Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761027-37720S1

Date of Document: 1998-01-17

مطبوعات زنان نياز به حمايت جدي دارند نگاهي به پيشينه، موقعيت كنوني و نيازهاي آينده مطبوعات زنان (بخش دوم ) شناخت مخاطبان اصلي نشريات زنان و تامين نيازهاي آنان، نخستين گام براي بردن اين نشريات به ميان زنان كشور است بيش از هفت دهه... نخستين شماره گاهنامه عالم نسوان در سومين سال انتشار آن سنبله را 1301 بر پيشاني دارد. به اين ترتيب از زمان انتشار نخستين نشريات زنان در ايران بيش از 75 سال مي گذرد. روزنامه اخلاقي ادبي حفظالصحه اطفال، خانه داري، بچه داري با نام شكوفه نيز درهمان سال ها هر دو ماه يك بار منتشر مي شد. جهان زنان ماهنامه ويژه زنان نيز در سال 1300 هجري شمسي انتشار مي يافت. نشريه عالم زنان كه تصوير آن درقسمت بالاي چپ اين صفحه چاپ شده است، نيز ازنشريات قديمي زنان بود كه همواره شعرهايي ازشاعره نامدار ايران پروين اعتصامي در صفحه نخست خوددرج مي كرد. امروزه با گذشت بيش از 7 دهه از زمان انتشار نخستين نشريات زنان در ايران، هنوزمطبوعات زنان به شمارگان ( تيراژ ) مناسب دست نيافته اند و تنوع لازم براي تامين نياز مخاطبان خود رادارا نمي باشند موفقيت هاي استثنايي يكي دو نشريه رابايد از اين قاعده مستثني دانست. توضيح و تصحيح در مقدمه بخش نخست اين گزارش در همشهري مورخ پنجشنبه 25 ديماه 76 در سطر سيزدهم جمله كامل ودرست به شرح زير مي باشد كه سهوا بخشي از آن حذف شده بود: پس از كودتاي امريكايي 28 مرداد 1332 نشريات زنان به مرور از مطالب جدي اجتماعي و سياسي خالي شد و اغلب آنان به مطالب تفنني، تفريحي و مبتذل روي آوردند. با پيروزي انقلاب اسلامي شكوهمند ايران زمينه براي رشد دوباره نشريات زنان فراهم شد وبخصوص در سال هاي نخست پيروزي انقلابدهها نشريه متعلق به گروههاي سياسي گوناگون در ايران چاپ ومنتشر گرديد. با فرونشستن آن موج كه به طور طبيعي درآغاز هر انقلابي سربرمي آورد، انتشارشماري از ماهنامه ها، فصل نامه ها و نشريات ادواري به عنوان مطبوعات زنان تداوم يافت... تعيين مخاطب، قدم اول بي ترديد، هر نشريه اي براي كسب موفقيت و برنامه ريزي درازمدت و كوتاه مدت نياز مبرم به تعيين مخاطبان خود دارد تا درچارچوب و ويژگي هاي آنان ازپويايي، تحرك، جستجوگري ونوگرايي لازم برخوردار شوند. مطبوعات زنان نيز با توجه به تنوع گروههاي اجتماعي زنان در شهر و روستا، مشاغل و خانه دار معمولي و روشنفكر و يا تعيين محدوده سني و ديگر طبقه بنديها مي توانند مخاطبان خاصي را براي خود در نظر بگيرند. محبوبه عباسقلي زاده سردبير فصلنامه فرزانه در اين زمينه مي گويد: مي دانيد كه درروزنامه نگاري تخصصي، مخاطبان دسته بندي به مي شوند هر حال يكي از اركان ژورناليسم اين است كه ابتدا مخاطبان نشريه مشخص شوند. در فصلنامه فرزانه، مخاطب ما تنها زنان نيستند بلكه موضوع ما در موردزنان است. اما نكته ديگر اين است كه يك مقدار از توقعات مخاطب را روزنامه نگار زيرا ايجادمي كند اگر ما بخواهيم تنها به آنچه خواننده مي خواهدتوجه كنيم، در مجموع نتوانسته ايم هيچ رشد فرهنگي بوجود آوريم. بلكه تنها پاسخگوي نيازهاي روزمره بوده ايم. بنابر اين جهت دادن به نيازهاي مخاطب وايجاد انتظار در او يكي از رسالتهاي روزنامه نگاران است. نياز مخاطبان بايد خاطر نشان ساخت كه نياز مخاطبان مطبوعات زنان در ايران به تناسب سن، ميزان تحصيلات و نوع شغل گوناگون است. اما به هر حال مطبوعات زنان بايد باشناخت اساسي اين نيازها، خوراك فرهنگي مناسب براي رشد و اعتلاي جامعه زنان ايراني را فراهم كنند. بديهي است، هنوز رسوبات فرهنگي ناشي از تعدادي از مطبوعات پيش از انقلاب، هنوز به صورت نوعي سليقه هاي سطحي كه خواست هاي زنان را در حد مطالب تفنني، تفريحي و بي محتوا تنزل مي دهد باقي مانده است و متاسفانه بعضي از نشريات تحت پوشش عناوين فريبنده سعي دارند بادامن زدن به گره ها و معضلات روابط خانواده ها به ويژه زنان و شوهران به صورت اغراق آميز و ايجاد تهييج كاذبدر خواننده، شمارگان ( تيراژ ) خود را افزايش بدهند ودر اين زمينه گاهي در يك شماره به دهها مورد از اين قبيل اغراق نگري ها نظير همان داستان هاي ساختگي بعضي ازنشريات زنانه پيش از انقلاب برمي خوريم كه در واقع ذهن خواننده را تخدير مي كند اما هيچ كمكي به رشد فرهنگي و شخصيتي او نمي كند. به دليل موفقيت هاي كاذباين قبيل نشريات، مشابه آنها روزبه روز در حال افزايش است. در حالي كه زنان جامعه ما از يك سو نياز به اطلاع رساني درست دارند تا آگاهي هاي سياسي و اجتماعي آنها افزايش پيدا كند و از سوي ديگر، احتياج دارند كه اين نشريات به اطلاعات علمي، فرهنگي آنان از جهان كمك كند. غرق كردن خواننده در هزار توي قصه هاي مهيج اما بي محتوا، به مثابه دور نگهداشتن او از نويافته هاي سالم و مفيد است. بديهي است نشريات متعلق به زنان بايد داراي جاذبه هاي لازم براي جلب مخاطبان خود باشند. فراموش نكنيم كه حتي انتقال فرهنگ ديني، بايد همراه با جاذبه هاي مناسب باشد. به اين ترتيب نشريات زنان بادارا بودن ويژگي هاي لازم در زمينه اطلاع رساني مي توانندنقش مهمي در رشد آگاهي سياسي و اجتماعي و ارتقاءفرهنگي زنان كشور ما داشته باشند. اما اينجا اين پرسش مطرح مي شود كه مخاطبان اصلي مطبوعات زنان - كه بيشترين نياز فرهنگي را دارند - درچه گروه سني، شغلي و تحصيلي قرار ؟ گرفته اند ليلا رستگار، روزنامه نگار، درپاسخ به اين پرسش مي گويد: بدون شك، پاسخ به اين سوال نياز به كار پژوهشي گسترده اي دارد. اما در نگاهي كلي به جامعه مي توان دريافت كه با توجه به جواني جامعه ما، دختران دانش آموز و دانشجو بايد مخاطبان اصلي و بالقوه مطبوعات ويژه زنان باشند. اما اين پايان راه نيست! چرا دختر محروم از سواد يا كم سواد آن روستاي دورافتاده نبايد بتواند مخاطب مطبوعات ما باشد و يا زن رنجديده اي كه بار ساليان را بر دوش دارد و در گوشه اي ناپيدا از اين سرزمين گرانقدر نفس مي كشد، مخاطب بالفعل نشريه ويژه ما؟ نيست اين سوالي است كه تك تك دست اندركاران نشريات - اعم از ويژه و غير ويژه - بايد از خود بپرسند و طبيعي است كه پاسخ آن از ميدان وظايف رسانه ها فراتر خواهد وي رفت مي افزايد: نياز فرهنگي، نيازي نيست كه در هيچ سن و سال و موقعيتي پايان پذيرد. براي اينكه همه تشنگان فرهنگي عطش خود را با نشريات ويژه خود فرو بنشانند، براي اينكه تشنه ها تشنه تر شوند و براي نوشيدن واژه هاي زندگي بخش، كويرها را پشت سر بگذارند، حركتي جمعي و فراگير لازم است; حركتي كه نه سن و سال مي شناسد و نه جنسيت! توجه به تمايزها و نيازهاي گوناگون دكتر فاطمه قاسم زاده، روانشناس، با اشاره به اينكه تعيين مخاطبان اصلي مطبوعات زنان، كار دشواري است، مي گويد: گروههاي مختلف زنان هر يك به دلايلي نيازهاي فرهنگي خاص خود را دارند كه بايد از طريق مطبوعات زنان برآورده شود جوان و مادران، نوجوان، زنان شاغل، زنان روستايي و... گروههايي از زنان هستند كه هر كدام نقش مهمي در جامعه دارند و براي اين كه بتوانند نقش خود را به خوبي انجام دهند نياز به آموزش و آگاهي دارند كه بخشي از آن به كمك مطبوعات انجام مي گيرد. سطح سني، شغلي و تحصيلي زنان نيز متفاوت است. بنابر اين بهتر است با توجه به اين تنوع، مطبوعات زنان سامان پذيرد. خواه به صورت نشريه هاي خاص براي هر گروه و يا به شكل مطالب خاص در هر نشريه براي گروههاي مختلف. وي مي افزايد: مشكلي كه مطبوعات زنان در حال حاضر از اين نظر دارند اين است كه تعداد و تنوع نشريه هايي كه براي گروههاي تحصيلي - شغلي بالاتر است، بسيار اندك است. نشريه هايي كه در سطح متوسط قرار دارند تعدادبيشتري را تشكيل مي دهند. اما تنوع كافي از نظردربرگيري گروههاي مختلف زنان ندارند و در نتيجه نمي توانند به نيازهاي فرهنگي - اجتماعي گروههاي سني، شغلي، تحصيلي مختلف زنان پاسخ دهند و بيشتر از آن كه متنوع باشند، از نظر محتوا به يكديگر شباهت دارند. اما براي زناني كه از نظر تحصيلي در سطوح پايين تري قرار دارند و در واقع نياز فرهنگي بيشتري دارند در واقع نشريه اي وجود ندارد. شايد بتوانيم بگوييم كه اين گروه از زنان فراوان ترين و نيازمندترين زنان از نظر فرهنگي هستند كه بايد با انتشار نشريه هاي مناسب، نيازهاي آنان برآورده كمبودي شود كه نه تنها در زمينه نشريات بلكه در مورد كتاب و ساير مطالب نوشتاري براي اين گروه از زنان وجود دارد. تعداد مطبوعات زنان در كشور ما بسيار محدود است. محبوبه عباسقلي زاده در مقايسه اي مي گويد: شايد اگر 8070 عنوان ورزشي از مجلات مختلف به صورت ماهنامه، هفته نامه و روزنامه داشته باشيم اما مجلات زنان كه تعداد آنها فراتر از ده عدد نيست، هر كدام ازآنها مخاطبان خاصي را براي خود براي دارند مخاطبان مثال، مجله زن روز را قشر خانه دار تا سطح تحصيلي ديپلم در برمي گيرد و كمتر افراد دانشجو را جذب خودش مي كند و بيشتر تصميم دارد افرادي را كه در يك چارچوب معمولي در جامعه زندگي مي كنند و تفكر خاصي راانتخاب نكرده اند را جذب كند يا مجله پيام زن مخاطبش، زنان مسلمان است و مجله زنان مخاطبش را ازبين زنان روشنفكر انتخاب كرده و تا حدي مطالب تند روز، و صريح ارائه مي دهد. بنابراين مخاطبان اين سه نشريه كه تا حدودي نسبت به نشريات ديگرفعال ترند يكي نيست. وي مي افزايد: فصلنامه فرزانه نيز زنان يامردان محققي را كه مي خواهند در مورد موضوعات زنان تحقيق كنند، تغذيه مي كند. زيرا ما مي خواهيم يك پروژه بلندمدت به نام رشته مسايل زنان در كشور ايجاد بكنيم كه در همه كشورهاي پيشرفته به عنوان يك رشته دانشگاهي وجود و دارد مجلات آكادميك نيز در كل دنيا منتشر وپخش مي شود اين نشريات موضوع زنان را به عنوان يك علم ميان رشته اي در نظرمي گيرند. مثلا وقتي فردي مي خواهد تحقيق كند كه جنسيت چه تاثيري در ادبيات و گزينش واژه ها دارد، بايد دنبال مطالعات آكادميك برود. يعني، مخاطبي كه مجله زنان را مي خواند ممكن است فصلنامه فرزانه را نيز مطالعه كند اما وقتي مخاطب دنبال مجله ديگري است آماده است كه مطالبي را در عرض يك ربع ساعت بخواند و تنها يك مقداري اطلاعات دريافت كند كه فكرش را مشغول بنابراين نكند مشاهده مي كنيم كه انتظارها متفاوت است. ارتباط نزديكتر با مخاطب،؟ چگونه اما به راستي چه نشرياتي در ايجاد ارتباط نزديكتر بامخاطبان خود موفق ترند و دست اندركاران مطبوعات زنان چه نكاتي را بايد در اين زمينه بكار؟ گيرند ليلا رستگاربراين باور است: شناخت مخاطبان ويژه اين نشريات و نيازهاي اساسي آنان اولين وظيفه دست اندركاران اين نشريات است. متاسفانه اين شناخت در بعضي از نشريات زنان صرفا در حد نيازهاي آشپزي وخياطي (!) مطرح است و نه بيشتر. مطبوعات زنان براي جذب مخاطبان بيشتر و ايجاد ارتباط صميمانه تر وآگاهانه تر راه درازي پيش رو دارند. انجام نظرخواهي هاي مقطعي و پژوهش هاي علمي مي تواند اين نشريات را دررسيدن به اهداف متعالي ياري كند. ادامه دارد