Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761027-37709S1

Date of Document: 1998-01-17

دانشگاه و دانشجو در آيينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري تهيه و تنظيم: دفتر مقام معظم رهبري (مديريت ويژه نشر آثار ) ( ) 59 دو مسئوليت يادشده، جامع رسالت دانشجو و دانشگاه در نظام و انقلاب است. هيچيك از دو مسئوليت، شان و رتبتي فروتر از ديگري ندارد. از يكسو، ارتقاي سطح علمي جامعه بر دانشجو و دانشگاه تكليف اساسي مي نمايد; به هيچ بها و بهانه اي نمي توان از آن چشم پوشيد و آن را كمرنگ ساخت; نبايد به دعوي تكاليف سياسي و انقلابي، از مرتبت علم و تحقيق در دانشگاه كاست و آن را از رونق لازم فرود آورد; زيرا بي ترديد دولت و نظام انقلابي، متضرر اصلي خواهد بود و در درازمدت و كوتاه مدت، آسيبهاي عقبماندگي را متحمل خواهد شد. از سوي ديگر، دانشگاه نبايد به بهانه دانش اندوزي، تكليف انقلابي را از خود نجويد و نقش پيشگامي را از كف بدهد و به مكتبخانه اي بي تعهد بدل شود. در اين مقوله اخير، اهم وظايف دانشگاه و نكات دانشجو، زير مي نمايد: ) 10 بازيافت هويت پيشگامي: در مقدمه هر مسئوليت و اداي تكليف دانشجو و دانشگاه مي بايست بازگشت به خويشتن داشته باشند و انرژي پنهان و هويت تاريخي خود را دريابند. همان گونه كه اشارت شد، انقلابمردمي موجب شد كه دانشگاه و دانشجويان از نقش پيشتازي جامعه، به نقش همراهي با مردم درآيند، و صدالبته همان گونه كه يادآوري شد; اين همدلي و نقش همراهي، مثبتي بود و ثمرات آن اندك نبود: اما چنان مي نمايد كه نقش همراهي با مردم به درازا كشيد و به مرور، دانشجو در رابطه با هويت و نقش اجتماعي با خود، پرسش بي پاسخ روبه رو شد و اينك، در مقدمه هرتكاپوي اجتماعي، بايستي به هويت مستقل و موثر نسل دانشجو بر حركت جامعه تاكيد شود و نسل مخاطبدانشگاهي، به بازيافت اين هويت مستقل دعوت شوند: آن مشكلي كه به نظر بعضيها شايد مهمترين مشكل است، مشكل بي هويتي و عدم درك رسالت واقعي در قبال جامعه، در قبال خودش و در قبال تاريخ و آينده دانشجو است حقيقتا نمي داند كه چه كاره است. او نمي داند كه الان چه كاره است و در آينده چه نقشي خواهد داشت; مثل كاسبي كه به دنبال نان و نام مي دود و زندگي مي كند. به عبارت ديگر، رسالت حقيقي دانشجو براي خود او درست روشن نيست ) 200 حفظ فضاي انقلابي در دانشگاه: . پاسداشت سلامت محيط زيست دانشگاه، از اهم وظايف دانشجوي انقلابي است; زيرا بي ترديد در محيط سالم مي توان انتظاركاركرد مناسب را داشت; در غير اين صورت، هزينه هاي بسيار براي ثمرات اندك در انتظار خواهد بود. حفظ فضاي انقلابي دانشگاه، نه به معناي جو شور والتهاب و يا قانون گريزي و بي انضباطي است، بلكه بدان معناست كه جو انقلاب بر محيط دانشگاه حاكم باشد و دانشجو و دانشگاه در اتمسفري ديگر زندگي نكند. جو انقلاب از دو عنصر اساسي تركيب شده است -مراعات 1 ارزشهاي ديني - 2 استقلال گرايي و اتكا به استعدادهاي ملي. اين دو مقوله، اتمسفر انقلاب ايران را ساخته و پرداخته اند، و از دانشگاه انقلابي انتظارآن مي رود كه در جوي همسان، بلكه متعالي تر از جوجامعه انقلابي زيست كند و نسبت به حفاظت از دو ركن ركين، حساسيت لازم را اعمال نمايد: دانشجويان.. به سهم خودشان سعي كنند فضاي انقلابي را در دانشگاه حفظ كنند. براي درس خواندن هم فضاي انقلابي، فضاي بهتري است. براي تحقيقات هم فضاي انقلابي، چيز بهتري است. فضاي انقلابي، به معناي شلوغ كاري و بي انضباطي و خروج از خطوط حد نيست; بلكه معنايش دقت بر روي مواضع صحيح و پايبندي به اصول و به آن چيزي است كه انقلاب ما را به آن دعوت مي كند; يعني جهتگيري انقلاب. بايد كشور مستقل بشود. بايد كشور روي پاي خودش بايستد. بايد استعدادهاي درون كشور بجوشد) 300 حساسيت در برابر تهاجم فرهنگي: دانشگاه، بويژه عناصر دانشجويي آن، مي بايست در برابر حفاظت از آرمانهاي انقلاب در محيط خويش، با مراقبت و نظارت دايم عمل كند; آن را تكليف اولياي امور نشمرد و خود را بي مسئوليت نپندارد. اين وظيفه اساسي وقتي اهميت مضاعف پيدا مي كند كه دانشگاه و دانشجو دريابد كه به راستي در برابر تهاجم وسيع قرار گرفته وتهاجم فرهنگي واقعيتي انكارناپذير در جهان اسلام و كشور ماست و محيطهاي جوان - و بويژه دانشگاهي - خاكريز نخست اين جبهه گسترده اند. مقام معظم رهبري مكررا از اين نكته سخن گفته اند و بر اهميت آن تاكيد ورزيده اند: گاهي اوقات چون يك حرف تكرارمي شود و مورد توجه عميق قرار نمي گيرد، يا كاري نسبت به آن انجام نمي گيرد و با يك برخورد سطحي از آن عبور مي شود، نسبت به آن حرف و آن عنوان، تكرار ممل به وجود مي آيد و انسان احساس مي كند كه ديگر تكرارش واقعا ملال آور است. ايشان بانگاهي دلسوزانه، شرايط حاضر را چنين بيان داشته اند: جبهه اي وجود دارد كه به شكل سازمان يافته اي دارد حمله مي كند. اگرچه در اين طرف كار زياد انجام مي گيرد، اما يك حركت شكل يافته و نظم يافته براي دفاع وجود ندارد; اين است كه انسان احساس خطر مي كند. متاسفانه اين تهاجم گسترده و همه جانبه، در شكل بنيادين و محتوايي آن كمتر مورد توجه قرار گرفته ومي گيرد و به برخي از ظواهر و مظاهر بسنده مي شودو در آن زاويه كوچك، محدود و مدفون مي گردد ودرنتيجه، از موضوع اين نكته پراهميت سلبهويت مي شود; ساده نگران را قانع مي كند كه با تغييرظاهرين چند مقوله، كار تهاجم فرهنگي پايان يافته است، و متفكران را دل آزرده مي كند كه با چنان بحث سخيف شده اي روبه رو شده اند! وقتي كه ما راجع به تهاجم فرهنگي وكشاندن مردم به مقابله با اين تهاجم و نهي از منكر و اين گونه حرفها صحبت مي كنيم، غالبابه خاطر سوابق ذهني و يا هرچيزديگر، متاسفانه ذهن به سمت مصداقهاي كوچك مي رود. اين در دو نقطه، دو نتيجه بد دارد: يك عده انسانهاي سطحي، قضيه رادر همان حد منحصر مي بينند ونيرويشان را در جهت همان مثالهاي سطحي و كوچك كه خيلي اهميتي ندارد، بسيج مي كنند. هوشمندان و متفكران جامعه هم وقتي مي بينند مساله در اين حد خلاصه مي شود، اهميت قضيه ازنظرشان كاسته مي شود. بنابراين، پيش درامد مقابله با تهاجم فرهنگي، شناخت اين مقوله و درك هويت واقعي آن است. امروزه حتي خوش بينان باور دارند كه جهان سوم و حتي جهان اروپايي، در برابر تهاجم فرهنگ غالب امريكايي قراردارد و براي بقا و حفظ هويت بايستي چاره بينديشد، تا از فرهنگ ديني و بومي محافظت كند. در اين ميان، كشورهايي چون كشور ما كه دعوي هويت مستقل دارند و براي آن مي كوشند، درمعرض تهاجمات و مخاطرات سخت تري قرار دارند: اين تهاجم و مبارزه اي كه درميدان فرهنگي با تفكر اسلامي وجمهوري اسلامي مي شود، داراي شاخه ها و شعبه هاي متعددي است، كه اگر واقعا انسان بخواهد اينها را بررسي و احصا كند، خواهدديد كه يك عرصه خيلي وسيع و عظيم است.