات فرماندهان ارتش در حضورفوهرر شركت كند وهمانجا نقشه قتل او را به مرحله اجرا درآورد. كلنل فن اشتوفنبرگ در ديداربا هيتلر اين نقشه عبارت بود از انفجار يك بمب پرقدرت اما كم حجم كه استوفنبرگ مي بايست آن را دركيف دستي خود حمل كند و باانفجار آن هيتلر و دستيارانش يكجا كشته شوند. افسر آلماني چون يك چشم و يك دست نداشت، براي قتل فوهور، استفاده از بمب را بر شليگ گلوله رولور ترجيح داده بود. نقشه قتل هيتلر براي اوايل ماه ژوئيه برنامه ريزي شده بود، اماسه بار در روزهاي 6 و 11 و 15 ژوئيه به تعويق افتاد چون استوفنبرگ شرايط را براي اجراي آن مقتضي نديد و سرانجام در 20 ژوئيه تصميم قطعي گرفت. او در جلسه ستاد با حضور هيتلر كيفش را كه بمب در آن بود در اتاق جا گذاشت و خود بيرون آمد و بيدرنگ با هواپيما محل را ترك گفت. بمب به گونه اي ساخته و تنظيم شده بود كه انفجار آن با فرمان از راه دور صورت مي گرفت واستوفبنرگ وقتي كه خود از سالن جلسه ستاد بيرون آمد، مدتي پس از پرواز با هواپيما دگمه انفجار را فشار داد و دستگاه كوچكي كه در اختيار داشت وقوع آن را نشان داد و او يقين كرد كه هيتلر به قتل رسيده است، اما غافل از اينكه مدتي پس از خروج او از سالن ستاد، يكي از افسران كيف جا گذاشته شده را ديده و براي استرداد به صاحبش در گوشه اي از سالن گذاشته بود و همين جابه جايي جهت گيري هدف بمب را تغيير داد. چند دقيقه بعد بمب منفجر شد و 4 عضو ستاد به قتل رسيدند و 7 افسر بلندپايه ديگر به شدت زخمي شدند امابه فوهور آسيب چنداني نرسيد، چنانكه همان روز عصر با موسوليني طبق برنامه قبلي ديداركرد و سپس در يك نطق راديويي مردم را از سلامت خود آگاه ساخت و اعلام كرد كه افسران توطئه گر و جنايتكار به شديدترين مجازات خواهند رسيد. با پي گيري سريع تحقيقات اسرار ماجرا از پرده بيرون افتاد و ژنرال بك و چند تن از افسران همدستش دست به خودكشي زدند. استوفبنرگ عامل اصلي توطئه وژنرال اولبريخت يكي ديگر ازگردانندگان و تعدادي از افسران همدست بلافاصله دستگير وتيرباران شدند. بيش از 7 هزار نفر از طرفداران جنبش ضدنازي در دادگاه فوق العاده اي تحت محاكمه درآمدند كه 145 حكم محكوميت شديد صادر كرد. حتي اعضاي خانواده عاملان اصلي سو قصد را بي مجازات نگذاشتند و به اردوگاههاي كار اجباري فرستادند. عقبنشيني قواي آلمان درجبهه هاي شرق و جنوب دو سرباز آلماني با سماجت درحال دفاع هستند 1944 31 ژوئيه در جبهه روسيه ارتش سرخ پس از پاكسازي كامل شبه جزيره كريمه از آلمانها اكنون دراوكراين به سرعت پيش مي رود وچند لشكر زبده آن به ناحيه كارپات و مرزهاي روماني ومجارستان نزديك شده اند. در نواحي روسيه سفيد و سواحل بالتيك نيز قواي شوروي با عقب راندن آلمانها از يكسو به اطراف ريگا و از سوي ديگر به 20 كيلومتري ورشو پايتخت لهستان رسيده اند وسرزمين اصلي آلمان را در پروس شرقي تهديد مي كنند. در بالكان، از يوگسلاوي و آلباني گرفته تا يونان، عمليات پارتيزاني برضد اشغالگران آلماني به اوج شدت خود رسيده است و در ايتاليا نيروهاي متفقين به فرماندهي ژنرال الكساندر دست به يك حمله سراسري زده و تصرف شهر فلورانس را در شمال شبه جزيره هدف قرار داده اند. در فرانسه نيز علاوه بر جبهه اصلي در شمال پاريس، متفقين در تدارك حمله از جزيره كرس به سواحل جنوبي فرانسه هستند تا پس از دستيابي به بنادر مهم نيس، مارسي و تولن و پيشروي به سوي مركز فرانسه، به نيروهاي ديگر خود كه از شمال به جنوب خواهند آمد ملحق شوند. در جنگ هاي دريائي نيز ورق از آلمانها برگشته است و زيردريائيهاي وحشت انگيز آنهاكمتر موفق به غرق كشتيهاي بازرگاني متفقين مي شوند، زيراپوشش دفاع هوائي اين كشتيهاتقويت شده و علاوه براين بخش عمده زيردريائيهاي آلماني از ميان رفته اند. از ماه سپتامبر 1943 تا ماه مه 1944 متفين 161 زيردريايي آلماني را به اعماق دريا فرستاده اند و به همين جهت در حال حاضر كشتيهاي حامل سربازان و جنگ افزارها بدون برخورد با خطر پي درپي از امريكا روانه اروپا مي شوند. پايگاه كوهستاني رزمندگان مقاومت نابود شد مبارزان توسط ارتش چريكي دستگير شده اند 1944 27 ژوئيه از تاريخ 16 ژوئن گذشته بيش از 3500 نفر از رزمندگان جنبش مقاومت فرانسه در كوهستان صعبالعبوروركور در مركز فرانسه دور هم جمع شدند و تصميم گرفتند اين منطقه را كه به صورت نوعي دژ طبيعي است، پايگاه مبارزات خود بر ضد اشغالگران آلماني و مزدوران حكومت ويشي قرار دهند. آنها اعلام كردند كه كوهستان وركور مظهر فرانسه آزاد و جمهوري مستقل آن است و از اين پس حكومت ويشي و قوانين آن را به رسميت نمي شناسد. رزمندگان وركور از حكومت فرانسه آزاد در الجزاير تقاضاي ارسال اسلحه و مهمات كردند كه پس از تاخير زياد به مقدار كم برايشان توسط چتر نجات فرستاده شد. در اين حال مقامات آلمان در فرانسه كه از شكل گيري اين هسته مقاومت جديد نگران به بودند، كمك شبه نظاميان حكومت ويشي كه از آلمان حمايت مي كنند، نقشه اي براي سركوب ونابودي پارتيزانهاي وركوركشيدند. آنها قواي مجهزي را دراطراف منطقه تدارك كردند وآماده حمله شدند. يك روزپارتيزانها چندين هواپيماي متفقين را ديدند كه در زمين مسطحي فرود آمدند و به تصور اينكه بعد از آن هم انتظار طولاني برايشان اسلحه و مهمات آورده اند، به استقبال آنها شتافتند، اما از درون هواپيماها افراد سراپا مسلح اس اس بيرون جستند و با استفاده از شگرد غافلگيري پارتيزانها را به مسلسل بستند. در همين حال گروههاي ديگر سربازان آلماني و شبه نظاميان ويشي از اطراف حمله ور شدند و مدافعان كوهستان وركور را درو در كردند حدود 650 رزمنده جنبش مقاومت در اين يورش غافلگيرانه از پا درآمدند و آلمانها همه مناطق مهم و حساس دفاعي كوهستان را تصرف كردند. يكي از وحشيانه ترين عمليات مهاجمان تسخير غاري در كوهستان وركوربود كه پارتيزانها از آن به صورت يك بيمارستان استفاده مي كردند و تعداد زيادي ازمجروحان در آن بستري بودند. افراد اس اس به اين غار حمله ور شدند و بدن همه مجروحان را با گلوله سوراخ سوراخ كردند. سپس چند پزشك و پرستار را كه براي كمك به مجروحان در غار بودند همراه خود به شهر گرنوبل در نزديكي منطقه بردند و پس از شكنجه فراوان تيرباران كردند.