Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761028-37801S1

Date of Document: 1998-01-18

مطبوعات زنان مخاطبان و دشواري هاي ارتباط نگاهي به پيشينه، موقعيت كنوني و نيازهاي آينده مطبوعات زنان (بخش پاياني ) اشاره: همچنان كه در دو بخش پيشين اين گزارش اشاره كرديم، مطبوعات زنان در زماني كمتر از هشت دهه با عبور از گذرگاههاي دشوار تاريخي، به جايگاه كنوني رسيده اند اما هنوز و در مقايسه با ديگر كشورها، مطبوعات زنان در ايران از شمارگان (تيراژ ) قابل توجهي برخوردار نيستند و بسياري از زنان كشور ما به ويژه در شهرهاي كوچك و روستاها به همين نشريات موجود دسترسي ندارند. به گفته كارشناسان نقد و بررسي اساسي نشريات زنان، كمك براي گسترش اين نشريات و كار فرهنگي به منظور برقراري ارتباط نزديك تر با مخاطبان، راهكارهاي مناسب براي رشد كمي و كيفي مطبوعات زنان و خدمات آنان به زنان كشورمان خواهد بود. واقعيت اين است كه تاكنون مطبوعات زنان به طور جدي مورد نقد و بررسي قرار اما نگرفته اند به هرحال اين بحثي است كه براي بالابردن كيفيت اين نوع نشريات بسيار ضروري است. زمينه هاي بكر بسياري در اين موارد وجود دارد. از جمله، چگونگي تلفيق آنچه مورد علاقه و انتظار خواننده است با آنچه بايد بر مبناي واقعيت ها به او عرضه شود. محبوبه عباسقلي زاده در اين زمينه مي گويد: اين مهارتي است كه در روزنامه نگاري گم شده است. من در پاسخ به سوال شمادر مورد ضعف مجلات مربوط به زنان بايد بگويم كه مجلات زنان شيوه تبليغ كردن برنامه هاي خودشان را نمي دانند. يك مجله بايد با طرح و برنامه جلو نمي تواند برود، باري به هر جهت باشد. منتهي شيوه علمي اين قضيه را ما نمي دانيم. مساله اينجاست. ما مي خواهيم در مخاطب انتظارايجاد كنيم ولي نمي دانيم چگونه اين كار را بكنيم. در نتيجه يا مي رويم به سوي عاميانه نوشتن و يا آن قدر جدي مي نويسيم كه خواننده حوصله خواندن آن را ندارد. قبلا گفتم كه ما روزنامه نگارها از صد سال پيش به اين طرف، انتظار خواننده را ايجاد كرديم كه از مجله زنان انتظار مد و آرايش و قصه هاي سطحي را داشته باشد، اما حالا اگر بخواهيم اين انتظار را تغيير دهيم، بايد روش داشته باشيم. ما اين روش را نمي دانيم، در نتيجه مجلات بعد از انقلاب ما، يا خيلي جدي است و يا خيلي عاميانه. ليلا رستگار نيزبراين باور است: تنهانقطه قوت اين نشريات، انتشار آنهاست. زيرا به عنوان نشريات ويژه زنان مي توانند ارتباط مستقيم تر و حسي تري با مخاطبان زن ايجاد كنند ولي متاسفانه به نظر نمي آيد كه اكثر اين نشريات بتوانند ارتباط قوي، عميق و تاثيرپذيري با مجموعه مخاطبان خود ايجاد كنند، بيشتر اين نشريات به ارتباطي صوري، سطحي و بي مايه با مخاطبان خود اكتفا كرده اند. اغلب از نوآوري دورند، به تيراژهاي بسيار پايين - كه ذكرش تعجبآور است - قانع هستند. شايد به جز يك نشريه بقيه حتي با مخاطبان خاصي از مجموعه زنان هم نتوانسته اند ارتباط پيگيري بيافرينند. نشريات زنان گرفتار همان ضعف هايي هستند كه ديگر نشريات به آن دچارند. حل مشكلات اساسي نشريات زنان در گرو حل مسايل مطبوعات كشور و حتي در گرو مسايل جامعه است. بيسوادي، كم سوادي، عادت نداشتن به مطالعه مستمر، نبود رفاه اقتصادي... مشكلاتي است كه نشريات زنان را چون نشريات ديگر دچار كم اقبالي كرده است. و به اينهابايد كمبود نيروي متخصص براي نشر نشريات زنان، بي توجهي به دستاوردهاي علمي ارتباطات و نيز مشكلات مالي را افزود. دكتر فاطمه قاسم زاده نقاط ضعف نشريات ويژه زنان را اين چنين برمي شمارد: مشخص نبودن مخاطبان، نداشتن ارتباط مستقيم با مخاطبان، تكراري و يكنواخت بودن مطالب، عدم طرح مسايل اساسي زنان شايد به دليل ملاحظات مختلف، كاربردي نبودن بسياري از مطالب آنها. وي در بيان نقاط قوت اين نشريات، به دو نكته اشاره مي كند: ادامه كار با تمام مشكلات موجود از نظر مالي، علمي و... و علاقه مندي گروهي از دست اندركاران مطبوعات زنان، نويسندگان، محققان كه به صورت تلاش پيگير در راه رشد و ارتقاي آگاهي زنان نمودار مي گردد. نكته ديگري كه در اين ميان قابل طرح است، اهميت اطلاع رساني به زنان و نقش رشد فكري - فرهنگي آنان در روند توسعه جامعه است. عده اي برآنند كه هنوزمتاسفانه مسايل زنان به عنوان يك مقوله جدي مطرح نيست بويژه وقتي نويسندگان اين نوع مطالب مردان هستند، بحثها خيلي سطحي و صوري است. زيرا معمولا زنان به دليل تجربه كردن نگرش هاي نادرستي كه ريشه در فرهنگ سنتي ما دارد، خود بهتر مي توانند نارسايي ها را در قوانين، در مناسبات خانوادگي و در روابط اجتماعي و در عرصه هاي گوناگون جامعه به تصوير كشند. محبوبه عباسقلي زاده، سردبير فصلنامه فرزانه، معتقد است كه مورد مهمي كه دراين ميان به فراموشي سپرده شده اهميت است، حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از مطبوعات زنان است. وي مي گويد: من خيلي انتقاد نسبت به اين مساله دارم. ما از مردم انتظار نداريم كه به اين مساله اهميت بدهند ولي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه وظيفه اش ارتقاي فرهنگ و ارشاد مردم است، اين انتظار را داريم. در دوره گذشته از ما هيچ حمايتي نشد، در حالي كه از نشريات بسياري از جمله از نشريات سياسي حمايت زيادي شد. با توجه به اينكه اكنون بيشترين سرمايه گذاريها در تهاجم فرهنگي روي زنها شده است. برخي از دست اندركاران نشريات زنان براين باورند كه وقتي وزارت ارشاد اين آگاهي و حساسيت را نداشته باشد كه از طريق يارانه مجله اي را كه به جامعه آگاهي مي دهد مورد حمايت قرار دهد، قطعا انتشار نشريات بويژه نشريات مربوط به زنان كه پيچيدگي ها و حساسيت هاي خودش را دارد، با مشكلات بيشتري نسبت به نشريات ديگر روبرو خواهد شد. بحث ديگر برچسبفمينيسم زدن بر اين گونه نشريات است كه نسبتا فعاليت بيشتري دارند. دست اندركاران مطبوعات زنان اين نگرش را ناشي از تعميم برخي ديدگاههاي شخصي و ناآگاهانه نسبت به مفهوم واقعي اين واژه به ديگران مي دانند. اين مسايل را با دكتر مهاجراني، وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي، هنگام ترك سمينارحقوق كودك در هتل آزادي تهران در وي ميان مي گذاريم در اين زمينه اظهار مي دارد: البته ما وظيفه داريم از همه مطبوعات حمايت بكنيم. يعني بحث مطبوعات يك قشر خاص و يك موضوع خاص نيست. اين وظيفه كلي و عمومي ماست. خوشبختانه در حوزه مطبوعات زنان هم ما در حال حاضر، مجلاتي داريم كه منتشر مي شوند. در آينده شايد انتشار روزنامه اي براي زنان را داشته نه باشيم اينكه روزنامه تخصصي باشد; ولي نسبت به مسايل زنان توجه جدي تري خواهد داشت. در مجموع ما حامي مطبوعات هستيم بويژه در حوزه هايي كه كار كمتري شده و ما نيز تجربه كمتري طبيعي داريم است كه در اين حوزه ها ما نيز بايد حمايت ويژه اي هم داشته باشيم. وي در مورد اينكه گاهي مطبوعات فعال زنان با مارك فمينيستي روبرو مي شوند واز اين رو آن گونه كه بايد از حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برخوردار نمي شوند، گفت: ما سعي مي كنيم در بحث حمايت تداركاتي از مطبوعات خيلي وارد داوري در مورد مطبوعات نشويم. يعني ما داوري را به مردم واگذار مي كنيم. اگر مردم نشريه اي را مناسب و مطلوب نيافتند، عملا با عدم استقبال خودشان، آن نشريه را به تعطيلي خواهند كشاند. و اما به عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ما حداقل امكانات لازم را براي آنها كه مجوز دارند فراهم حداقل مي كنيم امكانات، به دليل كثرت مطبوعات در كشور ما و اينكه ما نخواستيم در واقع با محدود كردن مجوز دادن، يك گونه بورس درست كنيم. يعني عملا ما خواسته ايم يك مقدار گسترده تر عمل كنيم. ولي سعي مي كنيم خيلي وارد حوزه داوري نشويم. در هر حال اگر روزنامه يا نشريه اي نسبت به مباني ديني و انقلابي و مسايلي كه مخالف آشكار حقوق عمومي هست، موضع گيري كند، آن هم بالطبع، دادگاه و هيئت منصفه نظر مي دهند. ما دادگاه و هيئت منصفه نيستيم. معصومه كيهاني