Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761025-37671S1

Date of Document: 1998-01-15

چشم انداز زمينه اي براي زيستن در شرايطي امن تر اينكه تعامل ميان مدنيت هاي گوناگون و بده وبستان هاي فرهنگي در جوامع مختلف، تا چه پايه واجد اهميت و تامل است، در روزهاي گذشته دستمايه بحث هاي بسياري در رسانه هاي جمعي و به ويژه مطبوعات بوده است. گروهي اين تعامل را ناگزير و گروهي ديگر، پذيرفتن هر آنچه را از ديگر سو، مصداق طلب زيره از سوي اهالي كرمان دانسته اند! اخبار مربوط به پيامدهاي بارش برف سنگين و رخداد سرماي كم سابقه، به نظر مي رسد فرصتي را براي محاكات اين گروه اخير فراهم آورده باشد. متاسفانه شرايط خاص جغرافيايي باعث شده ايران در شمار آسيبپذيرترين كشورها در مقابل بلاياي طبيعي باشد: اقليم نيمه خشك موجب شده با اندكي بارش افزون تر از متوسط معمول سيل به راه بيفتد و با اندكي كاهش نسبت به آن خشكسالي حاكم شود، در پايكوه ها لغزش زمين خطري دائمي است، در جلگه ها، به ويژه در هر جنوب، پاره ابري مي تواند سيلي مهيب بيافريند، در كوهستان ها اغلب برف ديدار بادنياي پيرامون را به بهاري ديگر موكول مي كند! وقوع مكرر آتش سوزي ها زندگي جنگل نشينان ما را به هراسي دائمي آكنده است و جز آن مي دانيم كه با هر باران فرسايش خاك امكان معيشت گروهي ديگر از كشاورزان ما را كم رمق مي كند. وهراسناك تر از همه اينها بيم وقوع زلزله است، كه در هر دهه دست كم يكبار ده هاهزار تن از هم ميهنان ما را به خاك و خون مي كشد. با اينهمه شگفت است كه هنوزدر آستانه قرن بيست ويكم ما حتي در برابر ساده ترين رويداد طبيعي بي دفاع هستيم. در خبرها خوانديم برف دو روز گذشته ارتباط اغلب روستاها را با مناطق شهري قطع كرده است و به دليل كمبود سوخت هم اينك بسياري از هم ميهنان ما لحظات دشواري را مي گذرانند. توزيع به هنگام سوخت، تعمير و تجهيز راه هاي روستايي در آستانه فصل سرما وجلوگيري از عواملي همچون نابودي پوشش گياهي و فرسايش خاك كه موجب افزايش امكان وقوع سيل مي شود، به طور قطع فعاليت هايي نيستند كه بتوان گفت براي انجام آنها امكانات انساني و ابزاري بسنده در اختيار نداريم. بي استثناء همه ساله شاهد وقوع دسته اي از بلاياي پيش گفته هستيم، اما اينكه چرا تنها در برابروقوع آنها دست به فعاليت هاي غيرمترقبه مي زنيم و براي پيشگيري از آنها هرگز ستاد مترقبه اي! تشكيل نداده ايم، شايد نيازمند بازنگري در برخي از مفاهيمي باشد كه در ابتداي اين نوشتار به آنها اشاره شد. گفتني است كه چند سال پيش در يكي از بزرگترين شهرهاي ينگه دنيا زمين لرزه اي با بزرگي بيش /6 5از ريشتررخ داد. يعني با شدتي نزديك به زمين لرزه خرداد 1369 در شمال غرب اماجالب ايران توجه است كه شمار قربانيان اين زمين لرزه حتي از يك درصد قربانيان زمين لرزه ايران كمتر بود، زيرا گذشته از رگ وپي محكم سامانه شهري، درست دوهفته پيش از وقوع زمين لرزه مردم آن شهر در يك تمرين همگاني براي كاهش اثرات وقوع زمين لرزه شركت كرده و در مقابل آن آمادگي كافي داشتند. اجراي اين تمرين، البته، فقط با اتكا به احساس جمعي مردم براي زيستن در شرايطي ايمن تر و التزام دست اندركاران براي فراهم آوردن اين شرايط انجام شد، بدون آنكه هيچ نيازي به سرمايه گذاري مادي يا برخورداري از هر نوع فن آوري داشته باشد. فراموش نبايد كردمدنيت همچنانكه از معناي لغوي آن بر مي آيد، در وهله اول با شاخص هاي مربوط به مولفه هاي وابسته به پديده سكونت سنجيده مي شود و تازماني كه نتوانسته ايم دست كم بخش حياتي اين مولفه ها را فراهم كنيم، گفتن اينكه بي نياز از تامل در پيرامون خود هستيم، تا چه پايه بي معناست. ناصر كرمي