Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761025-37641S1

Date of Document: 1998-01-15

گسترش مطبوعات زنان، ضرورت اجتنابناپذير نگاهي به پيشينه و موقعيت كنوني مطبوعات زنان در ايران (بخش نخست ) اشاره: از راهيابي زنان ايراني به مدرسه هنوز زمان درازي نمي گذرد، نخستين دانش آموختگان زن با شجاعت و پشتكار راهي را گشودند كه امروز عرصه فعاليت هزاران زن فرهيخته كشور ماست. از زماني كه درهاي مدرسه به روي دختران ايراني گشوده شد، نياز به مطبوعات زنان نيز مطرح گرديد و پيشگامان اين راه، نخستين روزنامه ها و نشريات ويژه زنان را انتشار دادند. نخستين مطبوعات زنان بيشتر دربرگيرنده مطالبي در زمينه هنر و ادبيات، اخلاق و روابط اجتماعي بودند و استفاده از اشعار زنان شاعر، بخصوص پروين اعتصامي، در روزنامه هاي ويژه زنان رواج پس داشت از وقايع شهريور 1320 و پيدايش تحولات اجتماعي و سياسي در ايران مطبوعات زنان نيز به اقتضاي گرايش تشكل ها و گروهها، به مقالات سياسي روي آوردند. پس از كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 نشريات زنان به مرور از مطالب جدي اجتماعي و سياسي خالي شد و اغلب آنان به مطالب تفنني، تفريحي و مبتذل زمينه براي رشد دوباره نشريات زنان فراهم شد و بخصوص در سالهاي نخست پيروزي انقلاب دهها نشريه متعلق به گروههاي سياسي گوناگون چاپ و منتشر گرديد. با فرونشستن آن موج كه به طور طبيعي در آغاز هر انقلابي سربرمي آورد، شماري از ماهنامه ها و فصل نامه ها و نشريات ادواري به عنوان مطبوعات زنان همچنان انتشار مي يابد. گزارش حاضر را به بررسي پيشينه، موقعيت كنوني و نيازهاي آينده مطبوعات زنان در ايران اختصاص داده ايم. آبراهام مولز انديشمندفرانسوي، فرهنگ را آرايش ذهن تعريف مي كند اما اين آرايشهاچگونه به ذهن منتقل توسط مي شوند، خانواده، آموزش وپرورش، رسانه هاي وضعيت گروهي، اجتماعي - اقتصادي جامعه يا موارد ؟ ديگر به نظر مي رسد كه مجموعه اين عوامل كم و بيش تاثيرات قابل توجهي در آرايش ذهن افراد دارند. اما آنچه بي ترديد براي همه قابل قبول است، نقش تعيين كننده خانواده به ويژه مادر در اين روند است. اما مادران نيز از كودكي مسيري را طي مي كنند يعني هم به طور نظري از طريق خانواده، نظام آموزشي و رسانه ها آموزش مي بينند و هم زندگي را در خانه و جامعه عملا تجربه مي كنند. اما زني كه همواره به طورتاريخي (با كم و بيش تغييراتي در دوره هاي مختلف ) به دليل مونث بودن از بسياري از امتيازها محروم بوده و تبعيض را و بالتبع آن تحقير را در خانه، در مدرسه و در جامعه از طريق رسانه ها چون راديو، تلويزيون و حتي مطبوعات با گوشت و پوست خود تجربه كرده چگونه مي تواند فرزندي متكي به نفس، صاحب فكر و انديشه و شخصيت قوي و مقاوم پرورش؟ دهد و اين استدلال همواره از ابتدايي ترين و در عين حال از اساسي ترين استدلالهاي زنان براي دفاع از حقوق انساني زن به شمار آمده اين است ردپا را در واقع مي توان از اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم هجري قمري (دوره ناصري ) با حضور قابل توجه زنان انديشمند و نويسنده در عرصه تعليم و تربيت، ايجاد انجمن و مدرسه و انتشار مطبوعات خاص زنان در تاريخ پرفراز و نشيب كشورمان جستجو كرد. نخستين نشريه تخصصي زنان در سال 1328 هجري قمري به نام دانش با مديريت خانم دكتر كحال و با فاصله 75 سال از انتشار اولين روزنامه در ايران (كاغذ اخبار 1253 هـ. ق ) منتشر شد. مزين السلطنه - موسس و مديرمدرسه دخترانه مزينيه - كه روزنامه شكوفه را در سال 1330 هجري قمري در تهران منتشر مي كرد در مقاله اي با عنوان منافع روزنامه از براي خواتين محترم مي نويسد: هيچ مملكتي پا به دايره تمدن و ترقي نگذاشت مگر به واسطه روزنامه. روزنامه است كه تنفيذ افكار و تربيت نطق و گفتار مي نمايد و طريقه زندگاني و تحصيل مكنت و ثروت... را به ما نشان مي دهد... چون اول زماني است كه ما زنهاي ايراني مي خواهيم قدم در دايره ترقي بگذاريم و اغلب از ماها بلكه عموما هنوز از فوائد علم و صنعت و هنر معيشت بي بهره و بي نصيب مانده حتي حساب ده شاهي پول را نمي توانيم داشته باشيم.. در صورتي كه اطفال اقلا تا سن هفت سالگي در تحت تربيت امهات مي باشند و آنچه ملكه طبيعت آنها مي شود كه با شير اندرون شد و با جان بدر شود... اما به چه وسيله مي توان اين عقايد و عادات را كه در نهاد ما رسوخ پيدا كرده ترك شود. اين كار ممكن نمي شود مگر به واسطه روزنامه و جرايدي كه مخصوص خود خانمها و به زبان خودشان كه مانوس هستند ايشان را از خواب غفلت بيدار و ازاثر تخدير مرفين جهل هوشياركرد.. هيچ وقت نبايد خيال كرد كه زنها نبايد در جرگه متمدنين عالم وارد ] [ شوند، نه چنين است. شير كه از بيشه برون آيد، نر و ماده ندارد... سالها بود در اين خيال بودم كه چه جهت دارد از ما زنهاي ايراني هيچ آثار علم و دانشي به عرصه بروز و ظهور نرسد و هيچ وقت خيال نمي كردم كه بايد علم و دانش منحصر به صنف رجال باشد و زنها از اين فيض عظمي محروم و مايوس باشند. در صورتي كه قادر متعال هر دو را يكسان آفريده به علاوه چون خود زنان مربي اطفال مي باشند، در زيادت ادب و تربيت اخلاق آنها بايد زيادتر سعي نمود... و در شماره يك مجله جمعيت نسوان وطنخواه ايران كه درسال 1302 هجري شمسي در تهران انتشار مي يافت در مقاله اي با عنوان الجنته تحت اقدام الامهات آمده است: زنان موتور دستگاه اجتماع اند... پس از نه ماه پرورش جنين، همين مردها، همين روشنفكرها كه حالا تساوي حقوق ما را با خودشان اعتراف كرده اند، همين ها در زانوي محبت و آغوش مكرمت خود تربيت كرده به ثمر رسانيده ايم... با اين عالي مقامي و با اين والا مرتبتي بدبختانه مظلوم شديم!! (اما به حكم اينكه هر مظلومي ظالم است ) ما ظالم هستيم والا قبول ظلم نمي كرديم. اگر ما بدون اتكاي به مردان، اتكاي به نفس نموده به تحصيل فضايل و كمالات بپردازيم هيچ وقت به مصائب و متاعب امروزي گرفتار نخواهيم شد. در نتيجه بي علمي و بي تربيتي ماست كه امروز مردان بر ما چيره شده هر قسم سختي را بر ما روا مي دارند... تاكيد بر بار فرهنگي حدود 90 سال است كه در كشورما مطبوعات خاص زنان منتشرمي شود يعني از سال 1328 هجري قمري تاكنون در بررسي اين مطبوعات به اين نكته برمي خوريم كه همواره در بيان اهداف اين نشريات، بر بارفرهنگي و غيرسياسي بودن آنها تاكيد شده است. به چند نمونه توجه مي كنيم: روزنامه اي است اخلاقي در ] مورد [ علم خانه داري، بچه داري، شوهرداري، مفيد به حال دختران و نسوان و به كلي از پلتيك و سياست مملكتي سخن نمي راند. روزنامه دانش 1328 هـ. ق فقط راجع به امور زندگاني ولزوم تعليم زنان نگارش مي يابد. مجله جهان زنان 1339 هـ. ق مجله ما نيز خود را براي مبارزه اجتماعي تجهيز كرده درسلك مطبوعات عالم نسوان ايران، متسلك و يگانه شمع ضعيفي است كه در راه ترقي و سعادت نسوان گذاشته مي شود.. و اميدوار است قدمهاي سريعي در راه تعالي و نجات و تثبيت حقوق مدني نسوان از پيش بردارد... نگارشات مجله عاري از موضوعات سياسي بوده و از بحث در حوادث جاريه اعتراض احتراز ] [ نموده و عبارت خواهد بود از مقالات اخلاقي، ادبي، اجتماعي و تاريخي كه قسمت مهم و جزء اعظم آن مربوط به جامعه نسوان مي باشد... مجله پيك سعادت نسوان 1306 هـ. ش بي ترديد تاكيد بر غيرسياسي بودن نشريه، دلايل گوناگون داشته است اما از يك زاويه نيز مي توان اين موضوع را دريافت كه انتشار دهندگان مطبوعات زنان بيشتر ضرورت وجودي اين نوع مطبوعات و اهميت كار فرهنگي براي زدودن نگرش هاي منفي و نادرست رايج در جامعه را مورد توجه داشتند. محبوبه امي ( عباسقلي زاده ) سردبير فصلنامه فرزانه در مورد رسالت مطبوعات زنان مي گويد: شاخص هاي توسعه بويژه درزمينه آموزش، بهداشت، اميد مشاغل، به زندگي و امثال نشان آن، دهنده محروميت نسبي زنان نسبت به مردان در موضوعات فوق است. مسلما براي ايجاد تعادل نسبي، در موقعيت ها و فرصتهاي مساوي بين زنان و مردان و رفع محروميت هاي زنان، در وهله اول جامعه نيازمند آگاهي و شعورجمعي است. رسالت نشريات ويژه زنان، آگاه سازي جامعه زنان در مسير رفع محروميت ها و ايجاد فرصت ها و موقعيت هاي برابر است. ليلا رستگار، روزنامه نگار وكارشناس ارشد ارتباطات درپاسخ به اين پرسش كه گسترش مطبوعات زنان تا چه حد براي ارتقاي فكري زنان ضروري مي گويد است: در، جوامعي كه در مسيررشد و توسعه قرار دارند و با مشكلات متعدد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي مواجه هستند، آگاه سازي و تشريح پديده ها مي تواند اهرم موثري براي حركت جامعه در مسيرهاي تعيين شده باشد، از سوي ديگر نقش هاي آگاه سازي رسانه هاي جمعي از جمله مطبوعات به طور اعم و مطبوعات زنان به طور اخص از جمله نقش هايي است كه همه نظريه پردازان ارتباطي و اطلاعاتي بر آن تاكيد دارند امروز، نقش آگاه كننده وسايل ارتباط جمعي، حياتي ترين نقش اين رسانه هاست و مطبوعات و به ويژه مطبوعات ويژه زنان مسئوليتي عظيم در ارتقاء سطح فكري مخاطبان خود دارند. به عبارتي ديگر اگر چهره انساني تري براي جامعه خودمي خواهيم، اگر آينده اي شايسته تر را پيش رو قرارداده ايم، اگر به دنبال توسعه، پيشرفت، برابري، آرامش و رفاه هستيم، بايد درك درستي از موقعيت زنان جامعه داشته باشيم. تلاشي همه جانبه لازم است تا زن آگاه تر، فعال تر، پوياتر و همراه تر جاي واقعي خود را در حركت جامعه به سوي رشد باز كند. و اين هدف زماني قابل دستيابي است كه رسانه هاي جمعي ما بتوانند عاشقانه و آگاهانه در اين جاده سنگلاخي حركت كنند. نقش نشريات زنان نيز در اين حركت جمعي انكارناپذير است. دكتر فاطمه قاسم زاده نيز معتقداست: مطبوعات به طور كلي داراي سه نقش اساسي هستند: آگاهي دهنده، اطلاع رساني و سرگرم كننده بودن. حاصل اين سه نقش، رشد فكري و ذهني مخاطبان خواهد بود. مطبوعات زنان نيز از اين قاعده مستثني نيستند و اگر بتوانند رسالت خود را به درستي انجام دهند، بدون ترديد در رشد فكري زنان نقش موثري خواهند داشت. انتظارات زنان؟ چيست به راستي انتظارات زنان درگروههاي مختلف اجتماعي، ازمطبوعات خاص زنان؟ چيست آياصرفا سرگرم شدن با خواندن چند رمان و خاطره و آشنا شدن با چند مدل لباس و چند نوع غذا آنها را راضي مي كند. يا مباحث جدي در مورد معضلات ريز و درشت زنان در خانواده، در قانون، در محيط كار و ريشه يابي اين مشكلات، آشنايي با انديشه ها و ديدگاههاي مختلف و تجربيات زنان انديشمند و موفق در عرصه هاي گوناگون از مطالب مورد علاقه آنهاست و يا اساسا تلفيقي مناسب از همه اينها مي تواند اوقات فراغت آنان را به صورتي سالم و سازنده؟ پرنمايد سهيلا فكري، دبير دوره راهنمايي در اين زمينه مي گويد: متاسفانه مطبوعات زنان دركشور ما خيلي فعال نيستند و درصد بسيار كمي از مطبوعات كشور به زنان اختصاص دارد. ما انتظار داريم كه اين نوع مطبوعات به صورت متنوع و با تيراژ بالا منتشر شوند. طرح مسائل اساسي زنان مثل مشكلاتي كه در خانواده بويژه به لحاظ قانوني دارند، خيلي حساس و مهم است و يا معضلات آنها در محيط كار كه به هرحال آثار منفي كليه اين مشكلات به نوعي دوباره به جامعه و خانواده منتقل مي شود و نتايج نامطلوب در بردارد; وظيفه مطبوعات ويژه زنان محسوب مي شود. وي مي افزايد: آنچه مسلم است طرح ساده و صريح برخي مسائل باتوجه به اينكه عمومامشكلات زنان ريشه در متن فرهنگ سنتي جامعه دارند، خيلي جواب نمي گيرد و گاه حتي نتيجه عكس مي دهد. بنابر اين نويسندگان مطالب مربوط به زنان بايد افراد پخته اي باشندتا پيچيدگي هاي تنيده شده در روابط مرد و زن را به لحاظ فرهنگي در جامعه درك كنند و مطالب را با ظرافتي خاص در قالبي مطلوب، تاثيرگذار و راه گشا ارائه دهند. سيمين شاهسوند، دانشجوي رشته تاريخ نيز بر اين باور است كه گاهي مسائل زنان بسيار پيش پاافتاده تلقي مي شوند و كساني كه با اين نگرش به تهيه مطلب و انتشار آن در مطبوعات مي پردازند قطعا از طرح جدي اين معضلات، ريشه يابي و دست يابي به راه حل هاي مناسب عاجز خواهند بود. به عبارت ديگر طرح و بررسي نامناسب و غير همه جانبه مشكلات زنان در جامعه گاه بيشتر به مناسبات اجتماعي زن و مرد لطمه مي زند تا اينكه راهگشا باشد بسياري از معضلات زنان بويژه خلاءهاي قانوني، مواردي است كه بايد به صورتي گسترده و تخصصي مورد بحث و بررسي قرار گيرند تا بتوان به جمع بنديهاي دقيق و راهكارهاي مناسب دست يافت. سال 70 روشنك پيش نوع دوست سردبير مجله پيك سعادت نسوان - كه در رشت انتشارمي يافت - در مقاله اي با عنوان مرده باد عادت در مورد عادت برخي نويسندگان در پردازش مطالب مربوط به زنان مي نويسد: مقالات است كه در خصوص نسوان ايران مدتهاست مي خوانيم.. ولي از اين مقالات براي بهبودي اوضاع نسوان ايران چندان فايده اي نرسيده است.... يك عده ديگر از نويسندگان كه راجع به نسوان مي نويسند، مرد هستند. اغلب اين برادران ما از اوضاع زندگي، روحيات، اخلاق، احتياجات نسوان خيلي دور هستند به اين جهت غالب نوشتجات ايشان منحصر مي شود به اينكه زن با يك دست گهواره و با دست ديگر كره را حركت مي دهد يا اينكه مادران بايد اولادان وطن پرست تربيت كنند و از اين قبيل نصايح مجاني كه عادت نويسندگان شده است. اين حرفهاي قشنگي است. ولي ضعيفه بيچاره سرو دست شكسته بي دست و پا اطفال غيور و جسور نمي تواند تربيت كند. البته نويسنده در اين مقاله بر اين نكته تاكيد دارد كه يك قدم عملي از پنجاه سال پرچانگي براي پيشرفت هر مقصودي مفيدتر است... شيرين عبادي وكيل پايه يك دادگستري و استاد دانشگاه معتقد است كه از ديدگاه حقوقي مهمترين معضلات زنان در قانون است و نقش مهم مطبوعات زنان نيز اين است كه با طرح نارسايي هاي قانوني در اين زمينه، اذهان عمومي جامعه را براي بررسي آنچه ظلم و آنچه عدل است و هم چنين تغييرات قانوني آماده كند.